eitaa logo
اطلاع رسانی فرهنگی حسینیه سردار جنگل
115 دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
2.9هزار ویدیو
51 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بزن باران ما رفت رفیق و بی ادعا رفت بزن باران که دلاور به سوی ذات بی مِثل رفت بزن باران ترور شد جهان در سوگ او از ناله پر شد بزن که از خونش تمامِ با ارزش و مانند دُر شد بزن باران که شد سیه پوش جوان و پیر این جا گشته مدهوش بزن باران که سرداری شده با خاکُ خون یارُ هم آغوش بزن باران که یار با که بوده عاشق و اهل به لطف پاکی ذکر و گوارایش شده شهد بزن که دنیا بی مرام است خوشی های زمانه بی دوام است بزن باران که با الهی ترامپ بی پدر کارش تمام است 🌹🏴🌹🏴🌹🏴🌹
🌹🕊🥀💐🥀🕊🌹 به ساعتم نگاه کردم، وقت بود. با خود گفتم، کاش در اینجا نبودم و می‌توانستم را بخوانم. انتظارم برای آمدن طولانی شد. گفتم که هیچ کار مهمی بالاتر از نیست، همین جا را می‌خوانم. تا تمام شود، او نخواهد آمد. به گوشه‌ای از رفتم و را که همراه داشتم به انداختم و مشغول شدم. در حال خواندن بودم که متوجه شدم وارد اتاق شده است. با خود گفتم چه کنم؟ را ادامه بدهم یا ؟ بالاخره گفتم، را ادامه می‌دهم، هر چه بخواهد همان خواهد شد. سرانجام را تمام کردم و در حالی که بر روی صندلی می‌نشستم از معذرت ‌خواهی کردم. پس از چند لحظه نگاه به من کرد و گفت: چه می‌کردی؟ گفتم: می‌کردم. گفت: بیشتر توضیح بده. گفتم: در دین ما بر این است که در ساعت‌های از باید با به بپردازیم و در این ساعات آن فرا رسیده بود، من هم از نبودن شما در استفاده کردم و این را انجام دادم. با توضیحات من سری تکان داد و گفت: همه این مطالبی که در تو آمده مثل این که راجع به همین کارهاست. این طور نیست؟ پاسخ دادم: آری همین‌طور است. او لبخندی زد. از نوع نگاهش پیدا بود که از و من به و فرهنگ و نباختنم در برابر جامعه آمریکا خوشش آمده است. با چهره‌ای خود نویس را از جیبش بیرون آورد و را کرد. سپس با حالتی از جا برخاست و دستش را به سوی من دراز کرد و گفت: به شما می‌گویم. شما قبول شدید. برای شما آرزوی دارم. من هم متقابلاً از او کردم. احترام گذاشتم و از خارج شدم. آن روز به اولین محل که رسیدم به پاس این بزرگی که به من کرده بود، دو رکعت خواندم . 🌹🕊🥀💐🥀🕊🌹
در این دنیا فقط ، ، ، به مردم ، در راه و باقی می ماند. تا می تونی به مردم کن . ، را خیلی زیاد کن . اگه شده بخور ولی ، را که چیزی نداره، کسی که است او را از نجات بده. تا می تونی خیلی خیلی عمیق درباره چیزی . همیشه باش. زود از کسی نشو از او بپرس که مثلا چرا اینکار را کردی و بعد درباره آن و بگیر . به قسم به فکر تو هستم ولی می گویم شاید من ، باید همیشه باشد . هرگز فکر نکند . همیشه فقط راه را بکند . چون جز این راه ، راه دیگری برای وجود ندارد . باید قول بدهی که همیشه با باشی . همیشه با باشی . همیشه به کمک کنی . به همه کنی . در پاک بودن شیوه است و راه خداست . اگه می خواهی همیشه خوشحال باشد باید به گوش کنی . هرچقدر می تونی بخون ، بخون ، بخون خوب . به کمک کن . کن خوب کن . همیشه از کمک بخواه . حتما بخون . را هرگز نکن . همیشه این کلمات بسیار و پر را بسپار : کسی که به احترام بگذارد ، یعنی طوری با آنها رفتار کند که آنها را نماید ، همیشه پیش عزیز بوده و در زندگی خواهد بود . هروقت می خونی برام کن .
آنکه برای که به ما شده ، باشد ، نفسش وحزنش است . 📚بحارالانوار جلد ۴۴ ، صفحه ۲۷۸
استاد شهیــد مطهــری: 🔹 یک وقت می‌گوییم علــــی(ع) را "که" کُشت و یک وقت می‌گوییم "چه" کُشت؟ اگر بگوییم علی را "که" کُشت؟!! البته عبد الرحمن ابن ملجم و اگر بگوییم علی را "چه" کُشت؟ باید بگوییم: جمود، خشک مغزی و خشکه مقدسی! 🔹 همینهایی که آمده بودند علی را بکشند، از سر شب تا صبح عبادت میکردند، واقعاً خیلی تأثرآور است ؛ علی به جهالت و نادانی اینها ترحم می‌کرد، تا آخر هم حقوق اینها را از بیت المال می‌داد. 🔹 ابن ابی الحدید می‌گوید، اگر می‌خواهید بفهمید که و چیست، به این نکته توجه کنید که اینها وقتی که قرار گذاشتند این کار را بکنند، مخصوصاً شب نوزدهم رمضان را انتخاب کردند و گفتند: ما می‌خواهیم خدا را بکنیم و چون می‌خواهیم امر خیری را انجام بدهیم، پس بهتر این است که این کار را در یکی از شبهای عزیز قرار بدهیم که اجر بیشتری ببریم.... 📚اسلام و نیازهای زمان، ج ۱، ص ۷۷ داستان