2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟠#نمامرز
برشی از کتاب #دربازداشت_حزبالله
🔸️ توی قهوه خانه یک قهوهی شیرین به حساب بچه های حزب الله خوردم، از فروشنده پرسیدم: نمی ترسی اینجا کار میکنی؟
- چرا بترسم؟
- انفجارات.
- فيه نعيش وفيه نموت!
(در آن زندگی میکنیم و در آن میمیریم)
نمیدانم این عربها این جملات قصار را از کجا می آورند؛ ولی سر زبان هر کدامشان چند تا از این حرف های حماسی و جذاب هست که جان می دهد برای سخنرانی های انگیزشی.
📚کتاب دربازداشت حزب الله
✍نوشته ی محمدحسین عظیمی
📍انتشارات سوره مهر
🔸️با بدونمرز همراه باشید؛
http://zil.ink/bedonemarz
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟠#نمامرز
برشی از کتاب #دربازداشت_حزبالله
🔹️ با شنیدن جمله بعدی اش چشمم تر شد. یاد خودم افتادم که این چند روز لباس مشکی هم نپوشیده بودم. چرا بپوشم وقتی دیگر دنیا ارزشی ندارد؟ کِی فکرش را میکردم روزی پیش از اسم سید حسن بنویسیم 《شهید ؟
عینکم را در آوردم دستی کشیدم روی اشک های لغزیده از چشم هایم و حرفش را با خودم تکرار کردم: 《یعنی بعد سید حسن ما مشکل كل شيء》!
📚کتاب دربازداشت حزب الله
✍نوشته ی محمدحسین عظیمی
📍انتشارات سوره مهر
🔸️با بدونمرز همراه باشید؛
http://zil.ink/bedonemarz
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟠#نمامرز
برشی از کتاب #دربازداشت_حزبالله
🔻وسط هر میدان و روی هر در و دیواری تعداد زیادی عکس شهدای حزب الله و مقاومت و سید حسن و چمران نصب شده بود.
قاب گوشی ام را روی بنر شهید چمران و امام موسی صدر می بستم که زیرش نوشته بود "زرعک اثمر وطنا".
بذری که کاشتی برای ملتی میوه داد.
📚کتاب دربازداشت حزب الله
✍نوشته ی محمدحسین عظیمی
📍انتشارات سوره مهر
🔸️با بدونمرز همراه باشید؛
http://zil.ink/bedonemarz
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟠#نمامرز
برشی از کتاب #دربازداشت_حزبالله
🔹️صفحهی گوشیاش را گرفت سمت ما صحنهای از یک انفجار بزرگ در ضاحیه بود. گفت: 《خانه ما رو... خیابون ما رو زدن الحمدلله...》 بعد ادامه داد: 《حالا همدرد مردم غزه و بقیه مردم ضاحیه شدیم توی این مسیر هرچی از دست بدیم در واقع به دست آوردیم؛ این خاصیت مسیر حقه.》 محسن ازش پرسید: 《اگه مادرت بشنوه که خونه رو زدن چه احساسی پیدا میکنه؟》
گفت: 《من تربیت شده مادرم هستم.》
📚کتاب دربازداشت حزب الله
✍نوشته ی محمدحسین عظیمی
📍انتشارات سوره مهر
🔸️با بدونمرز همراه باشید؛
http://zil.ink/bedonemarz
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔵#مرزوبوم
به مناسبت دومین سالگرد عملیات طوفان الاقصی و توقیف و بازداشت کاروان صمود
🎞 ببینید!
⭕این است دستاورد بزرگ طوفان الاقصی!
در خانواده ای مسلمان زاده شدی یا مسیحی، عربی یا ایرانی، همه چیز به وجدان آدمیت باز می گردد به پاسخ به این سوال که من اکنون چه باید بکنم؟ در این هیاهوی رسانه ای، چگونه چنگ بزنم به دستانی که به خدا می رسند؟
این ها همگی نشانه ی وجدان های بیدار در سراسر دنیاست
بانگ الرحیل الرحیل را می شنوی؟
✍به قلم مبینا کاوه کارشناس مطالعات ترکیه
#طوفان_الاقصی
#صمود
🔸️با بدونمرز همراه باشید؛
http://zil.ink/bedonemarz
27.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴#نمامرز
برشی تصویری از کتاب، به مناسبت دومین سالگرد عملیات طوفان الاقصی
🎞 ببینید!
🎤 گوینده: حسین حقیقی
⭕«شنبهای شور انگيز. ۷ اکتبر ۲۰۲۳. با یک خبر شروع شد. عملیات طوفان الاقصی. حملۀ حماس به اسرائیل، نه یک حملۀ معمولی....
📚کتاب جاده کالیفرنیا
✍به قلم محمدعلی جعفری
📍انتشارات سوره مهر
#طوفان_الاقصی
#جاده_کالیفرنیا
🔸️با بدونمرز همراه باشید؛
http://zil.ink/bedonemarz
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟠#نمامرز
برشی از کتاب #دربازداشت_حزبالله
🔹️حسن آمد جلو و از یخچال، قوطی دلستر کلاسیک شرکت بهنوش را در آورد و گرفت جلویم: 《عکس بگیر.》 فروش دلستر ایرانی را نمادی از علاقه اش به ایران می دانست
- ما پپسی نمیاریم به جاش سعی میکنیم جنس ایرانی و لبنانی بفروشیم.
لبخندش تا بناگوشش کش آمد؛ من هم.
📚کتاب دربازداشت حزب الله
✍نوشته ی محمدحسین عظیمی
📍انتشارات سوره مهر
🔸️با بدونمرز همراه باشید؛
http://zil.ink/bedonemarz
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟠#نمامرز
برشی از کتاب #دربازداشت_حزبالله
🔹️اسمش ابو جوزف بود. پرسیدم: چرا پپسی نداری؟
- چون نمیخوام در این موقعیت جنگی به آمریکا و اسرائیل کمک کنم.
قبلاً هم نمی آوردی یا تازگی ها نمیاری؟
بعد از هفت اکتبر دیگه نیاوردم!
📚کتاب دربازداشت حزب الله
✍نوشته ی محمدحسین عظیمی
📍انتشارات سوره مهر
🔸️با بدونمرز همراه باشید؛
http://zil.ink/bedonemarz
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴#مرزبان
روایت فرماندهان مقاومت
🌷 نترس، جدی، با اراده
سیدرضی موسوی | ۱۳۴۲ - ۱۴۰۲🌷
🔹️سیدرضی صدایش میکردند. پسری زنجانی که بعد از حمله رژیم بعث به ایران پدرش او را از رفتن به جبهه منع کرد چون همین یک پسر را داشت...
🔸️با بدونمرز همراه باشید؛
http://zil.ink/bedonemarz
بدون مرز
🔴#مرزبان روایت فرماندهان مقاومت 🌷 نترس، جدی، با اراده سیدرضی موسوی | ۱۳۴۲ - ۱۴۰۲🌷 🔹️سیدرضی صدایش م
🔴#مرزبان
روایت فرماندهان مقاومت
🌷 نترس، جدی، با اراده
سیدرضی موسوی | ۱۳۴۲ - ۱۴۰۲ 🌷
🔹️سیدرضی صدایش میکردند. پسری زنجانی که بعد از حمله رژیم بعث به ایران پدرش او را از رفتن به جبهه منع کرد چون همین یک پسر را داشت؛ اما رضی دلش جای دیگری بود. وقتی قطرات اشک روی بالشش رد انداخت و پدرش فهمید به او گفت: حالا که برای جبهه گریه میکنی برو، من نمی توانم اشک ریختن ات را ببینم؛
سالها گذشت، حالا او مرد میانسالی شده بود که پشتیبانی از جبهه مقاومت و هماهنگی امور در سوریه را بر عهده داشت.دفاع مقدس را دیده و در نبرد با تکفیریها و داعش، نترس، جدی و با اراده جنگیده بود.
🔸️او سال ها میان مردم سوریه زندگی کرد و کم کم یکی از آنان شد. به فکرجنگ زدگان بود و از ارتباطاتش برای رسیدگی به خانواده شهدای سوری استفاده می کرد. حتی وقتی در سوریه زلزله آمد پیش قدم کمک شد و تمام امکانات را به صحنه برد تا کسی گرسنه نماند خودش هم بیشتر اوقات گوشه ای می نشست و نان و پنیر میخورد و امور بازسازی اماکن متبرکه را پیگیری میکرد.
🔹️زمانی که ضریح جدید حضرت رقیه (سلام الله عليها) آماده شد باید آن را در جعبه های بزرگ می گذاشتند و با هواپیما به سوریه می فرستادند. اسرائیل هم دائم تهدید میکرد که هر هواپیمای باری را که بخواهد در فرودگاه دمشق به زمین بنشیند می زند. سیدرضی با قدرت و جسارت پای کار انتقال ضریح ایستاد و آن پنجره های طلایی کوچک را به حرم رساند.
🔸️رژیم صهیون مدتها او را تحت نظر داشت میدانست کسی که دور از وطن لحظه ای در کار و مسئولیت تعلل نمیکند چقدر می ارزد.
🔹️می دانستند خانه اش نزدیک حرم سیده زینب (سلام الله عليها) است. همسرش آن روز مدرسه بود. اسرائیل گرای خانه سیدرضی را داد. موشک ها از سمت جولان اشغالی پرتاب شدند. صدای انفجار منطقه زینبیه را لرزاند. وقتی همسرش به خانه رسید جز تلی از خاک چیزی ندید.
🔸️پیکر سیدرضی را به حسینیه اعظم زنجان بردند. خادم حسینیه بود. مردم و تمام گروههای مقاومت منطقه هم برایش سنگ تمام گذاشتند.
📚به روایت مرضیه نظرلو
در کتاب 《خدا با فلسطین است》
🔸️با بدونمرز همراه باشید؛
http://zil.ink/bedonemarz
🔴#خط_مرز
به مناسبت نمایش قدرت نسل آینده مقاومت
اجتماع ۷۵هزارنفری پیشاهنگان حزب الله لبنان
در لباس پیشاهنگی
🔹️"بعد از راه پیمایی عاشورا، یک روز علی گفت: «عایده، من میخواهم بروم پیشاهنگی تا با دوستانم باشم.» مقر پیشاهنگی توی یک مسجد بود. آنجا رفتم و اسمش را نوشتم. یک روز در هفته و همینطور جمعه، بعد ازظهرهای تابستان، به پیشاهنگی میرفت. عاشق پوشیدن لباسهای مخصوص پیشاهنگی بود. روی جیب پیراهن سفید آنها، عکس امام خمینی، میگذاشتند و دور گردنشان فولار آبی میانداختند.کلاهشان همبره یا لبه داشت."
📚برشی از کتاب عایده
✍نوشته محبوبه سادات رضوی نیا
📍انتشارات سوره مهر
🔸️با بدونمرز همراه باشید؛
http://zil.ink/bedonemarz
🔵#خط_مرز
به مناسبت اولین سالگرد شهادت یحیی السنوار و آزادی اسرای فلسطینی
🔻اولین درگیری
به روایت شهید یحیی سنوار
🔹️اشغالگران و دستگاه اطلاعاتیشان توانسته بودند دو نفر از جوانانی را که از زندان غزه فرار کرده بودند و به گمانشان آنها پشت عملیاتهای اخیر بودند شناسایی کنند و هدف قرار دهند. در یکی از جادههای فرعی شمال اردوگاه البریج، برای آنها کمین گذاشتند و با هزاران گلوله آنها را تیرباران کردند. در دانشگاه، به محض اینکه خبر شهادت آنها را شنیدیم، کلاسهای درس را تعطیل کردیم و تظاهرات به راه انداختیم؛ تظاهراتی که در آن نهفقط برای اولین بار بهطور مستقیم با نیروهای نظامی اشغالگران درگیر میشدیم، بلکه برای اولین بار هم بود كه تظاهراتمان به سرتاسر نوار غزه سرایت میکرد.
📚 کتاب صُمود
✍به کوشش مهدی صدرالدین
📍انتشارات سوره مهر
🔸️با بدونمرز همراه باشید؛
http://zil.ink/bedonemarz