✅تفکری که به آن رسیدیم این است که هر زمان ظهور و بروز نیروهای توحیدی در جهان بیشتر میشود ؛شیاطین برای جلوگیری از تشکیل بافت توحیدی در جهان اقدام به طراحی عملیات های جهانی میکنند که خون بی گناهان زیادی در آن ریخته شود و عملا انسان در برابر انسان قرارگیرد.اختلافات شدت میگیرد و به دلیل عدم تمرکز میدانی قدرت مجالی برای دخالت نیروی ثالث خارجی فراهم می گردد.جنگ جهانی اول و دوم با تعداد کشته حدودا ۵۰ میلیون نفر و آواره شدن میلیون ها نفر دیگر و تسلط آمریکا بر روندهای بین المللی از مصادیق آن است.
✳️صراحت در این است تمرکز و گردآوری نیروهای توحیدی در جهان و تشکیل تمدن توحیدی در واقع ایجاد زیرساخت برای ظهور است و پراکندگی و تشتت این زیرساخت را تخریب میکند.
👣لایه ای از جنگ ترکیبی که قابل نمایش نیست استفاده ازجادوگری و ارتباط مستقیم میدان نبرد با شیاطین جن هست.
زیرساخت این امر چگونه اتفاق می افتد؟ با گسترش پذیرش ولایت طاغوت از طریق خوردن لقمه حرام (شبهه ناک،ربوی،گرانفروشی،کمکاری و ترک فعل و...) ارتباطات حرام و نامشروع و سایر گناهان کبیره.
حقیقت امر در این است پروژه جادوگری و اغوا از طرفی با پروژه پورنوگرافی در ارتباط است و از طرفی با جنگ اقتصادی و از طرفی با جنگ نرم (شناختی) این زنجیره حقیقت جنگ ترکیبی است.
✳️✅طبق گفته های گذشته از سال ۲۰۱۶ عملیات اجرایی ضد تمدنی با محوریت شبکه های اجتماعی روی کار آمد.شروع این موضوع از سال ۲۰۱۲ بود کلاسهای مختلفی هم برای تبیین این موضوع برگزار گردید.
راهبرد اصلی در نابودی تمدن عدم پاسخگویی به چالش های مذهبی و اخلاقی است از سال ۲۰۱۲ ایجاد این چالش ها طراحی و سپس در تلگرام کلید خورد و گروه های آتئیستی و از طرف دیگر تولیدات رسانه ای به صورت مستقیم وارد کار شدند.
نتیجه این شد که زیرساخت اندیشه ای مخاطب تخریب و عدم پاسخگویی به چالش های اخلاقی مذهبی گسترده و عمیق شد در آن دوره (قبل از شکل گیری گسل های عمیق چالشی) کلاس جوان استراتژیست با محوریت معرفت شناسی و ارتباط معنادار آن با میدان نبرد با دشمن یعنی رسانه ها و شبکه اجتماعی مطرح گردید تا گسل معرفتی ایجاد نشود.اما کافی نبود زیرا این موضوع باید در سراسر کشور گسترده میشد ...اما دکترین مقابله با ایجاد گسل معرفتی و ارتباط آن با فضای سایبر جدی گرفته نشد
الان نتیجه آن گسل ها در طراحی هیبردی شده آن چیزی که در کف خیابان مشاهده میشود تازه آن چیزی که در کف خیابان دیده میشود نوک کوه یخی است که بیرون زده....اصل ماجرا ایجاد دستگاه منطقی جدیدی است که متولدین دهه های اخیر در فضای آن تنفس می کنند...در نتیجه وقتی با آن ها صحبت شود انگار یک چینی با یک انگلیسی در حال صحبت هست چیزی از حرف های هم سر در نمی آورند...این به دلیل تغییر زی ساخت اندیشه و سپس شکل گیری منطقی مجزا است.
چه باید کرد؟
طبق مدل فئه قلیله باید انسان های مومن پس از استغاثه و یافتن فرماندهان توحیدی مدل های پیشنهادی ذیل را در نظر داشته باشند:
برای نبرد ترکیبی باید استراتژی ترکیبی هم داشت یعنی تک بعدی و تک وجهی و تک لایه نمیشود کار کرد.
لایه ها به صورت موازی در حال اجرا هستند:
لایه یک:ایجاد،تصحیح و یا تکمیل زیرساخت اندیشه ای با گسترش علم معرفت شناسی و ارتباط معنادار آن با حوزه رسانه و پلتفرم ها (نتایج :منطق پاسخگویی به چالش ها،واکیسنه شدن در مقابل فیک نیوز ها،تقویت اراده مخاطب،تربیت متخصص جهاد تبیین،تربیت طراحان تمدن نوین اسلامی)
لایه دو: ایجاد،ترمیم و یا تصحیح خدمات اجتماعی (ترویج گفتمان عدالت محوری،محرومیت زدایی در طراحی کلان و مقیاس گسترده بدون برخورد کلیشه ای و بروکراسی )
مطالعات راهبردی جنگ ( بدر )
لایه دو: ایجاد،ترمیم و یا تصحیح خدمات اجتماعی (ترویج گفتمان عدالت محوری،محرومیت زدایی در طراحی کلان
اینکه چطور باید به این موضوع برسیم در مدل فئه قلیله تعاریفی دارد که گروه اجرایی باید به آن واقف باشد که در این مجال نمی گنجد.
لایه سه: ترمیم وضعیت معیشتی و اقتصادی با تعریف سیستم بهره وری در سازمان ها و ادارات با مدل فئه قلیله (فرمانده توحیدی با دانش و قدرت کافی به صورت پیاده سازی شبکه ای مومنین به عنوان مدیر عملیاتی (متخصص در صف و ستاد) با محوریت خفيف المؤونة كثير المعونة) و ربا زدایی از اقتصاد.