eitaa logo
شعرهای بهجت فروغی مقدم
273 دنبال‌کننده
303 عکس
225 ویدیو
5 فایل
شعر
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید به هوای زنگ انشا مانده یا گوشه ای از کلاس، تنها مانده برخیز بگردیم همه مدرسه را با لنگه‌ی کفشی که از او جا مانده!
من بی تو چه خاک بر سر خانه کنم؟ بعد از تو چه با این دل دیوانه کنم؟ بر خاک مزار می کشم دست، مگر گیسوی تو را به دست خود شانه کنم!
از خنده تو عکس قشنگی مانده از من دل بی قرار و تنگی مانده در یاد کلاس از آخرین نقاشیت بر دست تو پرچم سه رنگی مانده!
25.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بالاخره شبکه ۳ به طور رسمی پرده از این راز عظیم برداشت
🚩 مبعوث ‌ ‌ این ابرهه را با همه‌ی باد و بُروتش کافی‌ست همین ملت مبعوث و قنوتش ‌ آتش به سراپرده‌ی ابلیس کشیده‌ست یک روز به فریادش و روزی به سکوتش ‌ زیر تبر معرکه له می‌شود آخر نمرود به همراه جلال و جبروتش ‌ فرعون در این بحر خروشان عددی نیست دیگر چه رسد سامری و شرط و شروطش... ‌ ‌ @mehdi_jahandar
صحنه را عمیق لمس می کنم و عقب می‌کشم ذره ذره تو را از دهان بادها دست دریاها و مشت دشت‌ها؛ تکه‌ تکه برمی‌گردی به تنت و می نشینم تا برسم به فیکون طیرا باذن الله بر سر همان کوهی که ابراهیم لیطمین قلبی می‌خواند...
دوست می‌دارمت، بگو از کی؟ از همان شب که لب رسید به مِی از همان روز لیلی‌ام بودی که سرت گرم بود با لِی‌لِی دست‌هایت شبیه دسته‌ی گل ساقِ پایت شبیه ساقه‌ی نِی ابروانت بلندیِ دَرَکه چشم‌هایت امام‌زاده‌ی رِی از لبت ایستاده رخ در رخ بوسه باید گرفت پی در پی من ندارم سواد چشم تو را چه کسی می‌برد به راز تو پِی؟ .
17.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️زنگ آخر شجره طیبه 🔹هدیه انیمیشنی عراقی‌ها به بچه‌های میناب اخبار لحظه‌ای و مهم را اینجا ببینید 👇 https://eitaa.com/joinchat/2573205578C49c80846b5 بزرگترین کانال اصفهانی ها👆
هدایت شده از سعید مبشر
غزل جدید از دور یک پرنده نمایان شد دیدم ولی صدای هواپیماست دیدم که هدیه نه، دو عدد موشک مابین بال‌های هواپیماست افتاد سقف مدرسه‌ای پایین دود از دهان پنجره بیرون زد با شعله‌ها قدم به قدم رفتم هر گوشه ردّ پای هواپیماست در آسمان فرشته‌ی غمگینی از ابرهای سوخته می‌پرسید این دیوِ بالدار دِلی دارد؟ احساس در کجای هواپیماست؟ اخبار را نخوانده و بی‌وقفه ماه از کنار حادثه می‌تابد گنجشک روی شاخه نمی‌خوابد گوشش به لای‌لای هواپیماست گفتی به هیچ حیله و ترفندی فرصت نمی‌دهد به پدافندی گفتی بلند می‌پرد اما نه رویایِ ما وَرای هواپیماست جنگنده‌ هیچ‌گاه نمی‌فهمد با مرگ هم درخت نخواهد مُرد می‌آورم پناه به آغوشت... در آسمان صدای هواپیماست @saeid_mobasher_71
هدایت شده از سعید مبشر
. گذشت صحنه‌ی بوسیدنت که از رویا نگاه شیفته‌ی دوربین عقب‌تر بود تو رفته بودی و ماه از پی‌‌ تو می‌آمد برای دیدن فردا... زمین عقب‌تر بود به روح آینه _جادو شدی_ اثر کردی گذشتی از دل آتش‌فشان، خطر کردی سوار بال کدام اژدها سفر کردی؟ که از تو افعی دیوارچین عقب‌تر بود و آن شب از تو چه گفتند رود و جنگل و کوه؟ که من به سوی تو می‌آمدم گروه‌گروه برای کشف جهان تو با تنی مجروح گذشتم از شب و میدان مین عقب‌تر بود پریده بود هزاران کبوتر از دهنم جلوتر از خود من می‌دوید آمدنم بغل گرفت تو را اشتیاق پیرهنم که دست‌های من از آستین عقب‌تر بود دلم به عشق تو بود آشنا، به غم نه هنوز گذشته بودم از آیینه‌، از عدم نه هنوز تو باورم شده بودی ولی خودم نه هنوز که شک من به جهان از یقین عقب‌تر بود صدا زدی که کجا می‌روی؟ به شب برگرد و بوسه‌بوسه همین راه را به لب برگرد من این طرف‌تر از اندیشه‌ام، عقب برگرد... و هر چه آمدم، آن سرزمین عقب‌تر بود... از کتاب مکاشفات یوحَنّا [در دست چاپ] @saeid_mobasher_71 .