⏳ تا کی دوستم داری؟
🚖 با پسری جوان و پیرمردی که با گوشی موبایلش ور میرفت عقب تاکسی نشسته بودیم. پسر جوان از پیرمرد پرسید: «میخواهید پیامک بفرستید؟» پیرمرد گفت: «پیامک چیه؟» پسر گفت: «اس ام اس» پیرمرد گفت: «بله.» پسر گفت: «کمک میخواهید؟» پیرمرد گفت: «چه کمکی؟» پسر گفت: «منظورم اینه که بلدید اس ام اس بفرستید؟» پیرمرد گفت: «اس ام اس فرستادن که کاری نداره.»
❓ پسر پرسید: «با کی اس ام اس بازی میکنید؟» پیرمرد لبخندی زد و گفت: «نمیتونم بگم.» جوان گفت: «نه، جدی...»
پیرمرد گفت: «با دوستم.» جوان پرسید: «لاو ترکوندین؟» پیرمرد گفت: «تو سن و سال ما دیگه نمیترکه.» جوان پرسید: «واقعاً؟» پیرمرد گفت: «چه میدانم، شاید هم بترکه.»
💌 هنوز لحظهای نگذشته بود که جواب اس ام اس رسید. جوان گفت: «ماشاالله دستشون هم تنده.» پیرمرد گفت: «اولها تند نبود ولی تازگیها خوب شده.» بعد اس ام اس را خواند و پرسید: «always یعنی بیشتر وقتها؟»
جوان گفت: «یعنی همیشه، For ever.» پیرمرد لبخند زد و مشغول جواب دادن شد.
جوان پرسید:«چند سالشونه؟» پیرمرد گفت:«sixty two» جوان گفت: «very good به خدا very good».
✍🏻 #سروش_صحت
📙 تاکسی نوشت
#داستان_کوتاه
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔻 این [سخنرانیها] که بنده دارم عرض میکنم، بهعنوان موعظه نیست؛ نه اینکه ما داریم حالا موعظه میکنیم، نصیحت میکنیم، [بلکه] این حرف زدن و این گفتن، برای این است که یک تفکّر عمومی به وجود بیاید، یک خواست عمومی به وجود بیاید و همه بخواهند که این مقاصد تحقّق پیدا بکند. 🔺
🗓️ ۱۳۹۶/۰۲/۱۰
#رهبر_نویسندگان
#گفتمان_انقلاب
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
درد و قلم.pdf
حجم:
243.6K
📚 درد و قلم
🎙سخنرانی تأثیرگذار #النا_فرانته
📌النا فرانته در این سخنرانی از پیوند عمیق درد و خلاقیت در نویسندگی میگوید. او با نگاهی صمیمی به چالشهای نوشتن، از ترسها و تردیدهای نویسنده تا شجاعت سنتشکنی و بیان حقیقت سخن میگوید.
🛤️ فرانته معتقد است نوشتن، سفری است که با درد آغاز میشود و با جسارت به خلق اثری اصیل میرسد. این سخنرانی، تأملی است بر قدرت کلمات و شهامت روایتگری.
✅ حتماً بخونید و نظرتون رو با ما در خانه نویسندگان به اشتراک بگذارید!
🔗 https://daigo.ir/secret/21711672940
#راهنمای_نویسندگی
#نویسندگی_خلاق
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🚶🏻 پیاده
🚖 تاکسی پر از مسافر است. پیرمرد صندلی عقب کنار شیشه نشسته و گهگاه با بچهی مسافر بغلی بازی میکند.
💵 کرایه را میدهد. راننده میپرسد: یک نفر؟ لبخند روی لبهای پیرمرد میماسد و آرام میگوید: "خیلی وقته."
🍂 تا وقتی که پیاده میشود بچه او را نگاه میکند که چطور با چشمهای خیس بیرون را نگاه میکند.
✍🏻 #امین_شیرپور
#داستانک
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
✅ اسلامی که احساس مدنیت را در انسان عمق میبخشد و این احساس را تقدیس میکند و آن را مستحکم میخواهد، قبل از همۀ اینها، تلاش میکند که در فرد بینشی به جامعه ایجاد کند.
🔻میخواهد روشن کند که ای انسان، جامعه ساختۀ دست توست، از مخلوقاتِ توست و چیزی نیست که از بیرون بر تو تحمیل شده باشد. این مسئلهای اساسی است.🔺
✍🏻 #امام_موسیصدر
📕 ادیان در خدمت انسان
مقاله ابعاد اجتماعی اسلام
#معرفی_کتاب
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh