هدایت شده از هیچ.
⭐️ — ! ›ژانر:رازآلود،درام،معمایی
شخصیتت:ظاهری آرام و متفکر، اما ذهنی که همیشه در حالِ نقشهکشی برای گریختن از چنگالِ تلههای امنیتی است. او تنهاست، چرا که در دنیای او، اعتماد به معنایِ مرگِ تدریجیِ یک مأموریت است.
قسمتی از کتابت:دخترک کلید را در قفل چرخاند و در را پشت سرش بست. سکوت آپارتمان کوچک و محقرش، پس از هیاهوی ساختمان موساد، همچون پناهگاهی امن به نظر میرسید. کیف چرمیاش را روی میز چوبی کهنه انداخت و بلافاصله دوربین عکاسی قدیمیاش را بیرون آورد. لنز را به سمت نور ضعیف بیرون تنظیم کرد و با انگشتان کمی لرزان، عکسهایی را که با زحمت ثبت کرده بود، بر روی صفحه نمایش کوچک دوربین مرور کرد. تصاویری تاریک، گنگ، اما حاوی سرنخهایی که میتوانستند مسیر تحقیقاتش را تغییر دهند. لبخند محوی روی لبانش نشست؛ موفقیت، هرچند کوچک، طعم شیرینی داشت. دوباره به سراغ کیفش رفت، اما این بار نه برای دوربین، بلکه برای کتابی که همیشه همراهش بود و البته، برای فنجان قهوهای که میتوانست خستگی را از تنش بیرون کند.
🌟برای https://eitaa.com/basam315
بَـسـام.
⭐️ — ! ›ژانر:رازآلود،درام،معمایی شخصیتت:ظاهری آرام و متفکر، اما ذهنی که همیشه در حالِ نقشهکشی بر
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا