🔰 درسگفتارهای نویسندگی
فصل اول (از خودآگاهی تا خودمانایی)
قسمت ۳/۵
⚠️ آن که میخواهد نویسنده باشد پیش و بیش از هر کار و اقدامی لازم است سری به گریبان ببرد. نگاهی به درونش بکند و ببیند که آیا میتواند با خودش روراست باشد؟ آیا این جرئت و جسارت را دارد که به جای ملاحظهگری و خودنمایی برای تکوتعارفها و قواعد میلیمتری مندرآوردی خانواده و محیط و جامعه، خود خودش را بگذارد پشت قلم؟ ما خودبهخود این طور بار میآییم که مطابق بدآیند و خوشایندهایی پیش برویم که بر همهچیزمان حکومت دارند. از قضاوت دیگران بهشدت میترسیم. بخشی از این، خوب است؛ بهویژه که آزادی لجامگسیخته و بیپروایی و بیتقوایی گاهی پیامد نبود همین چیزهاست.
🔸 نکته اینجاست که همینها رسمیت و تشخصی به ما میدهد که دیگر با یکمن عسل هم از گلوی کسی پایین نمیرویم. قبول کنیم که ما نه خیلی خوبیم و نه خیلی بد؛ ما آدم گناه و توبهایم یا دستکم آدم خطا و اصلاح. از خر تن تا فرشتهی جان، از ابلیس نفس تا زلال وجدان، کش میآییم. هر کدام از ما دایرةالمعارفی از حوادث، برخوردها، بازخوردها، راستیها، ناراستیها، فریبخوردنها، گولزدنها، مردیها و نامردیها، مرادها و نامرادیها، دردها و درمانها و در یک کلام، تنیدهایم در همهی خیرها و همهی شرارتها؛ اگرچه برای برخی از آنها اقدام و ارتکابی در کارمان نبوده باشد.
🔹 قلم، وادی فرار از خود نیست یا وادی آدمکهای خنثا و بدون رنگ. قلم، عالم بیان هدفمند و ماهرانه همان چیزهایی است که در خود ماست؛ نه بیرون از ما. ابتدا باید با پرده برانداختن از خود، قدم به وادی قلم بگذاریم.
🔸 کاری که هر هنرمندی کرده است. اگر مقداری تأمل بکنیم دربارهی شخصیت و آثار ایشان، همین اتفاق مهم را در آنان میبینیم. گاهی هم اینها را اعتراف کردهاند و خواسته یا ناخواسته و با طرز و طورهایی آن را بیان کردهاند.
🔹 نخست باید به این درک مهم برسیم که قلم، خود ماییم. این ماییم که متنی را شکل میدهیم و میآفرینیم؛ نه با اسمی که اول اثر میگذاربم؛ بلکه با حضور خود ما؛ حتی اگر آن اسم نباشد. اثر یک چنین نویسندهای سرقتپذیر نیست. چرا؟ چون جنس اصلی است؛ چون مثل اثر انگشت است. اهل فن رایحهی نویسنده یا شاعر را از متن، استشمام میکنند؛ برای همین ترکیب و عنوان «نویسندگی خلاق» را نمیتوانم درک و هضم بکنم. نویسندگی غیرخلاق هم مگر هست؟ مگر داریم؟
✍🏻 استاد سعید احمدی
#راهنمای_نویسندگی
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📣 خانۀ نویسندگان بهانش برگزار میکند.
📚 سلسله جلسات «خوانش ادبی»
«جلسهدوم»
با حضور استاد سعید احمدی
(ویراستار، داستاننویس و مدرس نویسندگی)
✓ بیان تکنیکها و اصول نگارش حرفهای
✓ تبیین رسالت اهل قلم و نویسنده متعهد
✓ با تطبیق و محوریت کتاب گلستان سعدی
🗓️ دوهفته یکبار، یکشنبهها
🕰️ رأس ساعت 16
📍 سینما اشراق (قم، خیابان صفائیه، نبش کوچه ۱۷)
اگر در جلسه قبل اقدام نکردید، جهت ثبتنام و عضویت در گروه از طریق لینک زیر اقدام فرمایید:
🔗 https://survey.porsline.ir/s/RLUtzBSW
#خوانش_بهانش
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🐺 گرگ و گوسفند
🐑 روزی بود، روزگاری بود. گوسفند سیاهی هم بود. روزی گوسفند همانطوری سرش زیر بود و داشت برای خودش میچرید، یکدفعه سرش را بلند کرد و دید، ای دل غافل از چوپان و گلّه خبری نیست و گرگ گرسنهای دارد میآید طرفش.
👀 چشمهای گرگ دو کاسهی خون بود.
گوسفند گفت: سلام علیکم.
گرگ دندانهایش را به هم سایید و گفت: سلام و زهر مار! تو اینجا چکار میکنی؟ مگر نمیدانی این کوهها ارث بابای من است؟ الانه تو را میخورم.
🏔️ گوسفند دید بدجوری گیر کرده و باید کلکی جور بکند و در برود. این بود که گفت: راستش من باور نمیکنم این کوهها مال پدر تو باشند. آخر میدانی من خیلی دیرباورم. اگر راست میگویی برویم سر اجاق (زیارتگاه)، تو دست به قبر بزن و قسم بخور تا من باور کنم. البته آن موقع میتوانی مرا بخوری.
✋🏻 گرگ پیش خودش گفت: عجب احمقی گیر آوردهام. میروم قسم میخورم بعد تکه پارهاش میکنم و میخورم.
دوتایی آمدند تا رسیدند زیر درختی که سگ گلّه در آنجا خوابیده بود و خواب هفت تا پادشاه را میدید. گوسفند به گرگ گفت: اجاق اینجاست. حالا میتوانی قسم بخوری.
🌲 گرگ تا دستش را به درخت زد که قسم بخورد، سگ از خواب پرید و گلویش را گرفت.
✍🏻 #صمد_بهرنگی
📕 قصههای صمد بهرنگی
#داستان_کوتاه
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
🍂 اگه تو بمیری منم میمیرم...
#عاشقانهها
#دیالوگ_نویسی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
✨ روزِ جهانیِ نویسنده، روزِ آنان است که با مرکّبِ جان، جهان را دوباره مینویسند. نویسنده کسیست که واژه را از چنگِ عادت میرهاند، سکوت را معنا میکند و حقیقت را چون شعلهای در شبِ فراموشی میدمد.
✒️ قلمش نه ابزارِ توصیف، برافروختنِ امکانِ دیگرِ بودن است. به پاسِ آنان که در میانِ هیاهویِ مصرف، هنوز به کلمه ایمان دارند؛ به احترامِ آنانی که درد را به معنا و معنا را به حیات بدل میکنند.
🗓️ روزِ جهانیِ نویسنده مبارک.
🌱 زیرا هر نویسنده، در ژرفترین معنا، آینهایست از خدایِ خالق؛ خالقی که هنوز در هر کلمه نفس میکشد.
✍🏻 جواد جعفری
#مناسبتها
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
📣 خانۀ نویسندگان بهانش برگزار میکند. 📚 سلسله جلسات «خوانش ادبی» با حضور استاد سعید احمدی (ویراستا
⭕ اصلاحیه ⭕
سلام و ادب
متاسفانه برای استاد مشکلی پیش اومده و امکان حضور در جلسه امروز رو ندارند.
جلسه این هفته استثنائا یکشنبه هفته آینده برگزار میشه.
🚨 تبیین اساس کار ما است.
🧠 ما با ذهنها مواجهیم، با دلها مواجهیم؛ باید دلها قانع بشود.
🫀 اگر دلها قانع نشد، بدنها به راه نمیافتد، جسمها بهکار نمیافتد؛ این فرقِ بین تفکّر اسلامی و تفکّرات غیر اسلامی است.
🎙امام خامنهای (۱۳۹۵/۴/۱۲)
#رهبر_نویسندگان
#نکات_تشکیلاتی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
هدایت شده از حوزه و انقلاب اسلامی
مدرسه فکری «مکتب امام» برگزار میکند:
✍️ دوره «روش تحقیق در بیانات رهبر انقلاب»
🎓با حضور: استاد مهدی گرامیپور
(رئیس پژوهشکده علومانسانیاسلامی دانشگاه قم)
هزینه دوره: 400 هزار تومن
(امکان قسطی فراهم است)
👤 آیدی ادمین: @emam_ad
📱 شماره پشتیبانی: 09106744026
🔗 لینک ثبت نام 👇
https://survey.porsline.ir/s/JYqTSWnU
📺 شبکه خبر زیرنویس رفته بود، همه داشتند میخندیدند و جمع میشدند دور تلویزیون.
میگفتند:« قراره تا چند دقیقه دیگه یه خبر خوب از تلویزیون پخش بشه.»
📢 خبر یک عملیات موفقیتآمیز بود. توی دلم آرزو میکردم کاش آن خبر خوب به درک واصل شدن سران اسرائیل باشد. آخر من هنوز به آن پهبادی که به شیشههای خانهی نخست وزیر اسرائیل خورد چشم دوختهام.
💭 آن خوشی توی خواب را برای همهمان آرزو میکنم، برای همهی چشمهای منتظر. روزی که زیرنویس خبر فوری، یک خبر خوش باشد؛ به تلافی تمام خبرفوریهای این دوسال...
✍🏻 فاطمه نصراللهینسب
#متن_کوتاه
#رویا_نوشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎭 شوخی با کتاب و کتابخون...
قسمت۲
📚 توی ناشناس بهمون بگید بهترین کتابی که خوندید چی بود و چطور بود؟
https://daigo.ir/secret/21711672940
#کلیپ
#طنز
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh