هدایت شده از لحظهای باشهدا
#نمازاول وقت
سفارش#شهدا
وقت نماز است
التماس دعا
چقدر دلتنگ نگاهتـ میشومـ
هـر روز
هـر شبـــــ
هـر لحظـھ
و تو چقـدر زیبا بھ قلبــ
بیقرارمـ عشـــق و آرامـش
هـدیـھ میڪنے
شهدا نگاهی
🇮🇷#لحظه ای با شهدا
@lahzaei_ba_sh
هدایت شده از لحظهای باشهدا
#نمازاول وقت
سفارش#شهدا
بگو به رکعتِ چندم رسیده است نماز ؟
که با خیالِ تو مشغولم و
حواسم نیست .....
شهیدمحمودرادمهر🌷
#الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ وَعَجِّلْفَرَجَهُمْ
🇮🇷#لحظه ای با شهدا
@lahzaei_ba_sh
هدایت شده از لحظهای باشهدا
#نمازاول وقت
سفارش شهدا
داشت با آبِ قمقهاش #وضو ميگرفت براي نماز
گفتم: «بيتجربهاي ، لازم ميشه...
شايد يكي دو روز بيآب باشيم.»
گفت: «لازمم نميشه #مسافرم»
عمليات كه تمام شد دیدم #شهید شده آخه مسافر بود...😔😭
🍃🌹
التماس دعا
#الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ وَعَجِّلْفَرَجَهُمْ
🇮🇷#لحظه ای با شهدا
@lahzaei_ba_sh
هدایت شده از لحظهای باشهدا
#نمازاول وقت
سفارش #شهدا
🌸امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
🌹 نزدیكترین حالت بنده به خدا وقتی است كه در حال سجده باشد و گریه كند.
📙بحار،ج 93، ص 357
می گفت « دوست دارم شهادتم در حالی باشد که در سجده هستم » یکی از دوستانش می گفت : در حال عکس گرفتن بودم که دیدم یک نفر به حالت سجده پیشانی به خاک گذاشته است . فکر کردم نماز می خواند ؛ اما دیدم هوا کاملاَ روشن است و و قت نماز گذشته ، همه تجهیزات نظامی را هم با خودش داشت .
جلو رفتم تا عکسی در همین حالت از او بگیرم . دستم را که روی کتفش گذاشتم ، به پهلو ا فتاد . دیدم گلو له ای از پشت به او اصابت کرده و به قلبش رسیده ، آرام بود انگار در این دنیا دیگر کاری نداشت . صورتش را که دیدم زا نوهایم سست شد به زمین نشستم . با خودم گفتم :
«این که #یوسف_شریف ا ست ».
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
🇮🇷#لحظه ای با شهدا
@lahzaei_ba_sh
هدایت شده از لحظهای باشهدا
#نمازاول وقت
سفارش#شهدا
امام سجاد علیهالسلام: «هرگاه نماز میگزاری، چنان باش كه گويی نماز آخرين را به جای میآوری.»
#امام سجاد علیهالسلام
🇮🇷#لحظه ای با شهدا
@lahzaei_ba_sh
#نمازاول وقت
سفارش شهدا
نیروهای چندگردان در یک پادگان گرد آمده بودند تا برای عملیات سازماندهی شوند. تعداد افراد خیلی زیاد بود. به طوری که برای دریافت غذا باید ساعت ها در صف می ایستادیم. من و عباس هم جزء همین نیروها بودیم. وقت شام بود. من و عباس برای دریافت غذا رفتیم و توی صف ایستادیم. چیزی حدود دو ساعت گذشت. حسابی خسته و گرسنه شده بودیم. چیزی به انتهای صف نمانده بود. انتظار داشت به پایان می رسید که صدای اذان بلند شد. با شنیدن صدای اذان، عباس رو به من کرد و گفت: «برویم. وقت نماز است.» گفتم: به نوبت ما چیزی نمانده، اگر برویم باید شب را گرسنه بمانیم. اما برای عباس هیچ چیز مهم تر از نماز جماعت و اول وقت نبود. به هیچ قیمتی حاضر نمی شد نماز اول وقت را از دست بدهد. به اتفاق برای اقامه جماعت رفتیم و آن شب را گرسنه خوابیدیم
التماس دعا
🇮🇷#لحظه ای با شهدا
@lahzaei_ba_sh