🚨 تبیین اساس کار ما است.
🧠 ما با ذهنها مواجهیم، با دلها مواجهیم؛ باید دلها قانع بشود.
🫀 اگر دلها قانع نشد، بدنها به راه نمیافتد، جسمها بهکار نمیافتد؛ این فرقِ بین تفکّر اسلامی و تفکّرات غیر اسلامی است.
🎙امام خامنهای (۱۳۹۵/۴/۱۲)
#رهبر_نویسندگان
#نکات_تشکیلاتی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
هدایت شده از حوزه و انقلاب اسلامی
مدرسه فکری «مکتب امام» برگزار میکند:
✍️ دوره «روش تحقیق در بیانات رهبر انقلاب»
🎓با حضور: استاد مهدی گرامیپور
(رئیس پژوهشکده علومانسانیاسلامی دانشگاه قم)
هزینه دوره: 400 هزار تومن
(امکان قسطی فراهم است)
👤 آیدی ادمین: @emam_ad
📱 شماره پشتیبانی: 09106744026
🔗 لینک ثبت نام 👇
https://survey.porsline.ir/s/JYqTSWnU
📺 شبکه خبر زیرنویس رفته بود، همه داشتند میخندیدند و جمع میشدند دور تلویزیون.
میگفتند:« قراره تا چند دقیقه دیگه یه خبر خوب از تلویزیون پخش بشه.»
📢 خبر یک عملیات موفقیتآمیز بود. توی دلم آرزو میکردم کاش آن خبر خوب به درک واصل شدن سران اسرائیل باشد. آخر من هنوز به آن پهبادی که به شیشههای خانهی نخست وزیر اسرائیل خورد چشم دوختهام.
💭 آن خوشی توی خواب را برای همهمان آرزو میکنم، برای همهی چشمهای منتظر. روزی که زیرنویس خبر فوری، یک خبر خوش باشد؛ به تلافی تمام خبرفوریهای این دوسال...
✍🏻 فاطمه نصراللهینسب
#متن_کوتاه
#رویا_نوشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎭 شوخی با کتاب و کتابخون...
قسمت۲
📚 توی ناشناس بهمون بگید بهترین کتابی که خوندید چی بود و چطور بود؟
https://daigo.ir/secret/21711672940
#کلیپ
#طنز
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 درسگفتارهای نویسندگی
فصل اول (از خودآگاهی تا خودمانایی)
قسمت ۴/۵
❓ بعضی پرسشها گاهی به شوک میماند که به محتضرِ قابل بازگشت میدهند و احیاگر است؛ مثل این سؤال که آیا آن خودی که پایش زحمتها کشیده شده، خون دلها خوردهاند، ثانیهها و نفسهای فراوان و بیشماری برایش صرف و مصرف شده، از میان باد و باران و گرما و سرما عبور کرده، با مراقبتهای پدر و مادر، مراقبان و مربیان و هرچه که میدانیم و نمیدانیم، رشد کرده و بارآمده، آن کجاست و کجای زندگی ما جا و حضور دارد؟
🔸 ما برای قلم به این آدم نیاز داریم؛ نه آنی که هنگام معرفیاش میگویند که ایشان در تاریخ کی به دنیا آمد در خانوادهای مذهبی. همیشه شاگرد اول بود و کجا درس خواند و شد دکتر و مهندس و آیتالله و علامه و بعد از سالها تلاش بیوقفه در راه علم و خدمت بی مزد و منت در تاریخ فلان به جوار رحمت خداوند با فیض شهادت یا مرگ در بیماری نمیدانم چه درگذشت و خدایش بیامرزد. یا آن آدمی که هنگام معرفی توی بیمارستان اسمش میشود مریض، توی مدرسه، دانشآموز، توی خیابان، رهگذر، توی شهر، شهروند، توی اتوبوس، مسافر، توی دکان، مشتری و هر جایی، اسمی گنگ و مبهم رویش میگذارند و آخر کار هم میشود میتمنظور و مردهای در قبرستان.
🔹 هیچکس بصیرتر و آگاهتر از خود ما بر ما نیست؛ برای همین قلم از «خودآگاهی» شروع میشود به «خودتابانی» میرسد و «خودمانایی» میشود برای وقتی که دیگر نیستیم.
🔸 ادیبان نامآشنایی ازجمله خدای غزل معاصر، زندهیاد محمدعلی بهمنی از این دست اشارات و تنبیهات کموبیش دارند. کمی از آن را میخوانیم.
🔹 «آن لحظاتی که صرف نوشتن چیزی جز خودم کردهام برای من با مردن تفاوتی ندارد؛ اما زمانی که شعری از ذات خودم را در آغوش میگیرم و مینویسمش، آنچه خلق میشود من را فراتر از اندیشیدن به مرگ میبرد. اثری که از من در اندیشهای بماند، زیستن جاودانی است که نیستیپذیر نیست. من هیچ گاه در زیستن خود کوتاهی نکردهام».
🔸 «من میگویم هنوز تا متولد شدن مجالم هست. این را نه برای خودم که برای همه انسانها اینگونه میبینم. بستگی دارد که ما خودمان را چقدر تجزیه و تحلیل کنیم. ما باید ببینیم آنچه هستیم با مرگمان هم از بین میرود یا نه؟ بعد از مرگ هم ما را ادامه میدهد و پس از ما زنده است یا نه؟ یعنی یادگاری از خود برای فردا گذاشتهایم یا نه؟ اینکه ماندگار میشویم را تاریخ نشان میدهد».
🔸 «به باور من انسان را در دوران زنده بودنش نمیشود تجزیه و تحلیل درستی کرد؛ مگر از زاویهی دید شخصی که آن هم تحمیل چیزهاییست به شخص که شاید او نیست... ما گامهای خودمان را برای زنده شدن برمیداریم؛ نه برای مرگ و نیستی و نابودی... به همان اندازه که به مرگ میاندیشیم از توان خود کم میکنیم. باید بگوییم: من به این امید زندهام که بتوانم دیگری را هم زنده نگه دارم».
🔹 «انسان اگر برای خودش زندگی کند در زمان پیری هیچ سنگینی را بر دوش خود احساس نمیکند و اگر برای دیگری زندگی کند پیری او مجموعهای از نشدنها و پشیمانیهاست».
🔸 این جمله آخر ترجمه میخواهد. همین را ببریم برای قلم. کدام قلم؟ همان خودآگاهی. آنوقت میشود اگر قلم (بیان، ادب، شعر، نثر و چیزی که ما میآفرینیم) برای خودش زندگی کند در زمان پیری هیچ سنگینی بر دوش خودش احساس نمیکند و اگر قلم برای دیگران زندگی کند (در همان تعاریف گنگ و مبهم) پیری آن مجموعهای از نشدنها و پشیمانیهاست.
🔻 درست یا غلطنویسی، پیش از واژهها، در خود ما اتفاق میافتد. 🔺
✍🏻 استاد سعید احمدی
#راهنمای_نویسندگی
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🥀 چون کشتیِ شکسته، پهلو گرفتهای
🍂 غم به جراحت میماند، یکباره میآید اما رفتنش، التیام یافتنش و خوب شدنش با خداست. و در این میانه، نمک روی زخم و استخوان لای زخم و زخم بر زخم، حکایتی دیگر است. حکایتی که نه میشود گفت و نه میتوان نهفت.
🕯️ حکایت آتشی که میسوزاند، خاکستر میکند اما دود ندارد، یا نباید داشته باشد.
مرگ پیامبر برای تو تنها مرگ یک پدر نبود، حتی مرگ یک پیامبر نبود، مرگ پیام بود، مرگ شمع نبود، مرگ روشنی بود. آن که گفت: حَسْبُنا کِتابَ اللّه ، کتاب خدا را نمیشناخت. نمیدانست که یکی از دو ثقل به تنهایی، آفرینش را واژگون میکند، نمیفهمید که با یک بال نه تنها نمیتوان پرید که یک بال، وبال گردن میشود و امکان راه رفتن بطئی را هم از انسان سلب میکند.
📜 و نه او که مردم هم نفهمیدند که کتاب بدون امام، کتاب نیست، کاغذ و نوشتهای است بی روح و جان و نفهمیدند که قبله بدون امام قبله نیست و کعبه بدون امام سنگ و خاک است و قرآن بدون امام، خانه بیصاحبخانه است.
🍃 هر کس به خانه بیصاحبخانه، به میهمانی برود، به یقین گرسنه بر میگردد. مگر آن که خیال چپاول داشته باشد و قصدِ غصب کرده باشد یا کودک و سفیه و مجنون باشد.
✍🏻 #سید_مهدی_شجاعی
📕 کشتی پهلوگرفته، قسمت۸
#معرفی_کتاب
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
🌱 معنای خانهداری زن، تربیت انسان است...
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🙋🏻 سلام خدمت همراهان عزیز
♻️ اولین دوره بمبنویس مدتی پیش با شرکت نزدیک به صد نفر هنرجو به پایان رسید و الحمدلله تعدادی از دوستانهم فعالیت نویسندگی خودشون رو بعد از به پایان رسوندن دوره، با عضویت در باشگاه نویسندگان ما شروع کردند.
▶️ دور دوم بمبنویس هم از دیروز به لطف خدا ساماندهی شد و هنرجوها کار خودشون رو شروع کردند.
🔸 تصویر اول توضیحات آقای نجفی درباره بمبنویسه.
اینجا گذاشتم برای آشنایی دوستانی که قصد دارند در مراحل بعدی با ما همراه بشن.
#گزارشات
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh