4_5963190408321173145.mp3
3.4M
🔸 داستان شخصی که در روز غدیر ولایت حضرت علی (ع) را نپذیرفت!
🎙 استاد #عالی
🔰 راه سعادت
🦋قلم مست است در پسکوچهی این شعر دفتر هم
🦋شراب ناب میریزد به کاغذ جای جوهر هم
🦋مضامین بلندی ریخته در شعر کوتاهم
🦋که دارد واژهواژه از لب من میرود سر هم
🦋چگونه این منِ آلوده از او شعر بنویسم؟
🦋که نامش را نبرده بی وضو حتی پیمبر هم
🦋دم از عشقش زدن اندازهی این بی سر و پا نیست
🦋که جانش را فدای عشق او کردهست کوثر هم
🦋چگونه مدح آن شاه بلندآوازه را گویم؟
🦋که درماندهست طبع قاصرم از مدح قنبر هم
🦋خودِ مولا اگر یاری کند با گوشهی چشمی
🦋شکوفا میشود با یک اشاره نطق نوکر هم
🦋خدا از باء بسم الله خود تا سین والناسش
🦋نیاوردهست جز وصف علی یک حرف دیگر هم
🦋علی فرقان، علی برهان، علی حق و علی میزان
🦋علی راه و علی هادی، علی قاضی و داور هم
🦋علی حیدر علی صفدر علی رهبر علی سرور
🦋وصی و جانشین و نفس پیغمبر، برادر هم
🦋علی همبازی طفلان، علی تسبیح نخلستان
🦋علی پیروز میدان حنین و بدر و خیبر هم
🦋علی نان جوین میخورد و روی خاک میخوابید
🦋اگرچه بود با افلاک از خاک آشناتر هم
🦋غم مولا غم دین بود، تا بود آدم دین بود
🦋به دوشش پرچم دین بود و شد بی یار و یاور هم
🦋تمام زخمهایش تا که زهرا بود مرهم شد
🦋ولی زخمی که خورد از داغ او هرگز نشد مرهم
🦋علی راه سعادت بود و سد کردند راهش را
🦋درِ علم نبی بود و زدند آتش بر آن در هم
🦋علی را از میان راندند و خود با ناکسان ماندند
🦋نکردند اعتنا حتی به فرمان پیمبر هم
🦋علی امروز هم در غربت است آری، نمیبینی؟
🦋که غایب مانده از بی یاوری فرزند حیدر هم
🦋به احوال پریشان گرفتاران گیسویش
🦋که این نظمِ سراپا نقص روزی میخورد برهم
🦋گنهکارم ولی از عشق تو دم میزنم عمری
🦋تو هم فردا مرا با شیعیان خود بخر درهم
#علی_سلیمیان
از غدیر تا ظهور .mp3
1.59M
🎧 آنچه در #غدیر ابلاغ شد، از مراحل پیچیدۀ تاریخی عبور میکند و در عصر #ظهور محقق میشود.
#استاد_میرباقری
#قصّهدلبـری🌸💕
#قسمت49
آب دور بچه که کم میشد، مشخص نبود کجا میره...
هرکسی نظری میداد:
+آب به ریهش میره.
+اصلا هوا به ریهش نمیرسه.
+الان باید سزارین بشی.
دکترها نظر متفاوتی داشتن.
دکتری گفت:
+شاید وقتی به دنیا بیاد، ظاهر بدی داشته باشه!
چند تا از پزشکا گفتن:
+میتونیم نامه بدیم به پزشکی قانونی که بچه رو سقط کنی!
اصلا تسلیم چنین کاری نمیشدم، فکرش هم عذاب بود.
با علما صحبت کرد ببینه آیا حاکم شرع اجازه چنین کاری رو به ما میده یا نه!
اطرافیان تحت فشارم گذاشتن که:
+اگه دکترا این طور میگن و حاکم شرع هم اجازه میده بچه رو بنداز.
#قصّهدلبـری🌸💕
#قسمت50
خودت راحت، بچه هم راحت...
زیر بار نمیرفتم..!
میگفتم:
+نه پیش پزشک قانونی میام، نه پیش حاکم شرع.
یکی از دکتر ها میگفت:
+اگه منم جای تو بودم، تسلیم هیچ کدوم از این حرفا نمیشدم، جز تسلیم خود خدا.
میدونستم اون کسی که این بچه رو آفریده، میتونه نجاتش بده.
چون روحش تو این بچه دمیده شده بود.
سقط کردن رو قتل میدونستم، اگه تن به این کار میدادم، تا آخر عمر خودم و نمیبخشیدم.
اطرافیان میگفتن:
+شما جوونین و هنوز فرصت دارین.
با هرتماسی به هم میریختم.
حرف و حدیث ها کشنده بود.
🖤میثم در سال ۶۰ ه.ق. آخرین سفر را به مدینه رفت و با رسول خدا وداع نمود. پس از بازگشت به کوفه به دستور ابن زیاد دستگیر و زندانی شد. او را بر همان درختی دار زدند که حضرت علی (ع) خبرش را به او داده و نحوه شهادتش را گفته بودند؛ همانطور که امیرالمومنین علیه السلام بدو فرموده بود، چوبه دار میثم از دیگران کوتاهتر و نزدیک منزلش بود، سه روز پس از شهادت میثم، دوستانش جسد مبارکش را دفن و بعدها برایش مقبره ای بنا کردند که امروز در نزدیکی کوفه مشهور است.🖤
🖤۲۲ ذی الحجه سالروز شهادت میثم تمار گرامی باد