🔰 دوگانه «امت-ملتگرایی» یک سوءتفاهم است.
🔸 دوگانه امتگرا-ملیگرا اساسا محصول گفتارهای جریانشناسانه است و عجیب است که چند روز است اهل قلم ما بر مدار یک سوءتفاهم جریانشناسانه قلمفرسایی میکنند.
🔹 ایران یک ژنوم یا خوشههایی از دیانایهای مشابه نیست. ایران چیزی در دسته اسطقسات نیست؛ مثلاً خاک، هوا، آب و آتش!! همینطور ایرانی بودن واجد آن ژنوم (و آن دیانای) یا در فلان خاک و هوا و آب و آتش بودن نیست. ایرانی بودن یعنی حامل معنا(یا معانی) خاصی بودن. از این رو است که ایرانی بودن/انیرانی بودنِ یک کس -در زبان باستان- جدای از دلالتش بر اصالت نژادی، گویای مشرب و مکتب و فرهنگ خاص آن کس بوده است. در این معنا اتفاقا «ملیت» بسیار شبیه به «امت» است(دیگر اشاره نکنم به آن بحث تکراری معنا واژگانی «ملت» و کتاب الملّة فارابی و ...).
🔸 مردم حول کلماتی(اقوال-باورها) مردم میشوند. تودههای پراکنده در نسبت خاصی با حقیقت است که گرد هم میآیند, هم داستان و هم سرنوشت میشوند و میشوند یک «ملت». عزمشان به آرمانهایی تعلق میگیرد و میشوند مردم، ملت.
🔹 ایران در طول تاریخ حامل معانی بلندی بوده است؛ عدل، قسط، دینداری و یزدانشناسی و خدامداری. قومیتهای مختلف حاضر در جغرافیای ارضی و معنایی ایران حول همین معانی «مردم» شدهاند و برای همین معانی هم پیکارها کردهاند. خونها دادهاند و ایران را لالهزار آزادگان و حقخواهان خواستهاند.
🔻 ایرانم ای از خون یاران لالهزاران
ای لالهزار بیخزان از خون یاران 🔺
🔸 مردمان ایران بر محور همین معانی قرآن خواندهاند و تفسیر کردهاند و در تاریخ آنچه آن را حق میدانستهاند - یعنی همین اسلام عزیز- بیش هر قومیت و جغرافیای دیگری مشارکت و مساهمت کردهاند. با همین مساهمتشان هم بوده است که امروز به بیان شاعر یمنی شعر «هذه ایران»، شدهاند رأس محور مقاومت. محور مقاومت اسلامی چیست جز همین معانی؟! نفی ظلم و رهاییبخشیدن به مستضعفان و شکرگزار خدا بودن و مطیع اوامر قدسی بودن... . اینها حقیقت محور مقاومت است. همین ارزشهای الهی والا بودهاند که ایران و ایرانی در طول تاریخ افتخار خدمتشان را داشته و بر محور خدمت به همین معانی مردم و ملت شده. امت اسلام هم بر همین محور امت شد و بیش از این خواهد شد. انشاءالله.
🔹 عمده کسانی که ملیت را در برابر امت قرار میدهند؛ پیش از هر خیانتی، ایرانی بودن را به ژنوم یا تصویری کارتپستالی از ایران باستان تقلیل میدهند. میخواهند رو به روی حقخواهی ایرانیان که امروز در «اسلامخواهیشان» متبلور است ایستادگی کنند، از قضا کارشان به تخلیه کردن مفهوم «ایرانیت» از معنا منجر میشود. نباید بازی اینها را خورد.
🔸 ایران اسلامی امروز فریادگر همان معانی بلندی است که ملت و امت ایران را از تکثر قومی به وحدتی ماهوی رسانده است. این وحدت ماهوی نامش امت است؟ ملت است؟ هر چه باشد به هر حال «وحدتی ماهوی» و «معنوی» است. نه وحدتی خاکی و نژادی و طینی.
✍ حمیدرضا میررکنی بنادکی
#یادداشت_اختصاصی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🫀 دل بايد...
✨ دلها بايد بزرگتر از حوادث، بزرگتر از توقّعها و بزرگتر از بازىها و شيطنتها باشد. گاهى دل ما، ظرفيت و تحمل آگاهى ما و مغز ما را ندارد. بسيارى از اطلاعات، ما را ضايع مىسازد و كينهها و يا تحقيرها و يا خودباختگىها و عشقهاى بىحساب را مىآفريند و يا غصّهها و حسرتها را بر دل مىنشاند.
👥 گاهى دل ما، ظرفيت برخوردهاى دوستان را ندارد. نمىتوانيم به دوست فرصت بدهيم و نمىتوانيم ريسك كنيم.
و گاهى دل ما، تحمّل دشمن و يا حوادث ناخوشآيند را ندارد. بهجاى موضعگيرى مناسب، به موقعيت مناسب فكر مىكنيم و همينكه نمىيابيم، غصّه مىخوريم و رنج مىبريم و از كار دست مىكشيم و آن را ناتمام مىگذاريم.
🌀 چون كه خودآگاهى ومرگآگاهى و دردآگاهى، در متن شادىها، امن ما را به هم مىزند و ما را مىشكند. همانطوركه تحوّل دنيا و محدوديت دنيا، رفاه و راحتى را مىگيرد.
✍🏻 #استاد_علی_صفاییحائری
📙 نامههای بلوغ
#نویسنده_متعهد
#معرفی_کتاب
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 سخنِ فانی در سکوتِ باقی
🔸 سخن آزمون حضور است؛ نَفَسی که از سکوت برمیخیزد و دوباره در سکوت فرو میرود. هر کلمه، اگر ریشه در حق داشته باشد، خویش را نابود میکند تا آن حقیقت آشکار شود که در پس او نهفته است. فناءِ سخن، خاموشی نیست، بلکه لحظهای است که زبان به مقصد میرسد و دیگر نیازی به خود نمیبیند. در این مقام، خاموشی، انکار گفتن نیست، شکفتن نهایی معناست؛ همان سکوت باقی که صدای درون حق است، بیهیچ واسطهٔ لفظ.
🔹 واژه در مسیر سلوک خود از نیستی میگذرد. در ابتدا، سکوتی است پر از امکان، رحم معنا. از درون آن، کلمه زاده میشود، چون نَفَسی از قلب وجود. سپس این کلمه مسیرِ خود را طی میکند؛ میخواهد بگوید، آشکار کند، برگیرد. اما چون به حقیقت خویش نزدیکتر میشود، درمییابد که خود حجابی از معناست، و چارهای جز ذوب شدن ندارد. این همان قوس رجعت است؛ بازگشت لفظ به مبدأش، بازگشت گفتار به سکوت، بازگشت انسان به مبدأ حضور.
🔸 سکوت باقی، نبود کلام نیست، حضورِ آن در مرتبهای دیگر است؛ حضوری بیشکل و بیواژه، اما آکنده از طنین. در آن ساحت، همهٔ واژهها گفته شدهاند، ولی زبان از گفتن تهی نیست؛ خاموشی، بسطیافتهٔ سخن میشود. در حقیقت، سکوت نه مقابل سخن بلکه کمالِ آن است: سکوتی که از دانایی زاده میشود، نه از جهل؛ فروبستن لبها از سر بینایی، نه از ناتوانی.
🔹 کلمهٔ حق، چون نوری است که در لحظهٔ تابش، خود را میسوزاند. هرچه حقانیت سخن بیشتر باشد، بقای آن در شکل ظاهری کمتر است؛ زیرا معنا نمیتواند تا ابد در قید لفظ بماند. آن لحظه که سخن از خود عبور میکند، حقیقت از پس آن تجلّی مییابد. گوینده به ساحت شنیدن فراخوانده میشود. انسان کامل نیز، چون سخن حق است، در پایان گفتار هستی فانی میشود و در سکوت باقی میماند.
🔸 اینچنین، عالم گفتار و سکوت خود یک دایره است: از سکوت به سخن و از سخن به سکوت بالاتر. هر کلمه که به نور حقیقت نزدیکتر شود، زودتر در او محو میگردد. آنگاه تنها معنا میماند؛ بیلفظ، بیصوت، اما حاضر، باقی، زندهتر از هر کلام.
✍🏻 جواد جعفری
#یادداشت_اختصاصی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
💔 دلتنگ آن بیان استواری هستیم که امیدبخش دل دوستان بود و وحشت شب و روز دشمنان.
#سید_حسن_نصرالله
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🎯 تا حالا ازشون درست استفاده میکردی؟
🔗 از طریق #ویراستاری و #علامتگذاری هم میتونید توضیحات بیشتری راجع به علائم نگارشی مطالعه کنید.
#گزارشات
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🐈 نویسندهها و گربهها
🖊️ برای قرنها خاصیت جذابگونهی گربهسانان انسانها را شیفتهی خود کرده است. بعد از انتشار اولین کتابم «هنرمندان و گربههاشان» در سال ۲۰۱۵، میخواستم رابطهی بین خلاقیت و گربهها را کشف کنم. به عنوان یک هنرمند و نویسنده، با کنکاش در زندگی نویسندگان، میدانستم همراهی آنها با گربهسانان قسمت مهمی از پازل است. برای نویسندهها، گربهها این قابلیت را دارند که بخش درونی و ضمیر ناخودآگاه نویسنده را روی کاغذ بیاورند. گربهها میتوانند همراه خوب و الهامبخشی برای داستانگویی یک نویسنده باشند. بهعلاوه، چیزی بهتر از گربهای که شبها روی پاهایتان (یا لپتاپتان) هنگام نوشتن خرخر میکند، وجود ندارد.
⬅️ در ادامه به برخی از نویسندگان که گربهها نقش مهمی در فرآیند نوشتن آنها داشتهاند میپردازیم:
❖ ارنست همینگوی
تعداد گربههایی که ارنست همینگوی از آنها نگهداری میکرد به بیست و سه عدد میرسید. او اسامی چهرههای شاخص زمان خودش را بر روی گربههایش میگذاشت. او جایی گفته است: «گربهها کاملاً صداقت عاطفی دارند. انسانها، به هر دلیلی، ممکن است احساسات خود را مخفی کنند، ولی گربهها هرگز.»
❃ خورخه لوئیس بورخس
خورخه لوئیس بورخس از رویکرد ادبی خود برای نامگذاری گربهی سفید مورد علاقهاش استفاده کرد. او اسم گربهاش را «Beppo» گذاشت.
✿ هاروکی موراکامی
گربهها همواره نقش مهمی در داستانهای هاروکی موراکامی داشتهاند. نویسندهی جنگل نروژی دو کتاب اول خود را در کافهای نوشت که به نام گربهاش نامگذاری کرده بود.
❖ استیونکینگ
قهرمانان گربهسان در داستانهای استیون کینگ نقش مهمی دارند. در تصویر، عکس تبلیغاتی او را برای فیلم چشم گربه که بر اساس چند داستان کوتاه این نویسنده ساخته شده است را میبینیم.
❃ دوریسلسینگ
دوریس لسینگ نویسندهی بریتانیایی برندهی جایزهی نوبل، بارها از علاقهی خود به گربهها -به ویژه گربهی خانگی خودش- نوشت.
✿ سیلویاپلات
سیلویا پلات با شعر «الا مسون و یازده گربهاش» پیشگام شد.
❖ مارکتواین
مارک تواین میگوید: «وقتی مردی گربهها را دوست دارد، بدون هیچ معرفیای دوست و رفیق من خواهد شد.»
❃ ژانکوکتو
ژان کوکتو میگوید: «من گربهها را دوست دارم، چون خانهام را دوست دارم. بعد از مدتی آنها روح و روان نمایان خانه میشوند.»
✿ آلبرکامو
حقیقت این است که آلبر کامو گربهای به نام «سیگارت» داشت که بیشتر ایدههای ابسورد خود را از او میگرفت.
#راهنمای_نویسندگی
#نویسندگی_خلاق
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚰️ تا لبهی مرگ رفت و برگشت!
⚰️ در ۲۸سالگی قرار بود اعدام بشه چشمبند بسته بودند و جلوی جوخهی آتش ایستاده بود تفنگها آماده شده بودند که ثانیه آخر، نامه عفو سلطنتی رسید! (داستایفسکی بعدها گفت اون چند لحظه برای همیشه روانش رو تغییر داد.)
🫀 صرع داشت و ازش الهام میگرفت!
در بسیاری از آثارش مثل «ابله»، شخصیتها دچار صرع هستن چون خودش هم دچار این حملات بود. باور داشت این بیماری لحظههایی از «وصال به ابدیت» بهش میده.
🎰 اعتیاد شدید به قمار داشت!
تمام پولهایی که از فروش رمانهاش درمیآورد رو توی قمار از دست میداد.
یه بار توی 28 روز، یه رمان به اسم قمارباز نوشت تا بدهیهاشو بده!
🧠 جزو اولین نویسندگانی بود که به اعماق روان انسان فرو رفت! روانشناسان بزرگی مثل فروید، نیچه، یونگ و حتی خود فروید گفت: «داستایفسکی چیزهایی از روان انسان فهمیده بود که روانکاوی قرنها بعد بهش رسید.»
#سرگذشت
#داستایفسکی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
⚙️ تو اگر محصولت را به غرب بدهی، غربی هستی.
🇮🇷 روی قالیِ ایرانی زندگی کنی و ناهار قرمه سبزی بخوری و وان یکاد آویزان کنی در آفیسِ دانشگاهت و شبِ جمعهها هم بروی دعای کمیل، انتهای کار با همهی این خواص می توانی ایرانی نباشی...
🔻مگر می توان چرخ دندهی ماشینی بود و آن ماشین را نفی کرد؟🔺
✍🏻 #رضا_امیرخانی
📙 نشت نشا
#متن_کوتاه
#معرفی_کتاب
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔸 بله، شما ممکن است در فلان تشکیلات، تصمیمگیر نباشید امّا میتوانید تصمیمساز باشید.
🔹 پس آرمانها را دنبال کنیم. من چند مصداق از مصادیق آرمانها را عرض کردم لکن فقط اینها نیست؛ بگردید در مجموعهی بیانات امام، در مجموعهی معارف انقلاب اسلامی، در مطالعهی دقیق قرآن و نهجالبلاغه، آرمانها را فهرست کنید، طبقهبندی کنید، دستهبندی کنید، روی اینها کار کنید و بر آرمانها ایستادگی کنید.
🔸 یعنی واقعیّتها نباید ما را از آرمانها دور کند؛ واقعیّتها باید مثل پلّکانی ما را به آرمانها نزدیک کند.
🔹 اگر یک واقعیّتِ مزاحمی هم پیدا شد، با آن مقابله کنیم، معارضه کنیم، از سر راه برداریم؛ آرمانخواهی یعنی این. البتّه نقطهی مقابلش -همانطور که عرض کردم- محافظهکاری است؛ یعنی با واقعیّتها بسازیم، بدش را هم قبول کنیم، خوبش را هم قبول کنیم، بهعنوان اینکه «چهکار میشود کرد، چارهای نداریم» بگذرانیم که خب، بدیهی است که سرنوشت یک چنین ملّتی به کجا خواهد رسید.
🗓️ بیانات در دیدار جمعى از دانشجویان
۱۳۹۴/۰۴/۲۰
#رهبر_نویسندگان
#نویسنده_متعهد
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh