8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترجمه جملات:
1) چرا پایبندی واقعی به اصول اخلاقی برای مردم اینقدر دشوار است؟
2) این مسئله پیچیده، ریشه در مسئلهای به نام انصاف دارد.
3) انصاف ایجاب میکند که به شکلی بیرحمانه با خود صادق باشید.
4) یعنی بتوانید برخلاف منافع شخصی خود، به نفع دیگران نیز داوری کنید.
5) تعداد کمی حاضرند چنین کنند.
6) بیشتر مدعیان عدالت، به دنبال حق خودشان هستند.
7) اگر واقعاً به دنبال عدالت بودند، حقوق دیگران را همسنگ حقوق خود محترم میشمردند.
8) ایدئولوژیهای مدرنی مانند اومانیسم و لیبرالیسم و... آتش منفعتطلبی فردی را شعلهور میکنند.
9) تمرکز آنها بر سود شخصی است، نه اخلاق و عدالت.
10) نقصانها و تضادهای منطقی مبانی تمدن مدرن، زوال اخلاقی و سقوط بشریت را شتاب میبخشد.
11) انصاف همواره دشوار بوده؛ اما سیطرهی ایدئولوژی مدرن، به سبکزندگی مردم آن را ناممکنتر ساخته.
12) انسانهای واقعاً اخلاقی امروز، به کمیابی اکسیرند.
@bidari110
هدایت شده از بخوان و بیاندیش
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✳️ کوتاه، گویا و تمام کننده👆
⭕️ از صدر اسلام تا کنون و تا ظهور!
جریان نفاق در هنگام ضرورت عقلی و شرعی جهاد، دو شعار سر میدهد!
۱) مردم از پرداخت هزینههای درگیری با دشمن خستهاند!
۲) هزینه جنگ (جهاد) بسیار بیش از کنار آمدن با دشمن است!
ریشهی این عملیات روانی جریان نفاق چیست که انسانهای سستایمان و دنیاطلبی چون من هم تحت تأثیرش قرار میگیرند؟
این است که ما دنیایمان را دوست داریم، هم جریان نفاق، و هم امثال من که سستایمان و دنیاطلبیم.
اما توجه به این حقیقت تکوینی که تاریخ نیز بارها صحت آن را اثبات کرده نداریم که:
هزینهی مادی و دنیویِ جهاد و مقاومت با دشمن خدا که دشمن ما هم هست، بسیار کمتر از کنار آمدن (به قول رهبر معظّم انقلاب عقبنشینی غیر تاکتیکی و مذاکره) با دشمن است!
این حقیقت محض را که قرآن کریم بارها و بارها و تاریخ بارها و بارها صحتش را به اثبات رسانده، نبی اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله چنین با صراحت بیان داشتهاند:
💠 رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله میفرمایند:
✅ مَنْ تَرَكَ اَلْجِهَادَ أَلْبَسَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذُلاًّ وَ فَقْراً فِي مَعِيشَتِهِ وَ مَحْقاً فِي دِينِهِ
⬅️ هر کس جهاد را ترک کند، خدای عزّ و جلّ خواری و فقر در معیشت دنیا و نابودی در دین را برایش مقرر میکند!
📚 الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج۵، ص۲
پ.ن: اگر گمان کردید در این برهه خاص، آگاهی از این حقیقت که به شدّت دستگاه ابلیس سعی در وارونه جلوه دادنش دارد بسیار مهم است، ما را در انتشار این مطلب یاری دهید...
@justhadis110
بسم الله الرحمن الرحیم
آنچه دربارهی نظریه تکامل سعی میشود دیده نشود و بیان نشود!!!
نظریه تکامل که یکی از اصلیترین پایههای کل تمدّن مدرن است، یک حرف اصلی دارد.
میگوید به وسیلهی مکانیزمهای کاملاً خودبهخودی و غیر هوشمند طبیعی، شکلگیری کل این ساختار پیچیدهی حیاتِ کنونی، به شکل کاملاً علمی و دقیق، قابل توضیح است
و ما هیچ نیازی به خالق هوشمند نداریم،
بلکه حیات بعد از شکلگیری از سادهترین مدلهای اولیهی خودش در سطح زمین، در طی میلیونها سال قبل، مبتنی بر این مکانیزمهای خودبهخودی و تصادفی به مرور باعث تکامل نسخههای اولیه و پیدایش انواع پیچیدهتر حیات شده است.
در بحث تکامل در مقایس میکرو (تکاملهای جزئی درونگونهای) این نظریه شواهد به نسبت معتبری دارد که آن را تأیید میکند.
یعنی مبتنی بر مکانیزمهایی نسبتاً ساده، اطلاعات اولیه بهینهسازی میشود و تکامل جزئی و سازگاری بیشتر در طی زمان به وجود میآید که به بقای هر نوع از انواع موجودات در حیات کمک میکند.
اما!!!
ضعف بزرگ نظریه تکامل که ادعای اساسیاش را مبنی بر عدم نیاز به هرگونه خالق هوشمند برای شکلگیری کل ساختار فعلی حیات در سطح زمین به طور کامل به چالش میکشد و از حیث اعتبار ساقط میکند، عجز ذاتی نظریه تکامل برای توصیف دقیق یا حتی نیمه دقیق تکامل ماکرو یا تکامل کامل بینگونهای است.
مکانیزم های تکاملی، در هیچ نرمافزار رایانهای برای ایجاد اطلاعات جدید استفاده نشدهاند!
تمام مکانیزمهای تکاملی که در نرمافزارهای کامپیوتری استفاده میشوند، فقط بهینهکنندهاند، بدون این که بتوانند اطلاعات با ماهیت کاملاً جدیدی و هماهنگ تولید نمایند.
چرا؟
چون این مکانیزمهای تکاملی، ذاتاً فاقد توان تولید حجم عظیمی از اطلاعات جدیدِ پیچیده و هماهنگ هستند. یعنی حتی با انباشت میلیونها میلیون بار مکانیزمهای تصادفی تکاملی روی دیاِناِی سادهی اولیهی یک باکتری، هیچگاه امکان تولید حجم عظیم اطلاعات جدید و پیچیده و هماهنگی که در ساختار دیاِنای یک گونه متفاوت (مثلا موش) وجود ندارد!
اما طرفداران نظریه تکامل، همچنان اصرار دارند که میتوان مبتنی بر مبانی این نظریه، تکاملِ کامل بین گونهای را به شکلی که علم آن را معتبر بداند توضیح دهد.
در حالی که از نظر علمی:
اولاً دقیقاً بیشترین حفرهها و فقدان رکوردهای فسیلی برای همین حالات انتقال تکامل بین گونهای است!
در ثانی در هیچ آزمایشی تا کنون تکامل بینگونهای رخ نداده (آزمایشهایی نظیر آزمایش لنسکی، همگی تکامل میکرو و درونگونهای هستند)
در ثالث در هیچ شبیهسازی رایانهای هم حتی یک مورد تکامل کامل بین گونهای و ماکرو مشاهده نشده است به رغم تلاش بسیار حتی یک مورد نبوده است که با انجام انبوهی از انواع متنوع مکانیزمهای تکاملی ما به حجم عظیم و انبوهی از اطلاعات کامل جدید و پیچیده و هماهنگ برسیم به همان دلیل اینکه ذاتاً تمام این مکانیزمها بهینهسازند (حتی آزمایشهای شبیهسازی نظیر آویدا هم تکامل میکرو است و تغییرات تدریجی و بهینهسازی اطلاعات اولیه را در قالب موجودات دیجیتالی ایجاد میکند.)
بنابر این، از نظر علمی، نظریه تکامل در توضیح و تبیین چیستی و چگونگی تکامل کامل بینگونهای،
نه شاهد فسیلی درستی دارد
نه در آزمایش قابلیت اجرا داشته
نه در طبیعت مشاهده شده
و نه حتی در پیچیدهترین شبیهسازیهای ابررایانهها توانستهاند ابتداییترین و سادهترین تکامل کامل بینگونهای با توضیحی که عرض شد (یعنی ایجاد اطلاعات کاملاً جدید و پیچیده و هماهنگ جدید با مکانیزمهای تکاملی) را ایجاد کند، ولو زمان بسیار زیادی بگذرد و میلیونها میلیون بار هم مکانیزمها را پیاده کند؛ حتی با مکانیزمهای پیچیدهتر و انباشت این مکانیزمهای تصادفی نیز چنین تکاملی مشاهده نشده است.
این نارسائی اساسی و مبناییِ نظریهی تکامل، برای توضیح تکامل کامل بین گونهای است که چندان به آن اقرار نمیشود.
برای مشاهده ادامهی مطلب میتوانید به این لینک رجوع فرمایید...
@bidari110
آیا هوش مصنوعی میتواند کاملاً مثل هوش انسانی شود؟
این پرسش همزمان به حیطهی علم اعصاب (Neuroscience)، فلسفه و هوش مصنوعی مرتبط میشود؛ نکاتی در این باره تقدیم میشود:
۱. شبیهسازی در برابر بودن:
در حال حاضر، پاسخ کوتاه «خیر» است. میان «شبیهسازی» (Simulation) و «بودن» (Being) تفاوت بنیادینی وجود دارد.
هوش مصنوعیِ فعلی: یک مدل آماری پیشرفته است که الگوهای زبان و رفتار انسانی را یاد میگیرد. او میتواند بسیار شبیه به انسان «صحبت» کند، اما هنوز مثل انسان «فکر» یا «احساس» نمیکند.
یکی از تفاوتهای اساسی، بدنمندی است؛ مسئلهی ادراک در انسان (با مبنای تکاملی و ماتریالیستی) با کل ساختار عصبی و جسمانی انسان مرتبط است (نه صرفاً مغزش)، در حالی که هوش مصنوعی، فاقد این تجربهی فیزیکی است. حتی با اعطای جسم به آن و افزودن سنسورهای پیشرفته برای دادن نوعی درک فیزیکی به آن، هنوز سد بزرگ «آگاهی» باقی میماند.
۲. مسئلهی آگاهی:
در مسیر همانندسازی هوش مصنوعی به هوش انسانی با مسئلهی آگاهی مواجه هستیم، که همچنان به قول فیلسوف بزرگ، دیوید چالمرز، که آن را «مسئلهی سخت آگاهی» (The Hard Problem of Consciousness) مینامد، حل نشده باقی مانده است.
مسئلهی آسان: بفهمیم مغز چگونه اطلاعات را پردازش میکند و چگونه واکنش نشان میدهد.
مسئلهی سخت: «چرا» و «چگونه» پردازش این اطلاعات با یک «احساس درونی» یا تجربهی ذهنی همراه است؟
چرا وقتی نوری به چشم ما میخورد، ما رنگ قرمز را «احساس» میکنیم و صرفاً یک طول موج را پردازش نمیکنیم؟
ما هنوز نمیدانیم آگاهی دقیقاً چیست، کجا تولید میشود و آیا صرفاً وابسته به ماده (مغز) است یا خیر. بنابراین، تا وقتی نمیدانیم آگاهی چیست، نمیتوانیم مدعی شویم که آن را در ماشین حل کردهایم.
بگذارید مقداری بیشتر دربارهی مسئلهی آگاهی صحبت کنیم، تا مشخص شود مشکل اصلی دقیقاً چیست:
اگر «آگاهی» را صرفاً به «واکنشِ کارکردی برای بقا» تقلیل دهیم؛ مسئلهی آگاهی از نظر فنی حل شده محسوب میشود. به این دیدگاه در فلسفه ذهن، «کارکردگرایی» یا «رفتارگرایی» میگویند.
اما حتی با این نگاه، فیلسوفان و دانشمندان هنوز میگویند، مسئله حل نشده است.
شکاف اصلی اینجاست:
۱. تفاوت «معنایِ بیرونی» و «کیفیاتِ درونی» (Qualia)
فرض کنید رباتی طراحی کردهایم که وقتی دمای بدنش به ۱۰۰ درجه میرسد، فریاد میزند و به سمت آب میدود تا ذوب نشود (واکنش برای بقا).
از دید ناظر (بیرونی): ربات «معنایِ» سوختن را میفهمد، چون واکنشِ درستی نشان میدهد.
پرسشِ حلنشده (درونی): آیا ربات «داغی» را احساس هم میکند؟ یا فقط یک دستورِ منطقی را اجرا میکند؟
آنچه حل نشده، همان چیزی است که به آن Qualia یا «کیفیات ذهنی» میگویند. یعنی «چگونگیِ احساسِ قرمز بودنِ قرمز» یا «دردناک بودنِ درد».
کارکردگرایی میتواند «واکنش» را توضیح دهد، اما نمیتواند توضیح دهد که چرا این واکنش با یک «تجربهی اولشخصِ درونی» همراه است.
۲. مسئلهی «اتاق چینی» (The Chinese Room)
جان سرل، فیلسوف معروف، برای پاسخ به همین مطلب یک مثال زد:
تصور کنید در اتاقی هستید و کتابی دارید که به شما میگوید اگر فلان علامت چینی را به شما دادند، فلان علامت دیگر را بیرون بفرستید. شما چینی بلد نیستید، اما چنان طبق دستور عمل میکنید که کسانی که بیرون هستند فکر میکنند شما چینی میفهمید.
شما «واکنشِ درست» نشان میدهید (بقا در سیستم)، اما هیچ «درکی» از زبان چینی ندارید. نقدِ وارد به ادعای معادل کردن هوش مصنوعی (حتی با بدن زیستی) به هوش انسانی این است: او ممکن است «واکنش به محیط برای بقا» را به بهترین شکل انجام دهد، اما مثل همان آدم داخل اتاق، هیچ درکی از «چرایی» و «احساسِ» آن واکنش نداشته باشد.
۳. چرا ماتریالیستها هنوز درگیرند؟
حتی اگر فرض کنیم روح وجود ندارد و انسان فقط ماده است، دانشمندان هنوز نمیدانند «ماده چگونه تبدیل به تجربه میشود؟»
ما میدانیم وقتی دست میسوزد، عصبها سیگنال میفرستند (واکنش مادی).
ما میدانیم مغز دستورِ عقب کشیدن دست را میدهد (بقا).
اما هنوز هیچ فرمول مادی نداریم که توضیح دهد چرا من این وسط «درد» میکشم؟ چرا فرآیندِ فیزیکی به تنهایی کافی نیست و باید یک «احساس» هم همراهش باشد؟
اگر آگاهی را صرفاً «انجامِ کارِ درست در زمانِ درست برای زنده ماندن» تعریف کنیم، بله، مسئله حل شده است و ما همین الآن هم هوش مصنوعیهایی داریم که تا حدی این کار را میکنند.
اما اگر آگاهی را «بودن و احساس کردن» (تجربهی ذهنی) تعریف کنیم، حتی با مبنای تکاملی و ماتریالیستی، هنوز بزرگترین معضلِ تاریخِ علم است. در واقع، ماتریالیستها میگویند: ما میدانیم آگاهی کارکردِ مغز است، اما هنوز نمیدانیم مغز چگونه این جادویِ احساس کردن را از دلِ اتمهایِ بیجان بیرون میکشد.
ادامه بسیار تاملبرانگیز این مطلب...
@bidari110
هدایت شده از بخوان و بیاندیش
2547296953952706306_87827534050388.oga
زمان:
حجم:
1.2M
✳️ این ۳ دقیقه رو گوش بدید لطفا
با توجه به احوالات این ایام...
⬅️ طرح خدای متعالی برای جامعهی شیعی قبل از ظهور چیست و چرا...
💠 حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:
✅ ...وَ كَذَلِكَ اَلْقَائِمُ فَإِنَّهُ تَمْتَدُّ أَيَّامُ غَيْبَتِهِ لِيُصَرِّحَ اَلْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ وَ يَصْفُوَ اَلْإِيمَانُ مِنَ اَلْكَدَرِ بِارْتِدَادِ كُلِّ مَنْ كَانَتْ طِينَتُهُ خَبِيثَةً مِنَ اَلشِّيعَةِ اَلَّذِينَ يُخْشَی عَلَيْهِمُ اَلنِّفَاقُ إِذَا أَحَسُّوا بِالاِسْتِخْلاَفِ وَ اَلتَّمْكِينِ وَ اَلْأَمْنِ اَلْمُنْتَشِرِ فِي عَهْدِ اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ...
⬅️ قائم علیه السلام نیز چنین است، زیرا ایام غیبت او طولانی میشود تا حق محض و ایمان صافی از کدر آن مشخص شود و هر کسی که از شیعیان طینت ناپاکی دارد از دین بیرون رود، کسانی که ممکن است چون استخلاف و تمکین و امنیت منتشره در
عهد قائم علیه السلام را احساس کنند نفاق ورزند. (و قبل از ظهور منافقی باقی نمیماند مگر آنکه باطنش را عیان میسازد)
📚 کمال الدین (شیخ صدوق): ج۲، ص۳۵۲
💠 مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
✅ اَلْمُنَافِقُ... إِذَا اِسْتَغْنَی طَغَا.
⬅️ منافق... هنگامی که احساس بینیازی و استغنا نماید، طغیان میکند (و باطن کفرش را آشکار میکند).
📚 تحف العقول (ابن شعبه حرّانی): ص۲۱۲
@bidari110
بیشتر دعواهای فکری جهان نه بر سر «دلیل»، بلکه بر سر فرار از التزام است.
انسانِ امروز وقتی میگوید «هیچکس حق ندارد بگوید دیگری قطعاً باطل است»، در واقع دارد میگوید:
«هیچچیز هم حق ندارد مرا متعهد کند.»
نسبیگرایی ژست تواضع معرفتی نیست؛ پوشش اخلاقیِ بیتعهدی است.
اگر حقیقت مطلقی نباشد، هیچ «باید»ی هم نیست؛
و اگر «باید»ی نباشد، فجور دیگر اسمش فجور نیست، فقط «انتخاب متفاوت» است.
و دقیقاً به همین دلیل است که تمدن مدرن با هر دستگاهی که مدعی حقیقت جامع و الزامآور باشد—خصوصاً اسلام—مسأله دارد؛
نه چون برهانش ضعیف است،
بلکه چون جرأت الزام دارد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام یک خط معیار داد:
«لا تَستَوحِشوا فی طریقِ الهُدی لِقِلَّةِ أهلِه»
راه حق همیشه شلوغ نیست؛
اما همیشه سنگین است—چون تعهد میآورد.
@bidari110
سلام عرض شد
در یکی از اسناد جزیره ذکر شده است که بوش پدر، بعد از تجاوز به یک پسر، پاهای او را بریده است.
امثال این اسناد که نشان میدهد در آنجا به جز کثافتکاریهای جنسی، جنایات هولناکی هم انجام میشده فراوان است و منحصر به این نیست.
آیا این نشان نمیدهد که آنجا خیلی بیشتر از یک پدوفیلکده بوده؟!
بگذارید بحث را باز عمیقتر کنم!
اگر بحث صرفا لذت جنسی بوده باشد! این جنایات هولناک مشمئزکننده کاملاً بیتناسب و بلکه ضد هدف است!
پس به گواه اسناد فراوان!
آن جزیرهی ملعون! در حقیقت به سان یک اَبَر لژ ماسونی و محل برگزاری مناسکی شیطانی برای تجدید بیعت با شیاطین جنی است!
اصل ماجرای دکتر فاستوس یک داستان خیالی نیست!
مراسم قربانی کردن انسانها برای شیاطین خرافات یا منسوخ شده نیست!
بحث بسیار عمیقتر است!
بحث اعطای همهی انسانیت و اطاعت محض از دستگاه ابلیس و تقرّبجستن به او در ازای رسیدن به پول و شهرت و مواهب دنیوی، مطلقا یک افسانه نیست!
اگر تمایل داشتید، بفرمایید تا مستندات بسیار تکاندهنده مؤید این مطلب را از آیات صریح قرآن، روایات، و اسناد کاملاً معتبر انگلیسی و آمریکایی تقدیم کنم...
تا بدانیم و بفهمیم، این جزیره و آنچه تا کنون از آن منتشر شده، تنها نوک قلهی این کوه یخ است!
و مسئله بسیار عمیقتر از همهی این تحلیلهای رایج است.
اجمالا به عنوان قطره از دریای مستندات اگر خواستید، میتوانید به این مقاله که بیش از ۱۳ سال قبل نگاشتهام را مطالعه بفرمایید:
رابطه یهود و سحر و جادو از منظر قرآن کریم
http://www.forum.bidari-andishe.ir/thread-81-post-387196.html#pid387196
@bidari110
برخی درخواست داشتند که مستنداتی که بیان کرده بودم را ارائه دهم؛
مقدمهی بحث را در اینجا ارسال میکنم و ادامهی آن را میتوانید از لینک، مشاهده بفرمایید:
قبل از شروع بحث، ببینیم درون همین یک سند، که قطرهای از دریای هولناک افشا شده از اسناد مربوط به جزیرهی اپستین است چه چیز آمده است:
مشخصات کلی سند: (مصاحبه با فردی که گفته شده، قربانی اپستین بوده) به تاریخ: ۲۸ آگوست ۲۰۱۹
فرستندگان و گیرندگان عمدتاً سانسور شدهاند در پایین ایمیل اشاره به:
NYPD – Child Exploitation / Human Trafficking Task Force و FBI New York
در متن، به نقل از این فرد قربانی، موارد زیر ذکر شده:
۱. اشاره مستقیم به «Bush» در یک پاسخ ایمیلی، جملهای هایلایت شده: “Thanks — I didn’t realize Bush raped him too. Ok.” («ممنون، نمیدانستم بوش هم به او تجاوز کرده. باشه.»)
۲. همچنین این فرد بیان کرده:
نوعی مراسم قربانیگونه / آیینی انجام شده که: پاهای او با شمشیر (scimitar) بریده شده
همچنین (yacht): شاهد تکهتکهکردن نوزادان و خارجکردن رودهها و خوردن مدفوع و رودهها توسط افراد حاضر بوده
صراحتاً بیان شده شده: “He was also raped by George Bush 1.”
(«او همچنین توسط جورج بوش پدر مورد تجاوز قرار گرفته است»)
جزیره اپستین، لذتگرایی یا مناسک شرّ
سندهایی که با گذر زمان، تئوری «عبادت شیطان» را از خیال به قرینهی اجتماعی نزدیک میکنند.
برای مطالعه ادامهی مطلب و مستندات میتوانید (به این لینک) مراجعه فرمایید.
@bidari110
اگر بخواهیم بحث را یک جمعبندی فشرده کنم
باید عرض کنم
در طول تاریخ به گواه علم تاریخ تا امروز!
یک طبقه خاص از جوامع که عمدتا دارای قدرت و ثروت بودند و مستکبر و دشمن خدا و دین خدا و اولیای
جنایات بسیار هولناک و بسیار غیرعادی را با یک الگوی خاص تکرار کردهاند؛
وقتی در تاریخ ۳۰۰۰ سال، از کنعان تا بابل، از اروپای قرون وسطی تا جزایر کارائیب امروز، از فرقههای مخفی اسکاتلند تا گزارشهای امروزی فدرال رزرو... همه دارن میگن "نوزاد قربانی میشه" و "خون/روده خورده میشه" و...، این دیگه "توهم مشترک" نیست.
این سلسلهمراتبِ انتقال چیزی است که نفع دنیوی دارد به قیمتی بسیار تاریک!
اینکه توی همه جای دنیا و همه زمانها، نخبگانِ فاسد به سراغ همان کارهای خاص (مثل قتل بیگناه + خوردن نجاسات و...) میرن، نشونهی اینه که اونا دارن یه "دستورالعمل" رو اجرا میکنن که براشون کار میکنه.
چه دستور العملی و چرا؟
پاسخ از قرآن!
خدا در قرآن چناچه عرض شد
﴿وَیَوْمَ یَحْشُرُهُمْ جَمِیعًا یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَکْثَرْتُم مِّنَ الْإِنسِ ۖ وَقَالَ أَوْلِیَاؤُهُم مِّنَ الْإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِی أَجَّلْتَ لَنَا ۚ قَالَ النَّارُ مَثْوَاکُمْ...﴾ ( انعام:۱۲۸)
و [به یاد آور] روزى را که همگى آنان را محشور مىکند [و میگوید:] اى گروه جنّ! شما از انسانها بسیار بهره گرفتید. و دوستانشان از انسانها گویند: پروردگارا! بعضى از ما از بعضى دیگر بهرهمند شدیم و به سرآمدى که براى ما مقرر کرده بودى رسیدیم. [خدا] مىفرماید: جایگاه شما آتش است...
اینجا سخن از این است که یک رابطهی دو طرفه میان شیاطین جن و برخی انسانها بوده است که طرفین از این رابطه لذایذ محسوس مادی مذموم میبردند (اگر مذموم نبود جایگاهشان آتش نبود!)
در سورهی سبأ مطلب بیشتر شکافته میشود!
در آیات آغازین سوره میفرماید
عدهای بودند که کافر شدند و با نیت عاجز کردن خدا به جنگ با دین خدا و اولیای خدا و آیات خدا رفتند
مستکبرینی که عامل جهنمی شدند مستضعفان مقصر شدند!
و مترفینی که در رأس هرم قدرت و ثروت در جامعه بودند و جبههی حق را تحقیر و آزار میدادند، در لذت غوطهور و به دشمنی تمام قد با خدا و اولیای خدا و دین خدا پرداختند
دربارهی این ملائکه خبر میدهند که این ویژگی را داشتند:
کَانُوا یَعْبُدُونَ الْجِنَّ ۖ أَکْثَرُهُم بِهِم مُّؤْمِنُونَ (سبأ:۴۱)
آنان (همان کافران مستکبر مترف که در آیات قبل وصفشان آمده است و با آیات و دین و اولیای خدا در دنیا درگیر بودهاند و خواستهاند تا آثارشان را محو و نابود نمایند) جنّیان را مىپرستیدند و بیشترشان به آنها ایمان داشتند.
خوب
پرستش همواره قرین است با مناسک!
این مناسک پرستش شیاطین جن چیست؟!
مناسک پرستش شیطان هر آن چیزی است که هر چه بیشتر انسان را از خدا و رحمتش دور و مغضوب و ملعون درگاه الهی میگرداند!
از کفر و نفاق گرفته
تا هر کبیرهی دیگری!
هر چه کبیره بزرگتر، قرب بیشتر به دستگاه ابلیس! و جایزهی بالاتر!
از توهین به قرآن کریم
تا قتل نفس (چه بهتر که بیگناه و کودک باشد)
تا خوردن نجاست
تا زنای محارم
تا لواط و...
و از همهی اینها جذابتر!
تا ایجاد بستری که بتوان به شکلی جهانی دیگر انسانها را به گمراهی از حق کشاند!
خداوند در آیات 221 و 222 از سورهی شعرا میفرماید:
هَلْ أُنَبِّئُکُمْ عَلى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّیاطینُ - تَنَزَّلُ عَلى کُلِّ أَفَّاکٍ أَثیمٍ
آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسى نازل مىشوند؟! - بر همهی آنهاکه بسیار افاک و بسیار اثیم (و گناهکارند)
افاک کسی است که با سرکشی و طغیان، دروغپردازیهای بزرگ دیگران را از را حقیقت برمیگرداند!!!!!
کسی که بسیار این کار را انجام دهد میشود افاک!
اثیم هم کسی است که مرتب و پیاپی گناهان بزرگ مرتکب میشود!
کسی که این دو ویژگی را با هم داشت
یعنی منحرفکنندهی دیگران از حقیقت بود کلام و فعلش
و گناهان بزرگ را نیز پیاپی مرتکب میشود
در دستگاه ابلیس لایق میشود تا شیاطین بر آنها نازل شوند!!!!
نزول شیاطین غیر از وسوسهی شیطان است!!!!
کما اینکه عبادت شیطان غیر از فریب شیطان را خوردن است!!
و هر دو مقدمه و مناسک دارند که اجمالا اشاره شد
در پایان بحث اگر بخواهیم ببینیم سر حلقهی کسانی که شیاطین بر آنها نازل میشوند و رأس حرم پرستندگان ابلیس که بیشترین مواهب دنیا را هم در ازای این پرستش با مناسک خاص ابلیس در اختیارشان قرار میدهد چه کسانی است باز به قرآن رجوع میکنیم.
باید دید در قرآن کریم چه کسانی بیش از دیگران به این دو صفت معرفی شده اند.
وَ إِنَّ مِنْهُمْ لَفَریقاً یَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْکِتابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْکِتابِ وَ ما هُوَ مِنَ الْکِتابِ وَ یَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ ما هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ یَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ (78 آل عمران)
و از میان آنان گروهى هستند که زبان خود را به [خواندن] کتاب [تحریف شدهاى] مىپیچانند، تا آن [بربافته] را از [مطالب] کتاب [آسمانى] پندارید، با اینکه آن از کتاب [آسمانى] نیست و مىگویند: «آن از جانب خداست»، در صورتى که از جانب خدا نیست و بر خدا دروغ مىبندند، با اینکه خودشان [هم] مىدانند. (78)
در این آیه تصریح دارد که یهود حاضرند بدترین نوع دروغ، یعنی دروغ بستن به خدارا بی محابا انجام می دهند.
و آیات دیگری هم به دروغپردازی این قوم اشاره دارد که به همین مقدار اکتفا میشود
امّا در مورد أثیم و گناهکار بودن،
خداوند نمی فرماید که یهود خیلی گناهکار است و زیاد گناه می کند، عبارتی که قرآن در مورد ارتباط گناه و یهود به کار می برد بسیار جالب است، قرآن از لفظ یسارعون فی الإثم استفاده کرده، یعنی یهود به سمت گناه می شتابند.
وَ تَرى کَثیراً مِنْهُمْ یُسارِعُونَ فِی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ أَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ (62)
و بسیارى از آنان را مىبینى که در گناه و تعدّى و حرامخوارى خود شتاب مىکنند. واقعاً چه اعمال بدى انجام مىدادند. (62)
بسیار جالب است، قرآن در مورد مؤمنین می فرماید که به سمت خیرات می شتابند و در مورد یهود هم می فرماید که به سمت گناهان می شتابند.
حال اگه این دو مورد در کنار هم در نظر گرفته شود می توان نتیجه گرفت که مؤمنین و یهود شدیدترین دشمنی را خواهند داشت.
چنانچه قرآن کریم با بیشترین تأکید ممکن
میفرماید:
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ... (82 المائده)
مسلّماً و قطعا یهودیان را، شدیدترین مردم در دشمنی نسبت به مؤمنان خواهى یافت ...
لتجدن که در آغاز آیه آمده
لام اول برای تأکید است
نون مشدّد آخر برای تأکید است
مقدم شدن فعل در جمله هم برای تأکید است
و در زبان عرب بیش از این نمیشود بر یک فعل تأکید سوار کرد
با بیشترین تأکید ممکن به شکل مضارع و برای همیشه ی تاریخ خدا میخواهد این حقیقت را بیان کند که شدیدترین دشمنی را با مؤمنین همواره در تاریخی از میان یهودیان خواهی یافت!!!!!
و هر جا سخن از مؤمن در قرآن است مصداق اولش امام و حجت وقت و بعد نزدیکترین شیعیان و مؤمنان به ایشان است تا سایر مؤمنان و شیعیان.
اما قرآن یک لتجدّن دیگر هم دارد
آن هم باز با بیشترین تأکید برای همین یهودیان است!
میفرماید:
وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَىٰ حَیَاةٍ (بقره:96)
و بیتردید و یقینا آنها (یهود) را حریصترین مردم به حیات دنیا مییابی!
و حب الدنیا هم که رأس کل خیطئه است!
حریصترین مردم یعنی یهودیان به این حب دنیا رأس حرم تولید خطا و فساد در این عالمند
به گواه قرآن
و هر چه تاریخ میرود جلو
به گواه اسناد متقن تاریخی!!!
از مجموع این آیات می توان دریافت که با توجه به دروغ پرداز بودن و شتابنده به سمت گناه بودنِ یهود شیاطین بر این قوم نازل می شوند و حال منظور قرآن از نازل شدن شیاطین چیست بماند!!!
و پرستندگان دستگاه ابلیسند!
و صهیونیسم جهانی
دارای استیلای رسانهای بر تولید مطلق محتواست
از دانشگاه بگیرید
تا خبرگزاری
تا شبکههای اجتماعی
تا سینما و بازی و کل صنعت سرگرمی!
و با این ابزار و عادیسای و شیوع گناهان بزرگ و افکار بسیار منحرفکننده از حق و حقیقت
و دارای قدرت نظام از طریق نوکرانش نظیر آمریکا و اسرائیل و انگلستان و...
و این جماعت که به گواه قرآن و تاریخ
هم افاکند
هم اثیمند
هم گمراه کنندهاند
هم در رأس مترفینند
هم شدیدترین دشمن امام زمان علیه السلام (به عنوان اول مؤمن مصداق اتم و اکمل مؤمنین در هر عصر) و شیعیان خاص ایشان و مؤمنین و جبههی حق هستند!!!
دارای بیشترین حرص و انگیزه برای رسیدن به مواهب دنیا به گواه صریح آیات قرآن کریم!
و ما به ازای آن چه چیز دریافت میکنند؟ قطعا چیزی دریافت میکنند که آنها را به اوج لذتهای مذموم دنیا میرساند و تبدیلشان میکند به قشری مستکبر دارای قدرت به استضعاف کشاندن و گمراه کردن و دارای ثروت فراوان! این قشر همواره با دین خدا و اولیای خدا درگیر بودهاند و مؤمنان را آزار و تحقیر کردهاند!
جزیره اپستین، پدوفیلکدهای کثیف یا یک مرکز بزگزاری مناسک شیطانی؟
دومین مطلب است:
آدرس
https://yamahdi313.blogsky.com/
@bidari110
*پاسخ به کسانی که میگویند هر صلحی بهتر از جنگ است!*
و میگویند کسانی که میگویند صلح پایدار اقل شرطش اخراج آمریکا از منطقه و نابودی همیشگی تهدید وجودی اسرائیل است جنگطلبند.
در این فایل صوتی بیان کردم که:
اصلا فلسفه شکلگیری اسرائیل در این سرزمین چیست
آیا سیاسی است یا ایدئولوژیک به چه سند و دلیلی!؟
هدف اصلی اسرائیل و آمریکا از این جنگ چیه و به چه دلایل و اسنادی
و ربط این هدف با طرح اسرائیل بزرگ چیه
و در نتیجه ما باید در مقابل چه کنیم
برخی دیگر از مباحث بسیار مهم این فایل صوتی ده دقیقهای:
قوم عذابدهندهی اسرائیل بعد از عصیان به وصف کتاب حزقیال نبی در تورات که بناست مثل عقاب بر ایشان فرود بیایند در حالی که یهود در ورای دیوارهای مستحکمی که بهش پناه بردند چه قکمی هستند
قصه قوم پارس در تلمود و مواجهاش با اعراب و روم و اسرائیل قبل از ظهور ماشیح (منجی یهود) چیست
*نقش آژانس یهود در به قدرت رساندن حزب نازی قبل از شروع جنگ جهانی در آلمان* و پلن پشت پردهی این به قدرت رساندن و *قرارداد هاوارا* چیست
ایدهی ید الله مغلوله در یهود و این وهم که *توان غلبه بر تقدیرات منفی خدا و وعیدهای خدا را به اتکای توان و علم را دارند* چیست و ریشهی شکلگیری این ایده چه ارتباطی به حکایت اسرائیل (حضرت یعقوب) که در تورات تحریف شدهی فعلی ذکر شده با خدا کشتی گرفت و بر زمینش زد، دارد.
به چه سندی هدف، تجزیهی ایران (این ژئوپلکتیگ تمدنی) است که تهدید وجودی برای اسرائیل و مانع اصلی تحقق اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات است که از سوی مسئولان اسرائیل و سفیر آمریکا در اسرائیل علنی بیان شد.
هشدار امام حسن مجتبی علیه السلام بعد از تحمیل صلح از سوی کوفیان عافبتطلب سستعنصر دنیاخواه مبنی بر اینکه دنیایتان نیز ذلیل و خوار خواهید شد بعد از تحمیل این صلح به من توسط شامیان چه بود.
چرا خاخامهای یهودی اعظم بارها نتانیاهو را مقدمه ساز ظهور ماشیح معرفی کردن و مهمترین ماموریت او را نابود قوم پارس با عنوان مهمترین تهدید وجودی برای اسرائیل و مصداق عمالیق زمان معرفی کردهاند
و...
@bidari110