eitaa logo
بصیرت افزایی ***
23 دنبال‌کننده
36 عکس
6 ویدیو
1 فایل
اگر امروز با سخن رهبری از خواب بیدار نشویم فردا با لگد دشمن بیدار خواهیم شد.
مشاهده در ایتا
دانلود
💢 به وقت شام در ایام در یکی از سالنهای رشت را دیدم. ایرانی ها بعد از شکست و نابودی حکومت پیروزمندانه فیلم میسازند و قدرت خودشان را بدنیا نشان میدهند. بحث از محتوا و شکل فیلم بماند برای بعد، اما نکات جالبتری در وجود داشت. سینما پر بود از جمعیت، از همه اقشار آمده بودند، تیپ و ظاهر متفاوت، هیچ گونه شباهتی در ظاهر وجود نداشت، در واقع عین و اصل جامعه در سالن حضور داشت. از خانمهای تا همان هایی که سعی میکند روسری نیم بند را از سرشان بکشد. این یعنی کارگردان موفق بوده است. اینکه بعد از گذشت حدود سینما به کمک رزمندگان مدافع حرم آمده نکته بسیار مهمی است، مردمی که در فضای مجازی از علت حضور ایران در سوریه سوال داشتند، در سینما با دیدن و بی رحمی داعش بخشی از پاسخهای خود را دریافت میکنند. جای این فیلم در کنار فیلمهای زرد سینمای ایران خالی تر از این حرفها بود. به وقت شام را ببینید، به همراه با خانواده http://eitaa.com/joinchat/1143013377G479479682d
⛔️ چیدوری ایرانی؟ چیدوری نقی معمولی؟ ✍️ به یک باره از بهشت گونه به وسط بیابان های پرتاب شد. لابلای خشم و خشونت زامبی های . صدای خروس جایش را به نعره گلوله ها داد. تغییر ماهیت سریال بازتاب های بسیاری داشت. 1️⃣ این جمله که فرمانده داعشی گفت تن خیلی ها را لرزاند: «11 تا زن، 2 تا پیرمرد و 2 حوری داریم. اینجا بهشته. بیایید». لحظه اسارت خانواده ای که در این چند سال ایرانیان بسیاری با آنها خندیده بودند، بغض کرده بودند و از سادگی و صمیمت بین شان لذت برده بودند تلخ بود. آنقدر تلخ که تردید ندارم بچه های بسیاری دیشب کز کردند توی آغوش بزرگترها. 2️⃣ داعش یکی از چندش آورترین شوخی های بشری بود/هست. هر چقدر بگوییم که اینها نماد اسلام واقعی نیستند، اثر چندانی روی مخاطب خارجی ندارد. صدمه ای که آنها به اسلام و دین زدند را هیچ دشمنی نزده بود. همانقدر که ما تفاوت ارتدکس و پروتستان و کاتولیک را در مسحیت می دانیم، دنیا هم تفاوت اسلام رحمانی با اسلام شیطانی را می داند. تقریباً هیچ! 3️⃣عده ای تغییر شخصیت زن مستقل و عضو شورای شهر را به یک پریشان احوال نتیجه مداخله موسسه اوج می دانند. آنها را متهم به سانسور کرد و به اوج حمله کرد که با پخش صدای و تبلیغ برای گردشگری ترکیه یک سریال مبتذل ساخته اند. حالا برخی نقد می کنند که چرا یک سریال طنز خانوادگی را به یک مجموعه جنگی ترسناک تغییر مسیر داده اند؟ 4️⃣ کارکرد تلویزیون همین است که می بینید. نهادینه کردن اتفاقی که به نظر دور و غیرواقعی می آید. همان چند دقیقه ای که داعشی ها خانواده را به اسارت گرفتند بیش از هر ویدئویی توانست بسیاری از ایرانیان را با مفهوم داعش مواجه کند. حتی آنها که در همه این سال ها با لحن می گفتند: الکی میگه! داعش بیاد می خوابونم تو دهنش! 5️⃣ روزی که داعش به حمله کردد را به خاطر بیاورید. 17خرداد 96. گرمای تهران و قلب هایی که تند می زد. 5 داعشی 17 هموطن را به شهادت رساندند. برای اولین بار آن ژنده پوش های متعفن را کنارمان حس کردیم. اگر مقاومت ها و هوشمندی های نظامی- سیاسی نبود آنها مشتاق بودند جنگ را به ایران بکشند. هنوز هم این ولع وجود دارد. چه باور کنید و چه نه، ما دوستان اندکی در دنیا داریم اما دشمنانی منتظر فرصت و دریچه ای برای پاره پاره کردن این سرزمین هستند. دریغ است ایران که ویران شود... 6️⃣ ما در مورد چیز زیادی نمی دانیم. درک می کنیم که به دلایل امنیتی در این خصوص علنی سازی روشی معمول نیست اما خلاصه کردن آنها در پیکرهایی که به وطن برمی گردند کفایت نمی کند. مردم حق دارند بیشتر بدانند که آنها کجا و چطور مبارزه می کنند. چه دشواری هایی از سر می گذارنند و چرا فراتر از مرزهای ایران از ایران دفاع می کنند؟ سریال پایتخت 5 تلاش کرد پاسخی به این پرسش ها بدهد اما کافی نیست. 7️⃣ در این چند سال هزاران زن و دختر درست به همین شیوه توسط داعش مورد تجاوز قرار گرفتند. هزاران نفر سلاخی، میلیون ها انسان بی خانمان شدند و مردهای بسیاری مثل نقی معمولی توی سرشان کوبیدند و گفت:« زن و بچه»! مطلق انگاشتن خود و مشتری حوری بهشت شدن با توصیه مغزهای متعفن و پوسیده در این سال ها خون هزاران نفر را در خاورمیانه جاری ساخت. 8️⃣ کسانی نوشتند که لوکیشن کارخانه خراب سوریه در واقع کارخانه هایی متروک در ایران است. اطلاع دقیقی در این باره ندارم اما اگر حقیقت دارد تلخ است و گزنده. اینکه کارخانه ها اینطور متروک می شوند، جوان ها از کار بیکار، زندگی ها متلاشی و متلاطم ... 9️⃣ شبکه های مجازی به صحنه جنگ موافقان و مخالفان سریال تبدیل شده. طرفین درگیری چون نمی توانند از گلوله استفاده کنند، به هم واژه های آتشین پرتاب می کنند. این عدم و تحمل مدارا یک درد بی درمان است انگار. حتماً باید یک روز دشمنی زل بزند توی چشم هایمان و بگوید: ؟! تا باورمان بشود که همه ما در یک جبهه قرار داریم و نباید انرژی مان را صرف نابود کردن هم کنیم؟ 🔟پایتخت 5 نه بیانیه رسمی نظام است و نه مدعی خلق اثری فاخر و جاودانه. سریالی است که می کوشد به سبک کارگردان و تهیه کننده داستانی را تعریف کند. می توانیم آن را نقد کنیم، با بخش هایی از آن موافق نباشیم اما یکسره تاختن و انکار همه چیز چه سودی دارد؟ گروهی در این کشور هستند که انگار ناف شان را با تنفر بریده اند. با کیا مخالفند، به حمله می کنند، را دوست ندارند، از 90 بدشان می آید، به سرتاپای می تازند، را مبتذل می دانند و ... از دست این عده فقط می توان با لحن گفت: خِدااا! ─┅─═ঊঈ🍃🌺🍃ঊঈ═─┅─ https://eitaa.com/basirat_rooz
⛔️ نامشان بود ⛔️ نامشان داعش بود، بعد از ظهر روزی تابستانی آمده بودند ما را به جهنم ببرند و خودشان سر راه به بهشت بروند! دعوت نامه شان در دست چپشان بود و با انگشت شهادتین دست راست، آسمان را نشان می دادند! ◾️◾️◾️◾️◽️◾️◾️◾️◾️◾️◽️ مادرم برای سکس شرعی بسیار پیر بود و طعم حوریان بهشتی را نمی داد او را کشتند، خواهر کوچکم را همچون بره ای تازه نگه داشتند او باکره بود!! همچون مریم، کمی معصوم تر، کمی کورد تر، همچون آب زلال! خواهرم باید زن امیر الاکبر میشد! خدا شاهد بود، ما تفنگ نداشتیم سرود خوایه وه‌ته‌ن میخواندیم! خدا شاهد بود ما گلدان ها را آب می دادیم! خدا شاهد بود آمدند پدرم را به دو قسمت نامساوی تقسیم کردند سرش را برای وطن جاگذاشتند و بدنش را زیر خاک دفن کردند که نفت شود! خدا شاهد بود برادر کوچکم را لخت زیر آفتاب نگه داشتند و به او شهادتین یاد می دادند! خدا شاهد بود او از عطش بی آبی جان داد! خدا شاهد بود! ◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◽️◾️◾️◾️ سیاه بودند، مردانی از سرزمین حجر و آتش و ما زبانشان را نمی فهمیدیم اما رفتارشان را...! مردانی با ریشهای بلند، مغزهای کوتاه، باورهای سخت! نامشان عقرب، ملخ، سوسمار بود! مردانی که از اسلحه هایشان ادب را یاد گرفته بودند! لشکری از لجن و ریش و اعتقاد! ◾️◾️◾️◾️◾️◽️◾️◾️◾️◾️ آنها آمدند، آرزوهای من را کشتند، آنها من را غنیمت صدا میزدند، آن زمان دیگر نادیا نبودم، آنروز دختری بودم با روحی زخمی که از نفسهایم خون می‌چکید، آنروز هیولای ظریفی بودم که با جهان قطع رابطه کرده بودم در من انسان مرده بود و لاشه ای بودم که حتی مومیایی هزار ساله اش ارزش نداشت. آنروز مرگی بودم در روحی! سربازان حق! موهای من سوژه ی مرد دیگریست که شعر بلد است. جنگجویان خون جو ! به کدام زبان، عذاب هزار ساله ی من را ترجمه می کنید؟ ◾️◾️◾️◾️◽️◾️◾️◾️◾️◾️ آنروز دیگر آن روز نبود، هر روز من است! جای پای شر روی سینه های من مانده است جای چنگال سیاهی روی صورت کوردی ام خودنمایی می کند آنروز هر ساعت و هر دقیقه ی من است، هر ساعت متولد می شوم و هر دقیقه می میرم! آنروز، کثافت تاریخ بود که روی من پیاده شد آنروز، مردان جهان برای قتل احساس یک زن با آسمان ها قرارداد بسته بودند ! و بلکه هزاران زن.... ! ◾️◾️◾️◾️◾️◽️◾️◽️◾️ بعد از آن زنی می مرد! زنی حامله می شد زنی خودکشی می کرد! زنی خودسوزی... زنی هزار رکعت نماز جبر می خواند بعد از آن زنانی، از رنج حامله شده بودند زنانی فقط یک تقویم می شناختند: دوازده ماه نفرت، چهار فصل بیزاری. بعد از آن تاریخ به دو دوره تقسیم شد قبل از فاجعه ی سیاه - بعد از فاجعه ی سیاه! بعد از آن زنان فقط یک خیابان را سر راست بلد بودند، خیابان منتهی به بیمارستان بیماران روانی! بعد از آن زنان فقط یک آواز میخواندند،(( ای مرگ کجایی!؟ زندگی مرا کشت)) بعد از آن زنان تابوت بودند و کودکان در شکمشان مردگان هزار ساله! بعد از آن زنان مجسمه ای بودند که وسط شهر برای عبرت تاریخ نصب شده بودند! آن روز هوا گرم بود، خدا شاهد بود مردی آمد من را کشت و باز دعا میخواند تا دوباره زنده شوم!!! @Mohamadrezahadadpour ⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️