حاجی تا صبح قران به دست گرفت
گناهاناش بخشیده شد
اما کارگر خسته بعد از افطار
خوابش برد و گناهان امسالش
به گناهان سال پیشش افزوده شد
این است اعتقادات مردم سرزمین من
حسینپناهی
در جهانی که من دارم خاطرات محو نمیشوند.
تک تک آدمها باقی میمانند.
با تمام تاثیراتی که بر زندگیام گذاشتهاند.
-سامان کرم پور
دلم میخواد روز و شب رو تو اتاقم بگذرونم، بنویسم و فکر کنم، برقصم و گریه کنم، به پنجره خیره شم و ستاره هارو ببینم، پادکست گوش بدم و تمیزکاری کنم، شعر بخونم و کتاب بخونم و زندگی کنم و زنده باشم.
زندگی نه به این معنا که خوشحال باشم همیشه، به این معنا که همه چیز رو با تمام وجود احساس کنم به این معنا که الان و در حال حاضر رو درک کنم بفهمم روزهام چطوری میگذرن نه اینکه کل روزم درحال فکرکردن بگذره.
مهم نیست، اگر اینجا راحت نیستی میتوانی اسباب و اثاثیه ات را جمع کنی و بروی، من هم چند صباحی اشک میریزم و به خود میپیچم ولی به هرحال آدمیزاد محکوم به خوب شدن است. من هم خوب میشوم. اما ایمان داشته باش که هیچگاه تو از یاد من نخواهی رفت مگر با مرگ مگر با فراموشی.