eitaa logo
🇮🇷برای ایران
575 دنبال‌کننده
4.5هزار عکس
4.5هزار ویدیو
9 فایل
امیرالمومنین(ع): اگر از وطن خود که دار اسلام است دفاع نکنید و اگر همراه با من آماده پیکار با دشمن نشوید، پس از من با کدام رهبر، آماده پیکار با دشمن خواهید شد؟ #وَمارَمَيتَ_إِذرَمَيتَ #برای_ایران 🟧ارتباط با ادمین : @sarbaz_3113
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تیترینو
📌 پایان یافت، نه! 🔻در طول تاریخ اسلام، همیشه دو جریان در برابر هم ایستاده‌اند: جریان حق که به دنبال رشد، عدالت و پیشرفت امت بوده، و جریان تحجر که با تفسیرهای بسته و منافع شخصی، مانع حرکت جامعه شده است. از دوران صدر اسلام تا امروز، هرگاه ملت‌ها برای عدالت و حقیقت قیام کرده‌اند، گروهی در لباس دلسوزی، اما در عمل برای حفظ جایگاه خود، در برابر این حرکت ایستاده‌اند. 🔻تحصن‌های دیروز و امروز، امتداد همان تفکری است که در برابر تحول، آگاهی و حرکت جامعه به سمت رشد مقاومت می‌کند. ☑️سال‌ها پیش، گروهی از نمایندگان مجلس ششم، به جای همراهی با مردم، پشت درهای مجلس تحصن کردند تا مسیر کشور را به نفع خود تغییر دهند. امروز هم، صحنه‌ای مشابه را مقابل مجلس می‌بینیم؛ جریانی که خود را مدافع انقلاب معرفی می‌کند، اما در حقیقت، نه به انقلاب پایبند است و نه به مصالح کشور و امت اسلامی. 🔻اما ماجرا فراتر از چند نفر متحصن است. ماجرا مربوط به کسانی است که پشت این طایفه سال‌هاست در تاریکی برای بازگرداندن گذشته‌ای پر از امتیازات ویژه تلاش کرده، امروز با فریب افکار عمومی، خود را در هیبت مدافع جمهوریت نشان می‌دهد. 🔻 این همان جریانی است که در قدرت، تحکم می‌کند و در بی‌قدرتی، غوغا به راه می‌اندازد. ، همیشه با نقاب‌های مختلف ظهور می‌کند. گاهی در لباس دین، گاهی با شعار دموکراسی، اما ماهیت آن یکی است: ایستادن در برابر اراده ملت، مصادره حقیقت به نفع جناحی خاص و تلاش برای تحمیل قرائتی بسته از حکومت و سیاست. 🔻این روزها، برخی که خود را وارثان انقلاب می‌دانند، به‌جای پذیرش حق و عمل به تکالیفشان، در کوچه و خیابان تحصن می‌کنند، درست همان‌گونه که متحجران تاریخ، در برابر تصمیمات پیامبر و امامان ایستادند. اما تاریخ نشان داده است که امتداد راه حق، به دست بصیران و صابران ادامه می‌یابد و آنان که با ابزار تحجر به دنبال انحراف مسیرند، در نهایت در زباله‌دان تاریخ جای می‌گیرند. ✍ |حقیقت، کِتمان نمی‌شود‌‌| ◻️کانالِ خبری | تحلیلی | سرگرمی تلگرام | ایتا | روبیکا | بله | اینستاگرام 📡 @Titrinoo
📍تحلیل | ائتلافِ ناگفته! آن‌چه جمهوری اسلامی را در برابر دشمنان داخلی و خارجی مقاوم کرده، نه صرفاً ساختار سیاسی آن، بلکه ولایت فقیه به‌عنوان قلب تپنده و ستون استوار این نظام است. اما جالب آن‌جاست که دو جریان ظاهراً متضاد و در یک نقطه به اشتراک می‌رسند: پروژه‌ی عبور از ولایت. 🔸متحجران معمولاً با ظاهر مذهبی، ادعای انقلابی‌گری، و تکریم ظاهری رهبر وارد میدان می‌شوند. اما کافی‌ست ولی فقیه سخنی بگوید که خلاف رأی و فقه شخصی آن‌ها باشد؛ آن‌جاست که چهره‌ی واقعی‌شان نمایان می‌شود. ولایت را تا جایی قبول دارند که تابع اجتهاد بسته‌ی خودشان باشد. شهید مطهری این جماعت را بزرگ‌ترین خطر برای اسلام می‌دانست: «تحجر، دین را از درون می‌خورد؛ خطرناک‌تر از مارکسیسم و لیبرالیسم!» (مجموعه آثار، ج ۲۴) 🔸در سوی دیگر، اصلاح‌طلبی‌ای قرار دارد که با نقاب عقلانیت و آزادی، در پی تقلیل ولایت فقیه به نهادی تشریفاتی است. پروژه‌ی آن‌ها نه درگیری مستقیم، بلکه سکولاریسم خزنده است؛ حذف تدریجی نظارت دین از سیاست، از طریق رسانه، دانشگاه و قانون. از تز «چرخش نخبگان» تا «نظارت بر رهبری»، همگی در ظاهر جمهوریت را تقویت می‌کنند، اما در عمل، امامت امت را به رأی اکثریت نسبی تقلیل می‌دهند. 👈نتیجه‌اش می‌شود انقلاب بی‌صاحب؛ نه اسلامی می‌ماند، نه جمهوری. شهید بهشتی در این‌باره می‌گفت: «آن‌که ولایت را می‌خواهد تا خودش را پیاده کند، نه ولایت را فهمیده و نه انقلاب را.» (سخنرانی در حسینیه ارشاد، ۱۳۵۸) تحجر می‌خواهد ولایت را درونی و بی‌اثر کند؛ اصلاحات می‌خواهد آن را بیرونی و زائد جلوه دهد. در نهایت، هر دو به یک نقطه می‌رسند: ولایت بی‌ولایت فقیه. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، نظام اسلامی به پوسته‌ای تبدیل می‌شود که محتوایش به‌نفع لیبرالیسم مصادره شده است. تهدید اصلی، نه فقط از بیرون مرزها، که از این ائتلاف خاموشِ دو جریان به‌ظاهر متضاد می‌آید. همان‌ها که در فتنه‌ها، دوشادوش هم در میدان‌اند، اما یکی با عمامه، دیگری با کراوات. ✍شاگرد کوچک رسانه؛ |يجاهدون‌في‌سبيل‌الله‌ولا‌يخافون لومة‌لائم| ▫️سربازانقلاب▫️ 🆔@nofoz_shenasi👈
📍تحلیل | ائتلاف ناگفته؛ از تا (قسمت دوم؛ ۲ /۳) رهبری فرمودند جنگی در کار نیست و دشمن قدرت و جرأت حمله‌ی نظامی به ما را ندارد، اما در عین حال از فتنه‌ای قریب‌الوقوع سخن می‌گویند، باید دانست که این فتنه، برخلاف تصور، فتنه‌ای چند وجهی است که از دل جامعه خودمان و از شکاف‌های داخلی و ائتلاف‌های مرموز بوجود خواهد آمد. 👈 این فتنه، نه با سلاح، بلکه با تحریف، تردید و تفرقه به قلب باور مردم شلیک می‌کند. و این‌جاست که دو جریان، با تمام تفاوت‌های ظاهری‌شان، در نقش آتش‌بیار فتنه‌ی پیش رو ظاهر می‌شوند: و ... 🔸جریانی که به نام دین، ولایت را فقط تا زمانی قبول دارد که فرامینش مطابق نظرات خودشان باشد. وقتی رهبری از حکمرانی اسلامی، تمدن نوین، یا دیپلماسی عزتمندانه سخن می‌گوید، اینان یا سکوت می‌کنند یا لب‌خند تلخ می‌زنند. این جریان، ولایت را می‌خواهد، اما نه در میدان عمل؛ بلکه برای کانالها و محافل و سخنرانی‌ها و نمایش های ظاهری. نمونه‌ی عینی و مصداق روشنش را می‌توانید در حذف و نادیده گرفتن کامل فرمایشات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان در همین ماه مبارک رمضان سال جاری، جستجو کنید که بطور عجیبی در کانال‌های این جماعت حتی حرفی از آن کار نشد!! شهید مطهری درباره این خطر می‌نویسد: «این‌ها دیندارند، اما جرئت تحول ندارند. با تحرک اسلام انقلابی بیگانه‌اند، و ترجیح می‌دهند اسلام، ساکت و درون‌گرا بماند.» 🔸در سوی دیگر، جریانی‌ست که با نام جمهوریت، عملاً مسیر «سکولاریسم» را می‌پیماید. ولایت فقیه را مانعی در برابر توسعه‌ی مدل غربی می‌بیند و تلاش می‌کند جایگاه رهبری را از مهندسی کلان انقلاب به نظارت تشریفاتی تقلیل دهد. آنان با واژگان فریبنده‌ای چون «اصلاح ساختار»، «دموکراسی دینی» و «نقد قدرت» به‌دنبال استحاله نظام از درون‌اند. شعار انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است از حلقوم همین طایفه بیرون آمد. و اما تلاقی شوم: این دو جریان، هرچند به ظاهر متضادند، اما در یک پروژه به هم می‌رسند: پروژه‌ی عبور از ولایت. می‌خواهد ولایت را بی‌اثر کند؛ا هم می‌خواهد ولایت را بی‌معنا کند؛و تیجه‌ی هر دو؟ فتنه‌ای نرم، خزنده، با نقاب مصلحت و منطق. شهید بهشتی پیش‌بینی کرده بود: «فتنه‌گران آینده، نه از بیرون، که از میان خودی‌ها خواهند آمد. با ادبیاتی موجه، اما نیتی فاسد.» 👈پس باید دانست: جنگ آینده، جنگ گلوله نیست؛ جنگ روایت‌ها و مرجعیت‌هاست. و آن‌که بتواند رهبری را از ذهن مردم بیندازد، حتی اگر فریاد "یاحسین" بزند یا از جمهوریت دم بزند، در نهایت آتش فتنه را روشن کرده است. ادامه دارد... ✍شاگرد کوچک رسانه؛ |يجاهدون‌في‌سبيل‌الله‌ولا‌يخافون لومة‌لائم| @barayeiran_3113
📍تحلیل | ائتلافِ ناگفته! (قسمت اول؛ ۱ / ۳) آن‌چه جمهوری اسلامی را در برابر دشمنان داخلی و خارجی مقاوم کرده، نه صرفاً ساختار سیاسی آن، بلکه ولایت فقیه به‌عنوان قلب تپنده و ستون استوار این نظام است. اما جالب آن‌جاست که دو جریان ظاهراً متضاد و در یک نقطه به اشتراک می‌رسند: پروژه‌ی عبور از ولایت. 🔸متحجران معمولاً با ظاهر مذهبی، ادعای انقلابی‌گری، و تکریم ظاهری رهبر وارد میدان می‌شوند. اما کافی‌ست ولی فقیه سخنی بگوید که خلاف رأی و فقه شخصی آن‌ها باشد؛ آن‌جاست که چهره‌ی واقعی‌شان نمایان می‌شود. ولایت را تا جایی قبول دارند که تابع اجتهاد بسته‌ی خودشان باشد. شهید مطهری این جماعت را بزرگ‌ترین خطر برای اسلام می‌دانست: «تحجر، دین را از درون می‌خورد؛ خطرناک‌تر از مارکسیسم و لیبرالیسم!» (مجموعه آثار، ج ۲۴) 🔸در سوی دیگر، اصلاح‌طلبی‌ای قرار دارد که با نقاب عقلانیت و آزادی، در پی تقلیل ولایت فقیه به نهادی تشریفاتی است. پروژه‌ی آن‌ها نه درگیری مستقیم، بلکه سکولاریسم خزنده است؛ حذف تدریجی نظارت دین از سیاست، از طریق رسانه، دانشگاه و قانون. از تز «چرخش نخبگان» تا «نظارت بر رهبری»، همگی در ظاهر جمهوریت را تقویت می‌کنند، اما در عمل، امامت امت را به رأی اکثریت نسبی تقلیل می‌دهند. 👈نتیجه‌اش می‌شود انقلاب بی‌صاحب؛ نه اسلامی می‌ماند، نه جمهوری. شهید بهشتی در این‌باره می‌گفت: «آن‌که ولایت را می‌خواهد تا خودش را پیاده کند، نه ولایت را فهمیده و نه انقلاب را.» (سخنرانی در حسینیه ارشاد، ۱۳۵۸) تحجر می‌خواهد ولایت را درونی و بی‌اثر کند؛ اصلاحات می‌خواهد آن را بیرونی و زائد جلوه دهد. در نهایت، هر دو به یک نقطه می‌رسند: ولایت بی‌ولایت فقیه. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، نظام اسلامی به پوسته‌ای تبدیل می‌شود که محتوایش به‌نفع لیبرالیسم مصادره شده است. تهدید اصلی، نه فقط از بیرون مرزها، که از این ائتلاف خاموشِ دو جریان به‌ظاهر متضاد می‌آید. همان‌ها که در فتنه‌ها، دوشادوش هم در میدان‌اند، اما یکی با عمامه، دیگری با کراوات. @barayeiran_3113
📍تحلیل | ائتلاف ناگفته؛ از تا (قسمت دوم؛ ۲ /۳) رهبری فرمودند جنگی در کار نیست و دشمن قدرت و جرأت حمله‌ی نظامی به ما را ندارد، اما در عین حال از فتنه‌ای قریب‌الوقوع سخن می‌گویند، باید دانست که این فتنه، برخلاف تصور، فتنه‌ای چند وجهی است که از دل جامعه خودمان و از شکاف‌های داخلی و ائتلاف‌های مرموز بوجود خواهد آمد. 👈 این فتنه، نه با سلاح، بلکه با تحریف، تردید و تفرقه به قلب باور مردم شلیک می‌کند. و این‌جاست که دو جریان، با تمام تفاوت‌های ظاهری‌شان، در نقش آتش‌بیار فتنه‌ی پیش رو ظاهر می‌شوند: و ... 🔸جریانی که به نام دین، ولایت را فقط تا زمانی قبول دارد که فرامینش مطابق نظرات خودشان باشد. وقتی رهبری از حکمرانی اسلامی، تمدن نوین، یا دیپلماسی عزتمندانه سخن می‌گوید، اینان یا سکوت می‌کنند یا لب‌خند تلخ می‌زنند. این جریان، ولایت را می‌خواهد، اما نه در میدان عمل؛ بلکه برای کانالها و محافل و سخنرانی‌ها و نمایش های ظاهری. نمونه‌ی عینی و مصداق روشنش را می‌توانید در حذف و نادیده گرفتن کامل فرمایشات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان در همین ماه مبارک رمضان سال جاری، جستجو کنید که بطور عجیبی در کانال‌های این جماعت حتی حرفی از آن کار نشد!! شهید مطهری درباره این خطر می‌نویسد: «این‌ها دیندارند، اما جرئت تحول ندارند. با تحرک اسلام انقلابی بیگانه‌اند، و ترجیح می‌دهند اسلام، ساکت و درون‌گرا بماند.» 🔸در سوی دیگر، جریانی‌ست که با نام جمهوریت، عملاً مسیر «سکولاریسم» را می‌پیماید. ولایت فقیه را مانعی در برابر توسعه‌ی مدل غربی می‌بیند و تلاش می‌کند جایگاه رهبری را از مهندسی کلان انقلاب به نظارت تشریفاتی تقلیل دهد. آنان با واژگان فریبنده‌ای چون «اصلاح ساختار»، «دموکراسی دینی» و «نقد قدرت» به‌دنبال استحاله نظام از درون‌اند. شعار انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است از حلقوم همین طایفه بیرون آمد. و اما تلاقی شوم: این دو جریان، هرچند به ظاهر متضادند، اما در یک پروژه به هم می‌رسند: پروژه‌ی عبور از ولایت. می‌خواهد ولایت را بی‌اثر کند؛ هم می‌خواهد ولایت را بی‌معنا کند؛و نتیجه‌ی هر دو؟ فتنه‌ای نرم، خزنده، با نقاب مصلحت و منطق. 👈پس باید دانست: جنگ آینده، جنگ گلوله نیست؛ جنگ روایت‌ها و مرجعیت‌هاست. و آن‌که بتواند رهبری را از ذهن مردم بیندازد، حتی اگر فریاد "یاحسین" بزند یا از جمهوریت دم بزند، در نهایت آتش فتنه را روشن کرده است. ادامه دارد... سید فخرالدین موسوی @barayeiran_3113
📍تحلیل | ائتلاف ناگفته؛ وقتی و ، دست در دست هم می‌دهند (قسمت سوم؛ ۳/۳) مرور سه فتنه‌ی کلیدی در تاریخ جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که هرگاه کشور در معرض یک بحران سیاسی-اجتماعی قرار گرفته، دو جریان به ظاهر متضاد، عملاً به هم‌افزایی خطرناک دست زده‌اند: و بررسی دقیق این ائتلاف نانوشته، ما را به یک هشدار عمیق راه می‌برد: فتنه‌ی آینده، تکرار همین الگو اما با ادوات پیچیده‌تر است. 🔸در فتنه‌ی ۸۸، جریانی که سال‌ها با شعار اصلاحات به‌دنبال استحاله درونی نظام بود، در بزنگاه انتخابات، با زیر سؤال بردن سلامت سازوکار جمهوری اسلامی، اصل نظام را نشانه گرفت. شعار "رأی من کو؟" به سرعت به "انتخابات آزاد بدون نظارت استصوابی" و سپس به "مرگ بر اصل ولایت فقیه" تبدیل شد. 🔸اما در این میان، جریان تحجر چه کرد؟ 👈سکوت کرد؛ چون با جمهوریت نسبتی نداشت. برخی از آن‌ها حتی موضع‌گیری نکردند یا گفتند «ما در این دعوا بی‌طرفیم»، چون با اصل انتخابات نیز مسئله داشتند. و مهم‌تر از همه، نسبت به هتک حرمت عاشورا و شکسته شدن حریم ولایت، واکنشی در سطح قاعده نداشتند. 👈در حقیقت، یکی به بهانه جمهوریت تا مرز براندازی رفت، دیگری به‌نام دیانت، میدان را خالی کرد. 🔸در اعتراضات آبان ۹۸، جرقه‌ی گرانی بنزین شعله‌ی اعتراضات را روشن کرد. این فتنه برخلاف ۸۸، لزوماً از نخبگان سیاسی آغاز نشد، بلکه محصول شکاف اجتماعی، فشار اقتصادی و بی‌اعتمادی انباشته‌شده بود. 👈اما چه شد که این بحران، به یک فتنه تمام‌عیار تبدیل شد؟ اصلاح‌طلبان به‌جای دعوت به آرامش، پشت واژه‌هایی مثل «اعتراض به‌حق» پنهان شدند و عملاً فضا را تشدید کردند. تحجرگرایان نیز، به‌جای ورود میدانی و روشنگری توده‌ها، این اتفاقات را "نتیجه دنیازدگی مردم" دانستند و عملاً از صحنه بیرون رفتند. (متن سخنرانی لیدرهای این جریان موجود است) نتیجه؟ بی‌اعتمادی گسترده، پمپاژ ناامیدی، و فرصت‌سازی برای دشمن. 🔸ماجرای مرگ مهسا امینی، بهانه‌ای شد برای اجرای یک پروژه‌ی ترکیبی. این بار دشمن در رسانه، روان، فضای مجازی، سلبریتی و اغتشاشگر خیابانی سرمایه‌گذاری کرد. شعارها از ابتدا «ضد ولایت»، «ضد اسلام» و «ضد استقلال» بود. و باز همان دو جریان: اصلاح‌طلبانِ فرصت‌طلب، یا با حمایت علنی از آشوب، یا با سکوت، به آتش فتنه دمیدند. متحجرانِ منزوی، نه در فضای مجازی فعال شدند، نه در عرصه‌ی روشنگری حضوری؛ انگار مسئله‌ای با اصل نظام نداشتند تا دفاعی بکنند. فتنه آینده، فقط در خیابان نیست؛ در کلاس، حوزه، توییتر و تریبون هم هست! 👈یکی در ذهن جوان تردید می‌سازد، دیگری از پاسخ دادن به آن طفره می‌رود. 👈یکی به مردم امید دروغ می‌دهد، دیگری امید را با قشری‌گری و برچسب‌زنی و تخریب ارکان نظام دفن می‌کند. @barayeiran_3113
‏دکتر : و دو لبه‌ی قیچی‌اند که خلاف هم هستند، اما با هم ریشه‌ی اسلام سیاسی امام را می‌زنند ؛ امروز انقلاب اسلامی گرفتار دو لبه‌ی قیچی تندِ لیبرالیسم و تحجر است. @barayeiran_3113
📍تحلیل | تحجر مدرن؛ بازتولید خوارج با زبان دینداری تاریخ اسلام پر است از تجربه‌هایی که اگر به‌درستی فهم و بازخوانی نشوند، خطر تکرار انحراف را افزایش می‌دهند. یکی از این تجربه‌ها، ماجرای خوارج است؛ گروهی که ظاهر شریعت را داشتند، اما باطن آن را انکار کردند. آنان در صفین در برابر امیرالمؤمنین علیه‌السلام ایستادند، نه به‌خاطر بی‌دینی، بلکه از شدت و . مشکل‌شان این بود که دینداری را در ظاهر مناسک خلاصه کرده بودند و با عمق و روح دین ـ که همان ولایت است ـ بیگانه بودند. امروز نیز این تجربه تاریخی، در قالبی تازه اما با ماهیتی مشابه تکرار شده است. ، با زبان دینداری و با تابلوی انقلاب، در بزنگاه‌های حیاتی، نه‌تنها از ولیّ فقیه تبعیت نمی‌کند، بلکه عملاً با مواضع او زاویه می‌گیرد و خود را معیار حق معرفی می‌کند. نمونه روشن آن، ماجرای واکسیناسیون کرونا بود. 👈در اوج بحران کرونا، رهبر معظم انقلاب با تدبیری حکیمانه، مسیر واکسیناسیون را هموار کردند و فرمودند واکسن باید از منابع مطمئن و سالم تهیه شود. اما گره اصلی این مسئله، زمانی گشوده شد که دولت سیزدهم با مدیریت جهادی آیت‌الله شهید سیدابراهیم رئیسی، وارد میدان شد. تنها در ماه‌های ابتدایی دولت او، میلیون‌ها دُز واکسن وارد کشور شد، صف‌های مرگ کاهش یافت، بیمارستان‌ها نفس کشیدند، و کشور از گردنه‌ای سخت عبور کرد. با این حال، جریان تحجر نه‌تنها از این مجاهدت عظیم قدردانی نکرد، بلکه با اتهام‌زنی، تخریب، و فضاسازی مسموم، آیت‌الله رئیسی را آماج حملات قرار داد. در حالی که او جان مردم را نجات داده بود، این جماعت یا سکوت کردند یا با تحریف واقعیات، نقش او را کوچک شمردند. 👈اوج وقاحت این جریان، پس از شهادت آیت‌الله رئیسی نمایان شد؛ همان‌ها که در حیات او یا در سکوت بودند یا در حمله، ناگهان خود را ادامه‌دهنده راه شهید معرفی کردند! گویی مظلومیت او قرار است پوششی شود بر نفاق و بی‌ولایتی دیروزشان. ↙️یکی دیگر از صحنه‌های آشکار تقابل این جریان با خط ولایت، در مسئله‌ی انتخابات نمایان شد. رهبر انقلاب در آستانه‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری، صراحتاً و در سه نوبت از شاخص «» به عنوان معیار کلیدی برای انتخاب رئیس‌جمهور یاد کردند. اما جریان مدعی دینداری و انقلابی‌گری، یا این شاخص را نادیده گرفت، یا با تحلیل‌های سلیقه‌ای و حب و بغض‌های جناحی، از آن عبور کرد و عملاً مقابل توصیه رهبری ایستاد. آن‌ها به جای تقویت شاخص‌های ولایی، پروژه حذف نامزد اصلح و مقبولِ امام جامعه را کلید زدند. در بزنگاهی که باید در زمین ولایت بازی می‌کردند، خودشان را بر دستور ولیّ خدا ترجیح دادند. این وارونه‌نمایی، تکرار همان منطق خوارج است: ادعای حق‌مداری بدون تبعیت از ولیّ خدا؛ ظاهرگرایی دینی بدون بصیرت تاریخی. اگر دیروز خوارج قرآن سر نیزه کردند و گفتند «لا حکم إلا لله»، امروز ، با برچسب انقلابی‌گری، در برابر حکم ولی فقیه می‌ایستند و مردم را به بی‌عملی، ناامیدی و تفرقه دعوت می‌کنند. امروز بیش از همیشه، نیاز به بازشناسی مرز میان دینداری ولایی و تحجر ضدولایت داریم. دفاع از شهید رئیسی، تنها با هشتگ نیست؛ بلکه با تبعیت از همان مسیری است که او با جان خود به آن وفادار ماند: خط اصیل ولایت. 👈خطی که ، آن را نمی‌فهمد و نمی‌پذیرد، حتی اگر به ظاهر شعار آن را بدهد. 🖋موسوی @barayeiran_3113
📍تحلیل | «آری‌ِ مجدد مجلس به عقلانیت» تحلیل شکست جریان تمامیت‌خواه در انتخابات هیأت‌رئیسه مجلس دوازدهم انتخابات هیأت‌رئیسه مجلس دوازدهم، فراتر از یک رقابت فردی، صحنه یک نبرد فکری و گفتمانی بود. رقابتی که در آن، قالیباف با همه انتقادات وارد بر عملکردش، پیروز شد نه صرفاً به‌خاطر قدرت مدیریت یا لابی‌گری، بلکه به‌دلیل ترجیح عقلانیت بر جنجال و هوچیگری!! این‌بار مجلس انقلابی به بخشی از خود «نه» گفت؛ به بخشی که با توهّم تملک گفتمان انقلاب، سال‌هاست سعی دارد همه را از دایره انقلاب بیرون براند. جریان شکست‌خورده این انتخابات، سال‌هاست با ژست انقلابی‌گری، طی مسیر می‌کند. در قاموس این جریان، انقلابی کسی است که با ماست، و هر که نباشد، یا ساکت فتنه است یا ساکت انحراف. اگرچه با شعار «بازگرداندن مجلس به مدار انقلاب» یا «این‌بار فرق می‌کند» توانستند انتخابات مجلس را مهندسی کنند و وارد خانه ملت شوند، اما نتیجه رفتاری این جریان، چیزی جز تنش، تخریب، انشقاق و تضعیف چهره نظام در پی نداشت. حمله به دولت سیزدهم، هجمه به سپاه، تشکیک در مشروعیت انتخابات، و در نهایت ترور شخصیت چهره‌هایی که سال‌ها در مسیر انقلاب ایستاده‌اند، به بخشی از هویت رسانه‌ای این جریان تبدیل شد. اما انتخابات هیأت‌رئیسه نشان داد که اکثریت قاطع مجلس به این مسیر چراغ سبز نشان نمی‌دهد. نمایندگان فهمیده‌اند که "افراط‌گرایی انقلابی‌نما" نه تنها کمکی به حل مسائل کشور نمی‌کند، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز بی‌ثباتی درون‌نظام و کاهش اعتماد عمومی شود. آنچه در این رأی‌گیری رقم خورد، یک «نه صریح» به پروژه و و بود. تأمل‌برانگیزتر آن‌که این جریان در روایت رسانه‌ای خود از شکست، به جای بازخوانی اشتباهاتش، باز هم پناه برده به تئوری توطئه و تشکیک در سلامت رأی نمایندگان. این یعنی هنوز هم خود را تافته‌ای جدابافته می‌دانند که یا باید حاکم باشند یا معترض. 👈رأی مجلس به قالیباف، لزوماً به معنای رضایت از همه عملکرد او نیست، اما قطعاً به معنای نارضایتی از گفتمانی است که به نام انقلاب، همه را متهم، و خود را معیار حق می‌پندارد. مجلس دوازدهم با این رأی، نشان داد که انقلابی بودن، ملازم با تعقل، تعامل و تدبیر است، نه هیاهو، تخریب و انحصارطلبی. در مسیر پیش‌رو، اگر این جریان نتواند خود را اصلاح کند و از توهّم مرکزیت انقلاب خارج نشود، نه‌تنها در مجلس، که در سطوح بالاتر نیز جایگاهش را از دست خواهد داد. 🖋 @barayeiran_3113
1.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکدفعه و آنی وارد سیستم نمی‌شود! لباس مهدی جمشیدی پوشیده و بصورت رگی، از طریق سُرُمِ وقاحت وارد بدن جامعه می‌شود! پیشتر هشدار داده بودیم که این جماعتِ دُگم‌اندیش تقابلش نه با این جناح و آن جناح سیاسی، بلکه خود رهبریست. وقتی نفهمی یعنی همان ترجمه‌ی دیگر از ، به چنین وضعیتی دچار خواهی شد که الان می‌بینید. صداوسیمای حضرات متاسفانه پر شده از این نشانه‌های شوم و خطرناک‌. و چقدر باید خدا را شکر کرد که خداوند متعال به حیوانی مثل حمار، شاخ عطا ننمود. ✍شاگرد کوچک رسانه @barayeiran_3113
نجات انقلاب از و تحجر و لیبرالیسم، دو لبه‌ی تیز یک قیچی‌اند که بی‌رحمانه ریشه‌های اسلام سیاسی (ره) را هدف گرفته‌اند. یکی با و ترس از تحول، و دیگری با و انکار اصول، هر دو در نهایت به تضعیف گفتمان اصیل انقلاب اسلامی منجر می‌شوند. در این میان، او امروز صدای نجیب عقلانیت انقلابی است؛ صدایی که باید شنیده شود، فهم شود و به جامعه منتقل گردد. وظیفه‌ی فرزندان مؤمن و دلسوز انقلاب است که با ، این ندای راه‌گشا را از میان غبار یک قوم عبور دهند؛ قومی که با و سطحی‌نگری، مانع از رسیدن پیام ناب انقلاب به دل‌های آماده می‌شوند. این وضعیت باید پایان یابد. ما در این فضا، صرفاً کاربران مجازی نیستیم؛ اینجا سنگر است. سنگر پیکار با جهلی که نام دین بر خود نهاده، اما از تفکر، و واهمه دارد. این سنگر، جای سکوت و بی‌تفاوتی نیست؛ جای روشنگری و مبارزه‌ی فکری است. را باید از چنگال کذابان مجازی و ناطقان کلاش نجات داد؛ آنان که با ، اما با باطن ، حقیقت را قربانی منافع شخصی و جناحی می‌کنند. @barayeiran_3113
📌خطرناکتر از ، فعال شدن احیاء متعفن تفرقه توسط جریان (که در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به تمامه خاک شده و به موجودی پر برکت به نام تبدیل شده بود)، به مراتب خطرناکتر از مکانیسم ماشه‌ایست که ایران به خوبی یاد گرفته که چگونه از پس تهدیدش برآید. ✍ @barayeiran_3113