17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😡 یک مصاحبه ... شناسی جدید
🤔 واقعا با دیدن این کلیپ دیگه حرفی نمی مونه .
این حجم از ندانستن و باز هم مدعی طرفدار بودن، باورکردنی نیست!
📌 به شبکه حقیقت بهائیت بپیوندید .
👇🍃👇
╭┅───────────┅╮
•''•❀🕊 حقیقت بهائیت🕊✾•''•
https://eitaa.com/joinchat/2826043392C5886680bfc
╰┅───────────┅╯
📣 محیطی آرام بر پایه علم و عقل در شناخت بهائیت
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔵نقش بیت العدل و بهائیان در وقایع اخیر
🔺وقتی دستور ترور و تخریب از «عکا» صادر میشود
🔹 فرقه ای انحرافی و صهیونیست، که ده ها سال مشغول توطئه علیه ملت ایران نی باشد ؛ از تاسیس ساواک در رژیم پهلوی، تا انجام اقدامات مسلحانه علیه مردم در دی ۱۴۰۴.
📌 به شبکه حقیقت بهائیت بپیوندید .
👇🍃👇
╭┅───────────┅╮
•''•❀🕊 حقیقت بهائیت🕊✾•''•
https://eitaa.com/joinchat/2826043392C5886680bfc
╰┅───────────┅╯
📣 محیطی آرام بر پایه علم و عقل در شناخت بهائیت
هدایت شده از 🌐 یادداشتها و اندیشههای علیرضا روزبهانی
هدایت شده از 🌐 یادداشتها و اندیشههای علیرضا روزبهانی
دفتر نمایندگی جامعه بهائی در سازمان ملل متحد (BIC) در همان روزها و هفتههای بحران، تلاش گستردهای برای لینکزدن اعتراضات داخلی به نمونههای حقوق بشری داشت.
این فعالیتها شامل موارد زیر بود:
تدوین گزارشهای مستند که اتهامات «نقض حقوق بشر علیه بهائیان» را بازتولید میکرد
ارائه مدارک و درخواست حمایت از قطعنامههای بینالمللی علیه ایران در موضوع «آزار دینی و تعقیب بهائیان»
تشدید فشار دیپلماتیک در مدار اروپایی و آمریکایی به فراخور روند اعتراضات داخل کشور
این ترکیب از «اعتراض خیابانی» و «پیکربندی حقوق بشری» را میتوان به مثابه یک الگوی عملیات چندسطحی تحلیل کرد که هدفش تسریع «آزادسازی عملیاتی و رسانهای جریان بهائیت» است.
۱۰. جمعبندی میانی بخش دوم
در این دوره از ناآرامیها، تشکیلات بهائیت با:
صدور پیامهای هماهنگی درونسازمانی، فعالسازی شبکه رسانهای و کاربران کلیدی، اجرای آموزشهای امنیت سایبری
روایتسازی به شکل قربانیمحور روانی، و پیوند دادن اعتراضات با دیپلماسی حقوق بشر، عملیاتی چندوجهی، سازمانیافته و هدفمند انجام داد تا علاوه بر «نفوذ و تأثیرگذاری» در جامعه مدنی، بتواند از تحولات بهرهبرداری سیاسی و رسانهای کند.
۱۱. الگوی کنش تشکیلاتی؛ تفکیک «فرد غیرسیاسی» و «سازمان سیاسی»
یکی از کلیدیترین نکات در تحلیل نقش بهائیت تفکیک سطح فردی از سطح تشکیلاتی است. در آموزههای رسمی، فرد بهائی مکلف به «عدم دخالت در سیاست» معرفی میشود، اما در عمل، تشکیلات بهائی در سطح ملی و بینالمللی، واجد رفتارهای مشخص یک کنشگر سیاسی است.
این الگو مبتنی بر واگذاری سیاست از فرد به سازمان است؛ بهگونهای که:
فرد از مسئولیت سیاسی مستقیم مبرا میشود، اما تشکیلات، کنش سیاسی را بهصورت متمرکز، حسابشده و کمهزینه پیش میبرد در نتیجه، تصویر «جامعهای منزوی و غیرسیاسی» در سطح خرد حفظ میشود، در حالی که در سطح کلان، سیاستورزی فعال جریان دارد.
۱۲. رفتار شبکهای در دیماه ۱۴۰۴؛ از خیابان تا پلتفرم
بررسی دادههای رفتاری در دیماه ۱۴۰۴ نشان میدهد که شبکههای همسو با تشکیلات بهائیت، بیش از آنکه در میدان خیابانی فعال باشند، در میدان روایت فعال بودند.
ویژگیهای این رفتار شبکهای عبارت بود از:
1. تولید سریع روایتهای اولیه بلافاصله پس از هر رخداد
2. برجستهسازی گزینشی تصاویر احساسی
3. همافزایی میان کاربران فارسیزبان خارجنشین و رسانههای وابسته
4. پرهیز از فراخوان مستقیم خشونت، اما تقویت فضای هیجانی
این الگو، با منطق «امنیت کنشگر – حداکثرسازی اثر» کاملاً همخوان است.
۱۳. تمایز اعتراض اجتماعی و اغتشاش هدایتشده
اعتراض اجتماعی، پدیدهای طبیعی و درونزا در هر جامعه است؛ اما آنچه در دیماه ۱۴۰۴ رخ داد، در بسیاری از مقاطع، از سطح اعتراض عبور کرد و به اغتشاش هدایتشده نزدیک شد.
نقش تشکیلات بهائیت در این گذار، نه آغازگری، بلکه جهتدهی و تشدید بود، از طریق:
تغییر گفتمان مطالبات اقتصادی یا اجتماعی به تقابل سیاسی، القای روایت «قیام سراسری» پیش از تحقق عینی آن
ایجاد دوگانه دائمی «مظلومیت مطلق / سرکوب مطلق» این فرآیند، اعتراض را از مسیر اصلاحطلبانه خارج و به مسیر بحرانساز سوق میدهد.
۱۴. پیوند سهلایهای: خیابان، رسانه، دیپلماسی حقوق بشر
نقطه ثقل نقشآفرینی تشکیلات بهائیت، ایجاد همزمانی هدفمند میان سه لایه بود:
۱. لایه میدانی : بازنمایی اغتشاشات محدود بهعنوان اعتراضات فراگیر ملی
۲. لایه رسانهای :
فعالسازی رسانهها و صفحات همسو برای:
بزرگنمایی تلفات، القای تداوم اعتراض اجتماعی و اغتشاش هدایتشده
اعتراض اجتماعی، پدیدهای طبیعی و درونزا در هر جامعه است؛
اما آنچه در دیماه ۱۴۰۴ رخ داد، در بسیاری از مقاطع، از سطح اعتراض عبور کرد و به اغتشاش هدایتشده نزدیک شد.
نقش تشکیلات بهائیت در این گذار، نه آغازگری، بلکه جهتدهی و تشدید بود، از طریق:
تغییر گفتمان مطالبات اقتصادی یا اجتماعی به تقابل سیاسی
القای روایت «قیام سراسری» پیش از تحقق عینی آن
ایجاد دوگانه دائمی «مظلومیت مطلق / سرکوب مطلق»
این فرآیند، اعتراض را از مسیر اصلاحطلبانه خارج و به مسیر بحرانساز سوق میدهد.
۳. لایه دیپلماتیک
ورود نهادهایی مانند BIC و شبکههای حقوق بشری برای:
صدور بیانیههای فوری و فعالسازی سازوکارهای فشار بینالمللی این پیوند، الگویی شناختهشده در جنگ نرم و فشار ترکیبی است.
۱۵. منطق «ریسک حداقلی – تأثیر حداکثری»
برخلاف گروههای رادیکال خیابانی، تشکیلات بهائیت از الگوی حداقل هزینه انسانی و حداکثر اثر سیاسی پیروی میکند.
این منطق شامل:
پرهیز از سازماندهی آشکار خیابانی، تمرکز بر روایت، نه رویارویی، انتقال هزینهها به بدنه اجتماعی غیرتشکیلاتی
هدایت شده از 🌐 یادداشتها و اندیشههای علیرضا روزبهانی
در روزهای منتهی به ناآرامیهای دی ۱۴۰۴، شبکههای بهائیت اقدامات هماهنگ و از پیش برنامهریزی شدهای را شروع کردند. سرنمونۀ بارز این هماهنگی، متن منتشرشده در سایت رسمی بهائی «ضیافت ۱۹ روزه» به تاریخ ۷ دی ۱۴۰۴ است. این سایت که پایگاه اصلی اطلاعرسانی تشکیلات بهائی است، پیام کوتاه اما سرشار از معنا و رمز را منتشر کرد:
«حفظ وحدت امر الهی محتاج نهایت هشیاری و مراقبت دائمی احبّاست. شرایط حساس کنونی، اقتضا میکند که همه احبّا با نهایت دقت و هماهنگی عمل کرده، از هر اقدامی که خطر تفرقه و سوءاستفاده دشمنان را به دنبال دارد، پرهیز نمایند.» در نگاه اول، این پیام میتواند صرفاً توصیهای آرامکننده در برابر تنش باشد،
اما نکات پنهان آن قابل توجه است:
تأکید بر «شرایط حساس» که ضمن تقدیر وضعیت، به نوعی هشدار تشریفاتی شباهت دارد که در تشکیلات بنیادین برای کنترل رفتار نیروهای درونی کاربرد دارد. فرمان به «هماهنگی» که نشاندهنده وجود سلسلهمراتب هدایتکننده و نیاز به وحدت فرماندهی است.
استفاده از واژه «دشمنان» که طبعاً میتواند کنایه به نهادهای حاکمیتی و سیستمهای قدرت رسمی داخل کشور باشد.
در واقع پیام «ضیافت ۱۹ روزه» به مثابه یک چراغ قرمز رسمی برای شروع عملیات هماهنگ داده شده، قلمداد میشود. این پیام همزمان با آغاز موج جدید اعتراضات خیابانی، با هدف «کنترل مسیر اعتراض»، «مدیریت افکار عمومی داخلی جامعه بهائی» و پیشگیری از «عدم انسجام و هرجومرج درونی» صادر شد.
اسناد رسمی و گزارشهای میدانی امنیتی
در اینجا، پس از تحلیل پیام «حفظ وحدت» و زمینهسازی تشکیلاتی، لازم است به اسناد رسمی و گزارشهای میدانی امنیتی اشاره شود که نشان میدهند:
وزارت اطلاعات با عملیات اطلاعاتی شبکه ۳۲ نفره بهائیت فعال در اغتشاشات را متلاشی کرده است.
سپاه ثارالله کرمان شبکه صهیونیستی بهائیت را که ارتباط مستقیم با سرپلهای آمریکا و اسرائیل داشت، دستگیر نموده است.
در یزد بیش از ۱۵۰ نفر از لیدرها و عناصر اصلی اغتشاشگران وابسته به فرقه بهائیت و سایر جریانهای ضدانقلاب شناسایی و بازداشت شدند.
این اسناد نهتنها جنبههای میدانی و امنیتی کنشهای فرقه بهائیت را تکمیل میکند، بلکه برای تحلیل جامعهشناختی–تشکیلاتی کاملاً ضروری است؛ چرا که نشان میدهد آنچه در پیامهای تشکیلاتی و رفتار رسانهای دیدهایم، در میدان واقعیت و عناصر خیالانگیز نیست بلکه بخشی از یک شبکه سازمانیافته و هدفمند بوده است.
۶. کنش رسانهای و شبکهای؛ ابزار اصلی در ناآرامیهای دی ۱۴۰۴
یکی از شاخصهای بارز عملیات بهائی در این مقطع، فعالیت گسترده و سازمانیافته در فضای مجازی است. به لحاظ ساختاری، رسانههایی مانند: «توانا»، «آسو»، و کانالها و صفحات رسمی و نیمهرسمی این جریان در پلتفرمهای اجتماعی همچون «ایکس» (توییتر)، اینستاگرام و تلگرام نقش بسیار مؤثری در تغییر روایتها، بزرگنمایی اعتراضات و حاضراندازی فشار روانی ایفا کردند.
مطالعات شبکههای اجتماعی نشان میدهد که
اقدامات کاربران کلیدی بهایی که بهطور مستمر و هماهنگ محتوا تولید میکنند، عبارت بودند از:
هزاران بازنشر و هشتگگذاری فعال
تأکید بر بازنمایی «قیام سراسری»
فعالیت در اطلاعرسانی و مواجههای با نیروهای امنیتی
پوشش خبری اعتراضات و پیوند اعتراض با مطالبات فراملی
در همین راستا، صفحات اینستاگرامی نظیر «نیلوفر بیضائی» و «شبنم طلوعی» نیز در روایتسازی نقش داشتند، بهویژه ارائه قالب قربانیمحور و نشان دادن اعتراضات بهعنوان نتیجه سرکوب بیرحمانه
۷. آموزش امنیت سایبری و آمادهسازی نیروی انسانی
از دیگر وجوه عملیات رسانهای بهائی در آن مقطع، ارائه تکنیکهای امنیت مجازی و راهکارهای دور زدن فیلترها بود. این اقدامات در قالب فایلهای آموزشی، ویدئوهای کوتاه و وبینارهای مخفی ارائه میشدند که به کاربران توصیه میکرد:
از فیلترشکنهای خاص استفاده کنند، در شبکههای با رمزنگاری بالا ارتباط بگیرند، محتوای خود را به سرعت پخش کنند تا از کنترل خارج نشود
این تدابیر نشاندهنده وجود طرحی منسجم برای «حفظ اطلاعات و جهتدهی پیامها» است که برخلاف حالت بینظمی و خودانگیختگی اعتراضات معمولی است.
۸. روایتسازی قربانیمحور؛ تاکتیک فرافکنی و افزایش همدردی
یکی دیگر از تاکتیکهای کلیدی، استفاده از الگوی «روایت قربانی» است.
این روایتسازی عبارت است از:
تصویرکردن معترضان عمدتاً بهائی یا همسو با این جریان به عنوان قربانی سرکوبهای بیرحمانه
مظلومنمایی و تلاش برای جذب حمایت بینالمللی و داخلی
ایجاد فضای روانی برای همبستگی گروهی فراتر از مرزهای ایران
این کارکرد روانی در عالم سیاست و مطالعات اجتماعی، بهعنوان ابزار فشار نرم و گذار به دیپلماسی حقوق بشری شناخته میشود.
۹. درجریان پروندهسازیهای حقوق بشری همزمان
هدایت شده از 🌐 یادداشتها و اندیشههای علیرضا روزبهانی
به همین دلیل، نقش این تشکیلات در اغتشاشات، اغلب در سطح تحلیل رسانهای و دیپلماتیک آشکار میشود، نه در آمار بازداشتهای خیابانی.
۱۶. شکاف درونتشکیلاتی و بحران مشروعیت نرم
در سالهای اخیر، نشانههایی از نارضایتی پنهان در میان برخی بهائیان نسبت به عملکرد بیتالعدل مشاهده میشود. محورهای اصلی این انتقادات عبارتاند از:
فاصله گرفتن از نصوص اولیه عدم مداخله سیاسی، تبدیل آموزه دینی به ابزار فشار سیاسی، فقدان شفافیت در تصمیمسازیهای کلان، برخورد سختگیرانه با هرگونه پرسش یا نقد دروندینی، اگرچه این شکاف هنوز سازمانیافته نیست، اما نشاندهنده فرسایشی آشکار خیابانی، تمرکز بر روایت، نه رویارویی، انتقال هزینهها به بدنه اجتماعی غیرتشکیلاتی
برآیند شواهد و تحلیلها نشان میدهد که:
1. تشکیلات بهائیت، بازیگری فعال در سطح جنگ روایتهاست
2. نقش آن در دیماه ۱۴۰۴، مؤثر بوده است
3. این نقشآفرینی، مبتنی بر تجربه، شبکه و برنامهریزی قبلی است
4. میان آموزههای اولیه بهائیت و عملکرد کنونی تشکیلات، تعارض معنادار وجود دارد
رفتار تشکیلات بهائیت در اغتشاشات دیماه ۱۴۰۴ را باید نه در قالب حضور خیابانی، بلکه در چارچوب کنش سیاسی غیرمستقیم، رسانهمحور و دیپلماتیک تحلیل کرد؛ الگویی که در فشارهای ترکیبی معاصر، نقشی تعیینکننده دارد.
هدایت شده از 🌐 یادداشتها و اندیشههای علیرضا روزبهانی
رفتارشناسی و نقش
تشکیلات بهائیت
در اغتشاشات دیماه ۱۴۰۴
تحلیل گفتمان + رفتار سازمانیافته
تحلیل نقشآفرینی تشکیلات بهائیت در اغتشاشات دیماه ۱۴۰۴، بدون اتکا به متون رسمی این فرقه، پیامهای تشکیلاتی، و رفتار واقعی شبکهای در میدان رسانه و اجتماع، نهتنها فاقد اعتبار علمی است، بلکه عملاً به بازتولید روایتهای ژورنالیستی یا امنیتی تقلیل مییابد. ازاینرو، این متن آگاهانه از داوریهای کلی و پیشفرضهای ایدئولوژیک فاصله گرفته و روش تحلیل گفتمان + رفتار سازمانیافته را مبنا قرار میدهد؛ به این معنا که ابتدا «آنچه خود بهائیت گفته است» بررسی میشود و سپس «آنچه عملاً انجام داده است».
۱. سیاستگریزی در بهائیت:
از توصیه اخلاقی تا معیار هویتی
در ادبیات اولیه بهائیت، سیاستگریزی نه بهعنوان یک راهبرد موقت، بلکه بهمثابه بخشی از هویت دینی تعریف شده است. در کتاب اقدس، که اصلیترین متن تشریعی بهائیت محسوب میشود، بهاءالله صراحتاً اطاعت از حکومت را واجب میداند:
«بر شما لازم است اطاعت حکومت را، چه که آن سبب انتظام امور و اطمینان نفوس است.»
(کتاب اقدس، بند ۹۵)
این عبارت، صرفاً توصیه به نظم اجتماعی نیست، بلکه بنیان فکری رابطه فرد بهائی با قدرت سیاسی را ترسیم میکند. در ادامه همین منطق، نزاع، مخالفت و تشبث سیاسی بهعنوان عامل اختلال در «نظم عالم» معرفی میشود.
سیاستگریزی معیار شناسایی بهائی
این خط فکری در آثار مفسران رسمی تثبیت میشود. اشراق خاوری، از چهرههای مرجع تفسیری بهائیت، در گنجینه حدود و احکام مینویسد:
«اهل بهاء مأمور به اطاعت از حکومت وقتاند و از هرگونه تشبث سیاسی منع شدهاند.»
اما نقطه اوج این سیاستگریزی، در آثار عبدالبهاء دیده میشود؛ جایی که سیاستگریزی به معیار شناسایی بهائی تبدیل میگردد:
«بهائی کسی است که در امور سیاسیه مداخله نکند و به اصلاح اخلاق و تربیت نفوس پردازد.»
(مکاتیب عبدالبهاء، ج ۲)
این عبارت از نظر جامعهشناسی دین اهمیت فوقالعادهای دارد، زیرا:
سیاستگریزی را از سطح «رفتار» به سطح «هویت» میبرد
هرگونه کنش سیاسی را معادل خروج از چارچوب دینی تعریف میکند
امکان تفسیر موسع یا تطبیقی را مسدود میسازد
عبدالبهاء در موارد متعدد، هرگونه ورود به منازعات سیاسی را عامل تفرقه دانسته و آن را مغایر با هدف وحدت عالم انسانی معرفی میکند.
۲. مسئله تفسیرناپذیری نص و بحران تغییر معنا
نکتهای که در تحلیل تحولات بعدی بهائیت حیاتی است، جایگاه «نص» در این فرقه است. برخلاف برخی ادیان که تفسیرپذیری تاریخی را میپذیرند، در ادبیات بهائی تأکید میشود که نصوص بنیادین، بهویژه آثار بهاءالله و عبدالبهاء، قابل نقض یا بازتعریف ماهوی نیستند.
با این حال، از دهه ۱۳۹۰ به بعد، شاهد نوعی جابجایی معنایی تدریجی در مفهوم سیاست هستیم؛ جابجاییای که نه با نفی نص، بلکه با «بازتعریف واژگان» صورت میگیرد.
۳. پیام ۱۲ اسفند ۱۳۹۱ بیتالعدل: نقطه عطف
در پیام بیتالعدل مورخ ۱۲ اسفند ۱۳۹۱، برای نخستین بار تمایز صریحی میان «سیاست» و «سیاست حزبی» ایجاد میشود. در متن پیام آمده است: «بهائیان از دخالت در سیاستهای حزبی و جناحی منع شدهاند، اما مشارکت در امور اجتماعی و مدنی که در جهت خیر عمومی است، ممنوع نیست.»
و در ادامه:
«شرکت در فرآیندهای اجتماعی، مشورتهای عمومی و حتی برخی سازوکارهای انتخاباتی، در تعارض با تعالیم بهائی نیست؛ مشروط بر آنکه به منازعات حزبی منجر نگردد.»
چرخش گفتمانی تمامعیار
این عبارات، از نظر تحلیلی، یک چرخش گفتمانی تمامعیار محسوب میشود. زیرا:
در نصوص اولیه، «امور سیاسیه» مطلق است، در این پیام، سیاست به «حزبی» تقلیل مییابد، نتیجه عملی آن، باز شدن دروازه کنش سیاسیِ کنترلشده است
به بیان دقیقتر، فرد بهائی همچنان غیرسیاسی معرفی میشود، اما تشکیلات، سیاست را مدیریت میکند.
۴. تمرکز قدرت و سیاستورزی تشکیلاتی
در این مرحله، باید به ساختار قدرت در بهائیت توجه کرد. بیتالعدل، بهعنوان عالیترین نهاد تشکیلاتی، تصمیمگیر نهایی در امور اعتقادی، اجتماعی و رفتاری است.
هرچند در آثار عبدالبهاء آمده است: «اعضای بیتالعدل ممکن است خطا نمایند»
اما در عمل: تصمیمات بیتالعدل غیرقابل نقد تلقی میشود و مخالفت با آن «نقض عهد» محسوب میگردد و خروج از تبعیت تشکیلاتی، طرد اجتماعی و اعتقادی در پی دارد
از منظر علم سیاست، این الگو واجد ویژگیهای حزب متمرکز، فراملی و ایدئولوژیک است؛ نه یک جامعه صرفاً دینی.
۵. زمینهسازی تشکیلاتی و پیام «حفظ وحدت» پیش از اغتشاشات