نماز شب
برخیز و در دل شب دل سوی کبریا کن
بیپرده، بیوساطت با جان و دل دعا کن
دل را به سوی او کن، با اشک خود وضو کن
با دوست گفتگو کن، گریان خدا خدا کن
غافل مشو ز یزدان امید بر خدا بند
اسباب ظاهری را از جان خود جدا کن
در دست کس شفا نیست، ایزد اگر نخواهد
با جان و دل ز یزدان درخواست شفا کن
فتح و همای خود را نسبت مکن به اغیار
با لطف حق ز جانت، دفع غم و بلا کن
دست خدای قادر سویت همیشه باز است
از شرک جان بپرهیز، رو سوی کبریا کن
غیر از خدا کسی نیست، ناظر به کار مخلوق
در خلوت غم خود او را فقط صدا کن
بر لب سپاس ایزد، در دل امیدِ بر خلق
خود آیتی ز شرک است، این شرک را رها کن
رو کن به سوی یزدان، از خلق دیده گردان
سرمست از می حق پرواز تا خدا کن
ذکر خدای بر لب در دل وساطت خلق
بتها در آستین است این درد را دوا کن
عرفان نه راه تقلید، راه یقین و عشق است
گر عارفی رهت را از فلسفه جدا کن
توحیدِ در عبادت راهی به سوی نور است
از شر هر تعلق بر دوست التجا کن
بین خدا و مخلوق، دیوار و پردهای نیست
در خلوت شب از جان با خالقت صفا کن
فضل الله آزاد
✍من سالها پیش در مجمعی گفتم که مرحوم آقا میرزا جواد آقا در نماز شب - حالا چه نماز شبی، با چه کیفیاتی، چه حالاتی، سه ساعت مانده به اذان صبح بلند میشود تا برود وضو بگیرد. نقل میکردند که به آسمان نگاه میکرد و اشک میریخت، به آب نگاه میکرد اشک میریخت، صورتش را میشست، اشک میریخت؛ یعنی خشوع کامل؛ تضرع کامل و دائم. ایشان چنین شخصیتی بود. در قنوت نماز شب، همانطور که دعا میکردند و ذکر میگفتند، این شعر را میخواندند:
زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
ما را ز جام باده گلگون خراب کن
این حال، حالاتی است که ما فقط میشنویم. شاید تصورش هم برای ما آسان نباشد این چه حالی است که مرد فقیه بزرگواری در قنوت نماز شبش شعر حافظ را اینطور باحال میخواند
سخنان امام خامنه ای دام ظله العالی
جهان در سپیده دم طلوع دلربای امام عصر (عج)
صفحه ۲۷۹
تلاوت صفحه ۲۷۹ قرآن مجید