بَـسـام.
من یه حاج کمالِ درون دارم.
حاج کمال درونم وسط انشا فوران کرد و خب جنگ نعمت بود.
هدایت شده از جانـان۱۲۸ .
قربونت برم.. فدای سرت که دیگه کتیبه های
محرم تو حرمت نیستن، جاشون توی اتاقِ من
امنه، روی چشمام نگهشون میدارم، به جای
همه کسایی که دیگه تو حرمت نمیتونن باشن
برات زار میزنم.. کاش میمردم و این شب
هارو نمیدیدم، کاش میمردم و خلوتی حرمتو
نمیدیدم.. بمیرم برات که دوباره تو شام تنها موندی..
- سیدهمارالبابائی