eitaa logo
شعرهای بهجت فروغی مقدم
273 دنبال‌کننده
303 عکس
225 ویدیو
5 فایل
شعر
مشاهده در ایتا
دانلود
⏰لحظه‌ی تحویلِ سالِ ۱۴۰۵ هجری شمسی به وقتِ رسمی ایران ◽️ ساعت ۱۸ و ۱۵ دقیقه و ۵۹ ثانیه عصر روز جمعه ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ ؛ برابر با ۳۰ رمضان ۱۴۴۷ هجری قمری و 20 مارس 2026 میلادی است. 🐴 حیوان نماد سال ۱۴۰۵ اسب است. 🐎 اسب نماد عزم ؛ استقامت ؛ انرژی ؛ شور و نشاط و آزادی است. در فرهنگ ایران ؛ اسب نمادی از قدرت ؛ سرعت ؛ شجاعت و وفاداری است. 🪴اول فروردین ۱۴۰۵ مصادف است با عید نوروز
نه به ما نگاه کردی، نه به ما نوید دادی نه به خنده لب گشودی، نه پیام عید دادی نه نماز عیدمان را به امامت ایستادی نه حلول سال نو را خبری جدید دادی به تو‌عاجزانه گفتم : به کجا چنین شتابان؟ در روز را گشودی و به من کلید دادی تو نسیم صبح بودی و از این چمن که رفتی به تمام باغها شاخه گلی سپید دادی تو به هر سری که می خواست شبیه بید باشد گل من! نشان سروی که نمی‌خمید دادی #### وطن ای وطن! بمیرم، چقَدَر به خون نشستی وطن ای وطن! بمیرم، چقَدَر شهید دادی!
شعری که ساعاتی پیش در حرم امام رضا(ع)توسط جناب طاهری خوانده شد: . ▪️دلم گرفته و این حال، حال دلتنگی‌است هزار و چارصد و پنج، سال دلتنگی است ▪️چقدر جای تو خالی است ای نوید بهار بیا ببین که چه اندوهگین رسیده بهار ▪️تو رفته‌ای و من از زنده ماندنم خجلم کجا گذاشته‌ای رفته‌ای عزیز دلم؟ ▪️غمت رشیدترین داغ اهل این ایل است بیا پیام بده، وقت سال تحویل است ▪️بیا پیام بده، اسم سال را بگذار به قلب مردم امید ‌وصال را بگذار ▪️شکوفه ذوق ندارد، بهار بی رنگ است حرم برای سخنرانی تو دل تنگ است ▪️الا که بود دلت مرقد امام رضا (ع) به پیشواز شما آمده امام رضا (ع) ▪️چگونه بغض گلوگیر را مهار کنیم؟ نماز عیدِ بدون تو را چه کار کنیم؟ ▪️صدای نم نم باران، سکوت گریه‌ی ماست نماز عید قنوتش، قنوت گریه‌ی ماست ▪️کسی که زد به دلم مهر داغ را بکشم اگر به دست من افتد فراق را بکشم ▪️از این به بعد جهان باشد و تلاطم ما سفر بخیر، یگانه عزیز مردم ما ▪️قرار بود که ما جان نثار تو باشیم در آخرین نفس خود کنار تو باشیم ▪️پس از تو خشم شدیم و خروش و بیتابی سلام بر تو و بر کودکان مینابی ▪️سلام بر تو و بر هر شهید این میدان که خون تک تک شان شد امید این میدان ▪️به هم فشرده تر از هر زمان شده صف ما بلند شد علم انتقام در کف ما ▪️و تیر خشم خدا در کمان خون‌خواهی است آهای ملت ایران، زمان خون‌خواهی است ▪️در انتقام چنان برق خانمان سوزیم قسم به مشت گره کرده‌ات که پیروزیم ▪️قسم به مشت گره کرده‌ات خدا با ماست خدا بزرگتر از هیچ و پوچ آمریکاست ▪️خدا بزرگتر از ناوهای کوچک اوست خدا بزرگتر از های و هوی موشک اوست ▪️تو با شهادت خود، راه را نشان دادی یقین به وعده‌ی حق را تو یادمان دادی ▪️تو یادمان دادی روزهای روشن را میان این همه دشمن نترس بودن را ▪️تو یادمان دادی مزد صبر پیروزی است و مرگ چاره‌ی فرعون های امروزی است ▪️تو یادمان ‌دادی سوگ را حماسه کنیم در اوج جنگ نترسیم، استغاثه کنیم ▪️تو یادمان دادی در میان لجه‌ی خون نوشته‌اند من المجرمین منتقمون ▪️تو یادمان دادی دست برتر ایمان است کسی که فاتح این معرکه است ایران است ▪️بیا ببین که یتیمان تو چه ها کردند به عهد با تو در این معرکه وفا کردند ▪️درود خویش بر آن‌ها نثار می‌کردی چه ملتی که به آن افتخار می‌کردی ▪️اگرچه در دل ما داغ آتشینت هست هزار شکر که بعد از تو جانشینت هست ▪️چه نایبی که به نام و مرام خامنه‌ای است هنوز رهبر ایران امام خامنه‌ای است ▪️سلام مردم ایران، سلام! برخیزید برای بیعت با این امام برخیزید ▪️دل سیاه شیاطین به شور افتاده است امید دشمن از این انتخاب بر باد است ▪️بگو بگو که تو هم این شعار را بلدی «زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی» ▪️زمانه بر سر جنگ است و ما نمی‌ترسیم بگو که از احدی جز خدا نمی‌ترسیم ▪️که ما همیشه در آغوش یا علی مددیم به ذوالفقار قسم رسم جنگ را بلدیم ▪️قمار باز کجا و قمار بر این خاک حرام زاده نباشد حریف نطفه پاک ▪️سلام مردم همواره در مسیر خدا سلام ملت اصحاب سیدالهشدا ▪️شما چقدر بزرگید ملت ایران چو شیر قاتل گرگید ملت ایران ▪️زمان، زمانه‌ی نابودی شیاطین است بهای خون شهید عزیز ما این‌ است ▪️به شرط آن که بمانیم استوار و غیور نه نا امید و هراسان، امیدوار و صبور ▪️صبور بر سر پیمان‌ خویش با قرآن امیدوار به همراهی امام زمان (عج) ▪️که اوست آن‌که در این معرکه نشانش هست امام عصر حواسش به عاشقانش هست ▪️اگر که اوست جلودار پس تحمل کن به نام حضرت زهرا (س) به او توسل کن ▪️خزان غربت او را تمام باید کرد برای دیدن قائم قیام باید کرد ▪️ای آفتاب پس ابر، شب رسیده بیا بیا که جان جهانی به لب رسیده ، بیا ▪️بيا بيا که بدون تو سخت تنهاييم حجاب ديدن‌تان از قضا خود ماييم ▪️تو مرد معرکه‌ی انتظار می‌خواهی فقط نه عاشق بی‌تاب، یار می‌خواهی ▪️خوشابحال کسانی که روسپید شدند زمینه ساز ظهورت شده، شهید شدند ▪️بدون سر شده و سرفراز می‌گردند می‌آیی و شهدا با تو باز می‌گردند ▪️به خاک پاک قدومت رسید خامنه‌ای و با تو می‌رسد از ره شهید خامنه‌ای ✍ محمد رسولی 𐙚 ـ๓دکتر عارفه‌دهقانیـ𓎩کانال https://eitaa.com/joinchat/1713635529Cb558f1aa56
چه بهاری‌ست که آفت زده فروردینش و لجن می‌چکد از چارقد چرکینش چه بهاری‌ست که می‌آید و زهرابه‌ی مرگ دم به دم می‌چکد از داس شقایق چینش چه بهاری‌ست که جای گل و آواز و درخت خرمنی خرملخ انداخته در خورجینش چه بهاری ست که در دایره‌ای از کف و خون چون گلی یخ زده پر ریخته بلدرچینش ما که چون زاغچه‌ها سرخوش و خندان بودیم با زمستان و درختان بلور آجینش دست دهقان گنه کار، تبر باران باد! تا دگر بار اجابت نشود آمینش...
زن جوانی و باید دوان‌دوان بتوانی بیایی از وسط جنگ، خانه را بتکانی! دلت تکان نخورَد، بعد بمب خوردن اطراف لباس شیر بپوشی، زنی دلیر بمانی قوی شوی و خودت را چنان نشان دهی انگار نه رفته خانی از این خانه و نه آمده خانی! برای راهِ فرار از هزار و چارصد و جنگ به زور، عقربه‌ها را به سالِ نو بدوانی امیدوار جهان باشی و لبالب از آواز اگرچه زیر لبت با جهان، دهان‌به‌دهانی سپس به پنجره‌هایی که لک‌گرفته بچسبی که بچه‌هات نبینند از اضطراب، نشانی برای حفظِ روانِ نهالِ تازه‌جوانه میان غرشِ جنگنده‌ها ترانه بخوانی سریع دست بجنبانی و گذر کنی از خود کنار گاز، خودت را به پختگی برسانی و بنگری که شجاعت نیفتد از کت و کولت مدام پا شوی از جا که ترس را بنشانی اگر که شانه‌ات افتاده! موت کم‌شده! بد نیست طبیعی است اگر خسته‌ای، اگر نگرانی... عبور اگر کُند از پانویس تلویزیون‌ها هزار رود پر از خون، تو نیز در جریانی! که کیف بچه‌ی تو از تفنگ و اسلحه خالی‌ست که جان بچه مهم نیست پیش دشمن جانی! که ایستادگی‌ تو نشسته‌ گوشه‌ی تاریخ نمانده گرچه به بیداری زمانه، زمانی! که چیست نسبت کوهِ امید و این تن کوچک؟ چگونه جا شده دریا، درون قطره‌چکانی؟ زن جوانی و باید در انتهای زمستان ببیند آینه، مشغول خواندن اخوانی! زن جوانی و با این‌که آب برده جهان را میان خانه نخورده‌ست آب از آب تکانی...
بی‌لذّت ازین سال غم انگیز گذشتیم از عمر، ازین فرصت ناچیز، گذشتیم چون نور نحیف از دل تاریکی مطلق آهسته از این روزنهٔ ریز گذشتیم ماندیم و به همراه درختان کهنسال بی‌برگ و بر از وحشت پاییز گذشتیم از ترس، ازین صخرهٔ خونبار پریدیم از مرگ، ازین قاتل خونریز گذشتیم مثل پشه افتاده به دام شب مسموم از پنجره غلتان و‌ گلاویز گذشتیم ویرانهٔ فتحیم که چون صبح نشابور از خنجر غارتگر چنگیز گذشتیم بی‌هیچ‌تر از ما شبحی نیست در اینجا آنقدر که از سایهٔ خود نیز گذشتیم # هوشنگ_ ابتهاج
سلام بر همه‌ی عکس‌های قاب شده سلام من به شهیدان انتخاب شده سلام بر همه‌ی لاله‌های گلگونی که جانشان سپر راه انقلاب شده سلام گرم و صمیمانه‌ام به آن گل سرخ که بر مزار شهید وطن گلاب شده سلام بر همه ی چشم‌های شعله‌وری که برق غیرتشان حسرت شهاب شده چه خواستند مگر از خدایشان شب قدر؟ خوشا به حال دعاهای مستجاب شده!
هدایت شده از شعر انقلاب
درس عزّت هنگام عروج، بوی قرآن می‌داد درس شرف و عزّت و ایمان می‌داد آنقدر صلابتش عیان بود که مرگ در مشت گره‌کردهٔ او جان می‌داد ✍🏻 🏷 | رضوان‌الله‌علیه 🇮🇷 @Shere_Enghelab
هدایت شده از پَری‌وش @Hashemi23
بهار بی تو برایم عجب زمستانی‌ست هوای شهر دلم، کوچه کوچه بارانی‌ست ردیف عکس شهیدان، کنار شب‌بوها... میان موکب ما، قاب تو چراغانی‌ست به جای خانه‌ی فامیل و دوستان، امسال کنار عکس تو، در شهر عشق مهمانی‌ست تمام شهر ببین! قوم و خویش هم شده‌اند کنار سفره‌ی عیدی که رسم ایرانی‌ست حضور هر شب مردم میان میدان‌ها... حماسه در دل جمعیتِ خیابانی‌ست برای جشن گرفتن برای پیروزی صبور باش وطن، لحظه‌های پایانی‌ست تصویر: سفره‌ی هفت‌سین موکب محله‌ی ما که همسایه‌های عزیز زحمت برپایی آن را کشیدند. @A_Hashemii
هم ترور هم ترامپ تِر دارد هردو خاصیتی مضر دارد این تروریستِ زادهٔ تروریست قصد تِرهای مستمر دارد روح برجام را چرا جِر داد؟! چون که او تاجر است و جِر دارد دیده‌ای وقت رقص با شمشیر در کمر او چقدر قر دارد؟ هر زمان رفته پشت هر تریبون تا بخواهید، شِرّ و وِر دارد مطمئناً هزار رابطه با جنیفر یا کریستوفر دارد قافیه می‌شود عوض اما شعر ما باز هم اثَر دارد عده‌ای فکر می‌کنند هنوز چوب برجامشان ثمر دارد هرکه با او دم از مذاکره زد یعنی انگار مغز خر دارد سر او را به باد خواهد داد فتنه‌هایی که زیر سر دارد دو سه تا گاو مادهٔ پروار در امارات یا قطر دارد البته داخل سعودی نیز چند تا گاو گنده‌تر دارد چه کسی گفته ناقص‌العقل است؟! اصلاً او عقل هم مگر دارد؟! بیشتر از وبا و از کرونا او برای بشر ضرر دارد برو از مادر ترامپ بپرس جداً این بی‌پدر، پدر دارد؟! شعر ما را به ابتذال کشید کاش از این شعر دست بردارد
هدایت شده از خوبان پارسی‌گو
دم تکان دادن برای قلدر گیتی بس است ای سلبریتی! افاضات در ‌پیتی بس است نان ایران خوردن و رفتن در آغوش فرنگ بت شدن با این هنرهای ترانزیتی بس است هر دهاتی را فکل بستن به گردن در فرنگ در فلان دیت و فلان گیت و فلان سیتی بس است قله‌هایی ساختن در کسوت آتشفشان از قد کوتولهٔ مردان کبریتی بس است باد کردن تا به کی با پول، مشتی لات را؟ در چمن یا گیشه، کشت لوبیاچیتی بس است با ولع در آستین خویش پروردن به ناز مارهایی بدتر از صدام تکریتی بس است الغرض، با دکمه‌های بسته و ریش و عقیق ای مدیران! قهوه خوردن با سلبریتی بس است
هدایت شده از  راضیه مظفری
🌱 عاشقانه های جنگ... این روزها به هرچه گذشتم کبود بود هر سایه‌ای که دست تکان داد، دود بود این روزها ادامه‌ی نان و پنیر و چای اخبار منفجر شده‌ی صبح زود بود جز مرگ پشت مرگ خبرهای تازه نیست محبوب من چقدر جهان بی‌وجود بود! ما همچنان به سایه‌ای از عشق دلخوشیم عشقی که زخم و زندگی‌اش تاروپود بود پلکی زدیم و وقت خداحافظی رسید ساعت برای با تو نشستن حسود بود دنیا نخواست؟ یا من و تو کم گذاشتیم؟ با من بگو قرار من این‌ها نبود! بود؟! :: عبدالجبار کاکایی :: ╔═ 🎀💓═══°°°°°°══╗ @roozikenemidanam👈🏼 ╚══════ 🎀💓°°°°°═╝