هدایت شده از 🚩 هی هات | جهاندار
🚩 پس از رسیدن خبر کشته شدن غمانگیز سیاوش توسط افراسیاب، ایران در ماتم و اندوه فرو میرود. اما ایرانیان پس از هفت روز مرثیه و سوگواری در روز هشتم، آماده انتقام خون سیاوش میشوند و به فرماندهی رستم، سپاه خود را به سوی توران گسیل می کنند. این ابیات حماسی شاهنامه، آغاز نبرد انتقام سیاوش است:
همه شهر ایران به ماتم شدند
پر از درد نزدیک رستم شدند
چو یک هفته با سوگ و با آب چشم
به درگاه بنشست پر درد و خشم
به هشتم بزد نای رویین و کوس
بیامد به درگاه گودرز و طوس
چو فرهاد و شیدوش و گرگین و گیو
چو بهرام و رهام و شاپور نیو
فریبرز کاووس درنده شیر
گرازه که بود اژدهای دلیر
فرامرز رستم که بد پیش رو
نگهبان هر مرز و سالار نو
به گردان چنین گفت رستم که من
برین کینه دادم دل و جان و تن
که اندر جهان چون سیاوش سوار
نبندد کمر نیز یک نامدار
چنین کار یکسر مدارید خرد
چنین کینه را خرد نتوان شمرد
ز دلها همه ترس بیرون کنید
زمین را ز خون رود جیحون کنید
به یزدان که تا در جهان زندهام
به کین سیاوش دل آگندهام
برآن تشت زرین کجا خون اوی
فرو ریخت ناکاردیده گروی
بمالید خواهم همی روی و چشم
مگر بر دلم کم شود درد و خشم
وگر همچنانم بود بسته چنگ
نهاده به گردن درون پالهنگ
به خاک اندرون خوار چون گوسفند
کشندم دو بازو به خم کمند
و گرنه من و گرز و شمشیر تیز
برانگیزم اندر جهان رستخیز
نبیند دو چشمم مگر گرد رزم
حرامست بر من می و جام و بزم
به درگاه هر پهلوانی که بود
چو زان گونه آواز رستم شنود
همه برگرفتند با او خروش
تو گفتی که میدان برآمد به جوش
ز میدان یکی بانگ برشد به ابر
تو گفتی زمین شد به کام هژبر
بزد مهره بر پشت پیلان به جام
یلان بر کشیدند تیغ از نیام
برآمد خروشیدن گاودم
دم نای رویین و رویینه خم
جهان پر شد از کین افراسیاب
به دریا تو گفتی به جوش آمد آب
نبد جای پوینده را بر زمین
ز نیزه هوا ماند اندر کمین
ستاره به جنگ اندر آمد نخست
زمین و زمان دست خون را بشست
ببستند گردان ایران میان
به پیش اندرون اختر کاویان
گزین کرد پس رستم زابلی
ز گردان شمشیرزن کابلی
ز ایران و از بیشهٔ نارون
ده و دو هزار از یلان انجمن
سپه را فرامرز بد پیشرو
که فرزند گو بود و سالار نو
همی رفت تا مرز توران رسید
ز دشمن کسی را به ره بر ندید
دران مرز شاه سپیجاب بود
که با لشکر و گنج و با آب بود
ورازاد بد نام آن پهلوان
دلیر و سپهتاز و روشنروان
سپه بود شمشیرزن سی هزار
همه رزم جوی از در کارزار
@mehdi_jahandar
برای رهبر شهیدمان:
تو در همه جا ادامه داری، ای مرد!
در هر چه صدا ادامه داری، ای مرد!
تا روز ظهور منجی خلق جهان
در تک تک ما ادامه داری، ای مرد!
#بهجت_فروغی_مقدم
هدایت شده از ادبیات قم
#پویش_شعر_رهبر_شهید
سوگوار تو شدم اما به پا میایستم
یا علی میگویم و تا انتها میایستم
ای شمیم آیهی «ما عاهدوا الله علیه»
با تو در این راه، «لا حول و لا...»، میایستم
چشمهایت جانماز کشور ایران شدند
من شبیه چشمهایت به دعا میایستم
باید اکنون امتداد چشم تو معنا شود
تا مسیر سبز «القدس لنا» میایستم
رفتی اما عهد من با خندههایت زنده است
آه تا معنا شود «قالوا بلی» میایستم
#علی_گلی_حسین_آبادی
@adaqom
برای رهبر شهیدمان:
به پیش چشم جهان چشمه امید شدی
به آفتاب رسیدی و روسپید شدی
بدا به من که گرفتار خواهش خوبشم
خوشا به حال تو که عاقبت شهید شدی!
#بهجت_فروغی_مقدم
آن سر که بلند بود و سر را کشتند
سروی که نشد رام تبر را کشتند
دیروز برادران و خواهرها را
امروز در این خانه پدر را کشتند!
#بهجت_فروغی_مقدم
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چطور متضرعانه از خدا شهادت رو می خوان😭😭😭
برای رهبر شهیدم
نعمت گرفته شد، که لیاقت نداشتیم
ما بیگمان لیاقت نعمت نداشتیم!
#بهجت_فروغی_مقدم
اللّٰهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنا صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَغَيْبَةَ وَ لِيِّنا ، وَكَثْرَةَ عَدُوِّنا، وَقِلَّةَ عَدَدِنا، وَشِدَّةَ الْفِتَنِ بِنا، وَتَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَيْنا، فَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ ، وَأَعِنَّا عَلىٰ ذٰلِكَ بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ، وَبِضُرٍّ تَكْشِفُهُ، وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ.
هدایت شده از شعر هیأت
هرچند که رفتن تو غم داشت، عزیز!
در سینۀ تو عشق، حرم داشت عزیز
حیف از تو نبود، مثل ما میمردی؟
نام تو فقط «شهید» کم داشت عزیز
📝 #محمد_کاظمینیا
✅ @ShereHeyat
هدایت شده از خوبان پارسیگو
سخت است سرِ شب رمضان باشد و ناگاه
چون صبح شود، ماه محرّم شده باشد! 😭
#سیدهاعظم_حسینی
هدایت شده از شعر انقلاب
چرا؟
چرا شبیه «محمدرضا» فرار نکردی؟
حساب آنطرفت را پر از دلار نکردی
چرا زمان خطر ساک پول و سکه نبستی؟
به اسم عشق وطن ترک این دیار نکردی
چرا به سلسلۀ قاتلان جواب ندادی؟
به ننگ سازش، تاريخ را دچار نکردی
به شوق «انّ معی ربّی» از زمانه گذشتی
به غيرِ تكيه بر الطاف کردگار نکردی
تن نحیف خودت را به قتلگاه کشیدی
شدی شقایق خونین ولی فرار نکردی
فدای ایران کردی تمام جان خودت را
به نام ایران بر مردمت قمار نکردی
به اسم ایران آن سوی گودها ننشستی
فقط شعار ندادی، فقط هوار نکردی
چقدر زخم زبان از خودی و غیر شنیدی
ولی شکایت، از دست روزگار نکردی
چکار باید میکردی ای پرندۀ عاشق؟
برای عزّت ایران بگو چکار نکردی
✍🏻 #محمد_مرادی
🇮🇷 @Shere_Enghelab