eitaa logo
دبستان بهشت آیین بیشه سر -پسران
12 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
527 ویدیو
11 فایل
این کانال برای اطلاع رسانی وارائه فعالیت های دبستان بهشت آیین بیشه سر پسران می باشد. 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 @behesht011 ارتباط با مدیرمدرسه @Mohebozahraa 👈👈👈 ارتباط با معاون مدرسه @Mohsen9620 👈👈👈
مشاهده در ایتا
دانلود
جمعه آمد بیقرارم بیقرار بهر دیدار توام چشم انتظار جمعه آمد مهدی صاحب زمان کی شود آن چهره ی ماهت عیان جمعه آمدای گل باغ ولا ذکر من یابن الحسن مهدی بیا جمعه آمد باز من یاد توام شکرلله خانه آباد توام جمعه آمد دل شکسته آمدم بی قرار و زار و خسته آمدم جمعه آمد کن نظر بر حال من از غم هجرت شکسته بال من جمعه آمد آمدم من سوی تو تا بگیرم یابن زهرا بوی تو جمعه آمد بر توام مولاپناه دردمندم مستمند یک نگاه جمعه آمد نور تابد بر دلم نام تو حل می‌کند هر مشکلم جمعه آمدبر گل رویت قسم بی توای مهدی زهرا بی کسم جمعه آمد گشته ام مهمان تو مهدیا درد من و درمان تو جمعه آمد آمده سویت فقیر کن کرم مولای من دستم بگیر جمعه آمد دستگیری کن زمن کن نظر بر حال من یابن الحسن جمعه آمدای دعایت مستجاب بر من مسکین بده مولا جواب جمعه آمد روزهجران شما باز هستم دیده گریان شما جمعه آمد روز بیعت با شما جمع ما را از کرامت کن دعا جمعه آمد نام تو مشکل گشاست دردها با ذکر نام تودواست جمعه آمد شیعه را یار و حبیب کی می آیی یار تنها و غریب جمعه آمد حاجت ما کن روا تو خودت بهر فرج بنمادعا جمعه آمداین(رضا) مهمان توست دیده گریان از غم هجران توست از غم هجر تو بیمارم بیا در جهان تنها تو را دارم بیا 👉 @behesht011
🔹نردبان آسمان🔹 سبک‌بالان خرامیدند و رفتند مرا بیچاره نامیدند و رفتند سواران لحظه‌ای تمکین نکردند ترحّم بر من مسکین نکردند سواران از سر نعشم گذشتند فغان‌ها کردم، اما برنگشتند اسیر و زخمی و بی دست و پا من رفیقان، این چه سودا بود با من؟... اگر دیر آمدم مجروح بودم اسیر قبض و بسط روح بودم در باغ شهادت را نبندید به ما بیچارگان زان سو نخندید رفیقانم دعا کردند و رفتند مرا زخمی رها کردند و رفتند رها کردند در زندان بمانم دعا کردند سرگردان بمانم شهادت نردبان آسمان بود شهادت آسمان را نردبان بود چرا برداشتند این نردبان را؟ چرا بستند راه آسمان را؟... دلم تا دست بر دامان در زد دو دستی سنگ شیون را به سر زد... چه درد است این که در فصل اقاقی به روی عاشقان در بسته ساقی بر این در،‌ وای من قفلی لجوج است بجوش ای اشک هنگام خروج است در میخانه را گیرم که بستند کلیدش را چرا یا رب شکستند؟!... من آخر طاقت ماندن ندارم خدایا تاب جان کندن ندارم دلم تا چند یا رب خسته باشد؟ در لطف تو تا کی بسته باشد؟ بیا باز امشب ای دل در بکوبیم بیا این‌بار محکم‌تر بکوبیم... بکوب ای دل که غفار است یارم من از کوبیدن در شرم دارم بکوب ای دل که جای شک و ظن نیست مرا هر چند روی در زدن نیست کریمان گر چه ستار العیوب‌اند گدایانی که محجوب‌اند خوب‌اند بکوب ای دل،‌ مشو نومید از این در بکوب ای دل هزاران بار دیگر... اگر آه تو از جنس نیاز است در باغ شهادت باز، باز است... 📝 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7