#نکته👌🌹
💫امیر المومنین علیه السلام:
فی شَهْرِ رَمَضَانَ بِکَثْرَهِ الِاسْتِغْفَارِ وَ الدُّعَاءِ فَأَمَّا الدُّعَاءُ فَیُدْفَعُ بِهِ عَنْکُمُ الْبَلَاءُ وَ أَمَّا الِاسْتِغْفَارُ فَیَمْحَی ذُنُوبَکُمْ
🍃در ماه رمضان بسیار #استغفار و #دعا کنید؛
زیرا با دعا از شما دفع بلا میشود و با استغفار گناهانتان پاک میگردد.👌
📚اصول کافی، ج۴، ص۸۸
#شبتون_مهدوی
─═ई✨🍃🌸🍃✨ई═─
اینجا🔚😍بانـــ🌸ـــوی خــ🎀ـــاص😌باش👇
🎀 @banoye_khaass 🎀
بانوی خاص🌹
🔗💜🔗💜🔗 ⚙ #مهارتهای_همسرداری ۲۴ فصل پنجم {اقتدار شکن
🔗💜🔗💜🔗
⚙ #مهارتهای_همسرداری ۲۵
فصل پنجم
{اقتدار شکن ها}
🔅اولین عامل اقتدارشکن از طرف خانواده زن، که خیلی مهمه «#دخالته». دخالت والدین زن یکی از #مهمترین عوامل طلاقه.
💢مثلا ممکنه یه مردی به خاطر مشغله ی کاری یه مدتی نتونسته همسرش رو به مسافرت ببره، پدرزن میاد و با دامادش صحبت میکنه و میگه: خیلی وقته به مسافرت نرفتین، اینجوری روحیه تون خراب میشه، حتما یه مسافرتی برین.
⭕️داماد میگه: الان وقتی برای مسافرت رفتن ندارم، پدر زن میگه: خب اگه شما وقتشو نداری، دخترم با ما بیاد.
♨️بعد اون مرد به خانومش میگه: بابات چیکار به این کارا داره که تو مسافرت رفتن ما هم دخالت میکنه؟ هر موقع وقت داشتم خودمون میریم. بعد خانوم میگه: مگه بابام بهت چی گفته، که میگی دخالت کرده؟ می خواسته بهت لطف کنه، اصلا خوبی به تو نیومده.
🔰نمونه هایی دیگه ای از دخالت والدین زن اینه که به دامادشون بگن: چرا ماشین نداری؟ چرا پس انداز نمی کنی؟ چرا خونتون رو نمی سازین؟ چرا فکر آینده تون نیستین؟ و ... .
👇👇👇👇👇👇
👆👆👆👆👆👆
🔅 دومین اقتدارشکن از طرف خانواده ی زن، «بی اعتنایی اونا به داماد». جالبه که بدونین مردا با یه دقت خاصی مواضع بی اعتنایی رو کشف میکنن و اونا رو به همسرشون بازخورد میدن.
💢 مثلا می گن: دیدی مادرت نیم ساعت با تو صحبت کرد، ولی احوال مارو نپرسید. برعکس مامانم وقتی که به خواهرم تلفن میکنه، بهش میگه: اول گوشی رو بده شوهرت احوالشو بپرسم.
❎ ما دیگه غریبه ایم آخرین کسی که خبرا رو می شنوه ماییم، تازه اونم از زبون مردم. نکنه از من می ترسین که خواستگار خواهرتون رو ازم پنهون می کنین.
💵 بابات وضع مالیش خیلی خوبه، ولی یه بار از من نپرسید: کار و بارت چطوریه؟ درآمدت خوبه؟ اگه کمک می خوای من هستم!! حتی اگه پدرت هم بگه ازش پولی نمی گیرم، ولی دوست داشتم یه بار تعارف کنه و بگه؛
🔴 چقدر دیشب رفتارشون سرد بود، حتی به استقبال یا بدرقه ی ما نیومدن، خوشحال نشدن که ما رفتیم، دقت کردی اگه ماه به ماه بهشون سر نزنیم به ما سر نمی زنن.
#اقتدار_شکن_ها{ بخش 6 }
[بحث مهارتهای همسرداری]
─═ई✨🍃🌸🍃✨ई═─
اینجا🔚😍بانـــ🌸ـــوی خــ🎀ـــاص😌باش👇
🎀 @banoye_khaass 🎀
Tahdir-(www.DaneshjooIran.ir) joze8.mp3
4.07M
💢✿❀ ﴾﷽﴿ ❀✿
🍃هرروز یک جزء از قرآن مجید
مهمـــان کتاب خداییم👌
#استادمعتزآقایی
#تلاوتجزءهشتم
#تحدیر
التماس دعا از همگی دوستان
─═ई✨🍃🌸🍃✨ई═─
اینجا🔚😍بانـــ🌸ـــوی خــ🎀ـــاص😌باش👇
🎀 @banoye_khaass 🎀
💡قرآن راه زندگی
✅راهکارهای#زندگیموفق
در#جزءهشتمقرآنکریم
─═ई✨🍃🌸🍃✨ई═─
اینجا🔚😍بانـــ🌸ـــوی خــ🎀ـــاص😌باش👇
🎀 @banoye_khaass 🎀
✨« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »✨
✫⇠ رمان زیبای
#پسرک_فلافل_فروش
📌زندگینامه شهید محمدهادی ذوالفقاری...🍃🌹
─═ई✨🍃🌸🍃✨ई═─
اینجا🔚😍بانـــ🌸ـــوی خــ🎀ـــاص😌باش👇
🎀 @banoye_khaass 🎀
بانوی خاص🌹
#پسرک_فلافل_فروش #قسمت3 گمنامی... اوایل کاربود؛حدود سال 1386 به سختی مشغول جمع آوری خاطرات شهی
#پسرک_فلافل_فروش
#قسمت4
#روزگار_جوانی(پدرشهید)
در روستاهای اطراف قوچان به دنیا آمدم. روزگار خانواده ی ما به سختی می گذشت. هنوز چهار سال ازعمر من نگذشته بود که پدرم را از دست دادم.سختی زندگی بسیار بیشتر شد. با برخی بستگان راهی تهران شدیم.
یک بچه یتیم درآن روزگار چه می کرد؟ چه کسی به او توجه داشت؟ زندگی من به سختی می گذشت. چه روزها وشب هایی که نه غذاداشتم ونه جایی برای استراحت. تااینکه با یاری خداکاری پیدا کردم. یکی ازبستگان ما از علما بود.او از من خواست که همراه ایشان باشم وکارهایش را پیگیری کنم.
تاسنین جوانی درتهران بودم ودرخدمت ایشان فعالیت می کردم. این هم کارخدا بود که سرنوشت ما را با امور الهی گره زد.
فضای معنوی خوبی درکار من حاکم بود. بیشترکار من درمسجد واین مسائل بود.بعداز مدتی به سراغ بافندگی رفتم.چندسال را در یک کارگاه بافندگی گذراندم.با پیروزی انقلاب به روستای خودمان برگشتم.با یکی از دختران خوبی که خانواده معرفی کردند ازدواج کردم وبه تهران برگشتیم.
خوشحال بودم که خداوند سرنوشت مارا درخانه ی خودش رقم زده بود!خدا لطف کرد وده سال درمسجد فاطمیه محله ی دولاب تهران به عنوان خادم مسجد مشغول فعالیت شدیم.
حضور درمسجد باعث شد که خواسته یاناخواسته دررشد معنوی فرزندانم تاثیر مثبتی ایجاد شود.
فرزند اولم مهدی بود ؛ پسری بسیار خوب و باادب، بعد خداوند به مادختر داد وبعد هم در زمانی که جنگ به پایان رسید، یعنی اواخر سال 1367 محمدهادی به دنیا آمد. بعد هم دو دختر دیگر به جمع خانواده ی ما اضافه شد.
روزها گذشت و محمدهادی بزرگ شد. در دوران دبستان به مدرسه ی شهید سعیدی در میدان آیت الله سعیدی رفت.
هادی دوره دبستان بود که وارد مصالح فروشی شدم وخادمی مسجد راتحویل دادم.
هادی ازهمان ایام باهیأت حاج حسین سازور که در دهه ی محرم در محله ی ما برگزار میشد آشنا گردید. من هم از قبل، با حاج حسین رفیق بودم. باپسرم دربرنامه های هیأت شرکت میکردیم.
پسرم بااینکه سن و سالی نداشت،در تدارکات هیأت خیلی زحمت میکشید.بدون ادعا و بدون سروصدا برای بچه های هیأت وقت می گذاشت.
یادم هست این پسرمن ازهمان دوران نوجوانی به ورزش علاقه نشان میداد. رفته بود چندتا وسیله ی ورزشی تهیه کرده و صبح ها مشغول می شد.
به میله ای که برای پرده کنار درب حیاط نصب شده بود بارفیکس می زد. بااینکه لاغر بود اما بدنش حسابی ورزیده شد...
منبع ؛ #پسرک_فلافل_فروش
زندگینامه #شهید_مدافع_حرم_محمدهادی_ذوالفقاری🌷
─═ई✨🍃🌸🍃✨ई═─
اینجا🔚😍بانـــ🌸ـــوی خــ🎀ـــاص😌باش👇
🎀 @banoye_khaass 🎀
#پسرک_فلافل_فروش
#قسمت5
#آن_روزها(راوی مادر شهید)
درخانواده ای بزرگ شدم که توجه به دین ومذهب نهادینه بود. ازروز اول به ما یادداده بودند که نباید گرد گناه بچرخیم.زمانی هم که باردار میشدم،این مراقبت بیشتر میشد.
سال 1367 بود که محمدهادی یاهمان هادی به دنیا آمد.اودرشب جمعه وچندروز بعداز ایام فاطمیه به دنیا آمد. یادم هست که دهه فجر بود. 13بهمن.
وقتی میخواستیم از بیمارستان مرخص شویم، تقویم رادیدم که نوشته بود؛شهادت امام محمدهادی(ع).
برای همین نام اورا محمدهادی گذاشتیم. عجیب است که اوعاشق ودلداده ی امام هادی (علیه السلام)شد و در شهر امام هادی(علیه السلام)، یعنی سامرا،به شهادت رسید.
هادی اذیتی برای مانداشت.آنچه میخواست راخودش به دست می آورد. ازهمان کودکی روی پای خودش بود.مستقل بار آمد واین، روی آینده ی زندگی اوخیلی تاثیر داشت.
زمینه ی مذهبی خانواده بسیار دراو تاثیرگذار بود. البته من اززمانی که این پسررا باردار بودم، بسیار درمسائل معنوی مراقبت میکردم وهرچیزی را نمیخوردم.
خیلی درحلال و حرام دقت میکردم. سعی می کردم کمتر بانامـحــرم برخورد داشته باشم.
آن زمان ما درمسجد فاطمیه بودیم وبه نوعی مهمان حضرت زهرا(علیه السلام).
من یقین دارم این مسائل بسیار درشخصیت او اثرگذار بود. هرزمان مشغول زیارت عاشورا می شدم،هادی ودیگر بچه ها کنارم می نشستند وبامن تکرار میکردند.
منبع #پسرک_فلافل_فروش
زندگینامه وخاطرات #طلبه_شهید_مدافع_حرم_محمدهادی_ذوالفقاری🌷
─═ई✨🍃🌸🍃✨ई═─
اینجا🔚😍بانـــ🌸ـــوی خــ🎀ـــاص😌باش👇
🎀 @banoye_khaass 🎀