eitaa logo
بهشت ِخانه🇵🇸
571 دنبال‌کننده
5.2هزار عکس
1.9هزار ویدیو
86 فایل
بسم الله✨ به بهشت ِخانه خوش آمدید😍
مشاهده در ایتا
دانلود
🤔 🔶آیا مذهب شیعه، مذهب اندوه و گریه است؟ 🔶چرا برای امام حسین(ع) عزاداری می‌کنید، با این که او در بهشت است؟ گریه برای اهل بهشت چه ثمری دارد؟ در پاسخ سؤال نخست یادآور می‌شویم: مذهب شیعه مذهب و و و مبارزه در این راه است و هرگز مذهب گریه و ناله نیست، ولی در عین حال به‌سان پیامبر گرامی و یارانش برای عزیزان از دست رفته متأثر می‌شوند و قلوب آنان از عاطفه به اهل بیت^ موج می‌زند و آثار خود را در می‌گذارد. به تعبیری دیگر، سرودن همراه با اظهار عواطف و تأثر، نوعی همدردی و همراهی با شهیدان راه حق است و از این طریق، خواهان حفظ مکتب آنهاست؛ مکتبی که اساس آن را فداکاری در راه دین و تن ندادن به ذلت و خواری تشکیل می‌دهد. اگر این مجالس شود و یاد شهدا در هر سال تجدید نگردد، مکتب ایثار و شهادت به فراموشی سپرده می‌شود. شیعیان با برپا کردن مجالس سوگواری در ماه‌های محرم و صفر، منطق حسین بن علی(ع) را که منطق همه شهداست، می‌کنند. درباره پرسش خاطر نشان می‌سازیم : گریه بر امام حسین(ع) نه به خاطر این است که اکنون در بهشت به سر می‌برد، مسلّماً از این جهت باید خوشحال و شادمان باشیم، گریه ما به خاطر آن و است که بر وی روا داشته شد و دردانه پیامبر با لب تشنه با 72 تن از یاران و خاندانش در کنار نهر آب جان سپرده است. گریه پیامبر بر عموی خویش حمزه، نه به خاطر این بود که او با فرشتگان همنشین است، بلکه به خاطر ستم ددمنشانه‌ای است که بر او روا داشته بودند و هند جگرخوار، همسر ابوسفیان دستور داده بود شکم او را پاره کنند و جگرش را بیرون آورند تا به دندان خویش آن را بساید.😭 @behesht_e_khane
بِسمِ‌رَبِّ‌النّور✨🖤
اݪسَݪاٰم‌ُعَلَیک‌َیٰااَبآعَبْدِالله |•° ••———*🖤*~🖤~*🖤*———•• @behesht_e_khane
3.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 پاداش سلام به امام حسین (علیه السلام) 🎥 کلیپ حسینی 🎤 استاد عالی ✾✨•🖤•✾•🖤•✨✾ @behesht_e_khane
587.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام حسین ما خیلی دوسِت داریم😍 چون 💚 پسر گلم آقاپرهام عظیمی محب امام حسین(ع)🍃 @behesht_e_khane
28.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عزاداری آقا پسرهای عزیزمون علی آقا و اقا یحیی عباسی ارسالی از قم💚💚 عزاداری هایتان قبول🤲 @behesht_e_khane
8.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دختر گلم فریبا کریمی ۱۰ساله ازنجف اباد واسمون یه فیلم خیلی قشنگ از روضه خوانیشون فرستادن❤️التماس دعا💚❤️ @behesht_e_khane
20.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توی این مدت کلی فیلم و عکس قشنگ از سیاه پوش کردن خانه برامون فرستادین🙏 تیم رسانه کارگروه کودک و نوجوان حوزه علمیه فاطمه الزهرا (س) با چند تا از عکس های ارسالی شما عزیزان یه کلیپ خیلی قشنگ درست کردن و به عنوان هدیه برامون فرستادن، خیلی ممنون از تک تک شما عزیزان🌻🌻🌻 @behesht_e_khane
بهشت ِخانه🇵🇸
همراهان عزیز بهشت خانه ❤️ از ابتدای محرم بخشی به کانال اضافه شده که به جای یک معرفی اجمالی از یک کتا
ایام محرم این سال ها که تلویزیون بخش هایی از تصاویر بی کیفیت و اصلاح رنگ نشده ی مقتل خوانی شهید سید محمد باقر حکیم را نشان می دهد خودم را پای منبر پیدا می کنم که بهت زده دارم به اتفاقات دور و برم نگاه می کنم . همین بهت زدگی بود که مرا از گوشه حسینیه هیات قبلی بیرون کشید(...) یاد تعزیه خوانی ترک های زنجان در آن بعد از ظهر زمستانی چند سال بعد می افتم(...) یاد مراسم عزاداری بحرینی های مقیم در آن شب پاییزی می افتم وقتی سخنرانی بیان معروف سید الشهدا در روز عاشورا خطاب به عمر سعد را خواند که : الا و ان الدعی بن الدعی قد ر کزنی بین اثنتین بین السلة و الذلة جوان ترهای مجلس همان ها که برادر و دایی و پسرخاله و نوه عمویی در زندان های کشورشان داشتند جوری سر پا بلند شدند و هیهات منا الذلة را فریاد زدند که من هم ناخودآگاه همراه شدم و شجاعت و سجارت و خشمی را تجربه کردم که دیگر هیچ وقت برایم تکرار نشد(...) دیگر نه در حسینیه حاج بابا ، نه در تعزیه ترک ها و نه در عزاداری هیچ جای دیگری توریستی در شهری غریب نبودم. همه این روایت ها آشنا بودند. روایت هفتم بر فراز تپه 🖤@behesht_e_khane
✒سر پل فردیس🍃 ح‌سین ق‌دیانی: یک‌شنبه شب‌- در راه کرج- نرسیده به پل فردیس، باید بودی و آن ترافیک وحشتناک را می‌دیدی! و آن جوانکان پفک‌فروش را می‌دیدی که چگونه با سوءاستفاده از ترافیک، کسب لقمه‌ای حلال را داد می‌زدند: «پفکه پفک! بخر واسه‌ی بچه‌ات تا بزرگ نشده!» از همه بامزه‌تر اما جوانکی بود که موهای بلند فرفری داشت: «آتیش زدم به پفکم!» در آن ترافیک سنگین، چشمم افتاد به ماشین شاسی‌بلند کناری! و به دختربچه‌شان که عقب نشسته بود و از پدر، تمنای خرید پفک داشت! دید که دارم نگاه‌شان می‌کنم، خنده‌ای تحویلم داد و گفت: «نمی‌فهمه وقتی می‌گم پول توی کارته، یعنی چی!» در همین حین، همان فرفره‌موی پفکی آمد و هر جور بود یک بسته پفک را از شیشه‌ی عقب شاسی‌بلند که فقط ده سانتی پایین بود، انداخت داخل! پدر دخترک درآمد: «چی کار می‌کنی؟ پول نقد همراهم نیست!» جوانک جواب داد: «بچه است بابا! کی پول خواست حالا؟» و رفت! هر چه هم راننده‌ی شاسی‌بلند بوق زد: «این‌طوری که درست نیست آخه» توجهی نکرد! به ذهنم خطور کرد؛ عجب سوژه‌ای! متن امشبم هم جور شد! اما این‌هم بود که با خود بگویم؛ نکند تصور کنند به خاطر اوضاع روز، قصه‌ای برای خودم دست و پا کرده‌ام! نکند باورشان نشود! اوووووه! حوصله داری‌ها! دیگر مطمئن شده بودم این پفک کذایی برای من نان نمی‌شود که دیدم ترافیک رسما قفل کرد! کجا؟ سر پل فردیس! خیلی ماشین کم بود، تصادف هم شده بود. از دور، یک چیزهایی می‌دیدم. ده دقیقه‌ای گذشت که فهمیدم دو تا ماشین مدل‌بالا که حتی اسم یکی‌شان را هم نمی‌دانستم، روبوسی کرده‌اند با هم. کف اتوبان پر بود از شیشه. راننده‌ها هم مشغول بگومگو. مثل همه‌ی ملت، زل زده بودم به صحنه‌ی تصادف که ناگهان دیدم ژولیده‌مردی که اعتیاد از تمام هیکلش می‌بارید، آمد این طرف گاردریل و خرده‌شیشه‌ها را با کفش‌های کهنه‌اش جارو کرد گوشه‌ی اتوبان. با خودم گفتم؛ شیشه‌کش هم به پفک‌فروش اضافه شد، بل‌که ترس تو از نوشتن قصه‌ی «سر پل فردیس» بریزد! باز اما مردد بودم بنویسم، ننویسم که دوباره همان شاسی‌بلند را کنار خود دیدم! «بیا! این مال تو!» دخترک بود! دخترک بود که داشت الباقی پفک خود را می‌داد به جوان‌مرد شیشه‌کش... @behesht_e_khane
بِسمِ‌رَبِّ‌الحسین(ع)✨🖤
صلےالله‌علیڪ‌یااباعبدالله‌الحسین‌(ع) ╲\╭┓ ╭ 🖤🍃 @behesht_e_khane ┗╯\╲