📋حیدر علی مولا
⬛️تک/حاج محمدرضا بذری
⬛️ #شب_هشتم_محرم_97
⬛️ هیئت یافاطمه الزهرا سلام الله علیها بابل
—
—------------------------------
حیدر علی مولا
کننده ی خیبر علی مولا
برادر تنی پیغمبر علی مولا
ملاک سنجش خدا برای خیر و شر علی مولا
در حدیث آمده که ساقی کوثر علی است
جانشین خلف شخص پیمبر علی است
هر چه در شان نبی وصف شده در علی است
رتبه اش با حرم کعبه برابر علی است
مرتضا علیه ، انما علیه
ذکر راه نجف تا کربلا علیه
یاعلی مولا
محشر علی مولا
به عالمین سرور علی مولا
پدربزرگ قاسم و اکبر علی مولا
جلوه ی تو به کربلا ساقی آب آور علی مولا
کعبه هم طاق دو ابروی تو را می بوسد
باد هم پیچش گیسوی تو را می بوسد
هر نبی خاک در کوی تو را می بوسد
حضرت فاطمه بازوی تو را می بوسد
بند جونم علی، آب و نونم علی
غیر تو نمی چرخه رو زبونم علی
مرتضا علیه ، انما علیه
ذکر راه نجف تا کربلا علیه
یاعلی مولا
غیرت علی مولا
تجسم عزت علی مولا
جمال حق به صورت و سیرت علی مولا
به منکر خلافت و حق علی لعنت علی مولا
یا علی در دل هر کوی و گذر می گویم
مست دیوان توام شعر اگر میگویم
ها علی بشر کیف بشر میگویم
ربه فیه تجلی و ظهر می گویم
با خدا علیه، عشق ما علیه
صاحب حرم و ایوون طلا علیه
مرتضا علیه ، انما علیه
ذکر راه نجف تا کربلا علیه
یاعلی مولا
سبک: #علی_اکبر_حائری
شعر: #مظاهر_کثیری_نژاد
4_5895214472028489569.mp3
1.49M
#زمینه
#شب_هشتم
#حضرت_علیاکبر ع
#سید_مهدی_شیخ_الاسلام
#علی_اکبر_حائری
#دانیال_مهرانی
#تو_حیدری
#حلقه_ادبی_ریان
بند اول
تو حیدری خَلقا شبیه پیغمبری
خُلقا شبیه به مادری
حقیقتا علیِ اکبری
یه نگا به خیمه ها کن غوغا غوغاس
یه نگا به عمه ها کن دریا دریاس
یه نگاهم به بابات کن تنها تنهاس
حرفِ رفتن شد /بابات مضطر شد
بدرَ قه ی راهت /اشک مادر شد
خرامان خرامان میروی سوی میدان
علی جان علی جان میبری از حرم جان
بند دوم
پشت سرت پشت سر قدم آخرت
حالا که افتاده پیکرت
خوب شد نبود ببینه مادرت
یه جور افتادی زمینه که علی اکبر
وسط کوچه رو خاکا افتاد مادر
یه جور افتادم که انگار افتاد حیدر
کوچه وا کردن / ارباً اربا شد
قد کِ--شیدی تو /قدِ من تا شد
سوار رشیدم از پیِ تو دویدم
امیدم امیدم از تو من دل بریدم
بند سوم
هی پا نکش آتیش به هستیِ بابا نکش
پاشو و عمه رو اینجا نکش
هی ناله وا اُمّا نکش
ولدی یا ولدی یا ولدی اکبر
چقد التماس کنم تا پاشی آخر
پهلوی زخمیت منو برد تا پشت در
در داشت میسوخت و / چشمام بارونی
مادر سیلی خورد /معجر شد خونی
#حلقه_ادبی_ریان