ایران نه برای تنگه، که برای «بازنویسی تاریخ» میجنگد
تصور اینکه تقابل ایران و آمریکا به یک تنگه و چند فروند کشتی محدود شود، خطایی کودکانه است. آنچه در افق خاورمیانه در حال رخ دادن است، یک «جنگ موضعی» نیست؛ چالش تمامعیار با امپراتوریای است که هفتاد سال بر آب و خاک و انرژی و دارائی های این منطقه سایه انداخته است.
ایران امروز، نه یک گذرگاه، که کل نقشه قدرتِ واشنگتن را در منطقه زیر پا گذاشته و به جنگِ قواعد کهنه رفته؛ قواعدی که آمریکا آنها را «خط قرمز» میپنداشت.
اما واشنگتن از چه میهراسد؟ از خودِ این شلیک نیست؛ از «زلزلهای» است که پس از آن خواهد آمد. هراس بزرگ، سرایت است؛ سرایتِ یک جرأتِ تاریخی. اگر ایران بتواند با ایستادگی، هیمنه آمریکا را به چالش بکشد، چه ضمانتی هست که دیگران نیز طعمِ این جرأت را نچشند؟ چه ضمانتی که زنجیرهای نظمِ کهنه، یک به یک نگسلد؟
اینجا، پای فروپاشیِ خاموش یک امپراتوری در میان است؛ نظمی که آمریکا پس از جنگ جهانی دوم با خون و نفت و پایگاه بنا کرد و گمان میبرد ابدی است. ایران اما ثابت کرده که آن ستونهای به ظاهر استوار، از «هیبت» ساخته شدهاند، نه از فولاد؛ و هیبت، وقتی به چالش کشیده شود، مانند آینه ترکبرمیدارد.
پیام تهران، سریعتر از هر موشک بالستیک، در گوش تاریخ نجوا شده است، دوران حرفشنویِ بیچونوچرا، به پایان رسیده است. برای کاخ سفید، تلخترین هزنیه، غرق شدن ناوهایش نیست؛ تماشای فروپاشیِ آن «هالهای» است که تا دیروز، خاورمیانه را در انقیاد نگه داشته بود.
آری، ایران امروز برای یک تنگه نمیجنگد؛ او در میدان بزرگِ تاریخ ایستاده است تا معادلاتی را بازنویسی کند که واشنگتن گمان میکرد برای همیشه، برندهی بیرقیبِ آنهاست.
و این، بیشک، کابوسی است که خوابِ راهبردیِ آمریکا را برای همیشه آشفته کرده است.
✍علی علی زاده
----------🔻
برای وطن🇮🇷برای ایران
ایران نه برای تنگه، که برای «بازنویسی تاریخ» میجنگد
تصور اینکه تقابل ایران و آمریکا به یک تنگه و چند فروند کشتی محدود شود، خطایی کودکانه است. آنچه در افق خاورمیانه در حال رخ دادن است، یک «جنگ موضعی» نیست؛ چالش تمامعیار با امپراتوریای است که هفتاد سال بر آب و خاک و انرژی و دارائی های این منطقه سایه انداخته است.
ایران امروز، نه یک گذرگاه، که کل نقشه قدرتِ واشنگتن را در منطقه زیر پا گذاشته و به جنگِ قواعد کهنه رفته؛ قواعدی که آمریکا آنها را «خط قرمز» میپنداشت.
اما واشنگتن از چه میهراسد؟ از خودِ این شلیک نیست؛ از «زلزلهای» است که پس از آن خواهد آمد. هراس بزرگ، سرایت است؛ سرایتِ یک جرأتِ تاریخی. اگر ایران بتواند با ایستادگی، هیمنه آمریکا را به چالش بکشد، چه ضمانتی هست که دیگران نیز طعمِ این جرأت را نچشند؟ چه ضمانتی که زنجیرهای نظمِ کهنه، یک به یک نگسلد؟
اینجا، پای فروپاشیِ خاموش یک امپراتوری در میان است؛ نظمی که آمریکا پس از جنگ جهانی دوم با خون و نفت و پایگاه بنا کرد و گمان میبرد ابدی است. ایران اما ثابت کرده که آن ستونهای به ظاهر استوار، از «هیبت» ساخته شدهاند، نه از فولاد؛ و هیبت، وقتی به چالش کشیده شود، مانند آینه ترکبرمیدارد.
پیام تهران، سریعتر از هر موشک بالستیک، در گوش تاریخ نجوا شده است، دوران حرفشنویِ بیچونوچرا، به پایان رسیده است. برای کاخ سفید، تلخترین هزنیه، غرق شدن ناوهایش نیست؛ تماشای فروپاشیِ آن «هالهای» است که تا دیروز، خاورمیانه را در انقیاد نگه داشته بود.
آری، ایران امروز برای یک تنگه نمیجنگد؛ او در میدان بزرگِ تاریخ ایستاده است تا معادلاتی را بازنویسی کند که واشنگتن گمان میکرد برای همیشه، برندهی بیرقیبِ آنهاست.
و این، بیشک، کابوسی است که خوابِ راهبردیِ آمریکا را برای همیشه آشفته کرده است.
✍علی علی زاده
----------🔻
برای وطن🇮🇷برای ایران
سلام و درود
چرا ریاست جمهوری همیشه برای مردم از وفاق حرف می زند ؟
در اجتماعات مردم از خود می پرسند ما که برای حمایت از دین و کشور متحد هستیم چرا رییسجمهور نعل وارونه می زند ؟
از قضا مردم درست می گویند ، پزشکیان باید آن پشت پرده ایی ها که او را وادار به امضای ضد مردمی می کنند آنها را به وفاق با مردم دعوت کند و گرنه مردم نه با رهبری مشکل دارند و نه با نظام و نه با اتحاد ، پس خواهش میکنیم آنهایی که ضد مردم هستند و خائن تشریف دارند را موعظه فرمایید.
ومکرو ومکرالله