رمان زیبا وهیجانی 🍃فدای بانوی دمشق 🍃
#پارت_51
صبح با اینکه خسته بودم ولی بیدار شدم و رفتم سمت اتاق داداش
عادتم شده بود
وقتی بیدار میشدم اولین کار این بود که میرفتم پیش داداش
دیدم بیداره و نشسته و سرشو بین دستاش گرفته
_داداشم؟
+جانم، کی بیدار شدی
_الان
داداش جونم چیزی شده؟
+سیده من میترسم تنها بفرستمت😔
_الهی من فدات بشم نگران نباش ☺️❤️
قول میدم نزارم اتفاقی برامون بیوفته
داداش میخوام قبل رفتنم بهت یه چیزی بگم
+جونم
_داداش من و ابجیا داریم به یک فرمول عجیب و خطرناک دست پیدا میکنیم میدونی اگه 80 درصد بشه یعنی جایزه ی نوبل؟ 😉
داداش قول بده به کسی نگی چون این فرمول خییییلی مهم و خطرناکه
+زینب خوشحالم بخاطر این پیشرفتت
به کسی نمیگم
فقط زینب خودتو توی دردسر نندازی باشه؟
_چشم نگران نباش ❤️
داداش خیلی ذوق دارم اگه این فرمول درست از آب در بیاد چه میشوددد😍
+ایشالا که همچی درست پیش بره
زینب آبجی من میدونم تو خیلی خانمی و مراقب خودت و دوستات هستی فقط از یک چیز نگرانم
_من فدات بشم از چی نگرانی؟
+خواهری میدونی که اونجا تهران نیست چجوری بگم.... اونجا پسر مزاحم زیاده🤦🏻♂
تازشم مثل اینجا نیست که با یک کتک کاری بیخیال بشن
آبجی من میترسم اونجا مزاحمتون بشن سه تا دختر تنها... آخه..
_ای من فدای داداش غیرتیم بشم
قول میدم کاری نشه باشه؟
قسم میخورم
اگه خدایه نکرده حتی یه خار به پای کسی بره من بهت میگم باشه؟
قربونت برم قول میدم مراقب باشیم
ما ایرانی هستمااا😎
جرئت نمیکنن بیاین سمتمون😜
+میدونستی همیشه بخاطر بودنت احساس آرامش میکنم☺️
همیشه بخاطر داشتنت خداروشکر میکنم
_زیاد ازم تعریف نکنااا پرو میشم😂😂
+عه😂😂😂
_راستی داداش واسه عروسی آماده ای؟
+اره🙈
زینب من مطمئنم تو هیچ وقت نمیتونی خواهر شوهر باشی چون از یک فرشته مهربون تری
خوش به حال فاطمه😂
_ای بابا اینقدر هم نیازنیست تعریف کنی ازم🤦♀😂
فاطمه عین خواهرمه
با خنده رفتیم توی حیاط که صبحانه بخوریم
مامانی و باباژون خونه نبودن 🤦♀
یه جا وسط وسط باغ پیدا کردم و سفره پهن کردیم
محمدحسین دنبالم کرد و من با کله افتادم رو چمنا😂
خیلی باحال بود
در همون هین که من داشتم لذت میبردم محمدحسین با یه لبخند خبیثانه حمله ورشد 😭😂
حالا واسه من دانشمند میشی آره؟؟ 😂
اخ مردم
این محمد حسین داره داماد میشه ولی هنوز ول کن این کاراش نیست 😆
_نه دیه اشتباه نکن من دامادم بشم بابای 6تا بچه هم بشم بازم تورو اذیت میکنم😂
فکر کنم بلند فکر کردم😄
_زینب یه چیزی بگم🙈
+بگو
_فکر کن من بابا بشم😍تو میشی عمه شون😍اوخودا
+ان شاءالله 😍😍محمد حسین دوست داری بچه اولتون دختر باشه یا پسر؟
_پسر🙄
وای زینب فکر کن بچه ی تو دختر باشه من واسه پسرم بیام خاستگاری😂😂
+چه خبره چه سریع ام میره جلو
تازشم فکر کن یکم من بچه دار بشم تو دایی میشی😍🙄
_به به پس دخترتو به پسرم میدی
+باز رفتی تو فاز خیالات هاا برو بچه پرو😂
_میدی؟
+اگه مثل خودت باشه میدم😂
_پس تربیتش با من تا مثل خودم بشه
بیا بیا صبحونه بخور که باز توهم زدی😂🤦♀
عجب داداش باحالی دارم از الان به فکر اینه که بیاد خاستگاری واسه پسرش😂
ادامه دارد.... 😍
🌸به قلم سیده بیضایی🌸
‼️کپی با ذکر نام نویسنده و آیدی کانال آزاد‼️