✍️آیه آیه سیاست(۱۲)/ چرا برخی سیاستمداران، برای توجیه عملکرد غلطشان به متون مقدس استناد می کنند؟
🔸«فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِه؛ اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، از متشابهات قرآن پیروی می نمایند، زیرا به دنبال فتنه انگيزى اند (تا مردم را گمراه سازند) و تفسير (نادرستى) براى آن مى طلبند.» (آل عمران: 7)
🔰یکی از روش های منافقان و بیماردلان سیاسی برای تغییر فکر مردم، «استناد به متشابهات متون مقدّس»، همچون قرآن، روایات و سیره اهل بیت(ع) است.
بدیهی است در جامعه ای که اکثریت مردم آن مسلمان هستند، استناد به متون مقدّس و یا استناد به رفتارهای انسان های مقدّسِ مورد قبول آن جامعه، برای مردم حجّیت آور است؛ و این همان چیزی است که بیماردلان و منافقان در جهت باطل خود و برای تأثیرگذاری تئوریک بر ذهن مردم، از آن بهره می گیرند. آنان دیدگاههای باطل خود را بگونه ای مستند به سخنان حق در آیات و روایات می کنند تا برای مردم باورپذیر باشد.
🔰آیه پیش گفته به همین ویژگی بیماردلان منافق صفت اشاره می نماید. طبق بیان این آیه شریفه، این افراد به سه دلیل این کار را انجام می دهند:
1- دلیل روحی: دل هایشان دچار انحراف است. (الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ)
2- دلیل فکری: به دنبال اثبات عقیده و عملکرد غلط خود برای مردم هستند.(وَابْتِغاءَ تَأْوِيلِه)
3- دلیل عملی: به دنبال ایجاد فتنه های اجتماعی و سیاسی هستند.(ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ)
در روایات اهل بیت(ع)، از این روش منافقانه با عنوان «تفسیر به رأی» یاد شده است که صاحبان آن به شدّت مورد مذمّت قرار گرفته اند.
فردی که برای اثبات عقیده باطل و نفسانی خود در ذهن مردم، بصورتی غیراصولی و غیرقاعده مند از بیانات برحق قرآن کریم و اهل بیت(ع) بهره می برد، یکی از شاخصه های اصلی نفاق و بیماردلی را داراست.
✅جدیدترین تحلیل های قرآنی_روایی از موضوعات سیاسی_فرهنگی را در کانال «بصائر» دنبال کنید: 👇
@basaer_fi🔸
✍️آیه آیه سیاست(13)/ مشکل اصلی دشمنان، «اسلام انقلابی» است، نه هسته ای و حقوق بشر!
🔸«إِنَّما يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛ خداوند شما را فقط از دوستی با کسانی بازمیدارد که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از دیارتان بیرون راندند و بر بیرون راندنتان یکدیگر را یاری رساندند؛ و کسانی که با آنها دوستی کنند، آناناند ستمکاران» (ممتحنه: 9)
🔰قرآن کریم در این آیه شریفه، ضمن بیان ویژگی هایی برای دشمنان نظام اسلامی، یکی از آن ویژگی ها را ضدیت و دشمنی آنان با دین خدا و حاکمیت دین خدا در جامعه می داند.
تعبیر «قاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ» در این آیه شریفه نشان می دهد که ضدّیت اصلی دشمنان، با دین خدا و حاکمیت دین خدا در جامعه است و هر نوع ضدیت دیگری مطرح شود، مسئله ای فرعی و غیر اصیل و درواقع، تنها بهانه ای برای ضدیت با دین خداست.
🔰برخی گمان می کنند مشکل دشمن با نظام اسلامی، «مصداقی» و «جزئی» است نه «ریشه ای» و «کلّی»؛ و به همین دلیل گمان می کنند با برطرف شدن برخی بهانه هایی که از طرف دشمن مطرح می شود، دشمنی او نیز برطرف خواهد شد. در حالیکه قرآن کریم به ما گوشزد می نماید که مشکل آنان با مسلمانان و نظام اسلامی، «اسلام» است که مسلمانان آن را به عنوان مبنای فکری و جهان بینی خود پذیرفته اند. و آن، اسلامی است که مردم را به «پیشرفت توأمان مادی و معنوی» دعوت می کند و این پیشرفت را در سایه «استقلال» طلب می کند و به هیچ وجه به دنبال «پیشرفت ناشی از وابستگی» نیست. دینی که مردم را به «تلاش» و «جهاد» دعوت می کند نه «تنبلی» و «راحت طلبی»؛ دینی که مردم را به «علم آموزی» و «تولید علم» دعوت می کند نه «وابستگی علمی»؛ دینی که مردم را به «زیر بار زور و وابستگی نرفتن» دعوت می کند، نه «سازش». دشمن کسی است که با این دین علناً و عملاً مبارزه می کند. و این دین، همان «اسلام ناب محمدی» است.
🔰و آنان تنها زمانی از ما راضی خواهند شد که مردم و مسئولان انقلابی، از این اسلام که همان «اسلام ناب محمدی» و «اسلام انقلابی» است، دست کشیده و در مبانی فکریمان کاملاً وابسته به آنان شویم؛ که این وابستگی فکری، خودبخود منجر به وابستگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیز خواهد شد:
🔸«وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لا النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ؛ هرگز يهود و نصارى (دشمنان) از تو راضى نخواهند شد، تا از آيين آنان پيروى كنى (و به طور كامل تسليم آنها شوى).»(بقره/120)
✅جدیدترین تحلیل های قرآنی_روایی از موضوعات سیاسی_فرهنگی را در کانال «بصائر» دنبال کنید: 👇
@basaer_fi🔸
✍️آیه آیه سیاست(14)/دل بستگی های خانوادگی مسئولین، زمینه ساز خیانت به نظام اسلامی
🔸«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ * وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد! به خدا و پيامبر خيانت نكنيد! و (نيز) در امانات خود خيانت روا مداريد، در حالى كه ميدانيد (اين كار، گناه بزرگى است)! و بدانيد اموال و اولاد شما، وسيله آزمايش است و (براى كسانى كه از عهده امتحان برآيند،) پاداش عظيمى نزد خداست!» (انفال: 28-27)
🔰خداوند متعال در این آیات شریفه، پس از نهی از خیانت به خداوند و پیامبر(ص) و نهی از خیانت به امانتی که به فرموده مفسران گرانقدر، منظور از آن در این آیه شریفه «امورات سیاسی و حکومتی» است،(المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج9، ص55) به علت برخی از این خیانت ها اشاره می کند که همان علاقه به مال و خانواده است.
اصولاً باید گفت یکی از زمینه های روحی بسیار مهم ایجاد نفاق و خیانت ورزی در انسان، محبت افراطی به خانواده و خویشاوندان است. این مسئله زمانی آشکار می شود که انسان در موارد تزاحم، خواست و دیدگاه خانواده اش را بر خواست و دیدگاه خدا و ولیّ خدا ترجیح می دهد. گاه، منشأ برخی رفتارهای خیانت آمیز منافقان و بیماردلان نسبت به نظام اسلامی، محبت افراطی به خانواده است. رفتارهایی همچون «اشرافی گری در زندگی شخصی»، «فساد اقتصادی»، «سازش و ارتباط مخفیانه با دشمنان»، «نافرمانی از دستورات ولیّ و مقابله با او» و ... .
🔰قرآن کریم همچنین در آیات دیگری، همسر و فرزند را، زمانی که مانع انجام تکالیف الهی و سیاسی انسان شوند، دشمن انسان معرفی می کند:
🔸«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد بعضى از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند، از آنها بر حذر باشيد.» (تغابن: 15-14)
در روايتى از امام باقر(ع) مىخوانيم كه این آیه شریفه مربوط به کسانی است که همسر و فرزندانشان مانع از انجام دستور پیامبر(ص) برای هجرت به مدینه می شدند. (ر.ک: تفسیرنمونه؛ ج24، ص203)
🔰همچنین، آیات ابتدایی سوره مبارکه ممتحنه مربوط به فردی به نام «حاطب بن ابی بلتعه» است که به کفار نامه ای محرمانه نوشت و آن را به زنی که به مکه می رفت داد و آنها را – به خیال خود – از قصد پیامبر(ص) برای فتح مکّه باخبر نمود. جبرئیل، پیامبر(ص) را از این نامه باخبر کرد و ایشان نیز جمعی را مأمور ساخت تا با حرکت به سوی آن زن، نامه را از او بگیرند. هنگامی که نامه به دست پیامبر(ص) رسید، «حاطب» را خواست و درباره این کار خیانت آمیز از او توضیح خواست. او در پاسخ گفت: اى رسول خدا! مساله اين است كه تمام مهاجران كسانى را در مكه دارند كه از خانواده آنها در برابر مشركان حمايت مىكند، ولى من در ميان آنها غريبم و خانواده من در چنگال آنها گرفتارند؛ خواستم از اين طريق حقى به گردن آنها داشته باشم تا مزاحم خانواده من نشوند.(ر.ک: مجمع البيان في تفسير القرآن؛ ج9، ص40)
خداوند متعال در آیات دیگری تنها کسانی را در زمره «حزب الله» می داند که پیوندهای خانوادگی، آنها را به دوستی با دشمنان خدا وادار نکند:
🔸«لاتَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ ... أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ هيچ قومى را كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارند نمىيابى كه با دشمنان خدا و رسولش دوستى كنند، هر چند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندانشان باشند ... آنها «حزب اللَّه» اند؛ بدانيد «حزب اللَّه» رستگارانند.» (مجادله: 22)
✅جدیدترین تحلیل های قرآنی_روایی از موضوعات سیاسی_فرهنگی را در کانال «بصائر» دنبال کنید: 👇
@basaer_fi🔸
✍️آیه آیه سیاست(15)/چگونه «مصلحت جلوگیری از دوقطبی های فتنه گون»، منجر به ایجاد «تشابه» در برخی رفتارهای سیاسی ولیّ خدا می شود؟
🔸«قالَ يا هارُونُ ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا * أَلاَّ تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِي * قالَ يَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي؛ موسی(ع) گفت: اى هارون! چرا هنگامى كه ديدى آنها (با فتنه سامری) گمراه شدند. * از من پيروى نكردى؟! آيا فرمان مرا عصيان نمودى؟! * هارون(ع) گفت: اى فرزند مادرم! ريش و سر مرا مگير! من ترسيدم بگويى تو ميان بنى اسرائيل تفرقه انداختى، و سفارش مرا به كار نبستى!» (طه: 94)
🔰یکی از سؤالات و شبهات جریان مؤمن انقلابی این است که چرا در برخی موارد، «رفتارهای سیاسی» ولیّ خدا مبتنی بر «آرمان های انقلابی»اش نیست و در نتیجه از نوعی «تشابه» برخوردار شده است؟ آیا وجود این تناقض، به دور از «عدالت» نیست؟
بطور کاملاً خلاصه باید گفت رفتارهای سیاسی ولیّ، تنها مبتنی بر «آرمان های انقلابی» نیست، بلکه باید به این مؤلّفه، عنصر «مصلحت» را نیز اضافه کرد. «گفتمان انقلابی» با ضمیمه شدن به «مصلحت» هاست که «رفتارهای سیاسی» ولیّ خدا را شکل می دهند. حال در مواردی که نیازی به دخالت دادن عنصر «مصلحت» نباشد، رفتار ولیّ، رفتاری صریح، بدون ابهام و کاملاً مبتنی بر گفتمان انقلابی او خواهد بود و در مواردی که عنصر «مصلحت» به تصمیم گیری هایش اضافه می شود، رفتارش «متشابه» و بعضاً «مبهم» خواهد بود.
درواقع باید گفت، عنصر «مصلحت» نه چیزی جدای از گفتمان و آرمان های انقلابی و در عرض آن، بلکه جزء آن است. و اصلی ترین هدف اِعمال آن هم «حفظ و تثبیت نظام اسلامی» است. از سوی دیگر، مفهوم «مصلحت»، خود دارای مصادیق متعددی است؛ که یکی از مهمترین موارد آن جلوگیری از ایجاد «اختلاف»، «دو دستگی» و ایجاد «دوقطبی های فتنه گون» در جامعه است. به عبارت دیگر، یکی از مؤلفه هایی که مانع از اعمال برخی تصمیمات صریح انقلابی شده و آن را «متشابه» می سازد، مصلحتی به نام جلوگیری از اختلاف و دوقطبی های خطرناک در جامعه است.
🔰حال، با این مقدمه باید گفت این «مصلحت»، در فتنه سامری و زمانی که جناب هارون(ع) به عنوان نائب حضرت موسی (ع) در میان بنی اسرائیل منصوب شد، توسط ایشان اعمال شد. مطابق آیات شریفه قرآن در فتنه سامری، باوجود روشنگری ها و نصیحت های حضرت هارون(ع)، اما بنی اسرائیل به سخنان او وقعی ننهادند و بجای اطاعت از نائب امامشان، در استدلالی شبیه به استدلال برخی گروههای منحرف زمان ما همچون «انجمن حجتیه»، گفتند:
🔸«قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى؛ ولى آنها گفتند: «ما هرگز از پرستش آن دست برنخواهیم داشت تا موسى(ع) به سوى ما بازگردد!»» (طه: 91)
و پس از بازگشت حضرت موسی(ع) از پرده غیبت، جناب هارون (ع) در پاسخی قانع کننده به ایشان برای عدم برخورد انقلابی با سامری فرمود:
🔸«إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي؛ من ترسيدم بگويى تو ميان بنى اسرائيل تفرقه انداختى، و سفارش مرا به كار نبستى!» (طه: 94)
همانگونه که ملاحظه می شود، دلیل منطقی جناب هارون برای عدم برخورد قاطع با سامری، مصلحتی به نام «جلوگیری از دوقطبی خطرناک» میان مردم بود. دو قطبی ای که فتنه اش از فتنه سامری نیز خطرناک تر بود و «تثبیت حکومت» را نشانه گرفته بود. حضرت موسی(ع) نیز منطق نائبش را پذیرفت و خود با سامری و گوساله اش برخوردی انقلابی کرد.
🔰باید پذیرفت که اقتضائات جایگاه امام معصوم(ع) با اقتضائات جایگاه نائب امام(ع)، کمی متفاوت است. در زمانی که به ظهور امام عصر(عج) نزدیک تر می شویم و فتنه ها نیز پیچیده تر می شود، مصلحت سنجی های نائب امام (ع) برای تثبیت و حفظ حکومت تا سپردن آن به صاحب اصلی اش، بسیار بیشتر از خود امام (ع) است. برخی فتنه ها جز با دست موسایی خاموش نخواهد شد. اللهم عجل لویک الفرج...
✅جدیدترین تحلیل های قرآنی_روایی از موضوعات سیاسی_فرهنگی را در کانال «بصائر» دنبال کنید: 👇
@basaer_fi🔸
✍️آیه آیه سیاست(۱۶)/ مصلحت سنجی های امام صادق علیه السلام و ریزش برخی خواص انقلابی/ در برابر رفتارهای متشابه ولیّ چه باید کرد؟
🔸«وَ أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ، فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً؛ اما كشتى، از آنِ بينوايانى بود كه در دريا كار مى كردند، خواستم آن را معيوب كنم، [چرا كه] پيشاپيش آنان پادشاهى بود كه هر كشتى [درستى] را به زور مى گرفت.(و با این عیب گذاری، دیگر در غصب آن طمعی نخواهد داشت.)» (کهف: 79)
🔰عیب جویی امام صادق(ع) از یکی از یاران خاص خود
زرارة ابن اعین، یکی از اصحاب خاص و بسیار مورد اعتماد امام باقر(ع) و امام صادق(ع) بود. اما امام صادق (ع)، در برخی مجالس، گاه از او بدگویی می کرد. رفتاری که شاید بسیاری از خواص سیاسی زمان ما با آن مواجه شوند، موضع آنان را نسبت به ولیّ تغییر دهد. امام صادق(ع) در پیامی خصوصی به زراره، علت این رفتار متشابه خود را جلوگیری از تعرّض حکومت ظالم آن زمان به زراره بیان می کنند. چراکه ارتباط با امام صادق(ع)، تبعات زیادی برای یاران حضرت درپی داشت و فشارهای زیادی را به آنان تحمیل می کرد و این رفتار امام(ع)، از طمع دشمنان نسبت به او می کاست:
🔸«إِنَّمَا أَعِيبُكَ دِفَاعاً مِنِّي عَنْكَ، فَإِنَّ النَّاسَ وَ الْعَدُوَّ يُسَارِعُونَ إِلَى كُلِّ مَنْ قَرَّبْنَاهُ وَ حَمِدْنَا مَكَانَهُ، لِإِدْخَالِ الْأَذَى فِيمَنْ نُحِبُّهُ وَ نُقَرِّبُهُ، وَ يَذُمُّونَهُ لِمَحَبَّتِنَا لَهُ وَ قُرْبِهِ وَ دُنُوِّهِ مِنَّا، وَ يَرَوْنَ إِدْخَالَ الْأَذَى عَلَيْهِ وَ قَتْلَهُ، وَ يَحْمَدُونَ كُلَّ مَنْ عِبْنَاهُ، فَإِنَّمَا أَعِيبُكَ لِأَنَّكَ رَجُلٌ اشْتَهَرْتَ بِنَا وَ بِمَيْلِكَ إِلَيْنَا، وَ أَنْتَ فِي ذَلِكَ مَذْمُومٌ عِنْدَ النَّاسِ، فَيَكُونُ ذَلِكَ دَافِعَ شَرِّهِمْ عَنْكَ؛ عیبگذاری من (درحقیقت) برای دفاع از توست. چراکه مردم و دشمن به سرعت درپی کسی هستند که ما او را به خود نزدیک می کنیم و از او ستایش می کنیم. تا به کسی که او را ستایش کرده و به خود نزدیک می کنیم آزار برسانند و او را بخاطر محبت ما و نزدیکی به ما مذمّت می کنند. و در اندیشه اذیت و قتل او بر می آیند. و هرکسی را که ما عیب او را می گوییم، می ستایند. پس همانا من عیب تو را می گویم، فقط به این دلیل که تو مردی مشهور به ارتباط و گرایش نسبت به مایی و تو در این باره نزد مردم مذمومی. پس این عیب گذاری من بر تو، شرّ آنان را از تو دفع می نماید.» (تفسیر نورالثقلین؛ ج3، ص285)
🔸رفتار متشابه حضرت خضر علیه السلام در سوراخ کردن کشتی
آنگاه حضرت برای روشن شدن این رفتار خود برای زراره، به ماجرای سوراخ کردن کشتی توسط حضرت خضر(ع) اشاره نمودند که پس از مدتی در بیان علت این رفتار سؤال برانگیز خود به حضرت موسی(ع) فرمود:
🔸«وَ أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ، فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً؛ اما كشتى، از آنِ بينوايانى بود كه در دريا كار مى كردند، خواستم آن را معيوب كنم، [چرا كه] پيشاپيش آنان پادشاهى بود كه هر كشتى [درستى] را به زور مى گرفت.(و با این عیب گذاری، دیگر در غصب آن طمعی نخواهد داشت.)» (کهف: 79)
هرچند از ارادت زرارة به امام صادق(ع) اندکی هم کاسته نشد، اما برخی از یاران دیگر امام صادق(ع) با دیدن برخی تناقض های ظاهری اینچنینی در رفتار ایشان که اقتضاء دوران تقیه بود، از ایشان رویگردان شدند و ایشان را متهم به دروغگویی کردند.
🔰کشتی انقلاب و خضر زمانه ما
این روایت و آیه شریفه بیانگر این نکته هستند که نباید درباره رفتارهای متشابه ولی خدا زود قضاوت کرد.
بی شک امروز همانند زمان امام صادق(ع)، دوران تقیّه نیست، امّا زمانه فتنه های گوناگون و خطرناکی است که ممکن است ولیّ خدا برای خاموش کردن تدریجی این فتنه ها و به خاطر رعایت مصالح بزرگتر، گاه مجبور به انجام رفتارهای متشابه شود.
شاید لازم باشد خضر زمانه ما، از سر ناچاری و اضطرار و به دلایل و مصالحی که بعدها آشکار خواهد شد، اجازه دهد بخش هایی از کشتی انقلاب دچار عیب شود تا از آسیب های جدّی تر به این کشتی جلوگیری شود.
جدیدترین تحلیل های قرآنی_روایی از موضوعات سیاسی_فرهنگی را در کانال «بصائر» دنبال کنید: 👇
@basaer_fi🔸🔸
✍️آیه آیه سیاست(17)/ چرا برخی سیاستمداران از گذشته انقلابی خود پشیمان می شوند؟/علت ریزش فکری و رفتاری برخی خواص انقلابی چیست؟
🔸«إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا؛ آنها كه در روز روبرو شدن دو جمعيت با يكديگر (روز جنگ احد) فرار كردند شيطان آنها را بر اثر پارهاى از گناهانى كه قبلا مرتكب شده بودند به لغزش انداخت.» (آل عمران؛ 155)
🔰این آیه شریفه مربوط به آن دسته از اصحاب پیامبر(ص) است که علی رغم دستور پیامبر اکرم(ص)، در جنگ احد فرار کردند. این آیه شریفه، علّت فرار این افراد را گناهانی می داند که پیش از این مرتکب شده بودند و آن گناهان، زمینه نفوذ شیطان را در آنها فراهم نمود و آنان را به لغزش انداخت.
اصولاً زمانی که انسان پی در پی مرتکب گناه می شود و از آنها توبه نکرده و خود را اصلاح نمی کند، به تدریج زمینه لغزش های بزرگ در او فراهم می شود و شیطان در بزنگاههای فتنه گون، به راحتی می تواند در او نفوذ کرده و او را دچار ریزش های فکری، اخلاقی و سیاسی نماید.
🔰علّت تغییر رفتار و افکار بسیاری از خواصّی که زمانی از سوابق انقلابی درخشانی برخوردار بودند نیز همین است. خداوند متعال در آیه مهم دیگری به این واقعیت اشاره می فرماید که گناهان پی در پی کار انسان را به جایی می رساند که به تدریج عقائد پیشین خود را تکذیب و حتی مسخره می کند:
🔸«ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ؛ سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آن را به تمسخر گرفتند.» (روم: 10)
🔰خداوند متعال همچنین در آیات دیگری به کسانی اشاره می نماید که ابتدا در زمره کسانی بودند که قلبشان دچار بیماری های روحی متعدد بود و چون تلاشی برای درمان بیماریهای روحی شان نکردند، خداوند نیز بر بیماریشان افزود:
🔸«فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ؛ در دلهاى آنان يك نوع بيمارى نهفته بود، از این رو خداوند نیز بر بيماریشان افزود؛ و به خاطر دروغ هايى كه مي گفتند، برای آنان (در قیامت) عذاب دردناكى خواهد بود.» (بقره: 10)
🔰مرحوم علامه طباطبایی(رحمه الله علیه) در ذیل آیه 66 سوره مبارکه توبه و در توضیح تعبیر «قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ»، در توصیف منافقان می فرمایند:
«ممكن است گفته شود يكى از مراتب ايمان، اعتقاد و اذعان بسیار ضعيفى است كه احتمال از بين رفتن هم دارد؛ مانند ايمان بيماردلان كه خداوند متعال آنان را در شمار مؤمنان آورده است؛ و سپس ايشان را «با» منافقان دانسته نه «از» منافقان؛ و اگر ما بتوانيم چنين مرتبه ضعيفى از ايمان را كه قابل زوال باشد فرض كنيم، آنگاه چه مانعى دارد افرادى داراى ايمان باشند و بعد از ايمانشان به طرف كفر بروند. چگونه چنين فرضى ممكن نيست، درحالیكه خداوند متعال در قرآن کریم به كسانى اشاره نموده كه از ايمانى قوى دست برداشته و به سمت كفر گرایيدهاند؛ مانند آن كسى كه خداوند در آيه «وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ * وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ؛ و بر آنها بخوان سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم؛ ولى (سرانجام) خود را از آن تهى ساخت و شيطان در پى او افتاد، و از گمراهان شد! * و اگر مىخواستيم، (مقام) او را با اين آيات بالا مىبرديم؛ (اما) او به پستى گراييد، و از هواى نفس پيروى كرد!» (اعراف: 176-175) داستانش را بیان نموده است؛ و نيز آيه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً؛ كسانى كه ايمان آوردند، سپس كافر شدند، باز هم ايمان آوردند، و ديگربار كافر شدند، سپس بر كفر خود افزودند.» (نساء: 137) و آيات بسيارى ديگر كه در آنها متعرض كفر بعد از ايمان شده است؛ همه این آیات، وجود چنين مرتبهاى از ايمان را ممكن مىدانند؛ پس چه مانعى دارد كه «اعتقاد»، تا زمانی كه در «قلب» رسوخ پیدا نکرده است، از آن خارج شود.»
🔰در تاریخ اسلام و انقلاب کم نبودند افرادی که به دلیل ایمان و بینش سطحی خود، نتوانستند بیماری های روحی شان را درمان نمایند و در نتیجه پس از مدتی به جرگه معاندین با نظام اسلامی و منافقین درآمدند.
✅جدیدترین تحلیل های قرآنی_روایی از موضوعات سیاسی_فرهنگی را در کانال «بصائر» دنبال کنید: 👇
@basaer_fi🔸
✍️آیه آیه سیاست(18)/ ترویج «ناسیونالیسم»، ترفند دشمنان برای مقابله با «اسلام انقلابی»
🔸«وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَوَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُون؛ و هنگامى كه به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده است، پيروى كنيد!» مىگويند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتيم، پيروى مىنماييم.» آيا اگر پدران آنها، چيزى نمىفهميدند و هدايت نيافتند (باز از آنها پيروى خواهند كرد)؟! (بقره: 170)
🔰طبق بیان این آیه شریفه و بسیاری دیگر از آیات قرآن کریم(مائده: 104؛ زخرف:23؛ صافات: 70-68؛ یونس: 78؛ انبیاء: 54-53؛ شعراء: 74؛ لقمان: 21)، یکی از بهانه های مخالفان پیامبران خدا برای عدم پذیرش سخنان حق و مستدل ایشان، استناد به سنت های غلط و نامعقول آباء و اجدادی شان بود.
🔰اصولاً یکی از علائقی که شدّت یافتن آن می تواند انسان را به مقابله با اسلام و نظام اسلامی بکشاند، علاقه به سنت ها و آداب و رسوم ملّی است. به عبارت دیگر این علاقه گاه آنچنان شدّت می یابد که فرد در موارد تزاحم میان دستورات اسلامی و تعصبات ملّی، دومی را انتخاب می نمایند.
به همین دلیل، دشمنان نظام اسلامی نیز همواره از این مسئله سوء استفاده نموده و با ترویج و تحریک تعصبات ملّی بصورت افراطی در جامعه تلاش می کنند تا مردم را به سمت مقابله با اسلام انقلابی سوق دهند.
✅جدیدترین تحلیل های قرآنی_روایی از موضوعات سیاسی_فرهنگی را در کانال «بصائر» دنبال کنید: 👇
@basaer_fi🔸
✍️آیه آیه سیاست(19)/ عاقبت اخروی فتنه گران سیاسی- فرهنگی چیست؟
🔸«إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذابُ الْحَرِيقِ؛ كسانى كه مردان و زنان با ايمان را دچار فتنه کردند و سپس توبه نکردند، عذاب دوزخ براى آنها است، و عذاب آتش سوزان.» (بروج: 10)
🔰هرچند قضاوت دقیق درباره عاقبت اخروی انسان ها کار دشواری است، اما قرآن کریم در برخی آیات، مانند این آیه شریفه و درباره برخی افراد، ملاک هایی به ما ارائه داده است که می تواند تا حد زیادی این قضاوت را برای ما آسان نماید.
طبق مفاد این آیه شریفه، فتنه گرانی که جامعه اسلامی را دچار فتنه و سختی و خسارت نمودند و سپس از فتنه انگیزیشان توبه نکردند و در همان حال از دنیا رفتند، بی تردید در آخرت دچار عذاب الهی خواهند شد.
🔰همچنین طبق آیات دیگر قرآن کریم توبه از گناهان فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، برخلاف گناهان فردی، باید علنی و همراه با اصلاح عملکرد گذشته باشد. خداوند متعال درباره افراد مؤثر در جامعه که حق را از مردم کتمان می نمایند تا مردم را گمراه نموده و آنان را دچار فتنه های عقیدتی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نمایند، می فرماید:
🔸«إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُون * إِلاَّ الَّذِينَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ بَيَّنُوا فَأُولئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَ أَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيم؛ كسانى كه دلائل روشن و وسيله هدايتى را كه نازل كردهايم بعد از آنكه در كتاب براى مردم بيان ساختيم كتمان مىكنند، خدا آنها را لعنت مىكند و همه لعن كنندگان نيز آنها را لعن مىنمايند * مگر آنها كه توبه و بازگشت كردند و (اعمال بد خود را با اعمال نيك) اصلاح نمودند و آنچه را كتمان كرده بودند، آشكار ساختند كه من توبه آنها را مىپذيرم كه من تواب و رحيمم.» (بقره: 106)
به عبارت دیگر درباره کسانی که مرتکب گناهانی می شوند که در نتیجه آن گناه، بخش قابل توجهی از مردم جامعه دچار ضلالت و فتنه می شوند، خداوند تنها توبه کسانی از آنها را می پذیرد که توبه شان همراه با «اصلاح عملی» و «تبیین علنی» باشد.
🔰بی تردید کتمان حقانیت نظام اسلامی و تهمت زدن به آن و ارائه چهره ای متقلب از آن و درنتیجه گمراه نمودن بخشی از مردم جامعه و ایجاد طمع برای دشمنان برای فشار بیشتر به نظام اسلامی، بزرگترین گناه فتنه گران سال 88 بود.
✅جدیدترین تحلیل های قرآنی_روایی از موضوعات سیاسی_فرهنگی را در کانال «بصائر» دنبال کنید: 👇
@basaer_fi🔸
✍️آیه آیه سیاست(20)/ نتیجه خدمات کدخداپرستان به مردم چیست؟
🔸«وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ؛ به تو و همه انبياى پيشين وحى شده كه اگر مشرك شوى تمام اعمالت نابود مىشود، و از زيانکاران خواهى بود!» (زمر: 65)
🔰طبق این آیه شریفه، کسی که زندگیش بر مبنای شرک به خداوند پایه ریزی شده باشد، همه اعمال خوبش هم حبط (بی اثر و نابود) خواهد شد. چراکه اثر شرک در اعمال انسان، مانند اثر قطرات خون است در ظرف آب که دیگر قابل استفاده نیست و باید همه آن را دور ریخت.
🔰اما «شرک»، فقط به معنی «بت پرستی» نیست و منحصر در «شرک فردی» هم نیست؛ گاه یک «دولت» با عبودیّت دولت های شیطانی و مستکبر، اتکاء به آنها، اطاعت اوامر آنها و ذلّت در برابر آنها، تبدیل می شود به یک «دولت مشرک». آنگاه قاعده مورد اشاره در این آیه شریفه، در مورد چنین دولت هایی نیز صادق است.
🔰کارگزارانی که مبنا و اساس همه تصمیمات و کارهایشان (در عرصه های مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و ...)، اعتماد و اعتقاد به "کدخدا" بجای اعتماد و اعتقاد به خداست، هر چه هم کار خوب و خیر برای مردم انجام دهند، هیچ ارزشی نخواهد داشت و خداوند اثر همه آن کارها را از بین خواهد برد و مردم اثرات آنها را لمس نخواهند کرد؛ و این همان «خسارت محض» است که در پایان این آیه شریفه به آن اشاره شده است.
✅جدیدترین تحلیل های قرآنی_روایی از موضوعات سیاسی_فرهنگی را در کانال «بصائر» دنبال کنید: 👇
@basaer_fi🔸
✍️آیه آیه سیاست(21)/ چرا رهبر انقلاب در سخنانشان، دائما فتنه ۸۸ و حادثه ۹دی را یادآوری می کنند؟
🔸«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ؛ ما موسى(ع) را با آيات خود فرستاديم (و دستور داديم:) قومت را از ظلمات به نور بيرون آر! و «ايّام اللَّه» را به آنان يادآور! در اين، نشانههايى است براى هر صبر كننده شكرگزار!»(ابراهیم/5)
🔰خداوند متعال در این آیه شریفه خطاب به جناب موسی (ع) می فرماید: ««ایام الله» را برای قومت یادآوری نما.»
و منظور از «ایام الله»، ایامی است که بخاطر حوادث خاصی که در آن اتفاق افتاده، امر خداوند و آیات و نشانه های بزرگی و اقتدار و سلطنت خداوند ظاهر و آشکار گردیده (ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج12، ص18)
به عبارت دیگر، منظور از «ایام الله» روزهای خاصی است که در آن روزها دست قدرت و عزت الهی در جامعه ظهور و بروز بیشتری داشته و همگان به عینه دیدند و لمس کردند که اتفاقی(چه نزول نعمت و یا نزول عذاب) خارج از اسباب و علل مادی افتاده است.
🔰اصولاً باید گفت یکی از روش های تربیتی قرآن کریم، «تذکّر» و «یادآوری» است؛ و این روش، دقیقاً نقطه مقابل روش شیطان و جریان های شیطانی، همچون جریان نفاق است که یکی از کار ویژه هایشان را «انساء»(فراموشاندن) تعریف کرده اند: (مجادله: 19؛ انعام: 68، یوسف: 42، کهف: 63 )
در این میان، یکی از اموری که یاد خدا را در ذهن ها متبادر می کند، برخی حوادث عبرت آموزی است که در برخی ایام خاص در حیات یک جامعه به وقوع پیوسته است و مردم جامعه در آن ایام خاص، جلوه های رحمت یا غضب الهی را بطور ملموس درک نمودند.
از آنجا که انسانها موجوداتی فراموشکار هستند، باید برخی وقایع خاص پیش آمده در جامعه که یاد خدا و سنت های الهی را به همراه دارد، همواره برای آنان یادآوری شود؛ چراکه این کار روحیه ای جدید در آنان برای ادامه مسیر ایجاد می نماید.
🔰قرآن کریم در آیات متعددی به یادآوری ایام الله در دوران هر پیامبری می پردازد؛ و این یادآوری ها آنقدر زیاد است که گویی تعمّدی برای بازگویی آن وجود دارد.
یکی از مواردی که خداوند قرآن کریم اصرار به یادآوری آنها دارد، سخنان و اقدامات منافقان برای سست کردن و مأیوس کردن مسلمانان و فتنه ها و کارشکنی های آنان در مسیر پیشرفت نظام اسلامی است که در همه موارد با عنایت الهی و رهبری بی نقص ولیّ خدا، با شکست مواجه شدند؛ در یک آیه سخن منافقان و بیماردلان در جنگ بدر یادآوری می شود: (انفال: 46) و در آیات دیگری، سخنان و کارشکنی های آنان در جنگ احزاب: (احزاب: 13-12).
همچنین در آیات دیگری از قرآن کریم کارشکنی های منافقان در جنگ احد و عدم شرکت آنان در جنگ و همچنین فرار مسلمانان بیماردل و ضعیف الإیمان برای مسلمانان یادآوری شده است.
خداوند متعال در آیه دیگری، پس از توبیخ مسلمانان بیماردل به دلیل کندی و سنگینی در حرکت به سوی جهاد و یاری رساندن پیامبر خدا(ص)، واقعه لیلة المبیت و خروج پیامبر(ص) از مکه و مخفی شدن در غار ثور را به مسلمانان یادآور می شود که خداوند پیامبرش را در اوج تنهایی و بدون هیچ یاوری، یاری نمود و او را از شر دشمنان محفوظ نگاه داشت: (توبه: 40)
🔰این یادآوری ها، علاوه بر کمک به تبیین بهتر گفتمان اسلام انقلابی، فواید متعددی دیگری هم برای عموم مردم جامعه اسلامی و هم برای خواص جامعه در پی دارد که به مبارزه با جریان نفاق کمک شایانی خواهد کرد. اولین فایده یادآوری ایام الله، افزایش وحدت در میان مردم است. پیش از این بیان شد که خداوند در سوره مبارکه انفال، برای ایجاد وحدت میان مسلمانانی که بر سر انفال اختلاف کرده بودند، به یادآوری الطاف خود در جنگ بدر پرداخت و در پایان، دوران سخت مکه و عنایت خداوند در نجات آنها از چنگال کفار را به آنها یادآوری کرد.
فایده دیگر یادآوری ایام الله، افزایش اعتماد مردم به وعده های الهی، افزایش روحیه اعتماد به نفس و امید به آینده و افزایش روحیه مردم برای مقاومت در برابر سختی ها و در برابر دشمنان داخلی و خارجی است. و این دقیقاً نقطه مقابل اهداف جریان نفاق برای تأثیرگذاری در انگیزه و اندیشه مردم است.
همچنین یادآوری مصادیق ناکارآمدی جریان نفاق و یا کارشکنی های آنان در راه پیشرفت جامعه اسلامی، موجب عدم اعتماد مردم به این جریان خواهد شد. اثر دیگر یادآوری، تأثیرگذاری بر خود منافقان است. چراکه، بی تردید وقتی ناکارآمدی ها و شکست های متعدد منافقان و بیماردلان دائماً بازگو شود، آنان نیز در مواجهه با نظام اسلامی تجدیدنظر کرده و یا حداقل با احتیاط بیشتری برخورد می نمایند.
✅جدیدترین تحلیل های قرآنی_روایی از موضوعات سیاسی_فرهنگی را در کانال «بصائر» دنبال کنید: 👇
@basaer_fi🔸