#شب_سوم
#حضرت_رقیه.س
#شور
#تصنیف_روضه
#امیر_اسدی
#منازدوردیدمتروینیزهبابا
#حلقه_ادبی_ریان
من از دور دیدمت، روی نیزه بابا
صدات کردم بینِ، آتیش خیمه ها
شنیدم تو آتیش، با چشمای گریون
صدای دشمن بود، صدای اسباشون
گوشواره:
تو دین و دنیای من، من الذی ایتمنی؟
صدای دادشون، پیچید توی سرم
دیدم عمه میگه، فرار کن دخترم
دويیدم تو صحرا، اومد رام و سد کرد
میلرزیدم بابا، اومد سمتم نامرد
گوشواره:
تو دین و دنیای من، من الذی ایتمنی؟
نفس هام بند اومد، ازش می ترسیدم
گوشم رو خون آورد، دیگه من نشنیدم
بابا جون ترسیدم، که تنهام تو صحرا
با سیلی افتادم، منم مثل زهرا سلام الله علیها
گوشواره:
تو دین و دنیای من، من الذی ایتمنی؟
✼═══┅🔶🍁🔶┅═══✼
✅کانال سبک وشعر باب الحرم