یکی از بستگانشون تازه فوت شده بود و خودشم یه مشکلی داشت که هزینه درمانش خیلی زیاد بود .
خلاصه ایشون داشت با خانومش که پشت تلفن بود حرف میزد و همینجوری گریه میکرد
ولی واقعا اگه ولم میکردن همونجا میشستم باهاش گریه میکردم ، مخصوصا امروز که انقدر گریه داشتم :))))
هدایت شده از ؛کاتوره
تولد مامانمه و یجوری با ذوق اومده گفته یگانه هم بهم پیام داده تبریک گفته که صافت شدم از جفتشون😭😭😂
هدایت شده از ؛کاتوره
وقتی دیدمش گفتم سید یه هفته دیگه نمیومدی قیافتو یادم میرفت :))))
هدایت شده از ؛کاتوره
امروز یگانه انقدر سوتی داد که ذخیره م تا سال بعدی تکمیله .
هدایت شده از ؛کاتوره
خودش گفت میدونم که قراره تا ابد هی به روم بیاری ولی نکن عسل نکن :)))