eitaa logo
بهترین مادر
48هزار دنبال‌کننده
7هزار عکس
4.5هزار ویدیو
167 فایل
🔹 تبلیغات ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر https://eitaayar.ir/anonymous/UD6t.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
سلاااام😊✋ صبحتون به شادی ☕️🌹 براے امروزتون☀️ آرزو کردم🙏 که خدای مهربون❤️ هدیہ دهد بہ شما🎁 طبقی ازشادے هاے😊 بی دلیل...🌹🍃 روزے آرام و ذهنی پاک...🌹🍃 صبحتون شاد و ایام به کام...🌹🍃 ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ 👶🏻 @behtarinmadar 👶🏻
‍ ‍ ‌‍ حریره_چهار_مغز یکسالگی این حریره برای کودکان و -کمخونی خیلی مفیده👌 نسبت مغزها برای تهیه پودر چهار مغز 🔻گردو 1 عدد 🔻فندق 2 عدد 🔻بادام 3 عدد 🔻پسته 4 عدد 👩‍🍳مواد لازم برای تهیه حریره: 🔅پودر چهار مغز: دوقاشق غذا خوری 🔅شیر: یک پیمانه 🔅شکر یا عسل پاستوریزه: یک قاشق مربا خوری 🔅خامه : یک قاشق مربا خوری ✅همه مواد را با هم مخلوط میکنیم  و در ظرف مناسبی رو حرارت میگذاریم و مرتب هم میزنیم تا سر نرود. آنقدر می جوشانیم تا به غلظت مناسب برسد. 📝نکته: اگر از عسل به جای شکر استفاده میکنیم باید بعد از سرد شدن اضافه کنیم. حرارت باعث از بین رفتن کیفیت عسل میشود. 👶🏻 @behtarinmadar 👶🏻
اتل متل یه بابا ببین چه مهربونه تموم اهل دنیا قدر اونو می دونه 🌷🌷 اتل متل یه مادر مثل ستاره روشن جاش توی قلب منه میون باغ و گلشن 👶🏻 @behtarinmadar 👶🏻
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فیلم کوتاه: از پدر به پسر (با موضوع الگوپذیری فرزندان) قال امیرالمومنین علی علیه السلام: 🔹‌‏إِنَّما قَلبُ الحَدَثِ كَالارضِ الخاليَةِ ما اُلقىَ فيها مِن شَىْ ءٍ قَبِلَتهُ 🔸دل کودکان و نوجوان مانند زمين آماده است كه هر بذرى در آن افشانده شود، مى پذيرد. 👶🏻 @behtarinmadar 👶🏻
بچه بی ادب یکی بود یکی نبود. در یکی از خانه‌های این شهر پسری بود به نام سیاوش. سیاوش پسری بی ادب و عصبانی بود. معمولا آدم‌های دور و اطراف او از برخوردهایش ناراحت و دلگیر می‌شدند، چون او سعی نمی‌کرد با هیچ کس مودب صحبت کند. سیاوش قصه‌ی ما هر وقت هر چی می‌خواست بدون اجازه برمی‌داشت و یا هر وقت کسی ازش کمک می‌خواست بدون توجه رد می‌شد و می‌رفت. اگر کسی را اذیت می‌کرد بدون توجه به احساسات طرف مقابل به او می‌خندید. بابا و مامان سیاوش سعی می‌کردند که کلمات جادویی یعنی لطفا، متشکرم و ببخشید را به او یاد دهند، ولی او نه تنها از این کلمات استفاده نمی‌کرد بلکه هر کسی را هم که از این کلمات استفاده می‌کرد، مسخره می‌کرد. بالاخره یک روز وقتی سیاوش داشت دم در خانه بازی می‌کرد یک پیرمرد رهگذری که داشت از جلوی خانه‌ی آن‌ها رد می‌شد آدرس خانه‌ای را از او پرسید. سیاوش با بداخلاقی گفت: پیر احمق نمی‌بینی دارم بازی می‌کنم؟ برو از یکی دیگه بپرس. پیرمرد بسیار خجالت کشید و گفت: باشه میرم، ولی اینو بدون که از این به بعد هر بار که حرف زشتی بزنی و یا بی ادبی بکنی صورتت زشت و زشت‌تر میشه. پیرمرد این را گفت و با لبخندی دور شد. در همان لحظه سیاوش پایش به پله گیر کرد و صورتش به دیوار کشیده شد و خراشی روی آن افتاد. فردای آن روز سیاوش به پارک رفت. بچه‌ها او را به خاطر بی ادبی و اخلاق زننده‌اش بازی نمی‌دادند پس سیاوش فقط به تماشای آن‌ها نشست. زمانی که بچه‌ها فوتبال بازی می‌کردند توپ با سرعت به سمت او آمد. او توپ را مهار کرد. یکی از پسر‌ها به سمت او آمده و از او خواست توپ را برایش پرت کند، ولی سیاوش با بی ادبی گفت: مگه کورید؟ اصلا توپو نمیدم. پسر بچه عصبانی شد و مشتی به صورت سیاوش زد و خراشی دیگر روی صورت سیاوش پدیدار شد. سیاوش به شدت احساس درد کرد و به خانه برگشت. مادر سیاوش در حالی که می‌خواست او را بغل کرده و ببوسد گفت: عزیزم چرا صورتت زخمی شده. ولی سیاوش با اخم و بی حوصلگی گفت: چیکار به صورت من داری؟ همان لحظه برادر کوچکش که در حال بازی بود به او برخورد کرد و صورت سیاوش به کابینت خورد. سیاوش برادرش را هل داد و به دستشویی رفت تا صورتش را با آب بشوید. وقتی جلوی آینه دستشویی ایستاد و صورتش را دید بسیار ناراحت شد. به همه‌ی اتفاقاتی که در آن دو روز و بعد از حرف پیرمرد افتاده بود فکر کرد و متوجه شد که هر بار کار بی ادبی می‌کند و با تندی با دیگران رفتار می‌کند صورتش زخمی و زشت می‌شود. زمانی که از دستشویی بیرون آمد پدرش را دید که از سر کار برگشته است. بابا از او پرسید: چرا صورتت اینجوری شده بچه؟ سیاوش با چشمانی پر از اشک گفت: بابا لطفا ولم کن. اما پدر با اصرار او را در آغوش گرفت و زخمش را بوسید. بعد از آن وقتی داشت از جلوی آینه می‌گذشت متوجه شد که زخمش کم رنگ شده است. او وقتی این اتفاق را دید و متوجه شد که اگر با ادب باشد و از کلماتی، چون لطفا، ببخشید و دیگر کلمات محبت آمیز استفاده کند، زخم‌هایش به سرعت خوب می‌شوند. او تصمیم گرفت بد اخلاقی را کنار گذاشته و از کلمات زشت استفاده نکند. از فردای آن روز سیاوش سعی کرد با خواهر و برادرش و دیگر بچه‌ها مودب برخورد کند. بچه‌های پارک بعد از دیدن رفتار درست سیاوش از او خواستند تا با آن‌ها فوتبال بازی کند. وقتی سیاوش داشت از پارک به خانه می‌آمد دوباره پیرمردی را که یک بار دیده بود دید. به سمت او رفت و با لبخند گفت: از شما ممنونم که مرا از اخلاق زشتم با خبر کردید. 👶🏻 @behtarinmadar 👶🏻
🔸 جوانه گندم🌾 🔸 هویج🥕 🔸 لبو🌰 🔸 انجیر🧆 🔸 اسفناج🌱 🔸کلم🥦 🔸 عرق گزنه🫙 🔸لیمو🍋 🔸زردآلو🥭 🔸 انار🍅💁 بهترین خوراکی های خونساز هستند. 👶🏻 @behtarinmadar 👶🏻
ایده نقاشی دفتر😍 👶🏻 @behtarinmadar 👶🏻
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
وقتی فکر میکنی بالاخره بچه رو خوابوندی و میذاریش زمین😐😂😂 👶🏻 @behtarinmadar 👶🏻
برای استقلال کودک، بگذارید او خودش مالک بدنش باشد. از کنار زدن مداوم موهایش، تکاندن خاک لباسش، بستن دگمه و مرتب کردن مداوم لباسش و بالا کشیدن شلوارش خودداری کنید. کودکان این وسواس بیش از حد را تجاوز به خلوت جسم خود تلقی می‌کند. 👶🏻 @behtarinmadar 👶🏻