هدایت شده از معیار
🔴 درباره جنگ چهارم
مهدی محمدی
۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
🔻اگر دوباره جنگی آغاز شود، جنگ چهارم خواهد بود نه فاز دوم از جنگ سوم. در این مرحله هدف امریکا خروج از وضعیت تحقیر و شکست، و هدف رژیم فرصتطلبی برای واردکردن زخمهای ماندگار خواهد بود.
🔻این جنگ بر اساس محاسبات منطقی آغاز نخواهد شد. محاسبات منطقی میگوید امریکا نباید بیش از این ضعف ارتش خود را آشکارسازی کند، باید راهی برای خروج از بحران بیابد و باید اسرائیل را بابت برآوردهای نادرست تنبیه و با آن فاصله گذاری کند.
اما در عمل داستان چیز دیگری است. جنگ احتمالاً آغاز خواهد شد، چون ترامپ از حیث روانشناختی نمی تواند شکست را بپذیرد، مرتبا اطلاعات نادرست دریافت میکند و این اطلاعات را چون خوشایند اوست میپذیرد. ترامپ درصدد پیروزی نیست، انتقام میخواهد. این جنگی مبتنی بر احساسات ترامپ است، نه عقلانیت راهبردی و نظامی امریکا.
🔻جنگ اکنون در نوعی وضعیت بن بست است و از سمت امریکا عوامل غیرمنطقی آن را هدایت میکند، نه محاسبات منطقی مبتنی بر طرح ریزی، راهبرد، وضعیت نیرویی و یا تناسب میان امکانات و اهداف. ترامپ میداند که همه فکر میکنند جنگ را باخته و میخواهد قضاوتها را درباره خود تغییر بدهد. اینجاست که روانشناسی بر راهبرد مقدم میشود.
🔻از دید ایران این بار باید پیروزی کامل شود. کامل شدن پیروزی به معنای احیای بازدارندگی و ایجاد یک نظم جدید امنیتی است. بنابراین عملاً خط قرمزی وجود نخواهد داشت. درک ایران از واقعیت جنگی این است که باید جنگ را از حیث زمانی و مکانی فراتر از برآورد دشمن ببرد. این روش جواب داده.
🔻مشکل اصلی راهبرد ترامپ این است که نمی تواند یک پایان بندی تعریف کند. حتی اگر رهبران ایران باز ترور شوند قطعا کسان دیگری جای آنها را خواهند گرفت. حتی اگر زیرساخت ایران ضربه بخورد، نهایتا بازسازی خواهد شد همچنان که زیر ساخت پتروشیمی همین حالا با سرعتی خیره کننده در حال بازسازی است.
ترور رهبران یا ضربه به زیرساخت، یعنی حداکثر کاری که ترامپ می تواند بکند، باز هم از دید کسانی که معتقدند ترامپ گند زده وجنگ را باخته، او را تبدیل به فرد پیروز نمی کند. آنچه گفته خواهد شد این است که او شکست خورده و در حال انتقام گیری کور است. او بازنده تر خواهد شد.
این جنگ می توانست یک نقطه تعادل داشته باشد و با آن ختم شود. آن نقطه تعادل می توانست درک این نکته از جانب امریکا باشد که نباید در مسئله ایران مانند کودکان نابالغ دنبال اسراییل راه بیفتد و اینکه رژیم در حال سوء استفاده از امریکاست. اما ترامپ در حال از دست دادن فرصت درک این نقطه تعادل است.
وضعیت فعلی ایران را ریسک پذیرتر خواهد کرد. تاریخ جنگ ها می گوید اجتناب از غافلگیری تقریبا غیرممکن است اما آنچه سرنوشت جنگ را معین می کند نه ضربه روزهای اول بلکه روند جنگ در میان مدت و حفظ قدرت ریسک تا پایان آن است. این درسی است که ما از دو جنگ اول آموختهایم.
فهم این موضوع که آغاز جنگ به معنای پیروزی در جنگ نیست احتمالا از سطح فهم ترامپ بسیار بالاتر است. نگاه به تاریخچه جنگها نشان می دهد در واقع هیچوقت رابطه معناداری بین آغازکنندگان جنگها و طرفهای پیروز وجود نداشته است. همیشه محاسبات غلط نهایتاً بر هیجانات اولیه غالب می شود.
🔻درس آخر را میتوان از معمای زندانی در نظریه بازی ها گرفت. این معما نهایتاً میگوید برخی تصمیمات در ابتدا چندان عقلانی به نظر نمیرسند ولی در ادامه جنگ معلوم می شود از خیلی تصمیمات دیگر بهترند. منطقهای کردن جنگ توسط ایران یک نمونه واضح است. باز هم از این موارد هست. وقتش باید برسد.
⁉️ سوال بزرگ این است: در آغاز یا در آستانه جنگ چهارم کدام تصمیمهای ظاهراً غیرعقلانی و ریسکی را باید گرفت که در ادامه نبرد معلوم خواهد شد از همه تصمیمها عقلانیتر است؟ این سوال سختی است اما خوشبختانه جواب دارد. جنگ چهارم نباید با بنبست به پایان برسد.
#وحدت_ملی
✅ به پویش معیار بپیوندید
@meyarpb
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 عجیب نیست که به هرکس توهین میکنید شهید میشود؟
18.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای عجیب دفن شهید علی لاریجانی در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها به نقل از همسر ایشان
رحمت و رضوان الهی بر مجاهدان فکور، صبور و مظلوم راه انقلاب اسلامی ایران
16.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 پاسخ رهبر انقلاب به شبهه ناروای دانشجوی عدالتخواه درباره عملکرد مسئولان نظامی و امنیتی!
محمدرضا مریمی، دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی:
▫️ما بیم داریم که ایده حل شدن در نظم جهانی یا همان ایده نرمالسازی، در میان مسئولان امنیتی و نظامی ما نفوذ کند و آنها در میانه یک جنگ وجودی با رژیم منحوس صهیونیستی به دیپلمات و بیانیه نویس تبدیل سازد!
🎙 پاسخ رهبر انقلاب را ببینید!
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
راه رجایی یا روش کشمیری؟
▪️سایت اختلافافکن و اهانتکننده به مراجع به دنبال تکمیل پروژه ترامپ در ایران!
🔴 نکته: پیش از هرچیز، باید تاکید کنیم که تاسفبار است به واسطه حرکت سازمانیافته یک جریان مشکوک، مجبوریم دقایقی را -هرچند بسیار اندک- مصروف پاسخ به دروغپردازیهای این جریان در داخل کنیم. حال آنکه اگر این اقدامات ضد امنیت ملی آنان نبود، حتی همین فرصتهای اندک باید به صورت ۲۴ ساعته، همچون قبل، متمرکز بر مقابله با آمریکا و اسرائیل میشد.
و اما بعد:
▪️ آمریکائیها میدانند که ایران ذیل رهبری مقتدرانه حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، هرگز تسلیم نمیشود و آنها نه تنها توان از بین بردن قابلیتهای نظامی و دفاعی کشورمان را ندارند، بلکه استحکام ساخت سیاسی و اجتماعی و دفاعی ایران به اندازهای است که آمریکای مدعی و اسرائیل منحوس را عملاً از پای درمیآورد و آنان را به مهلکه میبرد.
▪️ و آنها راهی جز تخریب اتحاد مقدس ملت مبعوث شده و حاکمیت مقتدر ایران ندارند. به همین دلیل حتی قبل از برهه سکوت نظامی، بخش مهمی از توجه خود را روی این موضوع متمرکز کردهاند.
▪️ تجربه نیز نشان داده است که آمریکاییها و بویژه اسرائیلیها در این زمینه بر روی شبکهای از نفوذ که در داخل ایران سازماندهی کردهاند، حساب ویژهای باز میکنند تا آنها را در بزنگاههای مهم به صحنه بیاورند.
▪️ در همین اتفاقات اخیر و تحرکات مشکوکی که برای تخریب اتحاد مقدس در ایران شکل گرفته، ردپاهای جدی از نفوذ و تحرکات مشکوک دیده میشود و حتی اخیراً برخی نیز در این زمینه دستگیر شدهاند.
▪️ اما در این میان، برخی گروههای کوچک نیز تحرکاتی انجام میدهند که یا دست کم ریاکارانه و سیاست بازانه است و یا باید ردپایی از پیرویهای کورکورانه یا هدفمندانه در آن مشاهده کرد.
▪️ مثلاً یکی از سایتها به نام رجانیوز علیرغم سابقه تلاش بنیانگذاران مومن انقلابی اولیه، چند سالی است با تغییر تیم ادارهکننده به رویکرد مشکوک و تفرقهافکنی روی آورده که یکی از نقاط سیاه کارنامهاش توهین آشکار به مراجع است؛ حال این سایت این روزها به دروغ مدعی نقد دیگران به خطوط قرمز رهبر معظم انقلاب شده است. آنهم درباره تسنیمی که جان فداییاش برای رهبر معظم انقلاب و ایستادگی شبانهروزیاش بر اصول و خطوط قرمز ایشان بر دوست و دشمن محرز است.
▪️ این سایت (رجانیوز) چندی پیش در اهانتی وقیحانه به مراجع، نوشته بود که “اغلب اینگونه است که مراجع به دلیل «ارتباطات محدود» و «محیط بسته»ای که در آن هستند، با واسطه با «واقعیّت» تماس دارند و این واسطهها، همان «اعضای دفتر» هستند. در واقع، اعضای دفتر، «مهندسان مواضع» و «طرّاحان ذهن» این بزرگان هستند”.
▪️ اهانت به مراجع، تنها یک بخش از کارنامه ستیزهجویانه این گروه کوچک است؛ فقط تماشا کنید و ببینید آنها طی همین روزهای اخیر چه کسانی را مورد هجمه و تخریب قرار دادهاند؟ از سخنران اصیلی همچون حجتالاسلام حامد کاشانی تا مداح انقلابی مانند حاج میثم مطیعی، هرکس به وحدت بر مبنای فرامین رهبر معظم انقلاب تاکید کند، با حمله اینها مواجه میشود!
▪️ و البته این مساله مختص زمان حاضر هم نیست؛ برخی افراد مورد حمایت این جریان به بهانه نقد یک مطلب(که درباره جزییات آن قضاوتی نداریم) چه رفتاری با دفتر نشر آثار امام شهید کردند؟! برخی از اعضای این جریان چه مواضعی درباره حاج قاسم سلیمانی داشتند؟!
با سرداران شهید مانند سلامی و باقری و حاجیزاده، چگونه برخورد میکردند و حالا با چه رویی خود را مدافع سرداران نقطهزن کشور میخوانند؟!
▪️ این گروه کوچک درحالی ریاکارانه خود را منتقد برجام و دیگران را مدافع برجام جا میزند که اولاً کارنامه همگان از جمله تسنیم درباره این توافقنامه روشن است و ثانیاً اگر برجام توافقنامه خسارت باری است- که هست- حتماً نحوه عملکرد امثال این تفکر در سال ۹۲، یکی از عوامل اصلی روی کار آمدن حسن روحانی در کشور است که باعث خسارات زیاد و از دست رفتن یک دهه شد!
▪️ریاکاری و سیاست بازی و تفرقهافکنی و تکمیل پازل دشمن اگر روش کشمیری نباشد، حداقل راه رجایی نیست! نام شهید رجایی با اخلاص و تقوا و اسلامدوستی و احترام به مراجع عظام و اتحاد ملی گره خورده است.
▪️ اگر روش کشمیری، که همان ترور اشخاص بود مذموم و محکوم است؛ «ترور شخصیتی» کمتر از ترور فیزیکی نیست؛ چه آنکه خداوند فرمود آبروی مومن از کعبه هم بالاتر است.
🔴 و نهایتاً، تسنیم ترجیح میدهد از این پس بار دیگر همچون گذشته، تمرکز خود را صرفاً بر مبارزه با آمریکا و اسرائیل قرار دهد و وقت خود را بیش از این برای پاسخگویی به توهمات مصروف نکند.
@TasnimNews
هدایت شده از معیار
💢#یادداشت | از آگاهی تا مشارکت؛ مسیر تازۀ اقتصاد ایران
🔹جنگ اقتصادی را میتوان پیچیدهترین شکل نبرد در عصر حاضر دانست؛ نبردی که هدف آن نه تصرف خاک، که تحت فشار قرار دادن معیشت مردم است. در این میان، تحریمهای گسترده بینالمللی، اقتصاد ایران را با چالشهای جدی مواجه کرده است. اما در دل همین فشارها، پرسشی اساسی مطرح میشود: آیا جامعه ایران در واکنش به این شرایط، ظرفیتهای تازهای از خود بروز داده است؟
🔹به نظر میرسد سطح آگاهی عمومی در ایران، بهویژه در حوزه اقتصاد، نسبت به دهههای گذشته افزایش قابلتوجهی یافته است. گسترش شبکههای اجتماعی، دسترسی به تحلیلهای کارشناسی و گردش سریع اطلاعات، باعث شده بسیاری از شهروندان با مفاهیمی همچون نقدینگی، تورم، کسری بودجه و اثر تحریمها آشنا شوند. این آگاهی را میتوان نوعی «سرمایه اجتماعی» تلقی کرد؛ سرمایهای که در ترازنامههای مالی جایی ندارد، اما میتواند به عاملی برای عبور از بحران تبدیل شود. شهروندانی که ریشه مشکلات را میشناسند، کمتر در معرض شایعات و التهابآفرینی قرار میگیرند. با این حال، آگاهی بهتنهایی کافی نیست. شرط بهرهبرداری از این سرمایه، وجود مسیری روشن و اعتمادساز میان مردم و سیاستگذاران است.
🔹نکته قابل تأمل دیگر، ظرفیت کنشگری مستقیم مردم در عرصه اقتصاد است. تجربههای داخلی در حوزههایی مانند امدادرسانی در بلایای طبیعی یا پروژههای محرومیتزدایی نشان داده که ورود مستقیم مردم به میدان، گاه نتایجی چابکتر از ساختارهای اداری به همراه داشته است. در حوزه اقتصاد نیز برخی تحلیلگران معتقدند مردم میتوانند فراتر از نقش مصرفکننده، به عنوان ناظر، سرمایهگذار خُرد و حتی توزیعکننده عمل کنند. برای نمونه، الگوهای مشارکتی در مدیریت مصرف انرژی این قابلیت را دارند که صرفهجویی را از یک توصیه اخلاقی صرف، به رفتاری با منافع اقتصادی مستقیم برای خانوادهها تبدیل کنند. هرچند تحقق چنین الگوهایی نیازمند طراحی سازوکارهای شفاف و ضمانت اجرایی از سوی دولت است.
🔹همچنین، مفهوم «اقتصاد مقاومتی» که در سالهای اخیر در ادبیات سیاستگذاری ایران مطرح شده، بهطور ضمنی بر همین مشارکت مردمی تکیه دارد. ایده اصلی این است که اقتصاد در شرایط تحریم، باید متکی بر ظرفیتهای داخلی باشد و در برابر شوکهای بیرونی مقاوم شود. در چنین چارچوبی، شبکههای همیاری محلی، هدایت سرمایههای خُرد به سمت تولید، و نظارت عمومی بر زنجیره توزیع کالا میتوانند بخشی از راهحل باشند. البته باید توجه داشت که این رویکرد، جایگزین مسئولیت دولت در تأمین زیرساختها، مهار تورم و ایجاد ثبات اقتصادی نیست، بلکه آن را تکمیل میکند.
🔹در مجموع، شاید بتوان گفت بحران اخیر، علیرغم تمام دشواریهای معیشتی، نشانههایی از یک ظرفیت نهفته در جامعه ایران را نمایان کرده است. جامعهای که بهلحاظ اطلاعاتی مجهزتر، و بهلحاظ انگیزههای مشارکتی آمادهتر به نظر میرسد. اینکه آیا این ظرفیت به تحولی پایدار در اقتصاد کشور منتهی خواهد شد یا خیر، به عوامل متعددی از جمله کیفیت حکمرانی، اعتماد متقابل دولت و ملت، و توانایی نظام سیاستگذاری در طراحی سکوهای واقعی برای مشارکت عمومی بستگی دارد. آنچه مسلم است، سرمایه اجتماعیِ شکلگرفته در دل فشارها، امکانی است که در صورت بهرهبرداری درست، میتواند معادلات آینده را تغییر دهد.
✍🏻 علی قاسمی
#حرفروز
✅ به پویش معیار بپیوندید
@meyarpb
🍆 از بادمجان تا سیاست
✍️ نویسنده: دکتر رضا قاسمیان
🔹️ شاید خبرش را در رسانهها دیده باشید؛ یکی از عوامل شبکههای خارجی(فارسیزبان) که آموزش نحوه پخت بادمجان را بر عهده داشته، یکشبه بادمجان را کنار گذاشته و بهعنوان کارشناس و تحلیلگر سیاسی در برنامهها حاضر میشود و به تحلیل سیاسی پیرامون ایران و جهان میپردازد. در داخل کشور و همه جا چنین افرادی در دنیای سیاست، حضور و فعالیت دارند.
🔹️ در قواعد آزادی بیان هم، هیچ خلبانی اجازه ندارد نسخههای پزشکی برای مردم بنویسد و هیچ پزشکی هم اجازه ندارد در مورد شیوههای گرم و سرد کردن موتور هواپیما حرف بزند. اما مثل اینکه در حوزه سیاست، همهی این قواعد، کنار گذاشته میشود و سیاستِ بیچاره نیز بادمجان در گلو به زندگی پریشانِ خود ادامه میدهد و به تهدید و تحدید حیات جامعه میپردازد.
🔹️ پزشک قلّابی، دستگیر میشود اما تحلیلگر کاذب و سیاستباز قلّابی، مورد استقبال و تشویق و تحسین قرار میگیرد. این در حالی است که مسمومیتها و بیماریهای فکری و سیاسی، به مراتب خطرناکتر از بیماریهای جسمی است. اصلا" منشاء و علت بسیاری از بیماریهای جسمی، همان بیماریهای فکری و تنشهای روانی است.
🔸️ تحلیلگران کاذب و سیاستبازان قلابی را چگونه بشناسیم و از آنها دوری کنیم؟
۱- تخصص علمی و تجربهی میدانی ندارند و در بستر تخیلات و توهمات، حرف میزنند.
۲- تابلوهای راهنمایی در کنار جادهی سیاست، برای آنها اهمیتی ندارد و متهورانه رانندگی میکنند.
۳- به سلبریتیبازی علاقمندند و حرفهای هیجانساز و حیرتانگیز پرتاب میکنند تا بیشتر دیده شوند.
۴- خود را متصل به بالا بالاها و منابع اطلاعاتی آنسوی پردهها، نشان میدهند.
۵- برای اثبات خود، خیلی راحت از روی پیکر بزرگترها عبور میکنند.
۶- خود را بیش از حد به آب و آتش میزنند و برای تمامی اتفاقات، نظرات آماده در لب طاقچه دارند.
ادامه دارد...
زمان:
حجم:
810.9K
اخیرا در برخی کانالها و گروهها فایلی درباره جاده احداثی دشت مهیار منتشر شده که سبب شبهه و سئوالاتی شده است.در پاسخ به این شبهه پاسخ استاد رفعتی پور را می شنویم.برای نشر عمومی در کانالها و گروهها
هدایت شده از کشکول|محسن مهدیان
🔻درباره تحمیل به رهبری
اخیراً گفته میشود عدهای به دنبال تحمیل مذاکره به رهبری هستند. چرا چنین میگویند؟ انتشار برخی اسناد با طبقهبندی «بهکلی سری» که بهصورت گزینشی از نامهنگاریهای شعام با رهبر انقلاب بیرون درز کرده است.
فارغ از اینکه چرا باید چنین نامههایی منتشر شود، یک نکته بسیار ضروری است: اساساً تبادل نظر، آنهم در چنین ساحتی، کاملاً طبیعی است. حتی ممکن است یک مسئول کلاً نظر مخالف امام جامعه داشته باشد و وظیفه دارد صادقانه آن را بیان کند. طبیعی است که حکم نهایی در نهایت با رهبر انقلاب است.
خاطرم هست سالها پیش مرحوم آقای توکلی نامهای به امام شهید نوشته بودند. آن را فرستادند که مطالعه کنیم و نظر بدهیم. عرض کردم بعید است آقا قبول کنند؛ این مخالف نظر صریح ایشان است. دکتر توکلی گفت من مشاور ایشان در مجمع تشخیص مصلحت نظام هستم. از من شرعاً خواستهاند آنچه به نظرم درست است را بیان کنم. در نهایت حکم با ایشان است و ما هم مطیع.
در خاطرات مکرر آمده است که آقای شهید ما با امام درباره مسائل کشور گفتوگوهای پرچالش و عمیق داشتند. اساساً مگر ممکن است حکمرانی غیر از این باشد؟
خلاصه، چنین اخباری با فرض صحت، در سطح حاکمیت کاملاً طبیعی است. حتی ممکن است امام جامعه مسئولی را توبیخ کند؛ این هم طبیعی است. این اخبارِ بهکلی سری، روایتهایی ناقص از یک تعامل کاملاً طبیعیاند و وقتی ملاک قضاوت قرار بگیرند، بسیار پرخطا، غیرمنصفانه و آسیبزا خواهند بود.
🔻اما بنای این متن، پرسش عمیقتری است؛ آیا رهبر نظام اسلامی ممکن است تحت فشار خواص تصمیم بگیرد؟ خیر. چرا؟
توضیح میدهم.
🔻امام جامعه ممکن است در مواردی از نظر خود عبور کنند:
🔻یکم. نظر مردم
رهبر انقلاب اگر متوجه شوند که نظر اکثریت مردم چیزی غیر از نظر ایشان است، در بسیاری موارد مدارا میکنند. مدارا غیرعقب نشینی است. یعنی همراهی با مردم تا نگاهها اصلاح شود و تجربهای جدید برای کشور شکل بگیرد. مثل نرمش قهرمانانه در دهه ۹۰؛ این سبک، یک روش تربیتی است.
🔻دوم. همراهی با نظر شورایی مسئولان
امام جامعه ممکن است با نظر شورایی مسئولان همراهی کند، ولو آنکه نظر شخصیشان چیز دیگری باشد. این به معنای تحمیل نیست. این انتخاب آگاهانه است و غیر انفعال است. مثلاً از امام خمینی درباره شلیک به یک ناو آمریکایی در دوران جنگ سؤال شد. ایشان فرمودند: من باشم، میزنم؛ نظر شما چیست؟ گفتند مخالفیم. امام فرمودند به نظر خودتان عمل کنید؛ چون اصل مشورت باید تثبیت شود.
🔻سوم. توجه به مصلحت بالاتر
ممکن است مسئولی نظری بدهد و امام جامعه با آن مخالف باشد، اما بهدلیل مصلحتی بالاتر همراهی کند؛ نه بهخاطر استدلال آن مسئول، بلکه به جهتی فراتر. مثلاً رهبری انقلاب با تعلیق غنیسازی در دهه ۸۰ مخالف بودند، اما بعدها گفتند این عقبنشینی لازم بود و دو فایده داشت: اثر بر افکار عمومی جهان و ایجاد تجربه داخلی.
🔻چهارم. اقتضای شرایط
در برخی موارد، امام جامعه تصمیمی دارد اما شرایط مادی و اقتضائات کشور همراه نیست. در اینجا نیز تسامح صورت میگیرد. مثلاً در ماجرای قطعنامه، برخلاف برخی ادعاها، تحمیلی در کار نبود. رهبر شهید انقلاب توضیح میدهند که شرایط اقتصادی و نظامی کشور بهگونهای بود که امام پذیرفتند نوبت پذیرش قطعنامه است.
خلاصه اینکه نمیتوان امری را خاصه در محکمات به امام جامعه تحمیل کرد. نمونهاش فتنه ۸۸؛ بسیاری از خواص و مسئولان مقابل نظر رهبری قرار داشتند، اما ایشان ایستادند و از رأی مردم دفاع کردند.
🔻حال ممکن است پرسیده شود: پس نمونههای تاریخی چه میشود؟ مثل حکمیت در دوران امیرالمؤمنین.
کسانی که چنین میگویند، به یک تفاوت کلیدی توجه نمیکنند. ما در یک نظام اسلامی هستیم که مبتنی بر مردمسالاری دینی است؛ ساختاری که در زمان اهلبیت بیسابقه بود. مسئول در این نظام بر پایه اسلام و جمهوریت انتخاب و رشد میکند. ممکن است خطا کند، اما اساساً سازوکار نظام اسلامی بهگونهای نیست که بتواند چیزی را بر نظام یا امام تحمیل کند. این ساختار اجازه نمیدهد کسی با مکر و خدعه اراده خود را بر اراده نظام اسلامی تحمیل کند. اساساً این نظام برای جلوگیری از چنین انحرافهایی شکل گرفته است، چون متکی به اراده مردم مؤمن است. درباره این موضوع میتوان ساعتها گفت ونوشت.
🔻خلاصه، باید مراقب باشیم که تعبیر تحمیل به امام جامعه، تعبیری عجیب، غیرمنصفانه و چهبسا نوعی اسائه ادب باشد که تصویری از امام مسلوبالاراده ایجاد میکند.
میماند وظیفه ما و ادعای بسط ید؛ در یادداشت بعدی توضیح میدهم چه برداشتهای خطایی درباره آن وجود دارد.
@mahdian_mohsen