eitaa logo
کتیبه و پرچم باب الحرم
10.2هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
74 ویدیو
568 فایل
فروشگاه باب الحرم↶ @babolharam_shop ثبت سفارش👇 @babolharam_shop_admin شماره تماس: 📞09052226697 ☎️ 02155970902 ☎️ 02155970903 آدرس:شهرری خیابان آستانه نبش کوچه شهید رجبی سایت فروشگاه↶ 🌐 shop.babolharam.net زیر نظر کانال متن روضه👇 @babolharam_net
مشاهده در ایتا
دانلود
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 باز هم جام دیده ها خون شد سینه همچون مدینه محزون شد از مدینه به سینه آه افتاد شهر تا شهر؛ ناله راه افتاد کاروانی دوباره از یثرب راه مشرق گرفت از مغرب باز هم نیمه شب؛ قیام غریب در پیِ یاریِ امام غریب خواهری از تبار کوثرها بود در حلقه ی برادرها در فراق امام خود بانو مثل زینب سفیر شد هر سو تا پیام غریب را بِبرد بار صبر و شکیب را بِبرد ناگهان بین راه غوغا شد کربلایی دگر مهیّا شد پیش چشمان خواهری رنجور هجمه شد بر برادران غیور داغ زهرا دوباره تازه شده مقتل خون پر از جنازه شده مقتل هیجده برادر وای همه اینها به پیش خواهر وای گرچه غمها کشید معصومه شام کوفه ندید معصومه روسری ها به نیزه ها نشدند شعله ها خصم خیمه ها نشدند خواهر اینجا سپاه شام ندید بدن بی سر امام ندید داغ معصومه مثل زینب نیست شاهد خیلِ سُمِّ مرکب نیست کی خرابه نشین شد این بانو کی به زندان شده غمین بانو قسمتش کی شده به روی کبود ازدحام نگاه های یهود بسکه در شام و کوفه غوغا کرد جان خود را فدای مولا کرد تا دم آخرش حسینی ماند همه ی لشگرش حسینی ماند دیده طشت طلا و سر؟ هرگز دیده بر چهره اش اثر؟ هرگز هیجده سر به نیزه دیده؟ نه آستین بر سرش کشیده؟ نه سیلی آیا چشیده رخسارش؟ تازیانه نموده دیدارش؟ سنگ کین کی نشست روی سرش معجرش کی کشید در خطرش ای امان - آه از دل زینب تا کجا رفت محمل زینب پیش چشم حرامیان پلید تهمت خارجی ز خصم شنید ای بنازم به سبک زندگی اش به مرامش به طرز بندگی اش هرچه داغ و بلا ز اعدا دید همه را گفت خوب و زیبا دید شاعر : محمود ژولیده حضرت معصومه (س) #ر
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 من که اینگونه عزادار غم جانانم ز غم یار شرر بار شدم حیرانم در فراقی که پریشانم و سرگردانم دلشکسته شده، بیمار شدم میدانم روبرو با تن هفده گل پرپر سخت است دیدن جسم پر از نیزه و خنجر سخت است من و زینب به جگر آه، مکرر داریم هر دو هفده بدن بی سر و پرپر داریم به روی سینه خود داغ برادر داریم و از این داغ دلی خسته و مضطر داریم ولی از ماتم زینب دل من محزون است آه، در روضه او دیده من پر خون است گر چه از زهر جفا سوخت برادر جگرش ارغوانی شد و افتاد روی بال و پرش و اگر تار شد آن لحظه دو چشمان ترش نه لگد بر سر او خورد، نه سنگی به سرش به خدا دلبر من راهی گودال نشد سینه اش زیر سم اسب لگد مال نشد شاعر : رضا باقریان حضرت معصومه (س) روضه
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 ای طوطیای دیده ی من، خاک پای تو دارد امید لطف به دارشفای تو ای بانویی که رتبه ی تو فاطمی بود الطاف بی کرانه ی تو دائمی بود من از طواف کوی تو بیدار می شوم با استعانت از تو سبک بار می شوم ای جلوه ای زجان خداوند فاطمه معصومه ای و حاصل لبخند فاطمه ای آنکه گفت موسی جعفر ثنای تو ای دختر عفیفه ی من ،جانم فدای تو ای زینب رضا ،مرید رضا تویی روشنگر شریعت و دین رضا تویی تکرار راه زینب کبری مقام تو محفوظ مانده عزت و هم احترام تو تو امتداد شاخصه ی کار زینبی تصویری از چهل سحر تار زینبی ای خواهری که داغ برادر کشیده ای هرچه کشیده ای سر بر نی ندیده ای ای آنکه از فراق برادر فسرده ای از دشمنان خویش تو سیلی نخورده ای تو مثل زینب دیده ای روز اسارت مانند عمه رفته اموال تو غارت تو مثل زینب دیده ای اجساد خونین جسم برادر های خود بر خاک رنگین تو مثل زینب دیده ای اوج قضا را یک لحظه همچون کربلا دیدی فضا را دیدی ستم های زیاد از قوم کافر دیدی برادرهای خود در خون شناور اما ندیدی روی نیزه رأس خورشید اما ندیدی ماه در خون می درخشید هرگز ندیدی جسم بی سر روبرویت هرگز نخوردی تازیانه از عدویت تو کی چشیدی ضربه های کعبه نی را کی دیده ای طشت و سر و یک جام می را کی خورده ای از دست استکبار سیلی کی رفته ای نزد ولی با روی نیلی آری تو هم خواندی نمازت را نشسته اما ندیدی ماه پیشانی شکسته کی گوشوار از گوش تو دشمن ربوده کی کهنه پیراهن به دستان تو بوده حضرت معصومه (س) روضه @babollharam
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 بی بی هوائی ام به هوای تو می پرم بی بی نظاره کن که برای تو می پرم بی بی مرا ببین که شدم یا کریم تان بر روی بام مأذنه های تو می پرم ای ضامن همیشگی آب و دانه ام در آسمان لطف و عطای تو می پرم وقتی که سیم سائل تان وصل میشود بر روی شانه های گدای تو می پرم من هفته ای دو مرتبه از مشهد الرضا تنها به شوق صحن وسرای تو می پرم گاهی برای عرض تبرک ز گریه ای بی وقفه سوی بزم عزای تو می پرم من تا ابد کبوتر وکارم پریدن است اینجا وظیفه ، ناز شما را کشیدن ،است نور خدای مایی و در رفت و آمدی آری شما کریمه ی آل محمدی ای رونوشت حضرت زهرای مرضیه تو فاطمه ی چندم اولاد احمدی؟ بی شک وشبهه آیه ی تطهیر مال توست پاکی مطهری تو ز هر رجس وهر بدی شکر خدای عزوجل آمدی به قم منت نهاده ای سرمان و خوش امدی وقتی که میروی به طواف امیر طوس ادرکنی یا حاجیه خانوم مشهدی تو عمه جان خوب جوادالائمه ای دارای لطف و جود وکرامات بی حدی ای عمه ی ولی خدا دست من بگیر ای زینب امامِ رضا دست من بگیر خانم شما دلیل پریشانی منی شور میان شعر و غزلخوانی منی این سیل پاگرفته زداغ تو جاری است(1) بانی اشک دیده ی طوفانی منی قرآن بخوان دوباره که ایمان بیاوریم تنهاتویی که باب مسلمانی منی افسانه نه تو ماهیتی تو حقیقتی لیلای قلب شاه خراسانی منی خاک قدوم ناز تو بانو تبرک است تو افتخار تربت ایرانی منی بی استغاثه از تو نصیحت نمیکند مبنای کار شیر جمارانی منی شخصیت جهانیِ ادیانِ رایجی اخت الرضا و دختر باب الحوائجی میخواستی شبیه کبوتر... ولی نشد از بام خانه ات بزنی پر...ولی نشد میخواستی که بار سفر را ببندی و ... تنها به عشق روی برادر...ولی نشد میخواستی که وقت سحر جای نافله بر روی پای او بنهی سر ولی نشد میخواستی نشان بدهی باز خواهری میخواستی نیابت مادر ...ولی نشد میخواستی مخدره از روی عاطفه شانه کنی محاسن دلبر ولی نشد میخواستی که همچوقدیم موقع صلاة بر دوش او عبای پیمبر...ولی نشد میخواستی که برلب عطشان و کام او گریه کنی و لحظه ی آخر ولی نشد گیرم که میرسیدی و آنجا... چه فایده ای یادگار حضرت زهرا... چه فایده با اشک و آه و زمزمه امن یجیب گفت یکبار دیگر از دم یابن الشبیب گفت با یاد کربلای حسینی به سینه زد از روضه های حضرت شیب الخضیب گفت از اتحاد نیزه و شمشیر و دشنه ها از پاره پاره پیکر خدالتریب گفت از بوریا و آن تن عریان بر زمین از آن حصیرهای عجیب و غریب گفت از شمر و دارودسته ی بی دین و مفسدش از تکه تکه های تن عندلیب گفت با اینکه روضه های حسین شور محشری ست اما گریز روضه ی من چیز دیگری ست شکر خدا که هم به زیارت نرفته ای هم در میان اهل شرارت نرفته ای شکر خدا که زینب ثانی روزگار بعد از برادرت به اسارت نرفته ای ناموس کبریایی ابناء فاطمه شکرخدا که بزم جسارت نرفته ای شکر خدا که پای تو بر کوفه وا نشد بازجر وبا سنان به عمارت نرفته ای با دست و پای در غل و زنجیر و بی نقاب مابین مردمان به اشارت نرفته ای شکرخدا نخورده به گوش تو نام شمر وای از نگاه زینب و وای از غلام شمر ------------------------------------------------------------ شاعر : علیرضا خاکساری حضرت معصومه (س) روضه @babollharam