َأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ ءَالِهَةً إِن یُرِدْنِ ﭐلرَّحْمَـٰنُ بِضُرٍّ لَّا تُغْنِ عَنِّی شَفَاعَتُهُمْ شَیْئاً وَلَا یُنقِذُونِ ﴿۲۳﴾
آیا به جاى او معبودانى را برگزینم که اگر [خداى] رحمان براى من آسیبى بخواهد نه شفاعتشان چیزى را از من دفع مىکند و نه مىتوانند نجاتم دهند؟! «۲۳»
إِنِّی إِذاً لَّفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ ﴿۲۴﴾
اگر چنین کنم، بىتردید در گمراهى آشکار خواهم بود. «۲۴»
إِنِّی ءَامَنتُ بِرَبِّکُمْ فَـﭑسْمَعُونِ ﴿۲۵﴾
[اى رسولان! [بىتردید به پروردگار شما ایمان آوردهام؛ بنابراین از من بشنوید. «۲۵»
قِیلَ ﭐدْخُلِ ﭐلْجَنَّةَ قَالَ یَا لَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ ﴿۲۶﴾
[سرانجام به دست آن مشرکان شهید شد، و به او [گفته شد: به بهشت درآى. گفت: اى کاش قوم من آگاهى داشتند، «۲۶»
بِمَا غَفَرَ لِی رَبِّی وَجَعَلَنِی مِنَ ﭐلْمُکْرَمِینَ ﴿۲۷﴾
که پروردگارم مرا آمرزید و از کرامت یافتگان قرارم داد. «۲۷»
وَمَا أَنزَلْنَا عَلَىٰ قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِنْ جُندٍ مِّنَ ﭐلسَّمَاءِ وَمَا کُنَّا مُنزِلِینَ ﴿۲۸﴾
بعد از شهادت او هیچ سپاهى از آسمان بر] هلاکت] قومش نازل نکردیم، و بر آن نبودهایم که نازل کنیم. «۲۸»
إِن کَانَتْ إِلَّا صَیْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿۲۹﴾
[کیفرشان] جز یک فریاد مرگبار نبود که ناگهان [پس از آن فریاد] همه بىحرکت و خاموش شدند! «۲۹»
یَا حَسْرَةً عَلَى ﭐلْعِبَادِ مَا یَأْتِیهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا کَانُواْ بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ ﴿۳۰﴾
اى افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبرى براى هدایتشان نمىآمد مگر اینکه او را مسخره مىکردند! «۳۰»
أَلَمْ یَرَوْاْ کَمْ أَهْلَکْنَا قَبْلَهُم مِّنَ ﭐلْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَیْهِمْ لَا یَرْجِعُونَ ﴿۳۱﴾
آیا [مشرکان مکه] ندانستهاند چه بسیار از اقوام پیش از آنان را [به سبب کفر و طغیانشان] هلاک کردیم که آنان هرگز نزد اینان برنمىگردند، [و در دنیا زندگى دوباره نمىیابند،] «۳۱»
وَإِن کُلٌّ لَّمَّا جَمِیعٌ لَّدَیْنَا مُحْضَرُونَ ﴿۳۲﴾
و همه آنان [بدون استثنا محشور خواهند شد و] در قیامت نزد ما احضار مىشوند. «۳۲»
وَءَایَةٌ لَّهُمُ ﭐلْأَرْضُ ﭐلْمَیْتَةُ أَحْیَیْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبّاً فَمِنْهُ یَأْکُلُونَ ﴿۳۳﴾
این زمین مرده براى آنان نشانهاى [آشکار بر اینکه ما مردگان را در قیامت زنده مىکنیم] مىباشد که آن را زنده کردیم و از آن دانه بیرون مىآوریم که از آن مىخورند، «۳۳»
وَجَعَلْنَا فِیهَا جَنَّاتٍ مِن نَّخِیلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِیهَا مِنَ ﭐلْعُیُونِ ﴿۳۴﴾
در آن بوستانهایى از درختان خرما و انگور قرار دادیم، و در آن از چشمههاى گوناگون روان ساختیم، «۳۴»
لِیَأْکُلُواْ مِن ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَیْدِیهِمْ أَفَلَا یَشْکُرُونَ ﴿۳۵﴾
تا از میوه آن و آنچه دستهایشان به عمل مىآورد [مانند شیره، کشمش، شربت و...] بخورند، آیا سپاس گزارى نمىکنند؟ «۳۵»
سُبْحَانَ ﭐلَّذِی خَلَقَ ﭐلْأَزْوَاجَ کُلَّهَا مِمَّا تُنبِتُ ﭐلْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا یَعْلَمُونَ ﴿۳۶﴾
منزّه [از هر عیب و نقصى] است آنکه همه زوجها را آفرید از آنچه زمین مىرویاند و از وجود خودشان و از آنچه نمىدانند، «۳۶»
وَءَایَةٌ لَّهُمْ ﭐللَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ ﭐلنَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿۳۷﴾
و نشانهاى [از نشانههاى قدرت و حکمت ما] براى آنها شب است که [پوشش] روز را از آن برمىکنیم، پس ناگاه آنان به تاریکى درآیند، «۳۷»
وَﭐلشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَ ٰلِکَ تَقْدِیرُ ﭐلْعَزِیزِ ﭐلْعَلِیمِ ﴿۳۸﴾
و خورشید [نیز براى آنان نشانهاى از قدرت ماست] که همواره به سوى قرارگاهش حرکت مىکند. این اندازهگیرى تواناى شکستناپذیر و داناست، «۳۸»
وَﭐلْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ کَـﭑلْعُرْجُونِ ﭐلْقَدِیمِ ﴿۳۹﴾
و براى ماه منزلهایى قرار دادیم تا اینکه به صورت شاخه کهنه هلالى شکل و زرد رنگ خرما برگردد [و باز به تدریج بدر کامل شود،] «۳۹»
لَا ﭐلشَّمْسُ یَنبَغِی لَهَا أَن تُدْرِکَ ﭐلْقَمَرَ وَلَا ﭐللَّیْلُ سَابِقُ ﭐلنَّهَارِ وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ ﴿۴۰﴾
نه براى خورشید این توان هست که به ماه برسد، و نه شب از روز پیشى مىگیرد، و هر کدام در مدارى شناورند. «۴۰»
وَءَایَةٌ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّیَّتَهُمْ فِی ﭐلْفُلْکِ ﭐلْمَشْحُونِ ﴿۴۱﴾
براى آنان نشانهاى دیگر [از قدرت و رحمت ما] این [است] که فرزندانشان را در کشتىهایى پر [از اجناس و وسایل] حمل کردیم، «۴۱»
وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا یَرْکَبُونَ ﴿۴۲﴾
و براى آنان چیزهایى مانند کشتى [چون اسب، قاطر و دیگر وسایل نقلیه] آفریدیم که بر آن سوار مىشوند، «۴۲»
وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِیخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ یُنقَذُونَ ﴿۴۳﴾
و اگر بخواهیم آنان را غرق مىکنیم در این صورت هیچ فریادرسى براى آنان نخواهد
بود، و نجات هم نیابند، «۴۳»
إِلَّا رَحْمَةً مِّنَّا وَمَتَاعاً إِلَىٰ حِینٍ ﴿۴۴﴾
مگر [اینکه] رحمتى از سوى ما [نجاتشان دهد] و تا مدتى [از زندگى دنیا] بهرهمندشان کنیم، «۴۴»
وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ ﭐتَّقُواْ مَا بَیْنَ أَیْدِیکُمْ وَمَا خَلْفَکُمْ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ ﴿۴۵﴾
و هنگامى که به آنان گویند: آنچه [از عذابهاى دنیا و آخرت] پیش رو و پشت سر شماست بپرهیزید تا مورد رحمت قرار گیرید [به این هشدار قطعى توجه نمىکنند،] «۴۵»
وَمَا تَأْتِیهِم مِّنْ ءَایَةٍ مِنْ ءَایَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا کَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِینَ ﴿۴۶﴾
و هیچ آیهاى از آیات پروردگارشان براى آنان نمىآید مگر اینکه از آن روى مىگردانند. «۴۶»
وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقَکُمْ ﭐللهُ قَالَ ﭐلَّذِینَ کَفَرُواْ لِلَّذِینَ ءَامَنُواْ أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ یَشَاءُ ﭐللهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ ﴿۴۷﴾
هنگامى که به آنان گویند: از آنچه خدا روزى شما کرده، انفاق کنید، کافران به مؤمنان گویند: آیا کسانى را اطعام کنیم که اگر خدا مىخواست آنان را اطعام مىکرد؟ [پس گرسنگى را خدا بر آنان خواسته است] ولى شما [اى کفرپیشگان!] جز در گمراهى آشکارى نیستند. «۴۷»
وَیَقُولُونَ مَتَىٰ هَذَا ﭐلْوَعْدُ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿۴۸﴾
و مىگویند: اگر راستگویید، این وعده [قیامت و عذاب] کى خواهد بود؟ «۴۸»
مَا یَنظُرُونَ إِلَّا صَیْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ یَخِصِّمُونَ ﴿۴۹﴾
اینان جز یک فریاد مرگبار [آسمانى] را انتظار نمىکشند که آنان را در حالى که سرگرم نزاع و ستیز [در امور دنیایى]اند فراگیرد. «۴۹»
فَلَا یَسْتَطِیعُونَ تَوْصِیَةً وَلَا إِلَىٰ أَهْلِهِمْ یَرْجِعُونَ ﴿۵۰﴾
[فریادى که وقتى بر سر آنان زده شود [نه مىتوانند وصیتى کنند و نه] اگر بیرون خانه باشند [مىتوانند به خانواده خود برگردند، «۵۰»
وَنُفِخَ فِی ﭐلصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ ﭐلْأَجْدَاثِ إِلَىٰ رَبِّهِمْ یَنسِلُونَ ﴿۵۱﴾
و در صور دمیده مىشود، ناگاه همه آنان از قبرها به سوى پروردگارشان مىشتابند. «۵۱»
قَالُواْ یَا وَیْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ ﭐلرَّحْمَـٰنُ وَصَدَقَ ﭐلْمُرْسَلُونَ ﴿۵۲﴾
مىگویند: اى واى بر ما، چه کسى ما را از خواب گاهمان برانگیخت؟ این واقعیتى است که] خداى [رحمان وعده داده بود و پیامبران راست گفتند!! «۵۲»
إِن کَانَتْ إِلَّا صَیْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِیعٌ لَّدَیْنَا مُحْضَرُونَ ﴿۵۳﴾
] آن صحنه عظیم [جز یک فریاد نیست، پس به ناگاه همه آنان] جمعآورى شده و [نزد ما احضار مىشوند. «۵۳»
فَـﭑلْیَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۵۴﴾
در این روز به هیچ کس ذرهاى ستم نمىشود، و جز آنچه را انجام مىدادید پاداش داده نمىشوید. «۵۴»
إِنَّ أَصْحَابَ ﭐلْجَنَّةِ ﭐلْیَوْمَ فِی شُغُلٍ فَاکِهُونَ ﴿۵۵﴾
همانا بهشتیان در چنین روزى در سرگرمى وصف ناپذیرى شیرینکام و خوشاند. «۵۵»
هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِی ظِلَالٍ عَلَى ﭐلْأَرَائِکِ مُتَّکِؤُونَ ﴿۵۶﴾
آنان و همسرانشان در زیر سایههایى] آرامبخش] بر تختهایى [آراسته چون حجله عروس] تکیه مىزنند. «۵۶»
لَهُمْ فِیهَا فَاکِهَةٌ وَلَهُم مَّا یَدَّعُونَ ﴿۵۷﴾
براى آنان در آنجا میوهها [ى عالى و مطبوع] و آنچه دلشان بخواهد فراهم است. «۵۷»
سَلَامٌ قَوْلاًَ مِن رَّبٍّ رَّحِیمٍ ﴿۵۸﴾
با سلامى [امنیتآور و سلامتبخش] که گفتارى از پروردگارى مهربان است. «۵۸»
وَﭐمْتَازُواْ ﭐلْیَوْمَ أَیُّهَا ﭐلْمُجْرِمُونَ ﴿۵۹﴾
و [ندا آید:] اى گناهکاران! امروز [از صف نیکان] جدا شوید. «۵۹»
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی ءَادَمَ أَن لَّا تَعْبُدُواْ ﭐلشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ ﴿۶۰﴾
اى فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را مپرستید که او بىتردید دشمن آشکارى براى شماست؟ «۶۰»
وَأَنِ ﭐعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ ﴿۶۱﴾
و سفارش نکردم که مرا بپرستید چون این راهى است مستقیم، «۶۱»
وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنکُمْ جِبِلّاً کَثِیراً أَفَلَمْ تَکُونُواْ تَعْقِلُونَ ﴿۶۲﴾
و همانا شیطان گروه بسیارى از شما را گمراه کرد، آیا تعقّل نمىکردید [که پیروانش به چه سرنوشت شومى دچار شدند؟] «۶۲»
هَذِهِ جَهَنَّمُ ﭐلَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ ﴿۶۳﴾
این است دوزخى که به شما وعده مىدادند. «۶۳»
ﭐصْلَوْهَا ﭐلْیَوْمَ بِمَا کُنتُمْ تَکْفُرُونَ ﴿۶۴﴾
امروز به کیفر کفرى که همواره مىورزیدید در آن درآیید. «۶۴»
ﭐلْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَىٰ أَفْوَاهِهِمْ وَتُکَلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا کَانُواْ یَکْسِبُونَ ﴿۶۵﴾
امروز بر دهانهایشان مُهر خاموشى نهیم و دستهایشان با ما سخن مىگویند و پاهایشان به اعمالى که همواره مرتکب مىشدند، گواهى مىدهند! «۶۵»
وَل
َوْ نَشَاءُ لَطَمَسْنَا عَلَىٰ أَعْیُنِهِمْ فَـﭑسْتَبَقُواْ ﭐلصِّرَاطَ فَأَنَّىٰ یُبْصِرُونَ ﴿۶۶﴾
و اگر بخواهیم [در همین دنیا] دیدگان [بصیرتشان] را محو مىکنیم، پس به [سوى همان] راه [گمراهى] بر یکدیگر پیشى مىگیرند؛ نهایتاً چگونه و کجا مىتوانند [صراط مستقیم را] ببینند؟ «۶۶»
وَلَوْ نَشَاءُ لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَىٰ مَکَانَتِهِمْ فَمَا ﭐسْتَطَاعُواْ مُضِیّاً وَلَا یَرْجِعُونَ ﴿۶۷﴾
و [نیز] اگر بخواهیم آنان را در جاى خودشان مسخ مىکنیم، [و به صورت جمادى خشک درمىآوریم] که نه بتوانند بروند و نه بازگردند، «۶۷»
وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی ﭐلْخَلْقِ أَفَلَا یَعْقِلُونَ ﴿۶۸﴾
و به هر کس عمر طولانى دهیم، او را در عرصه خلقتش [به سوى حالت ضعف و سستى و نقصان و فراموشى] واژگون مىکنیم؛ پس آیا تعقّل نمىکنند؟ «۶۸»
وَمَا عَلَّمْنَاهُ ﭐلشِّعْرَ وَمَا یَنبَغِی لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ وَقُرْءَانٌ مُّبِینٌ ﴿۶۹﴾
و به پیامبر، شعر نیاموختیم و [شعرگویى] شایسته او نیست. کتاب [او] جز کلامى استوار و باارزش و قرآنى روشنگر [حقایق] نیست، «۶۹»
لِیُنذِرَ مَن کَانَ حَیّاً وَیَحِقَّ ﭐلْقَوْلُ عَلَى ﭐلْکَافِرِینَ ﴿۷۰﴾
تا کسانى را که [به عقل و هوش و استعداد] زندهاند هشدار دهد، و فرمان عذاب بر کافران محقق و ثابت شود. «۷۰»
أَوَلَمْ یَرَوْاْ أَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَیْدِینَا أَنْعَاماً فَهُمْ لَهَا مَالِکُونَ ﴿۷۱﴾
آیا ندیدهاند که ما از آنچه به قدرت خود انجام دادهایم براى آنان چهارپایانى آفریدهایم که مالکشان هستند. «۷۱»
وَذَلَّلْنَاهَا لَهُمْ فَمِنْهَا رَکُوبُهُمْ وَمِنْهَا یَأْکُلُونَ ﴿۷۲﴾
چهارپایان را براى آنان رام کردیم که برخى از آنها مرکب سوارى آنان هستند و از [گوشت] برخى از آنها مىخورند، «۷۲»
وَلَهُمْ فِیهَا مَنَافِعُ وَمَشَارِبُ أَفَلَا یَشْکُرُونَ ﴿۷۳﴾
و براى آنان در آنچهارپایان سودهایى [چون پشم، کُرک و پوست] و نوشیدنىهایى [چون شیر و فرآوردههاى آن] هست؛ آیا سپاس گزارى نمىکنند؟ «۷۳»
وَﭐتَّخَذُواْ مِن دُونِ ﭐللهِ ءَالِهَةً لَعَلَّهُمْ یُنصَرُونَ ﴿۷۴﴾
و به جاى خدا معبودانى انتخاب کردهاند به امید اینکه [به وسیله آنها] یارى شوند، «۷۴»
لَا یَسْتَطِیعُونَ نَصْرَهُمْ وَهُمْ لَهُمْ جُندٌ مُّحْضَرُونَ ﴿۷۵﴾
در حالى که [معبودان] قدرت یارى دادن به آنان را ندارند و آنان [که سبک مغزان روى برتافته از حقاند] براى آن معبودان [از سوى شیطان] سپاهى احضار شدهاند [تا عمر و مالشان را فداى این معبودان باطل کنند.] «۷۵»
فَلَا یَحْزُنکَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا یُسِرُّونَ وَمَا یُعْلِنُونَ ﴿۷۶﴾
پس گفتارشان تو را اندوهگین نکند، بىتردید ما آنچه را پنهان مىدارند و آنچه را آشکار مىکنند مىدانیم. «۷۶»
أَوَلَمْ یَرَ ﭐلْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُّبِینٌ ﴿۷۷﴾
آیا انسان ندانسته که ما او را از نطفهاى [پست و ناچیز] آفریدهایم و اینک ستیزهگرى آشکار است؟ «۷۷»
وَضَرَبَ لَنَا مَثَلاًَ وَنَسِیَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ یُحْیِی ﭐلْعِظَامَ وَهِیَ رَمِیمٌ ﴿۷۸﴾
در حالى که آفرینش نخستین خود را از یاد برده براى ما مثلى زد [و] گفت: چه کسى این استخوانها را در حالى که پوسیدهاند زنده مىکند؟ «۷۸»
قُلْ یُحْیِیهَا ﭐلَّذِی أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ ﴿۷۹﴾
بگو: همان کسى که نخستین بار آن را پدید آورد. زندهاش مىکند، و او به هر چیزى داناست «۷۹»
ﭐلَّذِی جَعَلَ لَکُم مِّنَ ﭐلشَّجَرِ ﭐلْأَخْضَرِ نَاراً فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ ﴿۸۰﴾
همان کسى که براى شما از درخت سبز، «آتش زنه» آفرید، که اکنون شما از آن آتش مىافروزید. «۸۰»
أَوَلَیْسَ ﭐلَّذِی خَلَقَ ﭐلسَّمَاوَاتِ وَﭐلْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَىٰ أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُم بَلَىٰ وَهُوَ ﭐلْخَلَّاقُ ﭐلْعَلِیمُ ﴿۸۱﴾
آیا کسى که آسمانها و زمین را آفریده است، قدرت ندارد که [پس از مرگشان] همانند آنان را بیافریند؟ چرا قدرت دارد؛ زیرا اوست که آفریننده بسیار داناست. «۸۱»
إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ ﴿۸۲﴾
شأن او این است که چون پدید آمدن چیزى را اراده کند، فقط به آن مىگوید: باش، پس بىدرنگ موجود مىشود. «۸۲»
فَسُبْحَانَ ﭐلَّذِی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۸۳﴾
بنابراین [از هر عیب و نقصى] منزّه است خدایى که مالکیّت و فرمانروایى همه چیز به دست اوست، و شما را به سوى او بازمىگردانند. «۸۳»
ْتِنِی بِتَصْدِیقِی لَهُمَا لِتُسَرَّ نَفْسِی فَاشْهَدِی أَنِّی ظَاهِرٌ [طَاهِرٌ] بِوِلایَتِکِ وَ وِلایَةِ آلِ بَیْتِکِ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ
دعای روز یکشنبه با صدای حاج مهدی سماواتی👆👆👆
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
بِسْمِ اللهِ الَّذِی لا أَرْجُو اِلّا فَضْلَهُ وَ لا أَخْشَى اِلّا عَدْلَهُ وَ لا أَعْتَمِدُ اِلّا قَوْلَهُ وَ لا أُمْسِکُ اِلّا بِحَبْلِهِ بِکَ أَسْتَجِیرُ یَا ذَا الْعَفْوِ وَ الرِّضْوَانِ مِنَ الظُّلْمِ وَ الْعُدْوَانِ وَ مِنْ غِیَرِ الزَّمَانِ وَ تَوَاتُرِ الْأَحْزَانِ وَ طَوَارِقِ الْحَدَثَانِ وَ مِنِ انْقِضَاءِ الْمُدَّةِ قَبْلَ التَّأَهُّبِ وَ الْعُدَّةِ وَ إِیَّاکَ أَسْتَرْشِدُ لِمَا فِیهِ الصَّلاحُ وَ الْإِصْلاحُ وَ بِکَ أَسْتَعِینُ فِیمَا یَقْتَرِنُ بِهِ النَّجَاحُ وَ الْإِنْجَاحُ وَ إِیَّاکَ أَرْغَبُ فِی لِبَاسِ الْعَافِیَةِ وَ تَمَامِهَا وَ شُمُولِ السَّلامَةِ وَ دَوَامِهَا وَ أَعُوذُ بِکَ یَا رَبِّ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ وَ أَحْتَرِزُ بِسُلْطَانِکَ مِنْ جَوْرِ السَّلاطِینِ،
فَتَقَبَّلْ مَا کَانَ مِنْ صَلاتِی وَ صَوْمِی وَ اجْعَلْ غَدِی وَ مَا بَعْدَهُ أَفْضَلَ مِنْ سَاعَتِی وَ یَوْمِی وَ أَعِزَّنِی فِی عَشِیرَتِی وَ قَوْمِی وَ احْفَظْنِی فِی یَقَظَتِی وَ نَوْمِی فَأَنْتَ اللهُ خَیْرٌ حَافِظا وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ اللهُمَّ إِنِّی أَبْرَأُ إِلَیْکَ فِی یَوْمِی هَذَا وَ مَا بَعْدَهُ مِنَ الْآحَادِ مِنَ الشِّرْکِ وَ الْإِلْحَادِ وَ أُخْلِصُ لَکَ دُعَائِی تَعَرُّضا لِلْإِجَابَةِ وَ أُقِیمُ عَلَى طَاعَتِکَ رَجَاءً لِلْإِثَابَةِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ خَیْرِ خَلْقِکَ الدَّاعِی إِلَى حَقِّکَ وَ أَعِزَّنِی بِعِزِّکَ الَّذِی لا یُضَامُ وَ احْفَظْنِی بِعَیْنِکَ الَّتِی لا تَنَامُ وَ اخْتِمْ بِالانْقِطَاعِ إِلَیْکَ أَمْرِی وَ بِالْمَغْفِرَةِ عُمْرِی إِنَّکَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ
https://chat.whatsapp.com/GhmdsNSfCiu3OOqMnkLe8w
به نام خدا كه رحتمش بسيار و مهربانیاش هميشگى است
به نام خدايى كه جز به فضل و بخشش او اميد نبستم،و جز از عدالت او نهراسم،و جز به سخن او اعتماد نمیكنم،و جز به ريسمانش چنگ نزنم،تنها به تو پناه میآورم اى خداى بخشايشگر مهربان از ستم و دشمنى،و مصائب روزگار و اندوههاى پياپى و پيشآمدهاى ناگوار دوران و از گذشت عمر پيش از مهيّا شدن و توشه برداشتن و تنها از تو راهنمائى میجويم به سوى آنچه خير و صلاح من در آن است و فقط از تو يارى میخواهم در آنچه پيروزى و رستگارى با آن همراه است،و در پوشيدن لباس عافيت و كمال آن و فراگيرى سلامتى و دوام آن تنها به تو دل میبندم و به تو پناه میآورم اى پروردگار من از وسوسههاى شياطين و به يارى سلطنت تو دورى میجويم از ستم پادشاهان،
پس آنچه از نماز و روزهام صورت گرفته پذيرا باش و فردا و روزهاى پس از آن مرا بهتر از اين ساعت و امروزم قرار ده و مرا در بين خويشاوندان و بستگانم عزيز گردان،و در بيدارى و خواب نگهدارم باش،چرا كه تويى خدا و بهترين نگهدار و تويى مهربانترين مهربانان.خدايا من در امروزم و يكشنبههاى ديگر از شرك و بیدينى،به سوى تو بيزارى میجويم و دعايم را تنها براى تو خالص میكنم تا در معرض اجابت قرار گيرد،و به اميد پاداش تو بر طاعتت پايدارى میكنم،پس درود فرست بر بهترين آفريدهات محمّد آنكه دعوتكننده مردم به حقانيّت تو بود و مرا عزيز گردان با عزّت ذلّت ناپذير خود و به ديده بیخواب خودت حفظ كن، و كارم را با گسستن از همه خلق و پيوستن به تو و عمرم را با آمرزش خويش پايان بخش،همانا تويى بسيار آمرزنده و مهربان.
زیارت حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه (س) در روز یکشنبه👇👇👇
السَّلامُ عَلَى الشَّجَرَةِ النَّبَوِیَّةِ وَ الدَّوْحَةِ الْهَاشِمِیَّةِ الْمُضِیئَةِ الْمُثْمِرَةِ بِالنُّبُوَّةِ الْمُونِقَةِ [الْمُونِعَةِ] بِالْإِمَامَةِ وَ عَلَى ضَجِیعَیْکَ آدَمَ وَ نُوحٍ عَلَیْهِمَا السَّلامُ السَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِکَ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى الْمَلائِکَةِ الْمُحْدِقِینَ بِکَ وَ الْحَافِّینَ بِقَبْرِکَ یَا مَوْلایَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ هَذَا یَوْمُ الْأَحَدِ وَ هُوَ یَوْمُکَ وَ بِاسْمِکَ وَ أَنَا ضَیْفُکَ فِیهِ وَ جَارُکَ فَأَضِفْنِی یَا مَوْلایَ وَ أَجِرْنِی فَإِنَّکَ کَرِیمٌ تُحِبُّ الضِّیَافَةَ وَ مَأْمُورٌ بِالْإِجَارَةِ فَافْعَلْ مَا رَغِبْتُ إِلَیْکَ فِیهِ وَ رَجَوْتُهُ مِنْکَ بِمَنْزِلَتِکَ وَ آلِ بَیْتِکَ عِنْدَ اللهِ وَ مَنْزِلَتِهِ عِنْدَکُمْ وَ بِحَقِّ ابْنِ عَمِّکَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وَ عَلَیْهِمْ [عَلَیْکُمْ] أَجْمَعِینَ.
السَّلامُ عَلَیْکِ یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ الَّذِی خَلَقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَةً أَنَا لَکِ مُصَدِّقٌ صَابِرٌ عَلَى مَا أَتَى بِهِ أَبُوکِ وَ وَصِیُّهُ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیْهِمَا وَ أَنَا أَسْأَلُکِ إِنْ کُنْتُ صَدَّقْتُکِ اِلّا أَلْحَق
حدیث شریف کسا با نوای سید مهدی میر داماد👆👆👆
ترجمه و متن حدیث کساء:👇👇👇
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ عَلَيْهَا السَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ
از فاطمه زهرا سلام اللّه عليها دختر رسول خدا صلى اللّه عليه
وَآلِهِ قالَ سَمِعْتُ فاطِمَةَ اَنَّها قالَتْ دَخَلَ عَلَىَّ اَبى رَسُولُ اللَّهِ فى
و آله ، جابر گويد شنيدم از فاطمه زهرا كه فرمود: وارد شد بر من پدرم رسول خدا در
بَعْضِ الاَْيّامِ فَقالَ السَّلامُ عَلَيْكِ يا فاطِمَةُ فَقُلْتُ عَلَيْكَ السَّلامُ قالَ
بعضى از روزها و فرمود: سلام بر تو اى فاطمه در پاسخش گفتم : بر تو باد سلام فرمود:
اِنّى اَجِدُ فى بَدَنى ضُعْفاً فَقُلْتُ لَهُ اُعيذُكَ بِاللَّهِ يا اَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ
من در بدنم سستى و ضعفى درك مى كنم ، گفتم : پناه مى دهم تو را به خدا اى پدرجان از سستى و ضعف
https://chat.whatsapp.com/KzpSUpZjJ5tEtVuclKjlXf
فَقَالَ يا فاطِمَةُ ايتينى بِالْكِساَّءِ الْيَمانى فَغَطّينى بِهِ فَاَتَيْتُهُ بِالْكِساَّءِ
فرمود: اى فاطمه بياور برايم كساء يمانى را و مرا بدان بپوشان من كساء يمانى را برايش آوردم
الْيَمانى فَغَطَّيْتُهُ بِهِ وَصِرْتُ اَنْظُرُ اِلَيْهِ وَاِذا وَجْهُهُ يَتَلاَْلَؤُ كَاَنَّهُ الْبَدْرُ
و او را بدان پوشاندم و هم چنان بدو مى نگريستم و در آن حال چهره اش مى درخشيد همانند ماه
فى لَيْلَةِ تَمامِهِ وَكَمالِهِ فَما كانَتْ اِلاّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحَسَنِ قَدْ
شب چهارده پس ساعتى نگذشت كه ديدم فرزندم حسن وارد شد و
اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكِ يا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا قُرَّةَ عَيْنى
گفت سلام بر تو اى مادر گفتم : بر تو باد سلام اى نور ديده ام
وَثَمَرَةَ فُؤ ادى فَقالَ يا اُمّاهُ اِنّى اَشَمُّ عِنْدَكِ راَّئِحَةً طَيِّبَةً كَاَنَّها راَّئِحَةُ
و ميوه دلم گفت : مادرجان من در نزد تو بوى خوشى استشمام مى كنم گويا بوى
جَدّى رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّكَ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَاَقْبَلَ الْحَسَنُ
https://chat.whatsapp.com/CKIrynh7ePM3RjsV1WVe0r
جدم رسول خدا است گفتم : آرى همانا جد تو در زير كساء است پس حسن بطرف
نَحْوَ الْكِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا جَدّاهُ يا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى اَنْ
كساء رفت و گفت : سلام بر تو اى جد بزرگوار اى رسول خدا آيا به من اذن مى دهى
اَدْخُلَ مَعَكَ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَقالَ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا وَلَدى وَي
كه وارد شوم با تو در زير كساء؟ فرمود: بر تو باد سلام اى فرزندم و اى
صاحِبَ حَوْضى قَدْ اَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَما كانَتْ
صاحب حوض من اذنت دادم پس حسن با آن جناب بزير كساء رفت
اِلاّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحُسَيْنِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكِ يا اُمّاهُ
ساعتى نگذشت كه فرزندم حسين وارد شد و گفت : سلام بر تو اى مادر
فَقُلْتُ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا وَلَدى وَيا قُرَّةَ عَيْنى وَثَمَرَةَ فُؤ ادى فَقالَ
گفتم : بر تو باد سلام اى فرزند من و اى نور ديده ام و ميوه دلم فرمود:
لى يا اُمّاهُ اِنّىَّ اَشَمُّ عِنْدَكِ راَّئِحَةً طَيِّبَةً كَاَنَّها راَّئِحَةُ جَدّى رَسُولِ
مادر جان من در نزد تو بوى خوشى استشمام مى كنم گويا بوى جدم رسول
اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّكَ وَاَخاكَ تَحْتَ الْكِساَّءِ
خدا (ص)است گفتم آرى همانا جد تو و برادرت در زير كساء هستند
فَدَنَى الْحُسَيْنُ نَحْوَ الْكِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا جَدّاهُ اَلسَّلامُ
حسين نزديك كساء رفته گفت : سلام بر تو اى جد بزرگوار، سلام
عَلَيْكَ يا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَكُونَ مَعَكُما تَحْتَ الْكِساَّءِ
بر تو اى كسى كه خدا او را برگزيد آيا به من اذن مى دهى كه داخل شوم با شما در زير كساء
فَقالَ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا وَلَدى وَيا شافِعَ اُمَّتى قَدْ اَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَ
فرمود: و بر تو باد سلام اى فرزندم و اى شفاعت كننده امتم به تو اذن دادم پس او نيز با
مَعَهُما تَحْتَ الْكِساَّءِ فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِكَ اَبُوالْحَسَنِ عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِبٍ
آن دو در زير كساء وارد شد در اين هنگام ابوالحسن على بن ابيطالب وارد شد
وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا اَبَ
و فرمود سلام بر تو اى دختر رسول خدا گفتم : و بر تو باد سلام اى ابا
الْحَسَنِ وَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ فَقالَ يا فاطِمَةُ اِنّى اَشَمُّ عِنْدَكِ رائِحَةً
الحسن و اى امير مؤ منان فرمود: اى فاطمه من بوى خوشى نزد تو استشمام مى كنم
طَيِّبَةً كَاَنَّها راَّئِحَةُ اَخى وَابْنِ عَمّى رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ ها هُوَ مَعَ
گويا بوى ب
رادرم و پسر عمويم رسول خدا است ؟ گفتم : آرى اين او است كه
وَلَدَيْكَ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَاَقْبَلَ عَلِىُّ نَحْوَ الْكِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكَ
با دو فرزندت در زير كساء هستند پس على نيز بطرف كساء رفت و گفت سلام بر تو
يا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَكُونَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِساَّءِ قالَ لَهُ وَعَلَيْكَ
اى رسول خدا آيا اذن مى دهى كه من نيز با شما در زير كساء باشم رسول خدا به او فرمود: و بر تو
السَّلامُ يا اَخى يا وَصِيّى وَخَليفَتى وَصاحِبَ لِواَّئى قَدْ اَذِنْتُ لَكَ
باد سلام اى برادر من و اى وصى و خليفه و پرچمدار من به تو اذن دادم
فَدَخَلَ عَلِىُّ تَحْتَ الْكِساَّءِ ثُمَّ اَتَيْتُ نَحْوَ الْكِساَّءِ وَقُلْتُ اَلسَّلامُ
پس على نيز وارد در زير كساء شد، در اين هنگام من نيز بطرف كساء رفتم و عرض كردم سلام
عَلَيْكَ يا اَبَتاهُ يا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى اَن اَكُونَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِساَّءِ
بر تو اى پدرجان اى رسول خدا آيا به من هم اذن مى دهى كه با شما در زير كساء باشم ؟
قالَ وَعَلَيْكِ السَّلامُ يا بِنْتى وَيا بَضْعَتى قَدْ اَذِنْتُ لَكِ فَدَخَلْتُ تَحْتَ
فرمود: و بر تو باد سلام اى دخترم و اى پاره تنم به تو هم اذن دادم ، پس من نيز به زير
الْكِساَّءِ فَلَمَّا اكْتَمَلْنا جَميعاً تَحْتَ الْكِساَّءِ اَخَذَ اَبى رَسُولُ اللَّهِ
كساء رفتم ، و چون همگى در زير كساء جمع شديم پدرم رسول خدا
بِطَرَفَىِ الْكِساَّءِ وَاَوْمَئَ بِيَدِهِ الْيُمْنى اِلَى السَّماَّءِ وَقالَ اَللّهُمَّ اِنَّ
دو طرف كساء را گرفت و با دست راست بسوى آسمان اشاره كرد و فرمود: خدايا
هؤُلاَّءِ اَهْلُ بَيْتى وَخاَّصَّتى وَحاَّمَّتى لَحْمُهُمْ لَحْمى وَدَمُهُمْ دَمى
اينانند خاندان من و خواص ونزديكانم گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است
يُؤْلِمُنى ما يُؤْلِمُهُمْ وَيَحْزُنُنى ما يَحْزُنُهُمْ اَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ
مى آزارد مرا هرچه ايشان را بيازارد وبه اندوه مى اندازد مراهرچه ايشان را به اندوه در آورد من در جنگم با هر كه با ايشان بجنگد
وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداهُمْ وَمُحِبُّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ اِنَّهُمْ
و در صلحم با هر كه با ايشان درصلح است ودشمنم باهركس كه با ايشان دشمنى كند و دوستم با هر كس كه ايشان را دوست دارد
مِنّى وَاَ نَا مِنْهُمْ فَاجْعَلْ صَلَواتِكَ وَبَرَكاتِكَ وَرَحْمَتَكَ وَغُفْرانَكَ
اينان از منند و من از ايشانم پس بفرست درودهاى خود و بركتهايت و مهرت و آمرزشت
وَرِضْوانَكَ عَلَىَّ وَعَلَيْهِمْ وَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهيراً
و خوشنوديت را بر من و بر ايشان و دور كن از ايشان پليدى را و پاكيزه شان كن بخوبى
فَقالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ يا مَلاَّئِكَتى وَيا سُكّانَ سَمواتى اِنّى ما خَلَقْتُ
پس خداى عزوجل فرمود: اى فرشتگان من و اى ساكنان آسمانهايم براستى كه من نيافريدم
سَماَّءً مَبْنِيَّةً وَلا اَرْضاً مَدْحِيَّةً وَلا قَمَراً مُنيراً وَلا شَمْساً مُضِيَّئَةً وَل
آسمان بنا شده و نه زمين گسترده و نه ماه تابان و نه مهر درخشان و نه
فَلَكاً يَدُورُ وَلا بَحْراً يَجْرى وَلا فُلْكاً يَسْرى اِلاّ فى مَحَبَّةِ هؤُلاَّءِ
فلك چرخان و نه درياى روان و نه كشتى در جريان را مگر بخاطر دوستى اين
الْخَمْسَةِ الَّذينَ هُمْ تَحْتَ الْكِساَّءِ فَقالَ الاَْمينُ جِبْراَّئيلُ يا رَبِّ وَمَنْ
پنج تن اينان كه در زير كسايند پس جبرئيل امين عرض كرد: پروردگارا كيانند
تَحْتَ الْكِساَّءِ فَقالَ عَزَّوَجَلَّ هُمْ اَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ
در زير كساء؟ خداى عزوجل فرمود: آنان خاندان نبوت و كان رسالتند:
هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها فَقالَ جِبْراَّئيلُ يا رَبِّ اَتَاْذَنُ لى اَنْ
آنان فاطمه است و پدرش و شوهر و دو فرزندش جبرئيل عرض كرد: پروردگارا آيا به من هم اذن مى دهى
اَهْبِطَ اِلَى الاَْرْضِ لاَِكُونَ مَعَهُمْ سادِساً فَقالَ اللَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَكَ
كه به زمين فرود آيم تا ششمين آنها باشم خدا فرمود: آرى به تو اذن دادم
فَهَبَطَ الاَْمينُ جِبْراَّئيلُ وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهِ الْعَلِىُّ
پس جبرئيل امين به زمين آمد و گفت : سلام بر تو اى رسول خدا، (پروردگار) علىّ
الاَْعْلى يُقْرِئُكَ السَّلامَ وَيَخُصُّكَ بِالتَّحِيَّةِ وَالاِْكْرامِ وَيَقُولُ لَكَ
اعلى سلامت مى رساند و تو را به تحيت و اكرام مخصوص داشته و مى فرمايد:
وَعِزَّتى وَجَلالى اِنّى ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِيَّةً وَلا اَرْضاً مَدْحِيَّةً وَل
به عزت و جلالم سوگند كه من نيافريدم آسمان بنا شده و نه زمين گسترده و نه
قَمَراً مُنيراً وَلا شَمْساً مُضَّيئَةً وَلا فَلَكاً يَدُورُ وَلا بَحْراً يَجْرى وَل
ماه تابان و نه مهر درخشان و نه فلك چرخان و نه درياى روان و نه كشتى در
فُلْكاً يَسْر
ى اِلاّ لاَِجْلِكُمْ وَمَحَبَّتِكُمْ وَقَدْ اَذِنَ لى اَنْ اَدْخُلَ مَعَكُمْ
جريان را مگر براى خاطر شما و محبت و دوستى شما و به من نيز اذن داده است كه با شما
فَهَلْ تَاْذَنُ لى يا رَسُولَ اللَّهِ فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ وَعَلَيْكَ السَّلامُ ي
در زير كساء باشم پس آيا تو هم اى رسول خدا اذنم مى دهى ؟ رسول خدا(ص ) فرمود و بر تو باد سلام اى
اَمينَ وَحْىِ اللَّهِ اِنَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَكَ فَدَخَلَ جِبْراَّئيلُ مَعَنا تَحْتَ
امين وحى خدا آرى به تو هم اذن دادم پس جبرئيل با ما وارد در زير
الْكِساَّءِ فَقالَ لاَِبى اِنَّ اللَّهَ قَدْ اَوْحى اِلَيْكُمْ يَقُولُ اِنَّما يُريدُ اللَّهُ
كساء شد و به پدرم گفت : همانا خداوند بسوى شما وحى كرده و مى فرمايد: ((حقيقت اين است كه خدا مى خواهد
لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً فَقالَ عَلِىُّ لاَِبى
پليدى (و ناپاكى ) را از شما خاندان ببرد و پاكيزه كند شما را پاكيزگى كامل )) على عليه السلام به پدرم گفت :
يا رَسُولَ اللَّهِ اَخْبِرْنى ما لِجُلُوسِنا هذا تَحْتَ الْكِساَّءِ مِنَ الْفَضْلِ عِنْدَ
اى رسول خدا به من بگو اين جلوس (و نشستن ) ما در زير كساء چه فضيلتى (و چه شرافتى ) نزد
اللَّهِ فَقالَ النَّبِىُّ وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِيّاً وَاصْطَفانى بِالرِّسالَةِ نَجِيّاً
خدا دارد؟ پيغمبر(ص ) فرمود: سوگند بدان خدائى كه مرا به حق به پيامبرى برانگيخت و به رسالت و نجات دادن (خلق )
ما ذُكِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الاَْرْضِ وَفيهِ جَمْعٌ مِنْ
برگزيد كه ذكر نشود اين خبر (و سرگذشت ) ما در انجمن و محفلى از محافل مردم زمين كه در آن گروهى از
شَيعَتِنا وَمُحِبّينا اِلاّ وَنَزَلَتْ عَلَيْهِمُ الرَّحْمَةُ وَحَفَّتْ بِهِمُ الْمَلاَّئِكَةُ
شيعيان و دوستان ما باشند جز آنكه نازل شود بر ايشان رحمت (حق ) و فرا گيرند ايشان را فرشتگان
وَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلى اَنْ يَتَفَرَّقُوا فَقالَ عَلِىُّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَ فازَ شيعَتُن
و براى آنها آمرزش خواهند تا آنگاه كه از دور هم پراكنده شوند، على (كه اين فضيلت را شنيد) فرمود: با اين ترتيب به خدا سوگند ما
وَرَبِّ الْكَعْبَةِ فَقالَ النَّبِىُّ ثانِياً يا عَلِىُّ وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِيّاً
رستگار شديم و سوگند به پروردگار كعبه كه شيعيان ما نيز رستگار شدند، دوباره پيغمبر فرمود: اى على سوگند بدانكه مرا بحق به نبوت
وَاصْطَفانى بِالرِّسالَةِ نَجِيّاً ما ذُكِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ
برانگيخت و به رسالت و نجات دادن (خلق ) برگزيد ذكر نشود اين خبر (و سرگذشت ) ما درانجمن ومحفلى از محافل
اَهْلِ الاَْرْضِ وَفيهِ جَمْعٌ مِنْ شيعَتِنا وَمُحِبّينا وَفيهِمْ مَهْمُومٌ اِلاّ
مردم زمين كه در آن گروهى از شيعيان و دوستان ما باشند و در ميان آنها اندوهناكى باشد جز
وَفَرَّجَ اللَّهُ هَمَّهُ وَلا مَغْمُومٌ اِلاّ وَكَشَفَ اللَّهُ غَمَّهُ وَلا طالِبُ حاجَةٍ اِلاّ
آنكه خدا اندوهش را برطرف كند و نه غمناكى جز آنكه خدا غمش را بگشايد و نه حاجتخواهى باشد جز آنكه
وَقَضَى اللّهُ حاجَتَهُ فَقالَ عَلِىُّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَسُعِدْنا وَكَذلِكَ
خدا حاجتش را برآورد، على گفت : بدين ترتيب به خدا سوگند ما كامياب و سعادتمند شديم و هم چنين
شيعَتُنا فازُوا وَسُعِدُوا فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَرَبِّ الْكَعْبَة
سوگند به پروردگار كعبه كه شيعيان ما نيز رستگار شدند