دارد از جایی بشارت های پنهان میدهد
بیشتر، نهج البلاغه، بوی قرآن میدهد
این اگر "جنات ُ تجری تحتها الانهار" نیست
پس چرا یک جرعه از آن، مرده را جان میدهد
این که معلوم است، از روز ازل علم علی
روی "لا یَرقی اِلَی ّ الطّیر" جولان میدهد
این همان ذکر است یعنی " نحنُ نزّلنا علی"
تا کتاب الله ناطق را به انسان میدهد
گوش کن فریاد اوصیکم بتقوی الله را
درد ها را با همین یک نسخه درمان میدهد
آخرت جای خودش، مردم، ولی هر حکمتش
کار دنیای شما را نیز سامان میدهد
مالک اشتر علی را خوب میفهمد نه ما
او که با سر پای فرمان علی جان میدهد
دید هرکس میثم تمار را بر دار گفت
عشق میبینی چه کاری دست انسان میدهد!
مکتب عشق است و شاگردیّ یک درس علی
منصب سلمان منّا را به سلمان میدهد
جرج جرداقِ مسیحی هم حواریّ علی است
این مسیحی با علی بوی مسلمان میدهد
آسمان، عدل علی را اشک میریزد هنوز
من که گفتم خطبه هایش بوی باران میدهد
عباس شاه زیدی
بسم الله
🔵خطای تاریخی ما در فهم #خطبه_قاصعه
خطبه قاصعه را خطبهی مهمی در زمینه اخلاق، بویژه درباره رذیلت تکبر میدانند که ریشه بسیاری از مفاسد اخلاقی است. البته در آن درباره حسد و برخی دیگر از مفاسد اخلاقی نیز سخن به میان آمده است. این درک از خطبه قاصعه، این خطبه را در ذیل اخلاق هنجاری تعریف میکند.
به نظر میرسد این خطبه در زمینه اخلاق هنجاری نیست بلکه به حیطه اخلاق کاربردی تعلق دارد و پاسخی است به این پرسش که چرا جامعه انسانی در طول تاریخ ادیان، نتوانسته است در اطاعت از مقام ولایت توفیق چندانی بیابد؟
البته امیرالمؤمنین علیه السلام ریشه این مشکل تاریخیِ انسان را به رذیلت تکبّر، حسد و ... برمیگرداند و به مناسبت حل این مشکلِ اخلاقِ اجتماعی، از رذیلت حسد و تکبر نیز سخن به میان آورده است.
یکی از قرائنی که برداشت دوم از خطبه قاصعه را تأیید میکند داستانهایی است که در خطبه قاصعه بدانها اشاره یا تصریح شده است: داستانهایی مانند داستان آدم و سجده نکردن ابلیس، داستان هابیل و قابیل، داستان موسی و فرعون، سرگذشت اولاد اسماعیل، سرگذشت انبیاء الاهی و مترفین و ... که حضرت در همه این داستانها به تکبر ابلیس، تکبر قابیل، تکبر فرعون و ... اشاره فرموده است. اتفاقا همین نیز باعث پیدایش و رشد این گمان شده است که خطبه قاصعه درباره تکبر سخن میگوید اما واقعیت این است که در همه این داستانها امیرالمؤمنین علیه السلام در صدد پاسخ به این سوال است که کدام رذیلت اخلاقی موجب نافرمانی ابلیس و قابیل و فرعون و ... از مقام ولایت شد؟!
👈از این هفته یکشنبهها از ساعت 19 و سی دقیقه در شبکه ولایت (برنامه بیان امیر)، خطبه قاصعه باچنین رویکردی شرح میشود. برنامه در کانال آپاراتِ شبکه ولایت قابل دسترسی است.
#با_معارف_نهج البلاغه239
https://eitaa.com/banahjolbalaghe
https://eitaa.com/joinchat/494927872Ca763d6564a
بسم الله
🔵ترجمه کلمه «مللتهم»
اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ مَلِلْتُهُمْ وَ مَلُّونِي وَ سَئِمْتُهُمْ وَ سَئِمُونِي
خداوندا من از ایشان ملول شدم و ایشان [نیز] از من ملول شدند و من از آنان به ستوه آمدم و آنان [نیز] از من به ستوه آمدند.
ضمیر «هم» در کلمه «مللتهم»، #منصوب_به_نزع خافض است نه مفعولبه چون اصلا کلمه «مللتُ» فعل لازم است نه #متعدی. #لغت
📘لغویان درباره این کلمه نوشتهاند: «مَلِلْتُهُ و مَلِلْت منه،... بَرِمْتُ به.» بنابراین ترجمه درست کلمهی «مللتهم» این است: «از آنها ملول شدم» چنانکه ترجمه درست کلمه «ملّونی» نیز این است: «از من ملول شدند». اتفاقاً کلمه «سئمت» نیز دقیقاً مانند کلمه «مللتُ» است!
❌مترجمان و شارحان نهج البلاغه غالبا این دو کلمه (مللتُهم و سئمتُهم) را متعدی انگاشته و برای کلمه «مللتهم» چنین ترجمههایی ارائه کردهاند: «من آنها را به ستوه آوردم» یا «من آنها را خسته کردم»!!
یکی از لغتپژوهان، خطای لغوی این مترجمان را از نظر عقیدتی نیز مورد اشکال قرار داده و نوشته است: «نادرستی آن ترجمهها به جهت کلامی از آن رو است که امیرالمؤمنین علیه السلام کسی را ملول نمیکند و به ستوه نمیآورد بلکه ملالت مردمان به واسطه خباثت خودشان است.» (رک: منصور پهلوان، فرهنگ واژگان نهج البلاغة)
✅بااینحال برخی مانند فیضالاسلام به دقت ترجمه کردهاند: «بار خدايا من از ايشان بيزار و دلتنگ شده ام و ايشان هم از من ملول و سير گشته اند»
#با_مترجمان_نهج، شماره 78
https://eitaa.com/banahjolbalaghe
لینک کانال↙️
https://eitaa.com/joinchat/494927872Ca763d6564a
بسم الله
🔵انجیلی برای همیشه
اهمیت #نامه_31 نهج البلاغه از دیدگاه آیت الله حسنزاده آملی
✍️این، وصیتی عام و تام است که حضرت امیر آن را برای فرزندش امام حسن علیهالسلام نگاشت و در آن همه انواع مواعظ و نصایح کافی و شافی و همه صنوف حکمت عملی وافی را جمع کرد. این نامه به عنوان یک دستور ارشادی برای هر مسلمان بلکه برای هر انسان کافی است. گویا حضرت از خویشتن خویش یک پدر مهربان برای همه بشریت، تجرید کرده یا اینکه از فرزندش حسن علیه السلام، فرزندی تجرید کرده برای همه فرزندان در همه سرزمینها. آنگاه نصایح را به گونهای تنظیم کرده و مواعظ را به گونهای منظم کرده که گویا انجیلی است برای هم امت اسلام. و نگارش این نامه به امام حسن اشارهای است به اینکه ایشان بعد از پدرشان زعامت امت را باید بر عهده بگیرند و مورد ظلم قرار بگیرند و بر کنار شوند یعنی امام مبشّر و منذری هستند بدون سلاح و بدون اقتدار.
📚 (منهاج البراعة ج 20 ، ص 3و 4)
✅(توضیح: کتاب منهاج البراعة شرح گرانسنگی بر نهج البلاغه است که توسط آیت الله میرحبیب الله خویی شروع شد و تا خطبه 229 نیز توسط ایشان شرح شد. از خطبه 229 تا پایان نامهها توسط آیت الله حسن حسزاده آملی شرح شده و بخش حکمتها توسط مرحوم محمدباقر کمرهای شرح شده است. آیت الله حسزاده این نکات را در شرح این نامه نوشتهاند.)
#با_شیفتگان_نهج البلاغه 63
https://eitaa.com/banahjolbalaghe
بسم الله
مایکل کوک محقق انگلیسی-آمریکایی، استاد دانشگاه پرینستون ۱۵سال از عمر خود را به پژوهش درباره امربه معروف و نهی از منکر اختصاص داد. اما او چرا عمر خودش را به نگارش این کتاب اختصاص داد؟
مایکل کوک در آغاز مقدمه کتابش, حادثه تکان دهنده اى را نقل مى کند که باعث نگارش این کتاب و معرفى نهاد امر به معروف و نهى از منکر, به جامعه غربى شده است.
حادثه از این قرار بود: کوک در یکى از روزهاى ماه سپتامبر 1988 در روزنامه اى مى خواند که در ایستگاه قطار شهرى شیکاگو زنى مورد تجاوز قرار مى گیرد; در حالى که آن زن از مردم کمک مى خواهد, همه عابران بى توجه از کنار این صحنه رد مى شوند. از میان ناظران تنها یک نفر براى دستگیرى مجرم با پلیس همکارى مى کند. آنچه در این حادثه مهم است, نه اصل تجاوز, بلکه عکس العمل رهگذران است.
نویسنده کتاب, پس از خواندن این خبر مى اندیشد: ما به نوعى وظیفه داریم دیگران را از ارتکاب کارهاى ناپسند بازداریم, اما به این نتیجه مى رسد که در دنیاى غرب, نامى براى این وظیفه وجود ندارد و تعبیر (امداد) هم از بیان آن نارسا است. ضمن آنکه فرهنگ غرب به تدوین کلى مواردى که باید آن را به کار برد و شرایطى که مى توان این وظیفه را ترک کرد, نپرداخته است.
مؤلف صادقانه اعتراف مى کند: خود در این مورد چیزى نمى دانسته تا اینکه در جریان پژوهش هاى اسلامى خود, از آن آگاه شده, و دریافته است اسلام نام و تعالیمى ویژه براى چنین وظیفه اى دارد. این حادثه جرقه اى بود براى اینکه وى این فریضه را موضوع تحقیق خود قرار دهد.
#با_معارف_نهج البلاغه240
بسم الله
🔵فتنه و عاقبت کسانی که با آن همکاری کردهاند
لَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى ضِلِّيلٍ قَدْ نَعَقَ بِالشَّامِ وَ فَحَصَ بِرَايَاتِهِ فِي ضَوَاحِي كُوفَانَ فَإِذَا فَغَرَتْ فَاغِرَتُهُ وَ اشْتَدَّتْ شَكِيمَتُهُ وَ ثَقُلَتْ فِي الْأَرْضِ وَطْأَتُهُ عَضَّتِ الْفِتْنَةُ أَبْنَاءَهَا بِأَنْيَابِهَا خطبه101
گویا با چشم خود سرآمد گمراهان را میبینم که از شام بانگ برآورده و پرچمهایش را در اطراف کوفه محکم نشانده است. پس وقتی که دهانش را بگشاید و افسارش را محکم به دست گیرد و جاپای خود را بر زمین محکم کند [آنهنگام است که] فتنه با دندانهای خودش فرزندان خودش را خواهد جَوید!
✍️اهالی شهر کوفه درر مرداب عملیات روانی معاویه چنان گیر کرده بودند که توانایی همکاری و همدلی با رهبر خود را از دست داده بودند. در چنین شرایطی امیرالمؤمنین علیه السلام آنان را از آینده فتنهای بیم میداد که این عملیات روانی، شروع پنهان و باورناپذیر آن فتنه بزرگ بود. به طور کلی حضرت درباره فتنهها فرموده است که فتنهها وقتی شروع میکنند باورناپذیرند و وقتی پایان مییابند و همه چیز را ویران ویران میکنند قابل درک میشوند (یُنکَرنَ مُقبلاتٍ و یُعرَفن مُدبِراتٍ خطبه 93).
کسانی هستند که در میدان اقدام و عملِ فتنههایی که توسط دشمن طراحی میشود، قرار میگیرند. حضرت، این عناصر را فرزندان فتنه نامیدهاند و هشدار دادهاند که فتنهها وقتی خودشان را تثبیت کردند، فرزندان خود را با دندانهای خودشان خواهند جوید! (فَإِذَا ... ثَقُلَتْ فِي الْأَرْضِ وَطْأَتُهُ عَضَّتِ الْفِتْنَةُ أَبْنَاءَهَا بِأَنْيَابِهَا)
#با_معارف_نهج البلاغه241
https://eitaa.com/banahjolbalaghe
https://eitaa.com/joinchat/494927872Ca763d6564a
بسم الله
ریزش یاران علی علیه السلام
وقتی علی علیه السلام نجاشی شاعر را به دلیل شرب خمر در ماه رمضان، تازیانه زد، نجاشی و طارق بن عبدالله که از یاران سرشناس علی علیه السلام بودند، شبانه از کوفه به سوی معاویه گریختند. معاویه از آنان استقبال کرد و طارق را ستود اما در پایان به او گفت: خوش آمدی ای مرد بزرگی که روزی لغزشی از تو سر زد و به پیروی از مردی فتنهبرانگیز [منظورش علی علیه السلام بود] پرداختی و ...!
طارق وقتی که دید معاویه به مردی به بزرگی علی علیه السلام توهین میکند، تحمل نکرد و خطابهای کوتاه در حضور بزرگان شام با این جمله شروع کرد: «اى معاويه من سخن مىگويم ولى مبادا سخنم تو را به خشم آورد.» (يا معاوية إني متكلم فلا يسخطك) و در ادامه به جانبداری از شخصیت علی علیه السلام پرداخت و گفت آن رزوها در رکاب امامی عادل و پرهیزگار بودم (بين يدي إمام تقي عادل مع رجال من أصحاب رسول الله)! بعد گفت: «همه کسانی که از او بریدند بدین روی از او بریدند که نتوانستند عدالت او را تحمل کنند» (فلم يكن رغبة من رغب عنهم و عن صحبتهم إلا لمرارة الحق)!
معاویه خشمگین شد اما مصلحت ندید خشمش را ابراز کند!
✅وقتی خبر این خطابه طارق به گوش امیرالمؤمنین رسید، حضرت فرمود: «لَوْ قُتِلَ أَخُو بَنِي نَهْدٍ يَوْمَئِذٍ لَقُتِلَ شَهِيدا: اگر این فرزند قبیله نهد در آن جا کشته شده بود، بیگمان در شمار شهیدان بود.»!
📚 الغارات (ط - القديمة)، ج2، ص: 374
#با_معارف_نهج البلاغه242
https://eitaa.com/banahjolbalaghe
https://eitaa.com/joinchat/494927872Ca763d6564a
بسم الله
🔵انسان و استعداد متکبر شدن
«وَ اسْتَعِيذُوا بِاللَّهِ مِنْ لَوَاقِحِ الْكِبْرِ كَمَا تَسْتَعِيذُونَ مِنْ طَوَارِقِ الدَّهْرِ» خطبه قاصعه 192
🔻«لواقح» به بادهایی میگویند که با انتقال گردهها به درختان ماده، موجب بارور شدن آنها میشوند.
🔻منظور از «لواقح الکبر» همه عواملی است که حتی به صورت مقدمه بعیده، جوانههای کبر را در انسان میرویاند.
✍️در تعبیر «لواقح الکبر» استعارهی زیبایی به کار رفته است. این استعاره یک استعاره تمثیلی است که خود دربرگیرنده تشبیههای متعددی است:
1️⃣«انسان» به درخت تشبیه شده است.
2️⃣«استعداد کبرخیزی در وجود انسان» به استعداد میوهدهی در درخت تشبیه شده است.
3️⃣«عوامل محیطی که کبرِ بالقوهی انسان را بالفعل میکنند» به بادهایی که درختان را به بار مینشانند تشبیه شده است.
از بین این تشبیهها، تشبیه دوم، تلنگر بیدارگر و تکاندهندهای است! به همان اندازه که درختْ توانش میوهدهی دارد، انسان نیز به همان اندازه توانش متکبر شدن دارد! همان طور که در وجود هر درختی هزاران میوه بالقوه نهفته است، در وجود هر انسانی نیز هزاران جوانه تکبر خفته است! عجب تشبیه معقول به محسوسی!
با تکیه بر همین مقدمه است که حضرت فرمود از عوامل تکبرآفرین چنان به خدا پناه ببرید که از حوادث روزگار!
#با_معارف_نهج البلاغه243
https://eitaa.com/banahjolbalaghe
https://eitaa.com/joinchat/494927872Ca763d6564a
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
تاثیر نهج البلاغه بر این مرد تازه مسلمان.
https://eitaa.com/banahjolbalaghe
بسم الله
🔵کتک زدن زنان توسط #خلیفه_دوم
✍️خلیفه دوم از زمان حیات پیامبر ص معتقد بود که نباید برای اموات گریست. وی بر اساس همین عقیدهی خودش زنانی را که برای اموات میگریستند کتک میزد ولی پیامبر همواره او را نهی میکردند و مانع از این کار او میشدند. وقتی زینب دختر/ دخترخوانده پیامبر رحلت کرده بود، خلیفه دوم زنانی را که در فراق او میگریستند، به باد کتک گرفت! ولی پیامبر مانع از این کار او شدند! فاطمه هم بر لب قبر خواهرش زینب میگریست و پیامبر با آستین لباسشان اشکهایش را میزدودند (یمسح عین فاطمة بثوبه رحمة لها)!(مسند احمد و مستدرک حاکم و ...)
وقتی رقیه دختر پیامبر رحلت کرد نیز خلیفه دوم مانع از گریستن زنان میشد، اما پیامبر او را نهی کردند! فاطمه نیز میگریست و پیامبر با دستشان اشکهایش را میزدودند!(سنن بیهقی)
😢علامه امینی نوشته است: زنانی که آن روز برای فرزند پیامبر گریه میکردهاند باید همان زنان و دختران و نزدیکان پیامبر بوده باشند! اما نمیدانم فاطمه صدیقه س، که او نیز آن روز از گریهکنندگان بود، از دست خلیفه دوم کتک خورد یا نخورد!! #فاطمیه
↩️پ ن:
خلیفه پس از رحلت پیامبر ص، نیز به این رویه ادامه داد. تا جایی که در روز وفات ابابکر، دختر ابابکر را، به زیر شلاق گرفت (شرح ابن ابیالحدید، ج 1 ص 181). در روز مرگ خالد بن ولید بازماندگان گریان او را چنان به زیر تازیانه گرفت که خمار از صورت یکی از آنها افتاد و هرچه مردم گفتند خمارش افتاد، خلیفه گفت: کسی که بر اموات بگرید، هیچ حرمتی ندارد(الغدیر، ج 6 ص 195)!
#مناسبتی شماره49
https://eitaa.com/banahjolbalaghe