#شهید_حمید_محمودی
یه نوجوان ۱۶ساله بود
از محلههای پایین شهر تهران.
اخلاق و ادب خوبی نداشت.
تا اینکه یه نوار
#روضه_حضرت_زهرا (سلاماللهعلیها)
زیر و رویش کرد.
بلند شد اومد جبهه.
یه قبری برای خودش اطراف پادگان کنده بود.
نیمه شبا تا سحر میخوابید داخل قبر،
گریه میکرد و میگفت:
یا امام رضا (علیهالسلام) منتظر وعدهام!
آقاجان چشم به راهم نذار...
توی وصیت نامهاش نوشته بود:
در راه برگشت از حرم امام رضا (علیهالسلام)،
توی ماشین خواب حضرت رو دیدم.
آقا بهم فرمود: حمید!
اگر همینطور ادامه بدهی خودم میام میبرمت...
ــــــــــــــــــــ
@Bdshohadaydahloran