eitaa logo
مقاومت تا ظهور منجی
391 دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
1.6هزار ویدیو
29 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
﷽؛ ❤️ عباس دانشگر: ✅ درد را انسان بی‌هوش نمی‌کشد.. انسان خواب نمی‌فهمد، درد را.. انسان باهوش و بیـدار می‌فهمد.. راستی...! دردهایم کو؟ چرا من بیخیال شده‌ام؟! نکند بی‌هوشم؟! نکند خوابم؟! مثل آب خوردن چندین هزار را کشتند و ما فقط آن را مخابره کردیم.. قلب چند نفرمان به درد آمد؟! چند شب خواب از چشمانمان گریخت؟! آیا مست زندگی نیستیم؟! خدایا!تو هوشیارمان کن.. تو مرا بیـدار کن.. صدای العطش می‌شنوم، صدای حرم می‌آید، گوش عالم کر است.. خیام می‌سوزد امّا دلمان آتش نمی‌گیرد، مرضی بالاتر از این؟! چرا درمانی برایش جست‌وجو نمی‌کنیم؟! روحمان از بین رفته، سرگرم بازیچه دنیاییم.. الَّذِینَ هُمْ فِی خَوْضٍ یَلْعَبُونَ، ما هستیم.. مرده‌ام.. تو مرا دوباره حیات ببخش.. خوابم، تو بیدارم کن.. خدایا! به‌حرمت پای خسته‌ی رقیه (س)، به ‌حرمت نگاه خسته‌ی زینب (س)، به ‌حرمت چشمان نگران حضرت ولی‌عصر (ارواحنافداه)،به ما حرکت بده..
📋 پیامبر صلّی الله عليه وآله مدتی پس از آنكه به رسالت ونبوّت مبعوث شد، روزی ازشهر مكّه به‌سوی ابطح خارج شد ، در بين راه چوپاني بيابان نشين راديد كه‌مشغول چرانيدن گوسفندان خود ميباشد. آن چوپان در بين افراد منطقه از جهت ونيروی جسمی مشهور بـود. همين كه حضرت نزديک او رسیـد ، چوپان گفت آيا حاضری با من كشتی بگيری و زور آزمائی كنيم؟ پیامبر صلّی الله عليه و آله فرمودند: تو قدرت وتوان مسابقه با مرا نداری، چوپان عـرض کرد: قول می دهم اگر من برنده نشـدم يک گوسفند برای تو باشد. حضرت قبول کـردند و چون با يكديگر كشتی گرفتند پيامبر صلوات الله عليه ، چوپان را بر زمين زد و در مسابقه كشتی پیروز گرديد چوپان ازجای خود برخاست و گفت: آيا حاضـر هستید يك بار ديگر با هم كشتی بگيريم؟ پیامبر فرمود مطمئن باش كه تو برنده نمی‌شوی. چوپان با غـرور گفت: اگر شما برنده شدید، يک ديگر ازگوسفندان من برای تو باشد يک بار ديگر كشتی گـرفتند و چوپان تمام نيروی خود را به كار گرفت ولی در مقابل حضرت نتوانست هيچ‌كاری انجام دهد و پیامبر صلّی الله عليه و آله دوباره او را بر زمين زد. وقتی كه از جای برخاست عـرض کرد يا رسول الله تا حالا كسی نتوانسته بود مقابل قـدرت من دوام بياورد مگر شما، حق باشماست. چوپان شد. نبی خدا هم دو گوسفند رابه او بخشيد و رفت. مستدرک الوسائل ج ۱۴، ص۸۲