📜 #محرم_الحرام_۱۴۰۱ 📜
🟢■ هدیه هشتم ■🟢
#گودال_قتلگاه
~ نام اثر : تصور ...
ج
دید 💯 ( زمینه گودال)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✍️ #بنداول 📝
چشماتونو ببندین و تصور کنید۲
اگه اشک هم ندارید تظاهر کنید
(امشب رو / بیا بشنویم غم زینب رو)2
اینجا گوداله و ارباب خورده زمین
نیزه ها رو بیا ببین
اینجا گوداله و انگاری میشنوم
صدای ناله ای حزین
💢ــــــــــــــــــــــــــــــــــ💢
بُنَیَّ قَتَلوکَ \ ذَبَحوکَ
و مِن المٰاء مَنَعوکَ
💢ــــــــــــــــــــــــــــــــــ💢
✍️ #بنددوم 📝
آخرش میدونی چی قاتل زینبه۲
روی نیزه سری مقابل زینبه
(واویلا / زیر لب صدا میزد وا اماه)2
از روی تل دوید/حرف از دلدار میزد
نیزه هارو کنار میزد
از روی تل دوید / شمر با خنجر بودو
خنده نابکار میزد
💢ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ💢
بمیرم / سرو بردن
انگشت و انگشتر و بردن
💢ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ💢
4_5976507538537975037.mp3
2.68M
#امام_زمان_واحد
#مناجات_محرمی
قرار دل بیشکبیم سلام
امام زمان غریبم سلام
میدونمصدامو داریمیشنوی
حبیبم سلام
سلامم به غمهای بی انتهات
بهخونگریههای رَوون از چشات
تو مظلومتری از حسین شهید
بمیرم برات
پریشونحال و غمگینی
پای روضه که میشینی
ماها میشنویم امّا تو
مُصیبتهارو میبینی
کِی میشه گمشدهی خیمهنشینم؟
بین این گریهکُنا تورو ببینم؟
قدّ یک لحظه کنار تو بشینم
یاصاحبالزمان ادرکنی
_
نمیذاری که حَبطشِه اعمال من
تو دلواپسی واسه احوال من
رسیده چقدر خیر تو دائماً
به امثال من
تو داری هوای دل زار مو
جلو میبری با دُعات کارمو
تو نورانی کردی با یادت خودت
شب تارمو
دوسِت دارم بی اندازه
غمت دنیـامو میسازه
بَدم امّا خاطر جمعم
که آغوشت واسم بازه
چه عذابی بدتر از ندیدن تو؟
یعنی میشه دیگه با رسیدن تو؟
طِی بشه دربدری کشیدن تو...
یاصاحبالزمان ادرکنی
#محمد_قاسمی.
@babollharam
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
4_5979068846579912884.mp3
1.5M
#زمزمه
ده شب به این سبک اجرا میشود⬇️
#زمزمه_ایام_مسلمیه
شرمنده ام آواره تون کردم
خانوم ببخش غم دارتون کردم
شرمنده ام باعث شدم دل بیقرار پیکرش شی
دل بیقرار بوسه و خشکی زیر حنجرش شی
دلواپس پیراهن و دلواپس انگشترش شی
کوفه میا کوفه میا کوفه میا عزیز زهرا
حالا که خنجر رو سرم دارم
چند جمله حرف با دخترم دارم
حمیده جان معجر تو فدای معجر رقیه
خمیده شو ولی نذار خمیده شه پر رقیه
خدا نکرده کم نشه یه مویی از سر رقیه
کوفه میا کوفه میا کوفه میا عزیز زهرا
لبریزه از نامحرمه کوفه
خورجین خریدن مردم کوفه
توصیه کن محکم کنن بند تموم معجرارو
توصیه کن که وا کنن خلخال پای دخترارو
نقشه کشیدن کوفیا غارت کنن گوشواره ها رو
✍#محمد_جواد_پرچمي
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
زمزمه شب دوم
ورود کاروان به کربلا
اینجا کجاست اشکم شده جاری
خوب میدونم قصد سفر داری
وای از دلم این سرزمین بوی غمو جدایی میده
پنجاه و پنج ساله داداش کسی منوبی تو ندیده
یه حسی تودلم میگه وقت جدایی مون رسیده
حسین من 3 عزیز زهرا
اینجا غم و غصه فراوونه
قلبم تو این وادی پریشونه
بیا بریم از این دیار معجر دختر تو حیفه
حرمله اومده داداش گلوی اصغر تو حیفه
سرت میره بالای نی عزیز من سر تو حیفه
حسین من 3 عزیز زهرا
از وقتی باهم اومدیم اینجا
میاد صدای ناله ی زهرا
صدای مادرم میاد همش میگه غریب مادر
به حق مادرت بیا بریم مدینه ای برادر
خوب می دونم تو این دیار تورو میگیرن از من آخر
حسین من 3 عزیز زهرا
تویی تو این دنیا کس و کارم
مرگه برام جدایی از یارم
راضی نشو تنها بشم نزار امیدم ناامید شه
راضی نشو تو این دیار علیِ اصغرت شهید شه
راضی نشو شبیه مادر موی دخترت سفید شه
حسین من 3 عزیز زهرا
غم داره قلب مضطر خواهر
حالا تویی برابر خواهر
اما یه روز تو قتلگاه سری روی بدن نداری
غارت میشه انگشترت پیراهنی به تن نداری
وای از دل خواهر تو میبینه که کفن نداری
حسین من 3 عزیز زهرا
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
زمزمه شب سوم 1
درد جدایی مون و حاشا کن
جون رقیه چشماتو وا کن
خودت میدونی بابایی که جون من بسته به جونت
بعدِتو روز خوش ندیداین دختر قامت کمونت
لُکنت زبون گرفته این دخترک شیرین زبونت
بابا حسین 3 بابا حسین جان
پا تا به سر کبوده این پیکر
یاسِت شده شبیه نیلوفر
میخوام ادب کنم ولی دیگه رمق نداره پاهام
دست خودم نیست باباجون نمی تونم بلندشم از جام
خیلی خرابه حال من دیگه امیدی نیست به فردام
بابا حسین 3 بابا حسین جان
از نیزه ها دیدی زمین خوردم
زیر کتک هزار دفعه مُردم
با اینکه حال من بده با اینکه غرق آه و دردم
بااینکه یک لحظه رُو من بدون غم به سرنکردم
اما دلم میخواد بابا تا صبح دُور سرت بگردم
بابا حسین 3 بابا حسین جان
فدا سرت که دخترت پیر شد
بعد از تو از این زندگی سیر شد
اصلا مهم نیست باباجون که از غمت قدم خمیده
فدا سرت اگر کسی موهای سوخته مو کشیده
فقط بهم بگو بابا کی سرتو اینطور بریده
بهمن عظیمی
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
زمزمه شب سوم
حضرت رقیه(علیها سلام الله)
بالا نمیاد نفسم بابا
کنج خرابه بی کسم بابا
تو این شبای بی کسی بعد از تو من تنهاترینم سخته برام سر تو رو خونی رو دامنم ببینم
بغض نبودنت بابا سنگینی می کنه تو سینم
من الذی ایتمنی بابا حسین بابا حسینم
خوش اومدی یار سفر کرده
دوری تو چشامو تر کرده
حالا که اومدی بزار بهت بگم درد دلامو
حالا که اومدی بزار بهت نشون بدم پاهامو
چشماتو واکن باباجون ببین کبودی چشمامو
من الذی ایتمنی بابا حسین بابا حسینم
کسی ندید عذابی که دیدم
اون مجلس شرابی که دیدم
تو بزم می مگه بابا به دخترت امون میدادن
جلو چشای عمه ها سکینه رو نشون میدادن
اگر نبود خواهر تو اهل و عیالت جون میدادن
من الذی ایتمنی بابا حسین بابا حسینم
شام بلا و طعنه و آزار
عمه کجا و کوچه و بازار
تو شهر شام شد باباجون حراج روسری و خلخال
آخه میخوان چیکاراونا چادری که شده لگد مال
خدامی دونه چنددفعه زیر لگدمن رفتم از حال
من الذی ایتمنی بابا حسین بابا حسینم
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
زمزمه شب پنجم
عمه جونم رحمی به این دل کن
داره می بُره دستم و ول کن
عموی تنهامو ببین افتاده تو دریایی از خون
افتاده باصورت زمین لب تشنه باموی پریشون
گرگای صحرا رو ببین حلقه زدن دور عمو جون
عمو حسین 3 عمو حسینم
محشر شده به پا ته گودال
انگار شده غوغا ته گودال
اگر نرم پیش عمو دق می کنم میمیرم اینجا
عمه ببین که چند نفر ریختن سر یه مرد تنها
یکی با نیزه می زنه یکی با شمشیر یکی با پا
عمو حسین 3 عمو حسینم
مادربزرگم داره می بینه
با چکمه روی سینه می شینه
چرا کسی نمی گیره اونجا چشای مادرش رو
داره با پا می چرخونه تن شریف و اطهرش رو
ای وای من ای وای من میخوادجداکنه سرش رو
عمو حسین 3 عمو حسینم
دیگه نمیاد نفساش بالا
هی می ره از حال و میشه احیا
چرا کسی نمیشنوه صدای ضجه ی خدارو
بزاربرم سامون بدم این استخون شکسته ها رو
یه نیزه تو کمینه که بهم بریزه کربلارو
عمو حسین 3 عمو حسینم
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم