eitaa logo
بیداری ۱۱۰
102 دنبال‌کننده
14 عکس
21 ویدیو
1 فایل
برای ارتباط با ادمین، آقای علی مصباحی به این آیدی می‌توانید پیام دهید: @ali_mohebALI
مشاهده در ایتا
دانلود
پیوست پایانی: ما در این متن، سعی کردیم «عقبه‌ی تئوریکِ دشمن» (قانون سوفا) را به «کفِ خیابان» (غیرتِ آن مرد خدماتی) متصل کنیم. این یعنی بستنِ راهِ تنفسِ دشمن در میدانِ «جنگِ شناختی». ای‌کاش رسانه‌های ما به جای کلی‌گویی، همین «فکت‌هایِ حقوقی و عینی» را که ما استخراج کردیم، برای مردم تبیین می‌کردند تا همگان بدانند که پشتِ لبخندِ دیپلماتیکِ آمریکا، چه «سوفا»یِ خونین و کثیفی نهفته است. واکنشِ آن مرد با شرف خدماتی («پس می‌جنگیم») برای ما نشانه‌ای از این است که «فطرتِ مردم» بیدار است و فقط نیاز به «تبیینِ صادقانه و دقیق» دارد. @bidari110
هدایت شده از ثقلین و دیگر هیچ...
1_26499653618.pdf
حجم: 4.1M
💠 مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام: ✅ ....«فَأَشُدُّ خَلْقِ رَبِّكَ الْهَمُّ.» ⬅️ عامر شعبی نقل کرد که «ابن‌کواء» از امیرالمؤمنین علیه السلام پرسید: «ای امیر مؤمنان! کدام‌یک از آفریدگان خدا سخت‌تر و شدیدتر است؟»‌ حضرت فرمود: «سخت‌ترین و شدیدترین آفریدگان خدا ده چیزند: ۱. کوه‌‌های استوار (که نماد ثبات و صلابت‌اند)؛ ۲. و آهن که کوه‌ها را با آن می‌تراشند (آهن بر کوه چیره می‌شود)؛ ۳. و آتش که آهن را ذوب می‌کند و می‌خورد؛ ۴. و آب که آتش را خاموش می‌سازد؛ ۵. و ابرهایِ رام‌شده میان آسمان و زمین که آب را با خود حمل می‌کنند؛ ۶. و باد که ابرها را جابه‌جا می‌کند و مسلط بر آن‌هاست؛ ۷. و انسان که بر باد غالب می‌شود؛ با توانش آن را مهار می‌کند و برای نیاز خویش از آن بهره می‌برد؛ ۸. و مستی که بر (عقل و اراده‌ی) انسان چیره می‌شود؛ ۹. و خواب که بر مستی غلبه می‌کند؛ ۱۰. و همّ که بر خواب چیره می‌شود؛ پس سخت‌ترین و شدیدترین آفریده‌ی پروردگارت، همّ (یعنی: دلهره و اضطراب) است.» 📚 الغارات (ابن هلال ثقفی): ج۱، ص۱۰۶ 🔹 استدعا دارم برای درک عظمت شگرف و بی‌نظیرِ نهفته در این فرمایش مولی، فایل ضمیمه را با درنگ و تأمل بخوانید. مشتمل بر تبیینِ: 🔸 ارتباط این فرمایش با مسئله سخت آگاهی 🔸 ارتباطش با بحران ذاتی معنا در مدرنیته و تبعاتش 🔸 دریای نهفته در عبارت (رَبِّكَ) در فرمایش موالی 🔸 و ارتباط این فرمایش مولی با انحصار مطلق راه رسیدن به آرامش با ضرورت تطبیق آدمی با مسیری که ربّ به شکل انحصاری برای رهایی مطلق از دلهره و اضراب و تشویش مشخص کرده... @bidari110
به قول دوست و برادر گرامی‌ام: تنها اقلیت واقعی جامعه‌ی ایران، اقلیت تمامیت‌خواه است. همان اقلیتِ رفاه‌زده‌ی منفعت‌طلبی که همه‌ی این سال‌ها، هر وقت دم از مردم زدند، چند نفرِ اطراف خودشان را به نام مردم، به ما حقنه کردند. من جزو جماعتی هستم که آقای عباس عبدی آن‌ها را اقلیت رانتی خواند و البته قدردان این نام‌گذاری‌ام. کمی خیابان‌ها خلوت شده بود، ایشان یادآوری کردند که وقت خستگی نیست. و به قول خودم: نمی‌دانم چرا چیزی که بهش گفته می‌شه جریان اصلاحات (به خصوص اصطلاحاً آن بخشش که گفتم می‌شود بهشان لیدر و سر و صدای رسانه‌ای هم تا دلتان بخواهد دارند...) مهمترین ویژگی‌هایی که خدا در قرآن برای جریان نفاق بر شمرده را به شکلی حیرت‌آور دارند؛ ویژگی‌‌هایی نظیر: میل شدید به برقراری رابطه‌ی دوستانه با دشمنان خدا ترساندن دل مؤمنان هنگام مواجهه‌ی با دشمنان خدا هنگام پیروزی می‌گویند ما هم با شما بودیم ولی هنگام شکست تا می‌توانند سرزنش می‌کنند و می‌گویند دیدیم گفتیم درگیر نشوید مفسدند ولی داعیه‌ی اصلاحات دارند امر به منکر و نهی از معروف می‌کنند به مؤمنان انگ نفهمی و ساده‌لوحی می‌زنند و ریشخند و تمسخر و تحقیرشان می‌کنند و... نمی‌دانم شدّت این انطباق شاخصه‌های جریان نفاق در قرآن با رفتار و عملکرد بخش مهمی از لیدرهای پر سر و صدای جریان اصلاحات را باید چگونه تفسیر کرد... پیوست: ۱) میل شدید جریان نفاق به برقراری رابطه‌ی دوستانه با دشمنان خدا آیه: سوره مائده، آیه ۵۲ متن عربی: > فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ... ترجمه: پس کسانی را که در دل‌هایشان بیماری (نفاق) است می‌بینی که در دوستی با آنان (دشمنان) شتاب می‌کنند و می‌گویند: «می‌ترسیم حادثه‌ای ناگوار برای ما پیش آید (و به حمایت آن‌ها نیاز داشته باشیم).» --- ۲) ترساندن دل مؤمنان هنگام مواجهه‌ی با دشمنان خدا (ماجرای بعد از احد) آیه: سوره آل‌عمران، آیه ۱۷۳ متن عربی: > الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ ترجمه: همان کسانی که برخی (منافقان یا فرستادگان ابوسفیان) به آنان گفتند: «مردم (لشکر مکه) برای جنگ با شما گرد آمده‌اند، پس از آن‌ها بترسید!» اما این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند: «خدا ما را بس است و او بهترین حامی است.» --- ۳) هنگام پیروزی می‌گویند ما با شما بودیم، اما هنگام شکست سرزنش می‌کنند (دقیقاً در مورد جنگ احد) آیه: سوره آل‌عمران، آیه ۱۶۸ متن عربی: > الَّذِينَ قَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُوا لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا ۗ قُلْ فَادْرَءُوا عَنْ أَنفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ترجمه: همان کسانی که (خود در خانه) نشستند و درباره برادران خود (که در احد شهید شدند) گفتند: «اگر از ما اطاعت می‌کردند و به جنگ نمی‌رفتند، کشته نمی‌شدند!» بگو: «پس مرگ را از خودتان دور کنید اگر راست می‌گویید.» --- ۴) مفسدند ولی داعیه‌ی اصلاحات دارند آیه: سوره بقره، آیات ۱۱ و ۱۲ متن عربی: > وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ * أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰكِن لَّا يَشْعُرُونَ ترجمه: و هنگامی که به آنان گفته شود: «در زمین فساد نکنید»، می‌گویند: «ما فقط اصلاح‌گریم!» آگاه باشید که آنان خود مفسدند، ولی نمی‌فهمند. --- ۵) امر به منکر و نهی از معروف می‌کنند آیه: سوره توبه، آیه ۶۷ متن عربی: > الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ ۚ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ... ترجمه: مردان و زنان منافق از یک قماشند؛ آنان به کار زشت و ناپسند فرمان می‌دهند و از کار نیک و شایسته باز می‌دارند. --- ۶) انگ نفهمی به مؤمنان و ریشخند و تحقیر آن‌ها آیه: سوره بقره، آیه ۱۳ متن عربی: > وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ ۗ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَٰكِن لَّا يَعْلَمُونَ ترجمه: و هنگامی که به آنان گفته شود: «ایمان بیاورید آن‌گونه که (سایر) مردم ایمان آورده‌اند»، می‌گویند: «آیا ما هم مانند سبک‌مغزان (و ساده‌لوحان) ایمان بیاوریم؟» آگاه باشید که خود آنان سبک‌مغزند، ولی نمی‌دانند. @bidari110
خدای متعال در آیات ۷۳ و ۷۴ از سوره اسراء می‌فرماید: وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَهُ وَ إِذاً لَّاتَّخَذُوكَ خَلِيلاً نزديك بود آن‌ها تو را [با وسوسه‌هاى خود] از آنچه بر تو وحى‌كرده‌ايم بفريبند، تا غير آن را به ما نسبت دهى و اگر چنین می‌کردی، تو را به دوستى خود برمى‌گزينند. وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلاً و اگر ما تو را ثابت قدم نمى‌ساختيم [و در پرتو مقام عصمت، مصون از انحراف نبودى]، نزديك بود اندكى به آنان تمايل پيدا كنى. ممکن است در مواجهه با آیات فوق، چنین پرسشی در ذهن پدید آید: مگر حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، عصمت از اشتباه نداشته‌اند که خداوند در این دو آیه اشاره می‌کند که اگر تو را ثابت قدم نفرموده بودیم، چیزی نمانده بود به سوی آن‌ها گرایش پیدا کنی؟ ممکن است شخصی این سؤال در ذهنش به وجود آمده باشد و حتی پس خواندن برخی تفاسیر معروف و مشهور هم باز برایش سؤال باشد که چرا خدای متعال این‌چنین مطلب را بیان کرده‌اند. پاسخ: برای درک صحیح این آیات (۷۳ و ۷۴ سوره اسراء) و رفع این گره ذهنی، باید به دو مسئله توجه کنیم: ۱. معنی دقیق این آیات (مستقل از تفسیر) کاملا بر اساس قواعد بسیار دقیقی ادبیات عرب. ۲. دلیل و حکمت اینکه چرا خدای متعال با این لحن صحبت کرده است. *اول: از نظر ادبیات عرب، این آیات دقیقاً چه می‌گویند؟* خداوند در آیه ۷۴ از کلمه «لَوْلا» (اگر نبود...) استفاده کرده است. در ادبیات عرب، ساختار «لولا» برای بیان *امتناع (غیرممکن بودن) یک اتفاق* به دلیل وجود یک عامل دیگر است. وقتی می‌گوییم «اگر نور خورشید نبود، زمین تاریک می‌شد»، یعنی چون نور خورشید هست، تاریک شدن زمین *مطلقاً رخ نداده است.* پس آیه می‌فرماید: «چون ما تو را استوار نگه داشتیم (ثَبَّتْناكَ)، تو حتی ذره‌ای به آن‌ها تمایل پیدا نکردی». بنابراین، این آیه نه تنها نافی عصمت نیست، بلکه با قاطعیت می‌گوید *حتی سر سوزنی (شَيْئًا قَلِيلًا) لغزش و گرایش در پیامبر رخ نداده است.* *دوم: اما چرا خداوند با این لحن صحبت کرده است؟ (گره اصلی سوال شما)* دلیل اینکه خدا می‌گوید «اگر نگهت نداشته بودم، می‌لغزیدی» این است که می‌خواهد *حقیقت و سرچشمه‌ی عصمت* را به ما آموزش دهد: ۱. *عصمت، قدرتِ مستقل و ذاتی پیامبر نیست (فقر ذاتی همه مخلوقات):* قرآن می‌خواهد یک اصل بزرگ توحیدی را تثبیت کند: هیچ انسانی در ذات خود هیچ کمال، خیر و قدرتی ندارد و همه مطلقاً نیازمند خدا هستند (أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ (فاطر:۱۵)). پیامبر صلی الله علیه و‌ آله هم از این قاعده مستثنی نیست. خداوند می‌خواهد بگوید ای مردم! عصمتِ پیامبر، چیزی نیست که از خودش جوشیده باشد و او را از من بی‌نیاز کند؛ بلکه موهبتی است که لحظه‌به‌لحظه از سمت من به او افاضه می‌شود (همان تثبیت الهی). این همان حقیقتی است که در زبان سایر پیامبران نیز در قرآن تکرار شده است؛ چنانکه حضرت یوسف (علیه‌السلام) با آن همه پاکی می‌فرماید: (وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي ۚ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي (یوسف:۵۳)) (من هرگز خودم را تبرئه نمی‌کنم، که نفس قطعاً به بدی فرمان می‌دهد مگر کسی را که پروردگارم رحم کند). همچنین حضرت شعیب (علیه‌السلام) می‌فرماید: (وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ ((هود:۸۸)) (هیچ توفیقی برای من نیست مگر به یاری خدا). بنابراین، اگر خداوند یک لحظه لطف و تثبیتش را از پیامبر بردارد، او هم به عنوان یک انسانِ فاقد قدرتِ ذاتی، می‌لغزد (مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ (کهف:۳۹)). پس عصمت او صددرصد تضمین‌شده و واقعی است، اما کاملاً *وابسته به خداست،* نه مستقل از او. ۲. *نشان دادن عظمت کار پیامبر:* فشار دشمنان برای فریب پیامبر آن‌قدر سنگین و وحشتناک بود که هر انسان عادی را از پا در می‌آورد (وَإِنْ كَادُوا لَيَفْتِنُونَكَ). خداوند با این بیان، هم عظمت این فشار را نشان می‌دهد و هم می‌گوید پیامبر چون کاملاً به ما تکیه کرد، ما هم او را در برابر این طوفان حفظ کردیم. ۳. *هشدار تربیتی به من و شما:* وقتی خداوند درباره‌ی اشرف مخلوقاتش می‌گوید «اگر تو را محکم نگه نداشته بودیم، ممکن بود بلغزی»، حساب کار برای من و شما روشن است! یعنی هیچ‌کس در هیچ مقامی نباید به ایمان و قدرت خودش مغرور شود؛ همه ما لحظه‌به‌لحظه محتاج آن هستیم که خدا دستمان را بگیرد. *خلاصه:* قرآن دستور به اطاعت بی‌چون‌وچرا از پیامبر داده است. اگر او کوچک‌ترین لغزشی داشت، خدا دستور به اطاعت از لغزش داده بود که این یک تناقض بزرگ است. این آیات در واقع *مکانیزم عصمت* را توضیح می‌دهند: پیامبر معصوم است و مطلقاً نلغزیده، اما نه به خاطر قدرت فردی و مستقل خودش، بلکه چون دائماً در آغوش حمایت و تثبیت خداوند قرار دارد.
✳️ پاشنه آشیل اقتصاد آمریکا در خلیج فارس: چرا گاز هلیوم می‌تواند بنیان اقتصاد آمریکا را فرو بپاشد؟ بسیاری فکر می‌کنند قدرت آمریکا در دلار، ارتش یا وال‌استریت است. اما یک راز بزرگتر وجود دارد: بقای مالی آمریکا به گازی بی‌رنگ و بو به نام هلیوم گره خورده که بخش مهم آن از قطر می‌آید. این یک تئوری نیست؛ یک زنجیره علت و معلولی مرگبار است. ۱. چرا هلیوم این‌قدر حیاتی است؟ (نکته تخصصی به زبان ساده) بدون هلیوم، خطوط تولید غول‌هایی مثل TSMC و Samsung بلافاصله متوقف می‌شوند. + مغز هوش مصنوعی چیست؟ تراشه‌های فوق‌پیشرفته (۳ و ۵ نانومتری) که توسط دستگاه‌های لیتوگرافی EUV ساخته می‌شوند. + نقش بی‌جایگزین هلیوم: این فرآیند به هلیوم نیاز مطلق و بی‌جایگزین دارد و دستگاه‌ها به دو دلیل از آن استفاده می‌کنند: ۱. رسانش گرمایی بالا: خنک‌سازی سریع قطعات ظریف. ۲. بی‌اثری شیمیایی: واکنش ندادن با سایر مواد و ایجاد محیط پاک برای پرتوهای لیزر. + نتیجه نبود هلیوم: خط تولید پیشرفته‌ترین تراشه‌ها با کاهش ذخایر استراتژیک متوقف می‌شود. هیچ جایگزینی وجود ندارد. هلیوم هوایی است که این کارخانه‌ها برای تنفس نیاز دارند. ۲. چرا این بحران بازگشت‌ناپذیر است؟ هلیوم یک منبع معمولی نیست؛ یک فراری ابدی است. برخلاف آب که تبخیر شده و برمی‌گردد، هلیوم آنقدر سبک است که در صورت نشت، از جو زمین فرار کرده و برای همیشه در فضا گم می‌شود. هر جزء از هلیوم سرمایه‌ای تمام‌شدنی است؛ لذا سیستم‌های وابسته به آن، برای بقا و توسعه نیازمند دریافت مستمر و فزاینده‌ی هلیوم هستند. ۳. داستان واقعی بدهی آمریکا اقتصاد آمریکا یک غول بدهکار است (بدهی فراتر از کل تولید ناخالص داخلی). اما چطور این بدهی را مدیریت می‌کند؟ با فروش یک داستان. + روش کار: دولت آمریکا با فروش «اوراق قرضه» از دنیا پول قرض می‌گیرد. + شرط فروش: خریداران (مثل چین و ژاپن) باید باور کنند اقتصاد آمریکا در آینده آنقدر رشد می‌کند که بدهی‌ها را پس بدهد. + داستان امروز: «انقلاب هوش مصنوعی»! آمریکا وعده می‌دهد که با هوش مصنوعی به رشد انفجاری می‌رسد. پس، هوش مصنوعی فقط یک فناوری نیست؛ ضمانت‌نامه نامرئی بدهی‌های آمریکاست. ۴. تنگه‌ی هرمز و سناریوی بحران موجودیتی آمریکا ۱. نقطه شروع: یک‌سوم هلیوم جهان از قطر می‌آید و باید از تنگه هرمز عبور کند (مسیرهای هوایی و زمینی آن نیز کاملاً در دسترس و آسیب‌پذیر است). ۲. ماشه اول (فیزیکی): تنگه هرمز بسته می‌شود ⬅️ عرضه‌ی هلیوم قطع می‌شود. ۳. ماشه دوم (صنعتی): تولید تراشه متوقف شده یا به زیر حداقلِ پایداری سقوط می‌کند ⬅️ داستان «رشد هوش مصنوعی» یک‌شبه می‌میرد. ۴. ماشه سوم (مالی): با مرگ داستان، دیگر کسی اوراق بدهی آمریکا را نمی‌خرد. ۵. انفجار نهایی: بحرانی که آمریکا سال‌ها با فروش بدهی به جهان صادر می‌کرد، به داخل مرزهایش بازگشته و منفجر می‌شود. خلاصه زنجیره: نبود هلیوم ← مرگ تراشه ← نابودی داستان AI ← فرار سرمایه‌گذاران ← انفجار بدهی در خاک آمریکا. یادآوری مهم: خط قرمز واقعی آمریکا به یاد بیاورید تنها زمانی که آمریکا محکم افسار اسرائیل را کشید، زمانی بود که تأسیسات گازی قطر (محل تولید هلیوم) هدف موشک‌های ایران قرار گرفت. آمریکا نگران قطر نبود؛ نگران قطع شدن خون در رگ‌های اقتصاد دیجیتال خودش بود. آنجا خط قرمز واقعی مشخص شد! نتیجه نهایی: امنیت تنگه‌ی هرمز دیگر تنها به قیمت نفت و امنیت انرژی گره نخورده است. فراتر از نفت، موضوع حیاتیِ کود اوره مطرح است؛ محصول استراتژیک پتروشیمی و شالوده‌ی امنیت غذایی جهان که بخش عمده‌اش از همین تنگه می‌گذرد. اما مسئله‌ای بس مهم‌تر وجود دارد که می‌تواند در کوتاه‌مدت تمدّن مدرن و اقتصاد آمریکا را با بحران وجودی مواجه کرده و در صورت استمرار نابود کند: امنیت زنجیره‌ی تأمینِ حیاتی‌ترین ماده‌ی تمدّن دیجیتال، یعنی “هلیوم”. این آبراه، شاهرگ بقای مدل اقتصادی آمریکاست و هرگونه اختلال در آن، ماشه‌ی فروپاشی این امپراتوری بدهکار را خواهد کشید. و باید بدانیم چرا شاهرگ مهمترین بخش اقتصاد آمریکا که حیاتش به آن وابسته است، در دست ماست... ✍ علی مصباحی @bidari110
قوانین تکوینی عالم، مطلقاً تناسبی با حساب و کتاب‌های متداول ندارد! مستقل از اینکه در واقعیت امر توان ما چه تناسبی با توان دشمن دارد خدا از ما خواسته است، حداکثر توان ممکن خود را، به بهترین وجه برای او بذل کنیم اگر این را انجام دادیم اصلاً مهم نیست این حداکثر توانِ ممکنِ ما به شکل صحیح در راه خدا، در عالم واقع چه می‌شود و چه تناسبی با حداثکر توان دشمن ما دارد! این بذل تمام توان به شکل صحیح برای خدا، عامل جلب نصرت الهی است و نصرت نامحدود الهی، ضمیمه‌ی حداکثر توان محدود ما می‌شود و ورق را به سود جبهه‌ی حق بر می‌گرداند، فارغ از هرگونه توان جبهه‌ی دشمن در مقایسه با توان ما! و این قطعی است منتها باید به قید‌های: بذل حداکثر توان ممکن به شکل صحیح و فقط برای خدا و در راه خدا توجه داشت... تفصیل این مطلب و مستندات و استدلال‌هایش در ادامه تقدیم می‌شود: منطق قرآنی «رابطه‌ی بذل تمام وسع و نصرت الهی»؛ تحلیل روایی، تفسیری و ادبی آیه «إن تنصروا الله ينصركم» مقدمه شهید حاج قاسم سلیمانی به نقل از رهبر شهید انقلاب در تبیین آیه‌ی «إن تنصروا الله ينصركم» می‌گوید: «اگر توان شما در یاری دین خدا یک درصد است، اگر همان یک درصد را صد درصد انجام دهید، خدا نود و نه درصد باقی را نصرت خواهد داد». این بیان، تعبیری ذوقی نیست، بلکه قاعده‌ای عمیق و استوار بر سه اصل است: تکلیف در حد وسع، مجاهده (بذل تمام وسع ممکن در جهت صحیح به شکل صحیح) و تحقق نصرت الهی. ۱. اصل بنیادین تکلیف: وسع انسان قرآن می‌فرماید: «لا يكلّف الله نفساً إلا وسعها» (بقره: ۲۸۶). «وسع» یعنی ظرفیت واقعی انسان؛ لذا معیار ارزیابی اعمال، مقدار مطلق عمل نیست، بلکه نسبت آن با وسع فرد است. این امر با تفاوت شرایط انسان‌ها («نحن قسمنا بينهم معيشتهم...»؛ زخرف: ۳۲) و عدالت الهی سازگار است. ۲. معنای جهاد: استفراغ الوسع علامه طباطبایی در المیزان به نقل از راغب اصفهانی می‌نویسد: «الجهد: الوسع والطاقة، والمجاهدة: استفراغ الوسع». در لغت، «استفراغ الوسع» یعنی خالی کردن کامل و به‌کارگیری تمام توان بدون قصور؛* پس در منطق قرآن: مجاهده = به‌کارگیری کامل وسع بدون قصور** ۳. جهاد به عنوان نصرت خدا در نص روایی امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرمایند: «إِنَّ اللّه‌َ فَرَضَ الجِهادَ وَعَظَّمَهُ وَجَعَلَهُ نَصْرَهُ وَنَاصِرَهُ» (وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۵)؛ خداوند جهاد را واجب کرد و آن را به عنوان نصرت خود قرار داد. پس: جهاد = نصرت خدا ۴. قاعده قرآنی نصرت الهی قرآن وعده می‌دهد: «إن تنصروا الله ينصركم ويثبت أقدامكم» (محمد: ۷). از آنجا که جهاد و درگیری با دشمنان خدا، مصداق نصرت انسان، و این جهاد و یاری دین خدا، محدود به وسع اوست، نصرت الهی آن بخش خارج از توان بشر را تکمیل می‌کند. ۵. پیوند نصوص و شکل‌گیری قاعده با ترکیب این اصول، ساختار زیر حاصل می‌شود: تکلیف الهی: در حد وسع مجاهده: بذل تمام و کمال وسع با نیت صحیح و به شکل صحیح جهاد: نصرت خدا *وعده‌ی الهی:* نصرت متقابل نتیجه: وقتی انسان تمام وسع خود را برای خدا و به شکل صحیح به کار گیرد، نصرت الهی مابقی را محقق می‌کند. ۶. تبیین معنای عملی قاعده بیان رهبر انقلاب، ترجمان تمثیلی این قاعده است. سهم انسان ممکن است اندک باشد، اما اگر با تمام وسع و اخلاص و به شکل صحیح ایفا شود، نصرت الهی مابقی مسیر را رقم می‌زند. نتیجه‌گیری نظام الهی بر مشارکت دو سطحی استوار است: تلاش کامل انسان در حد وسع در راه خدا و به صحیح‌ترین شکل ممکن، و نصرت الهی برای جبران مافات. پ.ن: این حقیقت تکوینی و قانون تخلف‌ناپذیر الهی را بگذارید کنار تحلیل‌های سکولار و ماتریالیستی جریان نفاق در ترساندن جبهه حق، آن‌هم در مواجهه با دشمنی که به ظاهر از جبهه‌ی مؤمنان بسیار قوی‌تر است... @bidari110
تنگه‌ی هرمز برای ترامپ تبدیل به اره‌ای شده که: بخواهد از آن با وضع فعلی بیرون برود، جر می‌خورد. بخواهد با این وضع به آن وارد شود، جر می‌خورد. بخواهد به همین وضع بماند، دنده‌های این اره به او فرو می‌رود‌ و پاره‌اش می‌کند. The Strait of Hormuz has become like a saw for Trump: - If he tries to get out of it under the current circumstances, he gets torn apart. - If he tries to go into it under these same conditions, he gets torn apart. - If he tries to stay where he is, the teeth of the saw dig into him and rip him to pieces. @bidari110
تحلیل راهبردی دو مسیر اصلی مذاکره با آمریکا · سناریوی اول: حفظ اصول (غنی‌سازی، توان موشکی، محور مقاومت، حاکمیت بر تنگهٔ هرمز): ترامپ به‌قول خود «۱۰۰ درصد» را می‌خواهد. در این حالت آمریکا تقریباً هیچ امتیاز پایدار نمی‌دهد؛ نهایتاً آتش‌بس‌های موقت شکل می‌گیرد، نه رفع تحریم‌ها. · سناریوی دوم: عقب‌نشینی برای عادی‌سازی (مدل عربستان، امارات یا کره جنوبی): آمریکا گام‌به‌گام این مطالبات را پیش می‌کشد: ۱) خلع سلاح استراتژیک (توقف غنی‌سازی، حذف موشک‌های دوربرد و پهپادها، بازرسی‌های فراتر از پروتکل) ۲) انحلال شبکهٔ نفوذ منطقه‌ای (قطع حمایت از لبنان، عراق، یمن و فلسطین) ۳) پذیرش نظم منطقه‌ای (عدم مخالفت با پیمان ابراهیم و تغییر موضع دربارهٔ اسرائیل) ۴) اصلاحات ساختاری اقتصادی (FATF پلاس، شفافیت کامل بانکی) ۵) فشارهای حقوق بشری. ۲. عادی‌سازی پایان کار نیست؛ آغاز نظارت و ادغام همه‌جانبه است پذیرش شروط اولیه، کشور را وارد دومینوی ادغام در نظم جهانی مد نظر آمریکا می‌کند: - قانون سوفا (SOFA) — کاپیتولاسیون مدرن: حضور مستشاران نظامی با مصونیت قضایی. - سند ۲۰۳۰ یونسکو: حذف مفاهیم جهاد، شهادت و روایت‌های ضداستعماری، تحمیل هنجارهای جنسیتی و فرهنگی لیبرال. - مهندسی سیاسی: وابسته‌سازی نخبگان نظامی، سیاسی و فرهنگی از طریق بورسیه، آموزش مشترک و همکاری‌های امنیتی برای پرورش مهره‌های تضمین‌کننده منافع آمریکا. ⭕️ ۳. مسئله اصلی: چرا غرب، ایران تمدنی را برنمی‌تابد؟ (از مهار تا تجزیه) الف) ترومای ژاندارم: آمریکا در دوره پهلوی ایران را تا دندان مسلح کرد، اما روح شیعی و ولایت فقیه همه چیز را علیه هژمون چرخاند. واشنگتن دیگر یکپارچگی و قدرت ایران را —حتی با حاکمیت لیبرال— تحمل نمی‌کند. ب) ژئوپلیتیک و ایدئولوژی منحصربه‌فرد: جغرافیای دژمانند ایران (کوه‌ها، تنگهٔ هرمز، کریدور شمال-جنوب و شرق-غرب، منابع عظیم انرژی) با ایدئولوژی عاشورایی و مهدوی و ولایت فقیه ترکیب شده و سیستمی پیش‌بینی‌ناپذیر و ضد هژمون ساخته که امنیت انرژی و شریان فناوری غرب را تهدید می‌کند. ج) پازل اسرائیل: تل‌آویو خواستار خاورمیانهٔ موزائیکی و بالکانیزه شدن ایران است تا هیچ قدرت منطقه‌ای برتری نظامی مطلقش را به چالش نکشد؛ حتی ایران سکولار. د) هلیوم قطر و میدان پارس جنوبی: هلیوم گاز حیاتی تراشه‌ها، هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال آمریکاست. قطر بزرگ‌ترین صادرکنندهٔ جهان است و منبع اصلی آن میدان مشترک با ایران است. امنیت این شاهرگ برای غرب (به‌ویژه حفظ حباب اقتصاد بدهی‌محور آمریکا که بقایش از طریق پیشتازی در فناوری ممکن می‌شود) حیاتی است. از این‌رو آمریکا می‌خواهد در شمال این میدان، دولتی ضعیف و مهارشده حاکم باشد، نه ایران مقتدر و مسلط. (علاوه بر هلیوم، نفت، پتروشیمی، کود اوره (شاهرگ کشاورزی و امنیت غذایی جهان) و خطوط استراتژیک اینترنت جهانی در بستر خلیج فارس نیز در همین معادله قرار دارند.) ۴. اهداف آمریکا - کوتاه‌مدت: سوریه‌سازی (دولت مرکزی ضعیف، مناطق خودمختار دوفاکتو). - بلندمدت: تجزیه تدریجی (هدفی که ترامپ در مقطعی که تصور پیروزی سریع داشت، صراحتاً از آن سخن گفت و نقشه‌ی مدنظرشان برای تجزیه‌ی جغرافیای ایران را نیز منتشر کردند). ایران تمدنی با این وسعت، جمعیت، منابع و روح شیعی، یک ابرقدرت بالقوه در هارتلند انرژی جهان است و دقیقاً به همین دلیل برای نظم هژمونیک غرب غیرقابل تحمل محسوب می‌شود. ۵. دو الگوی تاریخی - لیبی (تسلیم): ۲۰۰۳ تجهیزات هسته‌ای را تحویل داد؛ ۲۰۱۱ ناتو حمله کرد، قذافی سرنگون و کشور ویران شد. - کره شمالی (مقاومت): با وجود قحطی و تحریم‌های فلج‌کننده، بازدارندگی هسته‌ای را حفظ کرد؛ ترامپ ناچار به مذاکرهٔ مستقیم شد و گزینهٔ نظامی از روی میز حذف گردید. ۶. جمع‌بندی: هزینه مقاومت در برابر هزینه تسلیم - هزینه مقاومت: فشار اقتصادی و تنش مقطعی، اما حفظ موجودیت، ابزار ضربهٔ متقابل، انسجام ملی و امکان رشد گام‌به‌گام در سایهٔ تضعیف تدریجی اهرم‌های فشار طرف مقابل. - هزینه تسلیم: خلع سلاح کامل، استحالهٔ حقوقی و فرهنگی، بحران هویتی، شکاف داخلی و بسترسازی برای فروپاشی تمدنی و تجزیهٔ خاک ایران. در برابر این هژمون مهاجم، تمامیت‌خواه و تعهدناپذیر، هر عقب‌نشینی به «مارپیچ ضعف» دامن می‌زند؛ هر امتیازی به نشانهٔ ضعف تفسیر شده و فشار بعدی را شدیدتر می‌کند. مقاومت در این مواجهه، نه انتخاب ایدئولوژیک، بلکه ضرورتی بیولوژیک برای بقای ژئوپلیتیکی، تمدنی و سرزمینی ایران است. ✍ علی مصباحی @bidari110
هدایت شده از بخوان و بیاندیش
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
معنای باطنی و حقیقی صلاة در قرآن ولایت امیرالمؤمنین عليه السلام است 🔹علی مصباحی نویسنده و پژوهشگر در گفت‌وگو با رسانه تصویری «آن»: «مفهوم «صلاه» در قرآن تنها به نماز ظاهری محدود نمی‌شود، بلکه در باطن به معنای پیوند و تبعیت از ولایت امیرالمؤمنین (عليه السلام) نیز تفسیر شده است. در برخی روایات، آیه «لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ» به ترک همراهی با پیشوایان حق و ولایت اهل‌بیت (عليهم السلام) اشاره دارد، نه صرفاً ترک نماز باشد.» 🎥  🔹 @ONnewsmedia @bidari110
هدایت شده از بخوان و بیاندیش
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایمان به پیامبر به تنهایی نجات دهنده نیست 🔹علی مصباحی نویسنده و پژوهشگر در گفت‌وگو با رسانه تصویری «آن»: «صرف «ایمان به پیامبر» به‌تنهایی برای هدایت و نجات کافی نیست، بلکه در کنار آن وجود «هادی و حجت الهی» نیز ضروری است. آیات قرآن به حضور دائمی یک هدایت‌گر برای هر قوم اشاره می‌کنند و نشان می‌دهند زمین هیچ‌گاه از حجت معصوم خالی نمی‌ماند.» 🎥  🔹 @ONnewsmedia @bidari110
هدایت شده از بیداری ۱۱۰
20.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امامت پایان هرمونوتیک دینی است 🔹علی مصباحی نویسنده و پژوهشگر در گفت‌وگو با رسانه تصویری «آن»: «امامت صرفاً یک اصل اعتقادی در کنار توحید و نبوت نیست، بلکه ضامن فهم صحیح دین و پایان‌دهنده اختلاف برداشت‌ها از متون دینی است. قرآن و سنت بدون مفسر معصوم می‌توانند منشأ تفسیرهای گوناگون و حتی متناقض شوند؛ امری که تاریخ اسلام نیز نمونه‌های آن را نشان داده است.» بدون امامت، خود اصل توحید دچار خدشه‌ی بنیادین می‌شود؛ قائل به خدایی خواهیم بود که یا حکیم‌ نیست، یا عاجز است و یا بخیل از این که هدایت حقیقی و بدون خطا را در اختیار بشر بگذارد... 🎥  🔹 @ONnewsmedia @bidari110