و اگر زمان گذشت و ما دیگر هم را ندیدیم، باور کن که همیشه با یادت لبخند روی لبهایم مینشیند.🌺
یک ماتم بی انتها با چند کودک
دنیای ما شد نینوا با چند کودک
یکباره طوفان شد زمین پیچید درهم
بغضی که با غم شد رها با چند کودک
جای صدای خنده های کودکانه
فریادهای بی صدا با چند کودک
کیف و کتابی در میان دود وآتش
میسوخت بین شعله ها با چند کودک
دیدم به روی دفتری افتاده عکسی
یک رهبر بیادعا با چند کودک
زیبای من رنگ لباست آسمانی ست
پرواز کردی تا کجا با چند کودک
جنگ است و میدانم بهایش خون دلهاست
باشد قبول اما چرا با چند کودک؟
حالا معلم میشمارد دختران را
انگار جا مانده از آنها چند کودک !!
تاریخ ازاین پس با دل خون مینویسد
میناب شد کربوبلا با چند کودک
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#مدرسه_میناب
#شجره_طیبه
هدایت شده از به وقت شاعری
چقدر حال و هوای دلم غم انگیز است
بهار بی تو برایم، شبیه پاییز است
و روی پنجره ی صبح، گرد آه من است
چقدر دفترِ نمناک روی این میز است
برای سردی داغ نشسته در دل من
هزار رود چنان زندهرود ناچیز است
تو کوچ کردی و کوچه پر از هیاهو شد
غروب زخمی کوچت قیام تبریز است
قیام خون تو بر پا شد و قیامت کرد
چقدر بغض من از انتقام لبریز است
صدای حق وحقیقت نمیشود خاموش
چراغ روشن راهت ستاره آویز است
#اعظم_کلیابی
این کودک من مدافع قرآن است
هم پای پدر همیشه در میدان است
با مشت گره کرده خود معلوم است
او دختر با صلابت ایران است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#ابیات_حماسی
#پایداری_حماسه_ایثار
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
پشت نگاهم سرزمینی حیرتانگیز است
ابری نمیبارد ولی خاکش غزلخیز است
با یاد چشمت میسرایم یک غزل با عشق
اما ردیف و قافیه با غم گلاویز است
حال و هوای شعر من ابری و بارانی ست
حال و هوای شاعرش همرنگ پاییز است
مضمون تویی که بیتهایم با حضور تو
ایهام تلخی دارد و از شِکوِه لبریز است
پرپر زدم شاید بگویی دوستت دارم
پرپر زدم دیدم لبت درگیر پرهیز است
اعجاز دارد نور تو؛ پروانه خواهم شد
از پیله تا پروانگی راهی دلانگیز است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
تنم زخمی شده هر چند از زخم زبان هاتان
ندارم شکوه ای ، آری گلستان خار هم دارد
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#تک_بیت