eitaa logo
شعرهای بهجت فروغی مقدم
274 دنبال‌کننده
303 عکس
225 ویدیو
5 فایل
شعر
مشاهده در ایتا
دانلود
شعر،گلدان، پنجره،خودکار،کاغذ،ماه، شب باز دارد می‌رسد ای ماه من! از راه شب چشم می‌دوزم به در با هر ستاره تا سحر بی تو اما می‌رود از خانه با اکراه شب من اسیر شام یلدایی بلندم سالهاست ای که با تو می‌شود در چشم من کوتاه شب پیشترها بر سرم دست نوازش می کشید تازگی‌ سرد است وسرسنگین، نگاهش آه! شب... بارها بوسیده‌ام من دستهای صبح را بسکه چنگ انداخته در گیسوانم گاه شب چشم می‌دوزم به چشمت تا بسازد باز هم از دو چشمانت برای من زیارتگاه شب!
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بر سینه بکوبید که آن سایه‌ی سر، رفت! افسوس که از خانه غریبانه پدر رفت! آن ماه که می گفت غمش را به دل چاه آن شمع که سودای سحر داشت به سر رفت آن دست دعاگو که نزد جز به خدا رو آن دیده بیدارِ پر از در و گهر رفت آن شمع شب افروز که شد داغ جگرسوز آن مایه دلگرمی اصحاب هنر رفت لبخند به دنیا زد و با غسل شهادت خود پیشتر از آنکه زند مرگ به در رفت پرسیده ای از من: خبر تازه چه داری؟ دیگر چه خبر؟ سرخط دنیای خبر رفت! یادی‌است از او مانده و راهی‌است که باقیست از دل نرود، آری! از این دیده اگر رفت!
🚩 شیعیانی اینچنین شب‌به‌شب گرم مناجات علی‌موسی‌الرّضاست این ولایت در موالات علی‌موسی‌الرّضاست هرکه در حِصن رضا شد، در امان است از عذاب این روایت از روایات علی‌موسی‌الرّضاست صادق الوعد است هرکس وعده‌ی صادق دهد سوره‌ی فتح از فتوحات علی‌موسی‌الرّضاست حاج‌قاسم آنکه دشمن را به خشم آورده بود یک کرامت از کرامات علی‌موسی‌الرّضاست پرچمِ دست سلامی، همچنان در اهتزاز رایتی از جمله رایات علی‌موسی‌الرّضاست شور میدان‌داریِ عبدالرّحیم موسوی یک حکایت از حکایات علی‌موسی‌الرّضاست در سرانگشتان نصراللهیِ سیّدحسن یک اشارت از اشارات علی‌موسی‌الرّضاست چوب‌پَر در دست، حاجی‌زاده گرم خادمی‌ست تنگسیری انتظامات علی‌موسی‌الرّضاست! سیّدابراهیم در پایین پای حضرتش خیرِمقدم‌گوی سادات علی‌موسی‌الرّضاست شادمانی، باقری، حدّادِ عادل، پاک‌پور این شهادات از عنایات علی‌موسی‌الرّضاست سرخوشی را از فریدون‌های عباسی بپرس باده‌نوشی در خرابات علی‌موسی‌الرّضاست رهبرم سیّدعلی، آیینه در آیینه شوق رهبرم سیّدعلی، مات علی‌موسی‌الرّضاست مؤمنانی آنچنان و شیعیانی اینچنین مایه‌ی ناز و مباهات علی‌موسی‌الرّضاست ملت مبعوث دارد کربلایی می‌شود این وطن را شورِ میقات علی‌موسی‌الرّضاست @mehdi_jahandar https://ble.ir/mehdi_jahandar
هدایت شده از استادان دانشگاه اصفهان
روز معلم به یاد آن عزیزی هستیم که امروز جهانیان پای درس او دنیا را برای ظهور آماده می‌کنند ـــــــــــــــــــــــ کانال استادان دانشگاه اصفهان https://eitaa.com/joinchat/1082196198Cf8c63e812e
هدایت شده از | حامد طونی |
بنازم به بزم محبّت که آنجا گدایی به شاهی مقابل نشیند ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ @HamedTooni
گرچه دارد پیچ و خمهای زیادی گاه راه این دو‌ گام مانده را با من بیا ای ماه راه! گاه راه زندگی آنقدرها هموار نیست گاه باید ساخت حتی از میان چاه راه! ای که هر مویِ سر مژگان من بی‌تاب توست بی تو زندان منند این میله‌های راه راه من اگر بستم به رویم مثل سنگی راهِ آه دارد اما بر تو ای آیینه‌ام هر آه راه سایه‌سارت بر سر من تا ابد بادا بلند ای که همراه نگاهت می‌شود کوتاه راه این من و این آن رگ غیرت که خونش در من است بگذران از گردن من با نگاهی شاه‌راه!
که گفته است که چون روبهی حقیر بمیر؟ اگر قرارِ تو بر مردن است، شیر بمیر! نهنگ باش و بزن دل به عمق اقیانوس نه این که در دل یک برکه حقیر بمیر! حصار را بشکن، پاره کن رسن‌ها را بخوان ترانه آزادی و دلیر بمیر! حرامیانِ لب تنگه را به تنگ آور دلیر مثل دلیران تنگسیر بمیر! میان معرکه حمام خون به راه انداز امیر باش ، امیر ای دل و کبیر بمیر! شهادت است اگر مقصد تو بسم الله! وگرنه گوشه آسوده‌ای بگیر بمیر !
هدایت شده از سیده تکتم حسینی..
سوار چرمه‌ای از مِه رسیدی و صدا کردی.. مرا بیرون کشیدی از دل یخ‌ها و ها کردی مرا از بامدادِ بلخ بردی تا شبِ بغداد نشاندی روبرویت شهرزادِ قصه‌ها کردی هزار و یک شب از تنهایی‌ام گفتم برای تو برایم داستانی عاشقانه دست و پا کردی نشستی مو به مو رویا برایم بافتی از عشق مرا چل‌گیس خواندی، بینِ رویاها رها کردی شدی بودا و آوردی برایم نیروانا را منِ ویران‌تر از شَهمامِه را از نو بنا کردی دل رودابه‌ام را بردی از کابل به دنبالت سپس با پهلوانی‌های عشقت آشنا کردی خراسان تا عراق از هر طرف رفتم تو هم بودی به رویم هر زمان دروازه‌هایی تازه وا کردی گریزان بودم ای عشق از تو، مثل هیزم از آتش ولی آخر خودت را در دلم یک روز جا کردی.. @toktam_hosseynii
هدایت شده از سعید مبشر
. سلام دوستان عزیزم وقتش رسیده که کمی باهاتون حرف بزنم. درباره‌ی خودم و شعر. احتمالا عده‌ای از شما از قبل با شعرهام آشنا بودین و در جریان ایده‌ی من درباره‌ی شعر هستین. اما با آن دوستان دیگر که جدیدا با کارهام آشنا شدن حرف‌هایی دارم. اول اینکه لطفا لطفا چند کار از من رو بخونید و احتمالا متوجه میشید که نوآوری و تازه‌بودن شعر برای من چقدر امر حیاتیه. من همیشه سعی دارم جهان تازه‌ای رو مقابل چشم مخاطب قرار بدم. دوم اینکه من سال ۹۹ کتاب کوبه رو چاپ کردم که برگزیده‌ی جشنواره غزل قیصر امین‌پور و جشنواره حسین‌ منزوی شد. الانم یک کتاب در دست چاپه که اگه جنگ نمیشد بنا بود نمایشگاه کتاب عرضه بشه. با نام مکاشفات یوحنا. سوم اینکه دوست دارم در کنار خواندن شعرهام بعضا نکاتی رو اینجا بنویسم که فکر می‌کنم به درد سواد ادبی‌تون بخوره. شاعر عاشق اینه که کسی شعرشو به دیگران معرفی کنه. و بهترینش هم اینه که از سر علاقه‌ی خود فرد باشه. چی شیرین‌تر از اینکه گاه و بی‌گاه می‌شنوم دوستی شعرمو برای دیگران خونده؟ این کانال هم صرفا بهانه‌ و فضایی است که من بتونم شعرامو باهاتون به اشتراک بذارم. و نکته‌ی آخر. دوستان زیادی می‌خوان شعرشونو نقد کنم و نظر بدم. در این باره فکرهایی دارم از جمله برگزاری کارگاه شعر همان‌طور که قبلا چند دوره در تلگرام برگزار کردم. و اگر امکانش بود در یک بستر مجازی جلسه‌ی شعرخوانی هفتگی یا دوهفته‌‌یک‌بار برگزار کنیم. انسان به کلمه زنده است. سعید مبشر @saeid_mobasher_71 .
هدایت شده از 🚩 هی هات | جهاندار
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 خرقه‌ی زهد و جام مِی گرچه نه درخور همند این همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو
هدایت شده از شـعـــــرنـاب
پناه برده ام این روز ها به لاک درون چه کوچک است جهانم شبیه یک حلزون! چقدر عقربه را سمت بعد هل بدهم؟ مگر رها بشوم از جهنم اکنون تبارنامه ی من می رسد به دریا ها تمام عمر معلق در اضطراب و سکون چگونه زنده بمانم بدون رویش زخم ؟ دلم خوش است همانند بیدها به جنون حیات خانه ی من تنگی نفس دارد هوای مردگی از خاک می زند بیرون عجب شکنجه ی سرخی ست ارغوان بودن خزان نیامده افتاده ام به سرفه ی خون هزار مزرعه خشخاش هم که دود کنم نمی رهاندم از گیر ودار غم افیون ... ۲۳ اسفند۱۴۰۴