eitaa logo
بصیر
440 دنبال‌کننده
10.9هزار عکس
8.7هزار ویدیو
600 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از معیار
💢 | از آگاهی تا مشارکت؛ مسیر تازۀ اقتصاد ایران 🔹جنگ اقتصادی را می‌توان پیچیده‌ترین شکل نبرد در عصر حاضر دانست؛ نبردی که هدف آن نه تصرف خاک، که تحت فشار قرار دادن معیشت مردم است. در این میان، تحریم‌های گسترده بین‌المللی، اقتصاد ایران را با چالش‌های جدی مواجه کرده است. اما در دل همین فشارها، پرسشی اساسی مطرح می‌شود: آیا جامعه ایران در واکنش به این شرایط، ظرفیت‌های تازه‌ای از خود بروز داده است؟ 🔹به نظر می‌رسد سطح آگاهی عمومی در ایران، به‌ویژه در حوزه اقتصاد، نسبت به دهه‌های گذشته افزایش قابل‌توجهی یافته است. گسترش شبکه‌های اجتماعی، دسترسی به تحلیل‌های کارشناسی و گردش سریع اطلاعات، باعث شده بسیاری از شهروندان با مفاهیمی همچون نقدینگی، تورم، کسری بودجه و اثر تحریم‌ها آشنا شوند. این آگاهی را می‌توان نوعی «سرمایه اجتماعی» تلقی کرد؛ سرمایه‌ای که در ترازنامه‌های مالی جایی ندارد، اما می‌تواند به عاملی برای عبور از بحران تبدیل شود. شهروندانی که ریشه مشکلات را می‌شناسند، کمتر در معرض شایعات و التهاب‌آفرینی قرار می‌گیرند. با این حال، آگاهی به‌تنهایی کافی نیست. شرط بهره‌برداری از این سرمایه، وجود مسیری روشن و اعتمادساز میان مردم و سیاست‌گذاران است. 🔹نکته قابل تأمل دیگر، ظرفیت کنش‌گری مستقیم مردم در عرصه اقتصاد است. تجربه‌های داخلی در حوزه‌هایی مانند امدادرسانی در بلایای طبیعی یا پروژه‌های محرومیت‌زدایی نشان داده که ورود مستقیم مردم به میدان، گاه نتایجی چابک‌تر از ساختارهای اداری به همراه داشته است. در حوزه اقتصاد نیز برخی تحلیل‌گران معتقدند مردم می‌توانند فراتر از نقش مصرف‌کننده، به عنوان ناظر، سرمایه‌گذار خُرد و حتی توزیع‌کننده عمل کنند. برای نمونه، الگوهای مشارکتی در مدیریت مصرف انرژی این قابلیت را دارند که صرفه‌جویی را از یک توصیه اخلاقی صرف، به رفتاری با منافع اقتصادی مستقیم برای خانواده‌ها تبدیل کنند. هرچند تحقق چنین الگوهایی نیازمند طراحی سازوکارهای شفاف و ضمانت اجرایی از سوی دولت است. 🔹همچنین، مفهوم «اقتصاد مقاومتی» که در سال‌های اخیر در ادبیات سیاست‌گذاری ایران مطرح شده، به‌طور ضمنی بر همین مشارکت مردمی تکیه دارد. ایده اصلی این است که اقتصاد در شرایط تحریم، باید متکی بر ظرفیت‌های داخلی باشد و در برابر شوک‌های بیرونی مقاوم شود. در چنین چارچوبی، شبکه‌های همیاری محلی، هدایت سرمایه‌های خُرد به سمت تولید، و نظارت عمومی بر زنجیره توزیع کالا می‌توانند بخشی از راه‌حل باشند. البته باید توجه داشت که این رویکرد، جایگزین مسئولیت دولت در تأمین زیرساخت‌ها، مهار تورم و ایجاد ثبات اقتصادی نیست، بلکه آن را تکمیل می‌کند. 🔹در مجموع، شاید بتوان گفت بحران اخیر، علیرغم تمام دشواری‌های معیشتی، نشانه‌هایی از یک ظرفیت نهفته در جامعه ایران را نمایان کرده است. جامعه‌ای که به‌لحاظ اطلاعاتی مجهزتر، و به‌لحاظ انگیزه‌های مشارکتی آماده‌تر به نظر می‌رسد. اینکه آیا این ظرفیت به تحولی پایدار در اقتصاد کشور منتهی خواهد شد یا خیر، به عوامل متعددی از جمله کیفیت حکمرانی، اعتماد متقابل دولت و ملت، و توانایی نظام سیاست‌گذاری در طراحی سکوهای واقعی برای مشارکت عمومی بستگی دارد. آنچه مسلم است، سرمایه اجتماعیِ شکل‌گرفته در دل فشارها، امکانی است که در صورت بهره‌برداری درست، می‌تواند معادلات آینده را تغییر دهد. ✍🏻 علی قاسمی ✅ به پویش معیار بپیوندید @meyarpb
هوش مصنوعی....نیست اینترنشنال تیتر زده😉
🍆 از بادمجان تا سیاست ✍️ نویسنده: دکتر رضا قاسمیان 🔹️ شاید خبرش را در رسانه‌ها دیده باشید؛ یکی از عوامل شبکه‌های خارجی(فارسی‌زبان) که آموزش نحوه پخت بادمجان را بر عهده داشته، یک‌‌شبه بادمجان را‌ کنار گذاشته و به‌عنوان کارشناس و تحلیل‌گر سیاسی در برنامه‌ها حاضر می‌شود و به تحلیل سیاسی پیرامون ایران و جهان می‌پردازد. در داخل کشور و همه جا چنین افرادی در دنیای سیاست، حضور و فعالیت دارند. 🔹️ در قواعد آزادی بیان هم، هیچ خلبانی اجازه ندارد نسخه‌های پزشکی برای مردم بنویسد و هیچ پزشکی هم اجازه ندارد در مورد شیوه‌های گرم و سرد کردن موتور هواپیما حرف بزند. اما مثل اینکه در حوزه سیاست، همه‌ی این قواعد، کنار گذاشته می‌شود و سیاستِ بیچاره نیز بادمجان در گلو به زندگی پریشانِ خود ادامه می‌دهد و به تهدید و تحدید حیات جامعه می‌پردازد. 🔹️ پزشک قلّابی، دستگیر می‌شود اما تحلیل‌گر کاذب و سیاست‌باز قلّابی، مورد استقبال و تشویق و تحسین قرار می‌گیرد. این در حالی است که مسمومیت‌ها و بیماری‌های فکری و سیاسی، به مراتب خطرناک‌تر از بیماری‌های جسمی است. اصلا" منشاء و علت بسیاری از بیماری‌های جسمی، همان بیماری‌های فکری و تنش‌های روانی است. 🔸️ تحلیلگران کاذب و سیاست‌بازان قلابی را چگونه بشناسیم و از آن‌ها دوری کنیم؟ ۱- تخصص علمی و تجربه‌ی میدانی ندارند و در بستر تخیلات و توهمات، حرف می‌زنند. ۲- تابلوهای راهنمایی در کنار جاده‌ی سیاست، برای آن‌ها اهمیتی ندارد و متهورانه رانندگی می‌کنند. ۳- به سلبریتی‌بازی علاقمندند و حرف‌های هیجان‌ساز و حیرت‌انگیز پرتاب می‌کنند تا بیشتر دیده شوند. ۴- خود را متصل به بالا بالاها و منابع اطلاعاتی آن‌سوی پرده‌ها، نشان می‌دهند. ۵- برای اثبات خود، خیلی راحت از روی پیکر بزرگترها عبور می‌کنند. ۶- خود را بیش از حد به آب و آتش می‌زنند و برای تمامی اتفاقات، نظرات آماده در لب طاقچه دارند. ادامه دارد...
زمان: حجم: 810.9K
اخیرا در برخی کانالها و گروهها فایلی درباره جاده احداثی دشت مهیار منتشر شده که سبب شبهه و سئوالاتی شده است.در پاسخ به این شبهه پاسخ استاد رفعتی پور را می شنویم.برای نشر عمومی در کانالها و گروهها
هدایت شده از کشکول|محسن مهدیان
🔻درباره تحمیل به رهبری اخیراً گفته می‌شود عده‌ای به دنبال تحمیل مذاکره به رهبری هستند. چرا چنین می‌گویند؟ انتشار برخی اسناد با طبقه‌بندی «به‌کلی سری» که به‌صورت گزینشی از نامه‌نگاری‌های شعام با رهبر انقلاب بیرون درز کرده است. فارغ از اینکه چرا باید چنین نامه‌هایی منتشر شود، یک نکته بسیار ضروری است: اساساً تبادل نظر، آن‌هم در چنین ساحتی، کاملاً طبیعی است. حتی ممکن است یک مسئول کلاً نظر مخالف امام جامعه داشته باشد و وظیفه دارد صادقانه آن را بیان کند. طبیعی است که حکم نهایی در نهایت با رهبر انقلاب است. خاطرم هست سال‌ها پیش مرحوم آقای توکلی نامه‌ای به امام شهید نوشته بودند. آن را فرستادند که مطالعه کنیم و نظر بدهیم. عرض کردم بعید است آقا قبول کنند؛ این مخالف نظر صریح ایشان است. دکتر توکلی گفت من مشاور ایشان در مجمع تشخیص مصلحت نظام هستم. از من شرعاً خواسته‌اند آنچه به نظرم درست است را بیان کنم. در نهایت حکم با ایشان است و ما هم مطیع. در خاطرات مکرر آمده است که آقای شهید ما با امام درباره مسائل کشور گفت‌وگوهای پرچالش و عمیق داشتند. اساساً مگر ممکن است حکمرانی غیر از این باشد؟ خلاصه، چنین اخباری با فرض صحت، در سطح حاکمیت کاملاً طبیعی است. حتی ممکن است امام جامعه مسئولی را توبیخ کند؛ این هم طبیعی است. این اخبارِ به‌کلی سری، روایت‌هایی ناقص از یک تعامل کاملاً طبیعی‌اند و وقتی ملاک قضاوت قرار بگیرند، بسیار پرخطا، غیرمنصفانه و آسیب‌زا خواهند بود. 🔻اما بنای این متن، پرسش عمیق‌تری است؛ آیا رهبر نظام اسلامی ممکن است تحت فشار خواص تصمیم بگیرد؟ خیر. چرا؟ توضیح می‌دهم. 🔻امام جامعه ممکن است در مواردی از نظر خود عبور کنند: 🔻یکم. نظر مردم رهبر انقلاب اگر متوجه شوند که نظر اکثریت مردم چیزی غیر از نظر ایشان است، در بسیاری موارد مدارا می‌کنند. مدارا غیرعقب نشینی است. یعنی همراهی با مردم تا نگاه‌ها اصلاح شود و تجربه‌ای جدید برای کشور شکل بگیرد. مثل نرمش قهرمانانه در دهه ۹۰؛ این سبک، یک روش تربیتی است. 🔻دوم. همراهی با نظر شورایی مسئولان امام جامعه ممکن است با نظر شورایی مسئولان همراهی کند، ولو آنکه نظر شخصی‌شان چیز دیگری باشد. این به معنای تحمیل نیست. این انتخاب آگاهانه است و غیر انفعال است. مثلاً از امام خمینی درباره شلیک به یک ناو آمریکایی در دوران جنگ سؤال شد. ایشان فرمودند: من باشم، می‌زنم؛ نظر شما چیست؟ گفتند مخالفیم. امام فرمودند به نظر خودتان عمل کنید؛ چون اصل مشورت باید تثبیت شود. 🔻سوم. توجه به مصلحت بالاتر ممکن است مسئولی نظری بدهد و امام جامعه با آن مخالف باشد، اما به‌دلیل مصلحتی بالاتر همراهی کند؛ نه به‌خاطر استدلال آن مسئول، بلکه به جهتی فراتر. مثلاً رهبری انقلاب با تعلیق غنی‌سازی در دهه ۸۰ مخالف بودند، اما بعدها گفتند این عقب‌نشینی لازم بود و دو فایده داشت: اثر بر افکار عمومی جهان و ایجاد تجربه داخلی. 🔻چهارم. اقتضای شرایط در برخی موارد، امام جامعه تصمیمی دارد اما شرایط مادی و اقتضائات کشور همراه نیست. در اینجا نیز تسامح صورت می‌گیرد. مثلاً در ماجرای قطعنامه، برخلاف برخی ادعاها، تحمیلی در کار نبود. رهبر شهید انقلاب توضیح می‌دهند که شرایط اقتصادی و نظامی کشور به‌گونه‌ای بود که امام پذیرفتند نوبت پذیرش قطعنامه است. خلاصه اینکه نمی‌توان امری را خاصه در محکمات به امام جامعه تحمیل کرد. نمونه‌اش فتنه ۸۸؛ بسیاری از خواص و مسئولان مقابل نظر رهبری قرار داشتند، اما ایشان ایستادند و از رأی مردم دفاع کردند. 🔻حال ممکن است پرسیده شود: پس نمونه‌های تاریخی چه می‌شود؟ مثل حکمیت در دوران امیرالمؤمنین. کسانی که چنین می‌گویند، به یک تفاوت کلیدی توجه نمی‌کنند. ما در یک نظام اسلامی هستیم که مبتنی بر مردم‌سالاری دینی است؛ ساختاری که در زمان اهل‌بیت بی‌سابقه بود. مسئول در این نظام بر پایه اسلام و جمهوریت انتخاب و رشد می‌کند. ممکن است خطا کند، اما اساساً سازوکار نظام اسلامی به‌گونه‌ای نیست که بتواند چیزی را بر نظام یا امام تحمیل کند. این ساختار اجازه نمی‌دهد کسی با مکر و خدعه اراده خود را بر اراده نظام اسلامی تحمیل کند. اساساً این نظام برای جلوگیری از چنین انحراف‌هایی شکل گرفته است، چون متکی به اراده مردم مؤمن است. درباره این موضوع می‌توان ساعت‌ها گفت ونوشت. 🔻خلاصه، باید مراقب باشیم که تعبیر تحمیل به امام جامعه، تعبیری عجیب، غیرمنصفانه و چه‌بسا نوعی اسائه ادب باشد که تصویری از امام مسلوب‌الاراده ایجاد می‌کند. می‌ماند وظیفه ما و ادعای بسط ید؛ در یادداشت بعدی توضیح می‌دهم چه برداشت‌های خطایی درباره آن وجود دارد. @mahdian_mohsen
ماجرای نفتکش بریجتون و تحقیر تاریخی آمریکا در خلیج فارس 🔸️در تابستان سال ۶۶ که جنگ نفتکش ها در خلیج فارس بالا گرفته بود، اعراب دست به دامان شوروی و آمریکا شدند. 🔸️ ابتدا روسها برای اسکورت نفتکش ها قبول مسئولیت کردند اما زمانی که واحد شناوری تحت فرماندهی پرویز قوسی از نیروی دریایی سپاه بوشهر در اردیبهشت ۶۶ علنا به کشتی تجاری ایوان کورتیف حمله کرد، شوروی با وجود اولتیماتوم ۴۸ ساعته به ایران برای همیشه ناوگانش را از خلیج فارس خارج کرد‌ و آمریکا برای دفاع از اعراب ثروتمند خلیج فارس یکه تاز شد. 🔸️در اواخر تیرماه ۶۶ آمریکا بزرگترین نفتکش آنروز دنیا را که کویتی بود و الرخاء نام داشت به بریجتون تغییر نام داده و با پرچم ایالات متحده راهی کویت کرد ؛ در این عملیات ۶ ناو فریگیت آمریکایی محافظ این سوپرتانکر بودند. 🔸️دستور قاطع برای برخورد با این نفتکش آمریکایی صادر شد ؛ ابتدا در تنگه هرمز قرار بود با موشک ضد کشتی هدف قرار بگیرد که به دلایل فنی عملیات لغو شد ؛ در عملیات دوم قرار بود غواصان به آن مین بچسبانند که آنهم ناموفق بود‌. 🔸️مسئولان نظامی جمهوری اسلامی بازهم انجام عملیات را به نیروی دریایی بوشهر سپردند‌. 🔸️نادر مهدوی و نیروهایش با چند قایق موتوری و ۱۰ مین متعلق به جنگ جهانی دوم که از نیروی دریایی ارتش تحویل گرفته بودند راهی آب های بین المللی شدند . 🔸️ چند مایل محدوده ای بود که بریجتون احتمال عبور از آنجا را داشت اما با توجه به معدود بودن مین ها ، در ۳ کیلومتر که بیشترین احتمال عبور کاروان وجود داشت به فاصله هر ۳۰۰ متر مین ها ریخته شدند. 🔸️نتیجه کار شگفت انگیز بود؛ نفتکش بریجتون که حامل ۱۵۰ خبرنگار و پوشش رسانه ای گسترده بود و ۶ ناو جنگی آن را اسکورت می کردند و چند هلیکوپتر اطراف آن گشت می زدند تا از حضور احتمالی نیروهای ایرانی مطلع شوند با مین برخورد کرد و حفره ای به مساحت ۴۳ متر مربع در بدنه سمت راست آن ایجاد شد؛ آمریکا رسما شکست خورده بود. 🔸️ این عملیات به پرستیژ بین المللی آمریکا ضربه ای جدی وارد آورد و پیروزی بزرگی برای ایران به حساب آمد تا جایی که تمام اعضای دخیل در عملیات به دیدار امام خمینی دعوت شدند. 🔸️ نکته جالب عملیات انفجار کشتی بریجتون آنجا بود که شب قبل از انهدام این نفتکش عملیات گسترده مین روبی در آبهای نزدیک به کویت انجام گرفته بود و هواگردهای آمریکایی به طور مداوم به رصد تحرکات سپاه می پرداختند اما ناوگروه نادر مهدوی عملیات را طور زمان بندی کرده بودند که تنها ۳ ساعت قبل از رسیدن بریجتون مین ها را در نقطه مورد نظر رها سازند تا فرصت عکس العمل از نیروی دریایی آمریکا سلب شود . 🔸️ همچنین نیروی دریایی سپاه با این عملیات نشان داد می تواند از سلاح های کوچک و ابتدایی اما با بهره گیری از خلاقیت و تاکتیک های نوین نامتقارن ، نتایج استراتژیک و قابل توجه بگیرد .
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوشحالی و جشن عمانی ها از پیروزی ایران
هدایت شده از بصیرت
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 جهش نظامی ایران در سایه فناوری‌های پیشرفته و هزینه‌های پایین‌تر از غرب 🔸رسانه لندنی تایمز اورجینال: ایران از فناوری‌هایی بهره می‌برد که پیشتر در انحصار قدرت‌های بزرگ نظامی بود چه استفاده از ماهواره‌ها، چه توسعه موشک‌های دوربرد چه ساخت پهپادها با مواد رادارگریز.. 🔹افزون بر این، ایران توانسته این کار را با هزینه‌ای بسیار کمتر از وزارتخانه‌های دفاعی غرب و پیمانکارانی که از آنها تغذیه می‌کنند انجام دهد. ┄┅┅┅┅♦️BASIRAT♦️┅┅┅┅┄ 🇮🇷| basirat.ir 🇮🇷| @basirat_fa
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
برآورد احتمال وقوع جنگ ✍🏻 مهدی محمدی - ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ تحولات اخیر نشان می‌دهد منطقه وارد مرحله‌ای پیچیده و مبهم شده است؛ مرحله‌ای که در آن تحلیل‌های قطعی درباره وقوع یا عدم وقوع جنگ، یا نتیجه مذاکرات، بیش از آنکه واقعی باشد، نوعی ساده‌سازی صحنه است. حتی تصمیم‌گیرندگان اصلی در ایران، آمریکا و اسرائیل نیز هنوز به جمع‌بندی نهایی نرسیده‌اند و همزمان در حال تلاش برای اثرگذاری بر روند تحولات و تغییر محاسبات طرف مقابل هستند. در چنین شرایطی، بیش از هر چیز باید بر تحلیل داده‌ها، شناخت اهداف بازیگران و بررسی سناریوهای محتمل تمرکز کرد. در میدان، نشانه‌های قابل توجهی از افزایش احتمال درگیری دیده می‌شود. تحرکات لجستیکی و عملیاتی آمریکا و اسرائیل از جمله تجمیع نیرو، افزایش حضور شناورها و ناوگروه‌ها در منطقه، افزایش پرواز جنگنده‌ها در عراق و جنوب منطقه، تشدید فعالیت پهپادها، ریزپرنده‌ها و هواگردهای سبک، و همچنین انتقال سامانه‌های پدافندی، همگی نشانه‌هایی هستند که سطح هشدار را بالا می‌برند. در داخل اسرائیل نیز خبرهایی از تلاش برای بازآرایی سامانه‌های دفاع موشکی منتشر شده؛ اقدامی که نشان می‌دهد آنها در حال آماده‌سازی برای یک دوره عملیاتی جدید هستند. با این حال، تصمیم برای آغاز جنگ هنوز قطعی نیست و به چند متغیر بستگی دارد. نخست اینکه آیا آمریکا و اسرائیل به این جمع‌بندی می‌رسند که فشار اقتصادی، گذشت زمان و برخی اختلافات داخلی می‌تواند ایران را به امتیازدهی در مذاکرات وادار کند یا نه. اگر چنین برداشتی شکل بگیرد، ممکن است گزینه نظامی موقتاً به تعویق بیفتد. هرچند از نگاه این تحلیل، هرگونه امتیازدهی می‌تواند این پیام را به طرف مقابل منتقل کند که فشار و جنگ مؤثر بوده و در نتیجه، زمینه‌ساز فشارهای بیشتر یا حتی جنگ بعدی شود. عامل دوم، ارزیابی آنها از میزان موفقیت حمله احتمالی است. تجربه جنگ قبلی نشان داد تصور دستیابی به یک پیروزی سریع و قاطع، لزوماً با واقعیت میدان تطابق ندارد. اکنون آنها باید برآورد کنند که آیا در حمله جدید می‌توانند به اهدافی مانند ضربه به شخصیت‌های کلیدی، آسیب به زیرساخت‌ها و مهار پاسخ ایران برسند یا نه. پاسخ ایران و دامنه آن، یکی از مهم‌ترین متغیرهای این محاسبه است. عامل سوم، توان دفاعی آمریکا و اسرائیل در برابر پاسخ ایران است. شواهد نشان می‌دهد هر دو طرف با محدودیت‌هایی در ذخایر موشک‌های رهگیر روبه‌رو هستند و در برابر حملات ترکیبی موشکی و پهپادی ایران، با چالش‌های جدی مواجه خواهند شد. با وجود این موانع، احتمال درگیری همچنان بالاست؛ چرا که امکان بروز اشتباه محاسباتی در واشنگتن و تل‌آویو وجود دارد. جریان‌های جنگ‌طلب و لابی‌هایی که تهدیدها را کوچک‌نمایی می‌کنند و هزینه‌های جنگ را کم‌اهمیت نشان می‌دهند، می‌توانند بار دیگر تصمیم‌سازی را به سمت گزینه نظامی سوق دهند. در مجموع، منطقه در یکی از حساس‌ترین مقاطع خود قرار گرفته است؛ احتمال درگیری در کوتاه‌مدت افزایش یافته، اما هنوز هیچ سناریویی قطعی نیست و تصمیمات روزها و هفته‌های آینده می‌تواند مسیر تحولات را مشخص کند. @mohammadi61
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
طرح‌ریزی جدید جنگی ایران ✍🏻 مهدی محمدی - ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ در تحلیل وقوع یا عدم وقوع جنگ، معیار اصلی این است که دشمن احساس کند گذشت زمان فرصت عملیاتی بیشتری در اختیارش قرار می‌دهد یا نه. اگر آمریکا و اسرائیل تصور کنند با تأخیر، شرایط برای فشار بیشتر یا امتیازگیری از ایران فراهم می‌شود، ممکن است زمان بدهند؛ اما اگر به این جمع‌بندی برسند که زمان به ضرر آنهاست و فرصت‌های عملیاتی‌شان را کاهش می‌دهد، دلیلی برای تعویق درگیری نخواهند داشت. در این میان، یک احتمال دیگر نیز وجود دارد؛ هرچند ضعیف. اینکه آمریکا به این نتیجه برسد که ایران سرسخت‌تر از آن است که تسلیم شود و جنگ جدید نیز دستاورد مهمی نخواهد داشت، و در نتیجه به‌جای فشار بیشتر، مسیر امتیاز دادن به ایران را انتخاب کند. این سناریو چندان محتمل به نظر نمی‌رسد، اما نباید از دایره تحلیل حذف شود. اما اگر جنگی رخ دهد، به احتمال زیاد با جنگ‌های گذشته متفاوت خواهد بود. ارزیابی این است که طرف مقابل تلاش خواهد کرد در یک بازه کوتاه، ضربه‌ای سریع و قاطع وارد کند، سپس با اعلام آتش‌بس، جنگ را متوقف کرده و نتیجه سیاسی آن را در داخل ایران دنبال کند؛ یعنی ایجاد یک ایران تضعیف‌شده که بتوان پروژه‌های فشار یا بی‌ثبات‌سازی را بر آن سوار کرد. این همان الگویی است که در جنگ‌های قبلی نیز دنبال شد. با این حال، برآورد این است که چنین سناریویی محقق نخواهد شد. اگر جنگ جدیدی آغاز شود، احتمالاً طولانی‌تر و شدیدتر از درگیری‌های قبلی خواهد بود. یکی از مهم‌ترین اهداف ایران در چنین جنگی، کنترل زمان‌بندی میدان و خارج کردن جنگ از چارچوب زمانی تعریف‌شده توسط دشمن خواهد بود. از نگاه این تحلیل، ایران در جنگ احتمالی آینده با آمادگی، تجربه و طراحی عملیاتی متفاوت‌تری وارد میدان خواهد شد. تجربه دو جنگ گذشته، سطح برنامه‌ریزی و شناخت از دشمن را افزایش داده و تاکتیک‌ها و الگوهای عملیاتی جدیدی برای میدان طراحی شده است. به‌ویژه در حوزه موشکی و پهپادی، احتمال بروز تحولاتی جدی وجود دارد. همچنین بخش مهمی از برتری ایران در جنگ‌های اخیر، نه فقط متکی به تجهیزات، بلکه مبتنی بر روش‌های جدید جنگی، غافلگیری اطلاعاتی، هدف‌گیری دقیق، و ضربه به زیرساخت‌ها و مراکز حساس دشمن بوده است. اقداماتی مانند هدف‌گیری رادارها، شناسایی محل تجمع نیروها، یا ضربه به مسیرهای لجستیکی و اقتصادی، نشان داد که شکل جنگ در حال تغییر است. در سطح منطقه‌ای نیز اگر جنگی رخ دهد، احتمال فعال‌تر شدن جبهه‌های مقاومت وجود دارد. تحولات اخیر در عراق، بازسازی و بازیابی ابتکار عمل حزب‌الله در لبنان، و نقش‌آفرینی بازیگرانی مانند یمن، می‌تواند به شکل‌گیری سطح جدیدی از «وحدت ساحات» منجر شود. همچنین برخی کشورهای عربی که تاکنون در پشتیبانی از آمریکا و اسرائیل نقش داشته‌اند، ممکن است مستقیماً در معرض هزینه‌های جنگ قرار بگیرند. جمع‌بندی این است که اگر جنگ جدیدی آغاز شود، ایران و محور مقاومت با قدرت بیشتر، ابتکار عمل گسترده‌تر و طراحی عملیاتی متفاوت‌تری وارد میدان خواهند شد. در مقابل، به نظر نمی‌رسد دشمن در حوزه ابتکارهای عملیاتی، ظرفیت کاملاً متفاوتی نسبت به گذشته در اختیار داشته باشد. به همین دلیل، آغاز هر جنگ جدید برای طرف مقابل، با ریسک‌های بسیار بزرگ‌تر از گذشته همراه خواهد بود. @mohammadi61
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
فضای سیاسی و مذاکراتی؛ شکل‌گیری یک معادله جدید ✍🏻 مهدی محمدی - ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ در فضای سیاسی و مذاکراتی، آنچه تاکنون رخ داده نشان می‌دهد طرف آمریکایی در حال بازنگری در محاسبات خود است. مذاکرات اخیر، از جمله گفت‌وگوهای اسلام‌آباد و مذاکرات پس از آن، برای آمریکا روشن کرده که ایران از موضع ضعف وارد مذاکره نشده و اساساً قصد امتیازدهی ندارد. از نگاه این تحلیل، ایران از موضع طرف پیروز مذاکره می‌کند و هدفش امتیازگیری است، نه دادن امتیاز. همین مسئله باعث شده طرف مقابل به‌تدریج متوجه سرسخت‌تر شدن موضع ایران شود. نکته مهم دیگر این است که آمریکا و متحدانش دریافته‌اند در داخل ایران برخلاف برخی برآوردهای قبلی، اجماع سیاسی قابل توجهی وجود دارد و رهبری همچنان مدیریت صحنه را در اختیار دارد. بخشی از محاسبات دشمن مبتنی بر ایجاد یا تشدید شکاف داخلی بود، اما تحولات اخیر نشان داده ساختار سیاسی ایران در این مقطع، منسجم‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شد. در سطح راهبردی، مسئله تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین متغیرهای جدید تبدیل شده است. برآورد این تحلیل آن است که ایران در حال تثبیت یک واقعیت ژئوپلیتیکی جدید در این آبراه است و به‌نوعی در حال تحمیل پروتکل جدیدی بر عبور و مرور دریایی است. از این منظر، موضوع صرفاً «باز یا بسته بودن» تنگه نیست، بلکه بحث بر سر پذیرش نقش و حاکمیت مؤثر ایران، پرداخت عوارض و پذیرش ترتیبات جدید امنیتی و دریایی در منطقه است. در همین چارچوب، این تحلیل معتقد است برخی روایت‌های رسانه‌ای درباره اینکه ایران آماده بازگشایی تنگه هرمز صرفاً در ازای رفع محاصره است، دقیق نیست. از این زاویه، موضوع تنگه هرمز به بخشی از یک معامله جامع‌تر تبدیل شده که می‌تواند شامل رفع تحریم‌ها، پرداخت خسارت، آزادسازی منابع بلوکه‌شده و به رسمیت شناختن حقوق هسته‌ای ایران باشد. نکته مهم دیگر این است که به باور این تحلیل، موضوع هسته‌ای در شرایط فعلی تا حد زیادی از دستور کار مذاکرات کنار رفته است. در حالی که هدف اولیه طرف مقابل، محدودسازی یا تعلیق برنامه هسته‌ای ایران بود، اکنون جنگ و تحولات اخیر موجب تغییر دستور کار و سخت‌تر شدن موضع ایران شده است. در سطح کلان‌تر، این وضعیت یک معادله راهبردی جدید ایجاد کرده است؛ معادله‌ای که در آن طرف مقابل به این جمع‌بندی نزدیک می‌شود که سازوکار مؤثری برای تسلیم کردن ایران وجود ندارد و اگر آمریکا بخواهد از بحران خارج شود، ناچار به تعدیل مواضع خود خواهد بود. همزمان، یکی از نتایج مهم جنگ اخیر از نگاه این تحلیل، انتقال بحران به محیط سیاسی داخلی آمریکا و اسرائیل است. در اسرائیل، فشار سیاسی بر نتانیاهو افزایش یافته و مخالفان او عملکردش را زیر سؤال می‌برند. در آمریکا نیز جنگ اخیر و ناتوانی در دستیابی به یک پیروزی روشن، می‌تواند به تضعیف جایگاه سیاسی ترامپ و افزایش فشار رقبا منجر شود. جمع‌بندی این است که ایران علاوه بر میدان نظامی، در میدان سیاسی و راهبردی نیز در حال تغییر معادلات است؛ هم با سخت‌تر کردن موضع مذاکراتی، هم با تثبیت واقعیت‌های ژئوپلیتیکی جدید، و هم با اثرگذاری بر فضای داخلی و سیاسی دشمنان خود. @mohammadi61