شور امام حسین علیه السلام
اَمانٌ مِنَ النّار،لِزُوّارِ الحسین...
ما که هَمنَوای خواهرِ حسینیم
غصّه دارِ جسمِ بی سَرِ حسینیم
از دعای زهرا نوکرِ حسینیم
چشمِ دل حسینیا،غیرِ حرم نمی بینه
روسیاه و بدم ولی،همهٔ دلخوشیم اینه
اَمانٌ مِنَ النّار،لِزُوّارِ الحسین...
در رَهِ شهیدان اهل کربلاییم
خونجگر زِ داغِ شاهِ سرجداییم
روضه خوانِ رأسِ روی نیزه هاییم
اونی که بود توو قتلگاه،ذکرِ خدا روی لباش
همیشه هر کجا داره،عنایتی به زائراش
اَمانٌ مِنَ النّار،لِزُوّارِ الحسین...
#نوحه_امام_حسین
#زمینه_امام_حسین
#شور_امام_حسین
🔻واحد زیبای حماسی فاطمیّه 🔻
گرفتار این دلِ حیدری ام
عزادار غمِ بی مادری ام
تو این دنیا دلخوشیم فقط اینه
که مشغول منصبِ نوکری ام ۲
برای من فقط این ذکر جلی رو عشقه
خادمیِ کوی والی الولی رو عشقه
سینه به سینه رسیده به ما این نوکری
نوکری خونواده ء علی رو عشقه ۲
عشق یعنی فاطمه عشق یعنی مرتضی
عشق یعنی جون دادن پایِ شیر خدا
یا فاطمه مدد
همه عالم ریزه خوار فاطمه ست
دوعالم در اختیار فاطمه ست
کسی که تو دلش عشق حیدره
توی محشر در کنار فاطمه ست ۲
بی فاطمه این جهان قدر و بهایی نداشت
بی فاطمه محشر کبری لوائی نداشت
اگه نبود فاطمه علی نداشت همسری
اگه نبود علی شیعه که بابایی نداشت
عشق یعنی فاطمه عشق یعنی مرتضی
به زهرا بگی مادر به علی بابا
فاطمه مدد
توی سینه این فقط گوهرمه
علی بابام فاطمه مادرمه
ندارم غم یه گوشه از چادرش
توی محشر سایبون سَرَمه
عُمریه که می خونم از شأن عالمینش
می خونم از حیدرش از بدر و از حُنینش
مگه میشه فاطمه دست منو نگیره
این دستی که سینه میزنه واسه حُسینش
عشق یعنی فاطمه عشق یعنی مرتضی
عشق یعنی از نجف راهی شی کربلا
یا فاطمه مدد
جهت استفاده ذاکرین
#واحد_فاطمیه
#اثر_جدید
............
حاج مجتبی صمدی شهاب
🏴مطالب فاطمیه ۹۸
◼نور فاطمه(س) روزی سه مرتبه بر امیرالمومنین(ع) تجلی می کرد
أَبُو هَاشِمٍ الْعَسْكَرِيُّ سَأَلْتُ صَاحِبَ الْعَسْكَرِ ع لِمَ سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءَ ع فَقَالَ كَانَ وَجْهُهَا يَزْهَرُ لِأَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ ع مِنْ أَوَّلِ النَّهَارِ كَالشَّمْسِ الضَّاحِيَةِ وَ عِنْدَ الزَّوَالَ كَالْقَمَرِ الْمُنِيرِ وَ عِنْدَ غُرُوبِ الشَّمْسِ كَالْكَوْكَبِ الدُّرِّي.
ابو هاشم عسكرى گويد:
از امام حسن عسكرى(ع)،پرسيدم: چرا حضرت فاطمه(س) را زهرا ناميدند؟
فرمود: زيرا چهره او براى اميرالمؤمنين در اوّل روز مانند آفتاب روشن و به هنگام زوال [ظهر] مانند ماه درخشان و به هنگام غروب آفتاب مانند ستاره مى درخشيد.
📚منابع:
بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ۱۶، ص ۴۳
👈برگرفته از کتاب فاطمیه ماثور، حجه الاسلام شیخ محسن حنیفی، صفحه ۷
#مطالب_فاطمیه
#فضائل_حضرت_زهرا_س
🔶🔸اللهم عجل لولیک الفرج🔸🔶
تک ، شور حماسی امام زمان عجل الله فرجه
➖➖➖➖➖
یا صاحب الزمان یه عمریه گدات منم
یا صاحب الزمان تشنه ی نیم نگات منم
فرشته ی نجات اونی که چشم به راهته
یا صاحب الزمان دَم پل صراط منم
یامهدی اصل مُقدّسات من
یامهدی نبض مُخَیّلات من
یامهدی تو خط قرمز منی
یامهدی ای مرز احتیاط من
طالب کرببلا وارث فتاح حنین
طالب کرببلا منتقم امام حسین
طالب کرببلا کِی میشه پرچم بزنی
طالب کرببلا میون بین الحرمین
➖➖➖➖➖
یا صاحب الزمان به اسم اعظمت قسم
یا صاحب الزمان یه گوشه ی نگات بَسَم
ای منجی بشر کی میرسی تو از سفر
یا صاحب الزمان به محضرت کی میرسم؟
یامهدی تو طلعهَ الرشیده ای
یامهدی صحیح ترین عقیده ای
یامهدی معتقدم روز ازل
یامهدی به روح من دمیده ای
منتقم الزهرا حکومتت فاطمیه
منتقم الزهرا مَسلَک تو هاشمیه
منتقم الزهرا وقتی بیای دنیا میشه
منتقم الزهرا جمهوری قائمیه
➖➖➖➖➖
✍🏻به قلم:
#کربلایی_علی_قاسمی
#یاصاحب_الزمان_یه_عمریه
🔶🔸اللهم عجّل لولیک الفرج🔸🔶
متن زمینه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
➖➖➖➖➖
قرار من،قرار نبود،بهارم و خزون کنی
کنار من،گریه کنی،دل علی رو خون کنی
همسفرم،سفر بخیر،کجا میری بدون من؟
چجور دلت،میاد آخه،منو تو نیمه جون کنی؟!
کبوتر کبودم ؛ زخمی و ؛ بی تابی
باخبرم شبارو ؛ چجوری ؛ میخوابی
پهلو به پهلو میشی درد میکِشی
هر چی میکِشی از سردرد میکشی
میشینی چشماتو میبندی فقط
تا صبح تو بستر آهِ سرد میکشی
➖➖➖➖➖
از توچشام،داری خودت،میبینی شرمندگی و
پیشم بمون،باهمدیگه،بسازیم این زندگی و
نمیگذرم، از اونیکه، لگد زدش به بخت ما
آتیش میگیرم میبینم،جراحت سوختگی و
اون میخ در نذاشته ؛ برام حال وروزی
علی برات بمیره ؛ نبینه ؛ میسوزی
نگو که از این دنیا خسته شدی
خیلی به بسترت وابسته شدی
شنیدم همسایه ها گفتن به هم
این چندوقته خیلی شکسته شدی
➖➖➖➖➖
✍🏻به قلم:
#کربلایی_علی_قاسمی
#قرار_من_قرار_نبود
◼️مطالب فاطمیه۹۷
◾️شماره ۴
◼️روضه درب و دیوار
علامه مجلسى گويد:
در كتاب سليم بن قيس هلالى به روايت ابان بن ابى عيّاش از او، از سلمان و عبد اللَّه بن عبّاس روايت شده كه گفتند:
هنگامى كه پيامبر اسلام(ص) رحلت كردند هنوز جنازه مقدس آن حضرت را به خاک نسپرده بودند كه مردم عهد و پيمان خود را شكستند و مرتد شدند و علم مخالفت را برافراشتند.
اما حضرت على(ع) مشغول غسل و كفن و حنوط جسد مبارک پيغمبر عزيز اسلام شد تا اينكه آن جسد مقدّس را به خاک سپرد. سپس على عليه السّلام طبق وصيّت حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مشغول جمع آورى قرآن مجيد شد.
پس از اين جريان عمر به ابوبكر گفت: مردم عموما غير از على و اهل بيتش با تو بيعت كردند، به دنبال وى بفرست تا بيايد و بيعت كند. ابوبكر پسر عموى عمر را كه نامش قنفذ بود خواست و به او گفت: نزد على برو، به وى بگو: خليفه پيغمبر تو را خواسته! چندين مرتبه قنفذ اين مأموريت را انجام داد ولى حضرت امير نزد آنان نيامد. عمر در حالى كه خشمناک بود برجست و خالد بن وليد و قنفذ را خواست. به آنان دستور داد تا هيزم و آتش برداشتند و به سوى خانه حضرت روانه شدند. در آن هنگام حضرت زهرا عليها السّلام پشت در نشسته بودند و جسم آن بانو پس از رحلت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ناتوان شده بود.
عمر به در خانه على(ع) كه رسيد دقّ الباب كرد و فرياد زد: اى پسر ابى طالب! در را باز كن! حضرت زهرا(س) فرمود:
ما را با تو چه كار كه نمى گذارى به عزادارى خويشتن مشغول باشيم؟! عمر به حضرت فاطمه(س) گفت: در را باز كن! والا آتش به جان شما مى زنيم! فاطمه زهرا(س) در جوابش فرمودند: آيا از خداى توانا نمى ترسى كه داخل خانه من مى شوى و به خانه ام حمله و هجوم مى كنى؟! ولى او حاضر نشد كه برگردد! آتش خواست و در خانه را آتش زد. وقتى در سوخت او در را باز كرد! در همين لحظه بود كه حضرت زهرا(س) در مقابل وى قرار گرفت و فرياد زد:
پدر جان! اى رسول خدا! او شمشير خود را همان طور كه در غلاف بود، بلند كرد و به پهلوى فاطمه عليها السّلام زد. وقتى ناله آن بانوى مظلومه بلند شد با تازيانه به نحوى به ساق دست آن حضرت نواخت كه صيحه اى زد و پدر خود رسول خدا(ص) را به فرياد طلبيد.
هنگامى كه حضرت امير(ع) با اين منظره مواجه شد از جاى برجست و كمربند او را گرفت و او را از جاى كند و بر زمين افكند آنگاه بينى و گردن وى را كوبيد و تصميم گرفت كه او را به قتل رساند! ولى دستور پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را به ياد آورد كه به آن حضرت فرموده بود: بايد صبور و شكيبا باشى. لذا فرمود: اى پسر صهاك! سوگند به حقّ آن خدايى كه حضرت محمّد(ص) را به مقام نبوّت گرامى داشت اگر نه چنين بود كه من به خاطر امر خداوند بايد صبر كنم تو مى ديدى كه نمى توانستى داخل خانه من شوى! و عمر پيوسته استغاثه مى كرد! در اين هنگام مردم به ميان خانه على(ع) ريختند و بر آن حضرت غلبه يافته ريسمان به گردن مقدّسش انداختند! فاطمه زهرا(س) نزديک در آمد كه حضرت امير(ع) را از دست آنان رها كند، ولى قنفذ آن بانوى مظلومه را هدف تازيانه قرار داد! و اثر آن تازيانه نظير يک بازوبند به بازوى آن حضرت بود تا زمانى كه رحلت فرمود.
آنگاه آن بانو را به نحوى به در كوبيد كه دنده و پهلويش شكست و جنين خود را كه در رحم داشت سقط كرد! پس از آن زهرا عليها السّلام چنان در بستر بيمارى افتاد كه ديگر برنخواست و به شهادت رسيد.
📚منبع:
زندگانى حضرت زهرا عليها السلام؛ ترجمه بحارالانوار؛ ص ۶۴۴
#مطالب_فاطمیه
#مصائب_حضرت_زهرا_س
بسم الله الرحمن الرحیم
(( ضریح دل ))
نه فقط عرش حصیر قدم فاطمه است
علت خلق دو عالم علم فاطمه است
سرسجاده به جایی نرسیده است کسی
هر چه دادند به ما از کرم فاطمه است
ذکر یا فاطمه نقش است به سربند علی
یاعلی ذکر دم و بازدم فاطمه است
سر برید از همه ی اهل جهنم به سخن
خطبه ی فاطمه تیغ دو دم فاطمه است
روی نامش همه ی اهل کرم حساسند
استجابت به خدا در قسم فاطمه ست
دیگر از آتش دوزخ چه هراسی داریم؟
تا امان نامه ی ما با قلم فاطمه ست
ظاهرا خلوت و خاکی ست ولی در باطن
دل هر شیعه ضریح حرم فاطمه است
#مجتبی_خرسندی
زمینه بستر حضرت زهرا س
از زبان امام حسین ع
چند شبه نمیخوابی مادر.بسترت پره خونه امشب
بیچاره دختره کوچیکت.امون از امون از دل زینب
داری دردمیکشی.نمیاد دیگه صدات
پاشوحرفی بزن.به قربون نگات
بابا قلبش صدپاره شد.گمونم دیگه بیچاره شد.دیگه حیدر آواره شد
____________________
بابایی شونه هاش لرزونه.چشماشو رونگات میبنده
برای دل من و زینب.هرچندگاه.هرچندگاه
یکمی میخنده
تامیخونی نماز.نفس هات سنگین میشه
تاسرفه میکنی .لباست رنگین میشه
دیگه امشب بی طاقتم.نگران زخم سینتم
فدا اشک رو گونتم
____________________
بالای سرمن میزاری.کاسه ی پره آب و مادر
میبوسی رو گلوی منو .زیرلب هی میگی ای شهید بی سر
دیگه اون روزا گذشت.توی گودال و تو خواب
دیدم مادرم اومد.تو دستش یه کاسه آب
صدام کردو میخندیدم.تو خون دستاشو بوسیدم.تنم بی جون میلرزیدم
التماس دعا یا امام عشق