سلام و رحمت
مگر سایر ناهنجاریهای اجتماعی، مانند اعتیاد و مصرف مواد مخدر، سرقت مسلحانه، جرایم رانندگی، خشونت علیه زنان و کودکان و... را میتوان صرفاً با «کار فرهنگی» حل کرد؟
پس چگونه برخی مدعیان عقلانیت، در حالی که میپذیرند حجاب هم واجب شرعی و هم الزام قانونی است، قائل به نفی مطلق هرگونه اقدام سلبی در این مسئلهاند؟
مسئله عمیقتر این است:
آیا اساساً عدم تمکین انسان به قانون، شرع یا هر هنجار اجتماعی را میتوان صرفاً با فرهنگسازی، آگاهیبخشی، تبیین و اتمام حجت برطرف کرد؟
مگر آگاهی از ضرورت رعایت یک هنجار اجتماعی، یا علم به وجوب شرعی و الزام قانونی یک رفتار، با توجه به ساختار وجودی انسان، علت تامهی التزام او به آن رفتار است؟
اگر چنین بود، اساساً فلسفهی وجود قانون، ضمانت اجرا و مجازات در جوامع متمدن بشری چه بود؟
و اگر در حوزهی شرع نیز صرفِ آگاهی و اتمام حجت برای تحقق التزام کافی است، فلسفهی حدود، تعزیرات و سایر ضمانتهای اجرایی احکام چیست؟
مسئله این نیست که «کار فرهنگی» لازم است یا نه؛ که قطعاً لازم است.
مسئله این است که چرا باید «فرهنگسازی» را برابر «ضمانت اجرا» دانست؟
فرهنگ، میتواند زمینهی التزام را تقویت کند؛ اما در هیچ نظام عقلایی، اصل وجود قانون و ضمانت اجرای آن، متوقف بر این فرض نیست که همهی افراد صرفاً با اقناع فرهنگی، ملتزم خواهند شد.
✍ علی مصباحی
@bidari110
⛔️ تعطیل مطلق هرگونه اقدام سلبی در مسئلهی حجاب ۳ فاجعه بزرگ را پی دارد.
1⃣ تبدیل اتفاقات پراکنده به فرآیند و ساختار و فرهنگ و هنجار و عادت!
یعنی هنجارشکنیهای موردی تبدیل میشود به یک هنجار جدید و ساختارهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و حتی سیاسی مقتضی خود را ایجاد میکنند (یک قلمش کلوپهای شبانه!)
و در این صورت دیگه جمعکردنش منوط به یک مقاومت اجتماعی بسیار شدید است که ناگزیر از وقوع یک فتنهی بسیار بزرگ است (چرا که هنجار شکنان دیگر این را حق طبیعی و مسلم خود میدانند و به آن خو گرفتهاند و متناسب با آن ساختارهای اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و حتی سیاسی شکل گرفته است).
2⃣ از دست رفتن مهمترین هستهی مرکزی پایگاه اجتماعی نظام!
اصلیترین هواداران پای کار نظام، کسانی هستند که فقط و فقط چون گمانشان این است که این نظام دغدغهی دین و حق دارد پای آن هستند،
و نه با تحریم و فشار اقتصادی نه با جنگ و بمباران از حمایت همهجانبه از نظام دست نمیکشند، اما اگر احساس کنند (با این ترک مطلق هرگونه اقدام سلبی در برابر این حرام قطعی سیاسی و شرعی) نظام از این مهمترین فلسفهی وجودیاش یعنی اقامهی دین عقب نشسته، دچار یأس و سرخوردگی میشوند و...
3⃣ که از همه مهمتر است!
گرفتار شدن به خذلان الهی و سیلی تکوینی خداوند به کسانی که مانع و تارک نهی از منکر شدهاند.
هدف وسیله را توجیه نمیکنند و با حرام قطعی، نمیشود برای رضای خدا کاری کرد و نمیشود امر مسلم الهی را پیچاند و به آن دهنکجی کرد و از اثرات تکوینی ویرانگر آن که خذلان الهی است مصون ماند.
به قول مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام در خطبه قاصعه:
إِنَّ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يَلْعَنِ اَلْقَرْنَ اَلْمَاضِيَ بَيْنَ أَيْدِيكُمْ
إِلاَّ لِتَرْكِهِمُ اَلْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ
فَلَعَنَ اَللَّهُ اَلسُّفَهَاءَ لِرُكُوبِ اَلْمَعَاصِي
وَ اَلْحُلَمَاءَ لِتَرْكِ اَلتَّنَاهِي.
بهراستی که خدای سبحان، گذشتگانِ پیش روی شما را لعنت نکرد و از رحمت خود دور نساخت، مگر به جهت ترک امر به معروف و نهی از منکر.
پس خدا، سفیهان را به سبب ارتکاب معاصی،
و
حُلماء را ـ آنان که در رفتار شخصی اهل حلم و خویشتنداری بودند ـ به سبب ترک نهی از منکر، لعنت کرد و از رحمت خود دور ساخت.
✍ علی مصباحی
@bidari110
🔹 در زمانی که مهمترین عامل شکست دشمن به گواه خود تحلیلگران اسرائیلی و آمریکایی
و تصریح و تأکید رهبر معظّم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای حفظه الله،
حضور میدانی امت مبعوث است!
و باطل السحر آشوب خیابانی و آسیبپذیری درونی ایران که اگر رخ بده، پاشنه آشیل ایران در این جنگ خواهد بود؛
مشتی احمق یا خائن
تمرکز خود را بر تخریب این تجمعات به هر شکل ممکن کردهاند.
در مخالفتی علنی با امر صریح و مؤکد رهبر معظّم انقلاب
و حکم صریح عقل و شرع.
از لحظهی شروع جنگ فراگیر مجدد با دشمن خارجی که مقارن است با فعال شدن هستههای آشوبطلب داخلی و مرزی،
ملت مبعوث با تکتک این احمقها یا خائنین، خاصه آنها که صاحب تریبون هستند، کار جدی و اساسی دارند و خوشخدمتی این جماعت احمق یا خائن به دشمنان این سرزمین از حافظهی تاریخی امت مبعوث محو نخواهد شد!!!
و با توجه به شرایط بسیار حاد و خاص پیشرو
إنشاءالله حضور میدانی خود را در شبهای پیشِ رو بسیار مضاعف خواهیم کرد
با تمرکز بر وحدت حول محور اسلامیت و ایرانیت و ولایتمداری نسبت به رهبر معظّم انقلاب،
بدون تنشزایی ولی با تبیین و روشنگری شاخصههای جریان نفاق
و ذکر دلایل وجودی بودن این جنگ فراتر از مسئله جمهوری اسلامی، که بر سر بقای این ژئوپلوتیک تمدنی است
که بقایش مانع تحقق اهداف صیهونیسم جهانی و طرح اسرائیل بزرگ است...
✍ علی مصباحی
@bidari110
ما باید بفهمیم چقدر مهم هستیم!
فرانسیس فوکویاما، 18 سال قبل (در 23 آگوست 2008) مقالهای بسیار بنیادین در ادامهی بحث پایان تاریخ خود ارائه میکند
در آنجا تحلیل و از منظر خود تبیین و اثبات میکند که هیچ چالش اساسی و جدی برای لیبرال دموکراسی به سردمداری آمریکا در جهان وجود ندارد!
به جز یک تهدید! که بزرگترین تهدید هم هست!!
او بیان میدارد:
روسیه و چین اقتدارگرا هستند، اما ایدهای برای جایگزینی نظم لیبرالدموکراتیک ندارند و خودشان در اقتصاد جهانیِ موجود ادغام شدهاند؛ بنابراین چالششان متوجه ساختار بنیادی نظم جهانی نیست.
اقتدارگرایان پراکنده در جاهای دیگر، مثل آفریقا، ونزوئلا و... اساساً فاقد قدرت، انسجام و ایده لازم برای تبدیلشدن به یک بدیل جهانیاند.
اسلامگرایی افراطی سنی حتی در تصاحب و اداره یک دولت-ملت هم ناتوان است؛ بنابراین ظرفیت تبدیلشدن به یک بدیل منسجم در مقیاس نظام جهانی را ندارد و ایدهی لازم برای آن را نیز ندارد.
اما بعد یک جمله کاملاً صریح میآورد:
«Democracy's only real competitor in the realm of ideas today is radical Islamism.»
یعنی از میان تمام این جریانها، تنها بدیلی که فوکویاما آن را رقیب واقعی دموکراسی در سطح ایده میداند، اسلامگرایی افراطی است.
و بلافاصله برای نشاندادن مصداق دولتیِ این مهمترین تهدید برای نظم جهانی مبتنی بر لیبرال دموکراسی میگوید:
«one of the world's most dangerous nation-states today is Iran, run by extremist Shiite mullahs.»
ایرانِ تحت حکومت ملاهای شیعه افراطی، یکی از خطرناکترین دولت-ملتهای جهان و مهمترین مصداق آن اسلامگرایی افراطی است که معتقد است، ایدهای دارد که میتواند اصل نظم جهانی مبتنی بر لیبرال دموکراسی به سردمداری آمریکا را به چالش بکشد!
باید بفهمیم
تفکر شیعه!
به گواه عقل و منطق
و به اقرار فرانسیس فوکویاما
تنها و اصلیترین خطر برای مشروع جلوه کردن لیبرال دموکراسی به سردمداری آمریکا
و اصلیترین خطر دارای ایدهی منسجم قوی است که نظم نوین جهانی مبتنی بر لیبرال دموکراسی به سردمداری آمریکا را میتواند به چالش بکشد!
و باید بفهمیم
چرا بسیار فراتر از چین و روسیه و کره شمالی و هر معارض ظاهری دیگری برای بقای ابرقدرتی آمریکا، ما شیعیان دارای حکومت مبتنی بر مبانی تشیع، بزرگترین خطر برای مشروع جلوهکردن نظم ظالمانهی الحادی کنونی جهان، مبتنی بر لیبرال دموکراسی به سردمداری آمریکا و تحت نفوذ صهیونیسم جهانی هستیم!!
⛔️ باید متوجه باشیم، به اقرار فوکویاما (بزرگترین تئوریسین و استراتژیست لیبرال دموکراسی) اصل این نزاع جهانی که عصارهی تمدن غرب را در برابر جمهوری اسلامی قرار داده، صرفاً یک دعوای قدرت بر سر منافع منطقهای نیست!
بلکه یک درگیری تاریخی-تمدنی بر سر بقای مشروعیت لیبرال دموکراسی غرب به سردمداری آمریکا و تحت مدیریت صهیونیسم جهانی در برابر اندیشه معقول، منسجم و جامع اسلام اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین است...
✍ علی مصباحی
@bidari110