eitaa logo
بیداری ۱۱۰
102 دنبال‌کننده
14 عکس
21 ویدیو
1 فایل
برای ارتباط با ادمین، آقای علی مصباحی به این آیدی می‌توانید پیام دهید: @ali_mohebALI
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از بخوان و بیاندیش
💠 حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: ✅ کذب من ادّعی محبّتنا و لم یتبرّأ من عدوّنا. ⬅️ دروغ می‌گوید آن‌که مدعی ولایت و محبت ماست، ولی از دشمن ما بیزاری نمی‌جوید. 📚 السرائر (ابن ادریس حلّی): ج۳، ص۶۴۰ در روایات بیان شده است که: فتنه‌های آخرالزمان باطن پلید و ظاهرفریب‌ِ منافقان را آشکار می‌کند (1) و منافقان را رسوا می‌کند (2) اما ممکن است سؤال شود چگونه؟! پاسخ‌ها و مکانیزم‌های این رسوا شدن منافقان در فتنه‌های آخرالزمان متعدد است اما یکی از مهمترین‌هایش در این فرمایش امام صادق علیه السلام که در ابتدا ذکر شد آمده؛ یعنی چه، یعنی مثلاً وقتی کسی مانند کریمی، این چنین به علنی‌ترین شکل ممکن دشمنی خود را با اهل بیت علیهم السلام و شیعیانشان اظهار می‌کند؛ هر کسی که روزگاری، به شکل علنی از او حمایت کرده و نسبت به او اظهار محبت و ارادت کرده است، باید باز به همان شکل علنی از چنین دشمن آشکاری اظهار برائت کند! اگر سکوت کند، یا بدتر توجیه کند، یا خیلی بدتر باز حمایت کند به حکم فرمایش صریح امام صادق علیه السلام در ادعایش نسبت به محبت داشتن به اهل بیت کذاب است!! و این یکی از مهمترین مکانیزم‌های رسوا شدن منافقان در فتنه‌های آخرالزمان است!! 📚 منابع: (1) 💠 امام صادق علیه السلام: ✅ ...إنه تمتد أيام غيبته ليصرح الحق عن محضه و يصفو الإيمان من الكدر بارتداد كل من كانت طينته خبيثة من الشيعة... (کمال الدین (صدوق): ج۲، ص۳۵۲) (2)‌ 💠 رسول خدا صلوات الله علیه و آله: ✅ لا تكرهوا الفتنة فى آخر الزمان فإنها تبير المنافقين. (جامع الأحاديث (سیوطی): ج۱۶، ص۳۲۲) @justhadis110
هدایت شده از بخوان و بیاندیش
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا این پست کریمی که بر اساس فرمایش امام صادق علیه السلام از سگ نجس‌تر است، باعث رسوایی برخی از منافقان خواهد شد؟! این پست کریمی رو یکی از دوستانم در گروهی فرستاده بود و جالبش برام این بود که، با خود این موجود هیچ کاری نداشت! زیرش نوشته بود: "خاک بر سر علی دایی اگر نیاد از این شخص برائت بجوید" چرا؟ چون یه سرچ بکنید، می‌بینید گفته: من همیشه علی کریمی رو دوست داشتم. بعدش هم نوشته بود: "ایضا خاک بر سر فردوسی‌پور به وحید شمسایی واکنش نشون می‌داد برای علی کریمی لال شد! چقققققد از این فردوسی‌پور بدم اومده چققققد ازش متنفر شدم" البته قبلاً مستند و مستدل، دلایل بطلان و چرت بودن تک‌تک نقدهای فردوسی‌پور به وحید شمسایی رو در این پست، مفصل بیان کرده بودم. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: دروغ می‌گوید کسی که مدعی محبت و مودّت ما اهل بیت است، اما از دشمن ما برائت نمی‌جوید! همین شاه‌کلیدِ عدم برائت از دشمنان اهل بیت علیهم السلام و دشمنان شیعیان، یکی از مهمترین مکانیزم‌های رسوا شدنِ منافقان هست! به خصوص در آخرالزمان که فرمودند: فتنه‌ها را در آخرالزمان ناخوش نداشته باشید، چرا که نابود کننده‌ی منافقان است. یعنی هر کسی که زمانی علنی از کسی که دشمنی‌اش با اهل بیت علیهم السلام و شیعیانشان را علنی کرده و قبلا از چنین کسی حمایت کرده بوده و نسبت به او اظهار محبت و ارادت علنی کرده، اگر از او برائت نجوید، بنابر صریح آیات قرآن و فرمایش معصومین علیهم السلام، در ادعای محبتش نسبت به اهل بیت کذاب است! @bidari110
اصالت‌بخشی به رأی اکثریت در برابر حق؛ مغلطه‌ای با چماقی به نام «وفاق» طرح مسئله: جریان نفاق، در کنار زدن حق، تکیه‌گاهش برهان نیست؛ زیرا باطل علیه حق، برهان صادق ندارد و آنچه می‌ماند، مغلطه و تشکیک باطل است. و یکی از مهم‌ترین دستاویزهای این جریان برای کنار زدن حق، اغلب چیز دیگری است: رضایت و اجتماع اکثریت. یعنی اتفاق و وفاق اکثریت بر یک امر را — ولو مخالف حق باشد — عَلَم می‌کنند و با آن، دعوت‌کننده به حق را شماتت می‌کنند و تهمت تفرقه‌افکنی به آن‌ها می‌زنند؛ یعنی به رأی اکثریت اصالت می‌دهند، بی‌آنکه بپرسند: وجه تعلق این اجتماع چیست؟ بر چه محوری بسته‌اند؟ حق است یا هوا؟ این مقاله همین گزاره را با با آیات قرآن کریم، و احادیث اهل بیت علیهم السلام و گزارش‌های معتبر تاریخی به شکل مستند و مستدل تبیین می‌کند. ۱. حدیث روشنگر امام باقر (علیه‌السلام) منقول در کافی شریف:... ۲. سقیفه؛ آن‌گاه که «میل قوم» جایگزین «نص» می‌شود... ۳. پرسش امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) از برخی اصحابشان که در سقیفه لغزیدند...: ۴. سه جبهه در برابر تبیین‌گران حق... ۵. حکم صریح قرآن درباره‌ی «اکثر الناس»... ۵.۱. اکثر مردم نمی‌دانند...: ۵.۲. اکثر مردم ایمان نمی‌آورند...: ۵.۳. دانستن هست، ولی اقرار تسلیم در برابر حق نیست...: ۶. وفاقِ بی‌محور حق: چماق ظاهرِ فریب از این مبانی نتیجه می‌شود که در طول تاریخ، «وفاق» بارها چماقی بوده است که زیر شعار ظاهرِ فریبِ اتحاد، باطلی را بر جبهه‌ی حق تحمیل کند. وقتی جریان نفاق امر باطلی را می‌خواهد محقق کند و با تبیین برهانی علمای راستین روبه‌رو می‌شود — چون برای حقانیت باطل برهان ندارد — چماق «خواست اکثریت» و تهمت «اختلاف‌افکنی» را بلند می‌کند. اما به حکم عقل و نص قرآن، اجتماع برای مشروعیت، متعلق حق می‌خواهد و اتحاد به‌ذات اصالت ندارد. ﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا﴾ (آل‌عمران/۱۰۳). پیش از «لا تفرّقوا»، امر به اعتصام به حبل الله است. یعنی عدم تفرقه، بدون محور حق، نه مشروعیت می‌آورد و نه الزام شرعی و عقلی. رأی اکثریت، به‌تنهایی، ملاک حق و معقول بودن هیچ امری نیست. ۷. نتیجه‌ی کاربردی در عصر غیبت اگر اتحاد و وحدت کلمه از محور حق جدا شود، ابزار پیشبرد باطل در اجتماع می‌گردد. از همین‌رو، در منطق شیعی مبتنی بر نص و ولایت، وحدت باید حول محور مشروع ولایت تعریف شود — نه حول میل اکثرِ فاقد علم و ایمان. وگرنه همان الگویی تکرار می‌شود که امام باقر (علیه‌السلام) وصف کرد، عمر به‌صراحت به «نظر قوم» ارجاع داد، و امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) آن را به اجتماع بنی اسرائیل بر گوساله‌پرستی (آن هم بعد از آن همه اتمام حجت!) تشبیه فرمود. خلاصه در یک جمله: وفاق بدون متعلّق حق، حجّت نیست؛ و مخالفت با باطلی که بر آن اجتماع شده، تفرقه مذموم نیست — بلکه ادای میثاق امر به معروف و نهی از منکر و تبیین و اظهار و یاری حق است. (مگر در جایی که حق بزرگتری با این مخالف عملی یا زبانی قربانی شود!) حسن ختام به عنوان پایان‌بند، مطلب را با ذکر دو حدیث بسیار تأمّل‌برانگیز که تکلیف ما را در تقابل «راه حق» و «راه اکثریت» روشن می‌کند، به اتمام می‌رسانیم: رسول خدا حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله): ای عمّار! اگر دیدی علی (علیه‌السلام) به راهی می‌رود و همه مردم به راهی دیگر، تو با علی (علیه‌السلام) حرکت کن و همه مردم را رها کن. (کشف الغمة، اربلی: ج۱، ص۱۴۳) حضرت امام هادی (علیه‌السلام): اگر مردمان هر یک به وادى و راهى روند، من در وادى و راه آن مردى قدم مى‌گذارم که خداى یگانه را مخلصانه عبادت مى‌کند. (عدة الداعی، ابن فهد حلی: ج۱، ص۲۳۳) سخن پایانی: باید آگاه بود! هرگاه در برابر مطالبه‌ی برهان، به جای پاسخ استدلالی، «اجتماع مردم»، «خواست اکثریت»، «وفاق»، «جماعت»، یا «مخالفت با مردم» به عنوان دلیل مطرح شود، معیار حق از برهان به مقبولیت اجتماعی تنزل یافته است؛ و این همان الگویی است که قرآن و روایات نسبت به آن هشدار می‌دهند و جریان نفاق بارها در طول تاریخ از آن استفاده کرده، استفاده می‌کند، و استفاده خواهد کرد! متن کامل مقاله را می‌توانید از این لینک مشاهده فرمایید. ✍ علی مصباحی @bidari110