✍ علی مصباحی - @ali_mohebALI
🔴 کوتاه سخنی در باب یوگا:
▫ برخی گمان میکنند که یوگا صرفاً ورزش است؛ برخی که اطلاعات بیشتری دارند، میپذیرند که یوگا یک آیین است مرتبط با هندوییسم، اما معتقدند که آسانا یوگا (asana yoga) که بخش مربوط به حرکات بدنی یوگا است، ورزش محسوب میشود.
فعلاً بنا ندارم در باب یوگا و چیستی و ریشههای پیدایش آن صحبت کنم، صرفاً در باب رایجترین بخش یوگا، یعنی آسانا یوگا (asana yoga) چند نکته مبتنی بر منابع معتبر خود یوگا تقدیم میکنم.
در اینجا مستقیماً متن مرجع را در این خصوص ذکر میکنم بی هیچ توضیح و دخل و تصرّفی:
سلام خورشید: سوریا نامسکار
سلامهای خورشیدی پایه و اساس بسیاری از تمرینهای یوگای معاصر هستند، اما این حرکات در واقع یک آیین باستانی ودایی (کتاب مقدّس هندوها) هستند تا نوعی ورزش. در اساطیر هندو، سلام بر خورشید مجموعهای از حالتهای برازنده است که هنگام سحر، رو به طلوع خورشید و برای پرستش خدای خورشید انجام میشود.
این سلام سنتی، دارای 12 مرحله برای نشان دادن 12 مظهر خدای خورشید است. این توالی به طور کلی به روش سنتی و مذهبی انجام میشد، اما با گذشت سالها، این تمرین که از ریشههای باستانی تکامل یافته است، امروزه بخشی جداییناپذیر از تمرین یوگا است[1].
«سوریا» در زبان سانسکریت به معنای خورشید است؛ در آیین هندو مقصود از سوریا، خدای خورشید است که یکی از پنج خدای اصلی است که برای تحقق برهمن لازم هستند[2].
▪ به عنوان تکمله عرض کنم، انجام ولو ناآگاهانهی این حرکات که در حقیقت پرستش خدای خورشید (به اسم ورزش یوگا) است، قطعاً دارای اثر وضعی و تکوینی است؛ عملی که شخص با اختیار خود انجام میدهد و یقین هم دارد که آن را به تبعیت از خدا و حجتهای خدا انجام نمیدهد، چنین عملی کمترین اثرش این است که چون به تبعیت از خدا و اولیای خدا انجام نمیشود، شخص را از حصن ولایت الهی خارج میسازد و به همین دلیلِ خارج شدن از حصن الهی، شخص در برابر پدیدههای آسیبزننده با منشأ غیر ملموس و ماورای محسوسات (نظیر اجنه)، به شدّت آسیبپذیر میشود.
خطرات متعددی را هم که اساتید یوگا برای حالت بیداریِ کندالینی (که حد اعلا و ثمرهی نهایی انجام تمرینهای یوگا است) بر میشمارند، به جهت آسیبپذیری نسبت به همین نیروهای ماورایی است.
ابتدا برخی از علائم خطرناک بیدرای کندالینی (که میوهی نهایی زحمات یوگی از تمرینهای یوگای خودش است)، بنابر اظهار سایتهای معتبر و تخصصی خود یوگا، ذکر میشود:
1) احساس گرما یا سرمای فراگیر
2) ناراحتی و درد در مغز
3) نوسانات خلقی و مشکلات گوارشی
4) مشکل در خواب یا اختلال در چرخه خواب
5) تجربه درد و درد یا احساسات عجیب و غریب در نواحی مختلف بدن
6) تغییرات در فشار خون و ضربان قلب
7) درجات مختلف انرژی، از بیحالی عمیق تاحالت هیجان شدید
8) علائم مشابه تشنج
9) ناتوانی لحظهای در حرکت یا کنترل اعضای بدن
10) احساس انرژی عظیمی که در بدن جریان دارد
11) نوسانات خلقی که بسیار شدید و غیرقابل پیشبینی است
12) نگرانیها و دورههای وحشت
13) افسردگی و عدم رضایت
14) کابوسهای پر طنین
15) اضطراب شدید یا پارانویا[3]
این اشتراک و تشابه میان علائم هشداردهندهی بیداری کندالینی با علائم جنزدگی، مطلقاً تصادفی نیست!
برای مطالعه بیشتر میتوانید به این لینک رجوع فرمایید.
پینوشت:
[1] Sun Salutations: Surya Namaskar
Sun salutations are the foundation of many contemporary yoga practices but are actually an ancient vedic ritual rather than a form of exercise. The sun salutation is a graceful set of postures performed at dawn, facing the rising Sun and worshipping the Sun God, in Hindu mythology. The traditional salutation has 12 steps to represent the 12 manifestations of the Sun God. The sequence was generally practiced in the traditional, religious way, but over the years this practice has evolved from the ancient origins and is today, an integral part of yoga practice.
https://www.mariepageyoga.com/sun-salutations-surya-namaskar/
[2] Surya (/ˈsuːrjə/;[9]Sanskrit: सूर्य, IAST: Sūrya) is the Sun as well as the solar deity in Hinduism. He is traditionally one of the major five deities in the Smarta tradition, all of whom are considered as equivalent deities in the Panchayatana puja and a means to realise Brahman.
https://en.wikipedia.org/wiki/Surya
[3] Pervasive feelings of warmth or cold
Discomfort and aching in the brain
Mood swings and gastrointestinal problems...
https://yinyangyogaacademy.org/blog/why-is-kundalini-yo
@bidari110
آیا خون شهدای ما در سوریه هدر رفت؟(2).mp3
زمان:
حجم:
3.9M
آیا خون شهدای ما در سوریه هدر رفت!؟
پاسخی دقیق و مستند به این پرسش مهم این روزها...
🎙 علی مصباحی
https://eitaa.com/bidari110
انتظار میرود زنان و مردان که از کلیسای سنت پیتر، کلیسای سیستین یا موزههای واتیکان در شهر واتیکان بازدید میکنند، لباس مناسب بپوشند. لباسهای کوتاه یا بدون آستین و دامن کوتاه مجاز نیستند.
کد لباس برای مخاطبان پاپ تا حدودی رسمیتر است. زنان نمیتوانند در دیدار با پاپ لباسی بپوشند که شانه و زانو را نپوشاند.
محدودیتهای پوشاک بسیار سختگیرانه است و
👈👈👈 گارد سوئیس (گارد محافظان واتیکان) از سوی پاپ این اختیار را دارند که دسترسی افرادی را که قوانین لباس را رعایت نمیکنند محدود کند.
پروتکل لباس برای مخاطبان خصوصی و رسمی با پاپ میگوید که:
خانمها باید یک لباس مشکی بدون یقه بپوشند و سر خود را با یک چادر بپوشانند. بدون کیف دستی بزرگ یا جواهرات زرق و برق دار.
Women (and men) visiting St. Peter's Basilica, the Sistine Chapel or the Vatican Museums in Vatican City are expected to wear appropriate attire. Low cut or sleeveless clothing, shorts, miniskirts are not allowed.
Dress code for Papal audiences is somewhat more formal. Women cannot wear clothing that does not cover the shoulders and the knees....
https://en.wikipedia.org/wiki/Women_in_Vatican_City
پ.ن: خواستم برای متن بالا تیتری بزنم، یا در پینوشت نکاتی اضافه کنم، لکن پشیمان شدم، همین بدون شرح بهتر است...
فقط! تصویر پیوست مربوط به دیدار اوباما و همسرش با پاپ است...
✍ علی مصباحی - @ali_mohebALI
@bidari110
⭕️ برای ثبت در تاریخ!!!
عمر و عاص که بود؟!
✅ سأل رَجُل عَمْرو بْن العاص عَنْ أمه،
فَقَالَ: سلمى بِنْت حرملة، تلقب النابغة من بني عنزة، أصابتها رماح العرب، فبيعت بعكاظ، فاشتراها الفاكه بْن المغيرة، ثُمَّ اشتراها مِنْهُ عَبْد اللَّه بْن جدعان، ثُمَّ صارت إِلَى العاص بْن وائل، فولدت لَهُ.
⬅️ مردی از عمر و عاص دربارهی مادرش پرسید،
پس گفت: سلمی بنت حرمله، ملقب به نابغه از تیرهی بنی عنزه بود!
نیزههای عرب او را زدند (کنایه از اینکه اسیر شد)، پس او را به عکاظ فروختند،
سپس فاکه بن مغیره او را خرید،
سپس عبدالله بن جدان او را از او خرید،
سپس نزد العاص بن وائل رفت. و برای او فرزند به دنیا آورد.
📚 اسد الغابه (ابن اثیر (مورّخ و محدث بزرگ اهل سنت در قرن ششم)): ج۳، ص۷۴۱
https://lib.eshia.ir/40157/3/741
🔹 خوب، بنی عنزه چه تیرهای هستند؟!؟! که نابغه، مادر معلوم الحال عمر و عاص از آن تیره بوده است؟!؟!
🔷 در کتاب «المختصر فی اخبار البشر»، معروف به «تاریخ أبی الفداء»، که از مشهورترین کتابهای تاریخی اهل سنت است، نویسندهاش «عمادالدین اسماعیل ابن علی» معروف به أبی الفداء، در جلد اول، صفحهی ۱۰۵ مینویسد:
✅ و اما عنزة بن أسد بن ربیعة المذکور، فمنه بنو عنزة، و هم أهل خیبر.
⬅️ عنزة بن أسد بن ربیعة که ذکر کردیم، فرزندان عنزة هستند و آنها (همان یهود) اهل خیبر هستند.
📚 المختصر في أخبار البشر (أبو الفداء (مورخ و جغرافیدان بزرگ اهل سنت در قرن هفتم)): ج۱، ص۱۰۵
https://lib.efatwa.ir/40051/1/105
یعنی همانها که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیهماالسلام) با شمشیر خود آنها را از پا درآورد!
🔷 مدرک بعدی که اثبات میکند بنیعنزة همان یهودیان خیبر هستند، کتاب «صبح الأعشی فی صناعة الإنشاء»، در مورد خیبر بحث میکند و توضیح میدهد که در کجا است و فاصلهی آن تا مدینه چقدر است، میگوید که ساکنان خیبر چه کسانی بودند:
✅ و هی بلدة بنی عنزة من الیهود.
⬅️ و این شهر، بنی عنزة از قبایل یهودیان است.
📚 صبح الأعشى في صناعة الإنشاء (القلقشندي مورخ و ادیب بزرگ اهل سنت در قرن هشتم): ج۴، ص۲۹۵
https://lib.efatwa.ir/41092/4/295
🔷 همچنین، در کتاب «عمدة القاری فی شرح صحیح بخاری»، نوشتهی «الإمام العلامة بدرالدین أبی محمد محمود بن احمد العینی»، چنین آمده است:
✅ «بخیبر»، و هو بلدة عنزة فی جهة الشمال و الشروق عن المدینة علی نحو ست ⬅️ مراحل، و خیبر بلغة الیهود حصن.
خیبر همان شهر بنیعنزة است.
سپس موقعیت جغرافیایی آن را بیان میکند و میگوید: خیبر قلعهی یهودیان بود.
📚 عمدة القاري شرح صحيح البخاري (بدرالدین عینی (مورّخ، ادیب و فقیه بزرگ اهل سنت در قرن نهم): ج۱۱، ص۲۳۲
https://lib.efatwa.ir/43240/11/232
⛔️ یکبار دیگر به این آیه از قرآن کریم، با دقت بیشتری تأمل فرمایید:
❇️ لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ (مائده:۸۲)
بهيقين و بیتردید يهود را شدیدترینِ مردم از حیث دشمنی با مؤمنان خواهی یافت.
▫️ لامِ ابتدای فعل تَجِدَ برای تأکید است
نون مشدّد در پایان فعل تَجِدَ باز برای تأکید است
یعنی خداوند با بیشترین تأکید ممکن، به مؤمنان هشدار میدهد، (با فعل مضارع که نشانهی استمرار این حقیقت در طول زمان است) که یهود شدیدترین دشمن مؤمنین بوده و هست و تا ظهور و قیام حضرت حجت ارواحنا فداه خواهد بود!
✍ علی مصباحی - @ali_mohebALI
@bidari110
بیداری ۱۱۰
قابل توجّه دستاندرکاران عرصهی ارزیابی، ترجمه، نشر، تهیه، فروش و توزیع کتاب...
استیوار گیبز (stuart gibbs) نویسندهای آمریکایی است که اثر مشهورش یک مجموعه ده جلدی به نام: (Spy School - مدرسه جاسوسی) است که نشر پرتقال هم ترجمهاش کرده.
او در این اثر، یک شخصیت همجنسگرا خلق کرده! (البته نمیدانم نشر پرتقال و وزارت ارشاد در نسخهی ترجمه با این شخصیت چه کردهاند!)
چندی قبل، یکی از کاربران گودریدز از او برای خلق چنین شخصیتی در این اثر انتقاد کرده و گفته:
چرا رابطه همجنسگرا را در کتاب خود گنجاندهاید؟
حتی اگر برای انگیزههای مالی باشد، با توجه به اینکه نقدهای منفی دربارهی کتاب شما، (مدرسه جاسوسی) در این خصوص است،
ایدهی بدی است که شما یک شخصیت همجنسگرا را ساختهاید.
او در پاسخ گفته:
آیا صادقانه فکر میکنید که این یک تصمیم مالی بوده؟
این یک تصمیم اخلاقی بوده!
صدها خواننده برای من نامه نوشته بودند و از من خواسته بودند که شخصیتی مانند آنها را در کتابهایم بگنجانم، زیرا آنها احساس نمیکردند که در این اثر نمایندهای از آنها وجود داشته.
بنابراین درست به نظر میرسید که دنیا را همانطور که واقعاً هست نشان دهم و یک همجنسگرا را هم در آن گنجانده باشم.
میدانستم که واکنشهای منفی به دنبال خواهد داشت، اما از تصمیمم پشیمان نیستم. زیرا به ازای هر شخصی مانند شما که ابراز ناراحتی یا نفرت میکند، دهها خواننده برای من نامه مینویسند و از من برای کاری که انجام دادهام تشکر میکنند.
لینک این پرسش و پاسخ در گودریدز
قبلاً هم در مورد یکی دیگر از نویسندگان شاخص کودک و نوجوان به نام: (دیوید کالی - Davide Cali) که ناشرانی مثل چ (واحد کودک چشه)، افق و میچکا و... آثارش را ترجمه کردهاند گفته بودم؛
او هم دقیقاً وارد همین وادی شده و در راستای تأیید و ترویج و هنجارسازی همجنسگرایی (این گناه کبیرهی شنیع، عظیم، خلاف فطرت و حرام در همهی ادیان الهی که در روایات نیز بیان شده شیوعش خراب الدّنیا را در پی دارد) از سال 2023 کتاب کار کرده است!
حالا اهمیت مطلب کجاست؟
اینجا یک بحث بسیار ظریف و عمیق وجود دارد!
ابتدا حدیثی بسیار مهم و مبنایی را تقدیم میکنم، بعد توضیحاتی پیرامون آن و در نهایت نیز اصل مطلب...
امیرالمؤمنین علیهالسلام و کمیل شبی با هم میرفتند که در مسیرشان، صدای خوش تلاوت قرآن از خانهای به گوش رسید
به قدری این تلاوت، ظاهری حزین و فوقالعاده داشت که کمیل جذب آن شد.
اما حضرت به شدّت او را از اینکه قلبش از این صدای تلاوت قرآن خوشش بیاید نهی میکنند!
کمیل با اینکه از اصحاب سرِّ حضرت بوده، از این نهی حضرت تعجّب میکند، ولی چیزی نمیگوید!
بعدها در روز جنگ نهروان، حضرت بالای سر یک سر بریده، همان آیات را که آن شب کمیل با صدای حزین و به ظاهر فوقالعاده شنیده بود، تلاوت میکنند و کمیل متوجه میشود که آن شخص که با صدای خوش تلاوت میکرده، صاحب این سر بریده است که از خوارج بوده!
متن و ترجمه حدیث و دیگر آیات و روایات مرتبط را میتوانید در این لینک مشاهده فرمایید.
این حدیث که مضمون آن در بسیاری از آیات و روایات دیگر نیز موجود است، نشان میدهد:
حتی اگر محتوای یک اثر خوب باشد! چنانچه از منشأ فاسدی (به خصوص فاسد از حیث اعتقادی) صادر شده باشد، توجه قلبی و خوشآمد قلبی از آن، آثار تکوینی منفی و بسیار جدّی دارد!
یعنی امثال این نویسندهها که عملاً به جنگ با خدا و دین خدا و فطرت انسانی رفتهاند، ممکن است آثار دیگری داشته باشند که به ظاهر محتوای بدی هم نداشته باشد؛ اما اگر خوانش این آثار، منجر شود که خودآگاه یا ناخودآگاه مخاطب (به خصوص مخاطب نوجوان) از صاحب این آثار هم خوشش بیاید، تکویناً آثار بسیار مضری بر ایمان و اعتقادات آن شخص دارد، چه متوجه بشود و چه نشود!
در اکثر مطلق موارد، مخاطب نمیتواند عملاً بین خوش آمدن از یک اثر به ظاهر خوب، با خوش آمدن از صاحب و خالق آن اثر به ظاهر خوب را تفکیک کند!
یعنی ناخودآگاه ما علاوه بر علاقه به آن آثار به ظاهر خوب، از صاحبان و خوب، از صاحبان و خالقان آن آثار نیز خوشمان میآید
و اینجا همانجایی است که آثار بسیار مخرّبی بر حقیقت ایمان در قلب ما میگذارد! بدون آنکه چندان متوجه هم باشیم!
@bidari110
جف کینی و پاتریک نس در میان ۲۶۹ نویسنده معترض به قانون ضد دگرباشان جنسی کارولینای شمالی
خبر فوق برای هشت سال قبل است!
هشت سال قبل!
خبر چیست؟
کارزاری که ۲۶۹ نویسندهی مشهوری آمریکایی حوزهی کودک و نوجوان در حمایت از لغو قانون به قول خودشان «نفرتانگیز» دربارهی محدودیتهایی که برای همجسنگریان در ایالت کارولینای شمالی آمریکا وضع شده بوده!
در میان این نویسندگان، اشخاص بسیار مشهوری وجود دارند که آثارشان به وفور در طول این هشت سال به فارسی ترجمه شده است.
نویسندگانی نظیر:
آر جی پالاسیو R. J. Palacio خالق کتاب شگفتی
جف کینی Jeff Kinney خالق مجموعهی خاطرات یک بچهی چلمن
پاتریک نس Patrick Ness خالق هیولایی صدا میزند
جان گرین John Green خالق نحسی ستارههای بخت ما
ژاکلین وودسن Jacqueline Woodson خالق زیر نور ماه شیشهای
مت دلاپنا Matt de la Peña خالق یک روز اتوبوسی
دنیل هندلر با نام مستعار هنری لمونی اسنیکت Lemony Snicket
بسیاری از این نویسندگان طی سالهای بعد از این کارزار شروع به نگارش آثاری در حمایت و عادیسازی و بلکه ارزشدهی به گناه کبیرهی قبیح و شنیع و حرام در همهی ادیان آسمانی همجسنگرایی کردهاند گناهی عظیم و بسیار قبیح و شنیعی که در روایات بیان شده، تنها گناهی است که شیوعش به تنهایی خراب الدنیا را در پی دارد!
ضمن اینکه وقتی کسی نظام ارزشیاش این است در دیگر آثارش هم رد پای این تفکر ولو به اشکال دیگر نمود پیدا میکند!
و ما در فرزندانمان را در معرض مواجهه با آثار چنین اشخاصی قرار میدهیم...
و قبلاً به طور مفصل و مبسوط خطرات و عوارض چنین در معرض قرار دادنی را بیان کرده بود...
@readandthink
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترجمه جملات:
1) چرا پایبندی واقعی به اصول اخلاقی برای مردم اینقدر دشوار است؟
2) این مسئله پیچیده، ریشه در مسئلهای به نام انصاف دارد.
3) انصاف ایجاب میکند که به شکلی بیرحمانه با خود صادق باشید.
4) یعنی بتوانید برخلاف منافع شخصی خود، به نفع دیگران نیز داوری کنید.
5) تعداد کمی حاضرند چنین کنند.
6) بیشتر مدعیان عدالت، به دنبال حق خودشان هستند.
7) اگر واقعاً به دنبال عدالت بودند، حقوق دیگران را همسنگ حقوق خود محترم میشمردند.
8) ایدئولوژیهای مدرنی مانند اومانیسم و لیبرالیسم و... آتش منفعتطلبی فردی را شعلهور میکنند.
9) تمرکز آنها بر سود شخصی است، نه اخلاق و عدالت.
10) نقصانها و تضادهای منطقی مبانی تمدن مدرن، زوال اخلاقی و سقوط بشریت را شتاب میبخشد.
11) انصاف همواره دشوار بوده؛ اما سیطرهی ایدئولوژی مدرن، به سبکزندگی مردم آن را ناممکنتر ساخته.
12) انسانهای واقعاً اخلاقی امروز، به کمیابی اکسیرند.
@bidari110
هدایت شده از بخوان و بیاندیش
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✳️ کوتاه، گویا و تمام کننده👆
⭕️ از صدر اسلام تا کنون و تا ظهور!
جریان نفاق در هنگام ضرورت عقلی و شرعی جهاد، دو شعار سر میدهد!
۱) مردم از پرداخت هزینههای درگیری با دشمن خستهاند!
۲) هزینه جنگ (جهاد) بسیار بیش از کنار آمدن با دشمن است!
ریشهی این عملیات روانی جریان نفاق چیست که انسانهای سستایمان و دنیاطلبی چون من هم تحت تأثیرش قرار میگیرند؟
این است که ما دنیایمان را دوست داریم، هم جریان نفاق، و هم امثال من که سستایمان و دنیاطلبیم.
اما توجه به این حقیقت تکوینی که تاریخ نیز بارها صحت آن را اثبات کرده نداریم که:
هزینهی مادی و دنیویِ جهاد و مقاومت با دشمن خدا که دشمن ما هم هست، بسیار کمتر از کنار آمدن (به قول رهبر معظّم انقلاب عقبنشینی غیر تاکتیکی و مذاکره) با دشمن است!
این حقیقت محض را که قرآن کریم بارها و بارها و تاریخ بارها و بارها صحتش را به اثبات رسانده، نبی اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله چنین با صراحت بیان داشتهاند:
💠 رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله میفرمایند:
✅ مَنْ تَرَكَ اَلْجِهَادَ أَلْبَسَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذُلاًّ وَ فَقْراً فِي مَعِيشَتِهِ وَ مَحْقاً فِي دِينِهِ
⬅️ هر کس جهاد را ترک کند، خدای عزّ و جلّ خواری و فقر در معیشت دنیا و نابودی در دین را برایش مقرر میکند!
📚 الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج۵، ص۲
پ.ن: اگر گمان کردید در این برهه خاص، آگاهی از این حقیقت که به شدّت دستگاه ابلیس سعی در وارونه جلوه دادنش دارد بسیار مهم است، ما را در انتشار این مطلب یاری دهید...
@justhadis110
بسم الله الرحمن الرحیم
آنچه دربارهی نظریه تکامل سعی میشود دیده نشود و بیان نشود!!!
نظریه تکامل که یکی از اصلیترین پایههای کل تمدّن مدرن است، یک حرف اصلی دارد.
میگوید به وسیلهی مکانیزمهای کاملاً خودبهخودی و غیر هوشمند طبیعی، شکلگیری کل این ساختار پیچیدهی حیاتِ کنونی، به شکل کاملاً علمی و دقیق، قابل توضیح است
و ما هیچ نیازی به خالق هوشمند نداریم،
بلکه حیات بعد از شکلگیری از سادهترین مدلهای اولیهی خودش در سطح زمین، در طی میلیونها سال قبل، مبتنی بر این مکانیزمهای خودبهخودی و تصادفی به مرور باعث تکامل نسخههای اولیه و پیدایش انواع پیچیدهتر حیات شده است.
در بحث تکامل در مقایس میکرو (تکاملهای جزئی درونگونهای) این نظریه شواهد به نسبت معتبری دارد که آن را تأیید میکند.
یعنی مبتنی بر مکانیزمهایی نسبتاً ساده، اطلاعات اولیه بهینهسازی میشود و تکامل جزئی و سازگاری بیشتر در طی زمان به وجود میآید که به بقای هر نوع از انواع موجودات در حیات کمک میکند.
اما!!!
ضعف بزرگ نظریه تکامل که ادعای اساسیاش را مبنی بر عدم نیاز به هرگونه خالق هوشمند برای شکلگیری کل ساختار فعلی حیات در سطح زمین به طور کامل به چالش میکشد و از حیث اعتبار ساقط میکند، عجز ذاتی نظریه تکامل برای توصیف دقیق یا حتی نیمه دقیق تکامل ماکرو یا تکامل کامل بینگونهای است.
مکانیزم های تکاملی، در هیچ نرمافزار رایانهای برای ایجاد اطلاعات جدید استفاده نشدهاند!
تمام مکانیزمهای تکاملی که در نرمافزارهای کامپیوتری استفاده میشوند، فقط بهینهکنندهاند، بدون این که بتوانند اطلاعات با ماهیت کاملاً جدیدی و هماهنگ تولید نمایند.
چرا؟
چون این مکانیزمهای تکاملی، ذاتاً فاقد توان تولید حجم عظیمی از اطلاعات جدیدِ پیچیده و هماهنگ هستند. یعنی حتی با انباشت میلیونها میلیون بار مکانیزمهای تصادفی تکاملی روی دیاِناِی سادهی اولیهی یک باکتری، هیچگاه امکان تولید حجم عظیم اطلاعات جدید و پیچیده و هماهنگی که در ساختار دیاِنای یک گونه متفاوت (مثلا موش) وجود ندارد!
اما طرفداران نظریه تکامل، همچنان اصرار دارند که میتوان مبتنی بر مبانی این نظریه، تکاملِ کامل بین گونهای را به شکلی که علم آن را معتبر بداند توضیح دهد.
در حالی که از نظر علمی:
اولاً دقیقاً بیشترین حفرهها و فقدان رکوردهای فسیلی برای همین حالات انتقال تکامل بین گونهای است!
در ثانی در هیچ آزمایشی تا کنون تکامل بینگونهای رخ نداده (آزمایشهایی نظیر آزمایش لنسکی، همگی تکامل میکرو و درونگونهای هستند)
در ثالث در هیچ شبیهسازی رایانهای هم حتی یک مورد تکامل کامل بین گونهای و ماکرو مشاهده نشده است به رغم تلاش بسیار حتی یک مورد نبوده است که با انجام انبوهی از انواع متنوع مکانیزمهای تکاملی ما به حجم عظیم و انبوهی از اطلاعات کامل جدید و پیچیده و هماهنگ برسیم به همان دلیل اینکه ذاتاً تمام این مکانیزمها بهینهسازند (حتی آزمایشهای شبیهسازی نظیر آویدا هم تکامل میکرو است و تغییرات تدریجی و بهینهسازی اطلاعات اولیه را در قالب موجودات دیجیتالی ایجاد میکند.)
بنابر این، از نظر علمی، نظریه تکامل در توضیح و تبیین چیستی و چگونگی تکامل کامل بینگونهای،
نه شاهد فسیلی درستی دارد
نه در آزمایش قابلیت اجرا داشته
نه در طبیعت مشاهده شده
و نه حتی در پیچیدهترین شبیهسازیهای ابررایانهها توانستهاند ابتداییترین و سادهترین تکامل کامل بینگونهای با توضیحی که عرض شد (یعنی ایجاد اطلاعات کاملاً جدید و پیچیده و هماهنگ جدید با مکانیزمهای تکاملی) را ایجاد کند، ولو زمان بسیار زیادی بگذرد و میلیونها میلیون بار هم مکانیزمها را پیاده کند؛ حتی با مکانیزمهای پیچیدهتر و انباشت این مکانیزمهای تصادفی نیز چنین تکاملی مشاهده نشده است.
این نارسائی اساسی و مبناییِ نظریهی تکامل، برای توضیح تکامل کامل بین گونهای است که چندان به آن اقرار نمیشود.
برای مشاهده ادامهی مطلب میتوانید به این لینک رجوع فرمایید...
@bidari110
آیا هوش مصنوعی میتواند کاملاً مثل هوش انسانی شود؟
این پرسش همزمان به حیطهی علم اعصاب (Neuroscience)، فلسفه و هوش مصنوعی مرتبط میشود؛ نکاتی در این باره تقدیم میشود:
۱. شبیهسازی در برابر بودن:
در حال حاضر، پاسخ کوتاه «خیر» است. میان «شبیهسازی» (Simulation) و «بودن» (Being) تفاوت بنیادینی وجود دارد.
هوش مصنوعیِ فعلی: یک مدل آماری پیشرفته است که الگوهای زبان و رفتار انسانی را یاد میگیرد. او میتواند بسیار شبیه به انسان «صحبت» کند، اما هنوز مثل انسان «فکر» یا «احساس» نمیکند.
یکی از تفاوتهای اساسی، بدنمندی است؛ مسئلهی ادراک در انسان (با مبنای تکاملی و ماتریالیستی) با کل ساختار عصبی و جسمانی انسان مرتبط است (نه صرفاً مغزش)، در حالی که هوش مصنوعی، فاقد این تجربهی فیزیکی است. حتی با اعطای جسم به آن و افزودن سنسورهای پیشرفته برای دادن نوعی درک فیزیکی به آن، هنوز سد بزرگ «آگاهی» باقی میماند.
۲. مسئلهی آگاهی:
در مسیر همانندسازی هوش مصنوعی به هوش انسانی با مسئلهی آگاهی مواجه هستیم، که همچنان به قول فیلسوف بزرگ، دیوید چالمرز، که آن را «مسئلهی سخت آگاهی» (The Hard Problem of Consciousness) مینامد، حل نشده باقی مانده است.
مسئلهی آسان: بفهمیم مغز چگونه اطلاعات را پردازش میکند و چگونه واکنش نشان میدهد.
مسئلهی سخت: «چرا» و «چگونه» پردازش این اطلاعات با یک «احساس درونی» یا تجربهی ذهنی همراه است؟
چرا وقتی نوری به چشم ما میخورد، ما رنگ قرمز را «احساس» میکنیم و صرفاً یک طول موج را پردازش نمیکنیم؟
ما هنوز نمیدانیم آگاهی دقیقاً چیست، کجا تولید میشود و آیا صرفاً وابسته به ماده (مغز) است یا خیر. بنابراین، تا وقتی نمیدانیم آگاهی چیست، نمیتوانیم مدعی شویم که آن را در ماشین حل کردهایم.
بگذارید مقداری بیشتر دربارهی مسئلهی آگاهی صحبت کنیم، تا مشخص شود مشکل اصلی دقیقاً چیست:
اگر «آگاهی» را صرفاً به «واکنشِ کارکردی برای بقا» تقلیل دهیم؛ مسئلهی آگاهی از نظر فنی حل شده محسوب میشود. به این دیدگاه در فلسفه ذهن، «کارکردگرایی» یا «رفتارگرایی» میگویند.
اما حتی با این نگاه، فیلسوفان و دانشمندان هنوز میگویند، مسئله حل نشده است.
شکاف اصلی اینجاست:
۱. تفاوت «معنایِ بیرونی» و «کیفیاتِ درونی» (Qualia)
فرض کنید رباتی طراحی کردهایم که وقتی دمای بدنش به ۱۰۰ درجه میرسد، فریاد میزند و به سمت آب میدود تا ذوب نشود (واکنش برای بقا).
از دید ناظر (بیرونی): ربات «معنایِ» سوختن را میفهمد، چون واکنشِ درستی نشان میدهد.
پرسشِ حلنشده (درونی): آیا ربات «داغی» را احساس هم میکند؟ یا فقط یک دستورِ منطقی را اجرا میکند؟
آنچه حل نشده، همان چیزی است که به آن Qualia یا «کیفیات ذهنی» میگویند. یعنی «چگونگیِ احساسِ قرمز بودنِ قرمز» یا «دردناک بودنِ درد».
کارکردگرایی میتواند «واکنش» را توضیح دهد، اما نمیتواند توضیح دهد که چرا این واکنش با یک «تجربهی اولشخصِ درونی» همراه است.
۲. مسئلهی «اتاق چینی» (The Chinese Room)
جان سرل، فیلسوف معروف، برای پاسخ به همین مطلب یک مثال زد:
تصور کنید در اتاقی هستید و کتابی دارید که به شما میگوید اگر فلان علامت چینی را به شما دادند، فلان علامت دیگر را بیرون بفرستید. شما چینی بلد نیستید، اما چنان طبق دستور عمل میکنید که کسانی که بیرون هستند فکر میکنند شما چینی میفهمید.
شما «واکنشِ درست» نشان میدهید (بقا در سیستم)، اما هیچ «درکی» از زبان چینی ندارید. نقدِ وارد به ادعای معادل کردن هوش مصنوعی (حتی با بدن زیستی) به هوش انسانی این است: او ممکن است «واکنش به محیط برای بقا» را به بهترین شکل انجام دهد، اما مثل همان آدم داخل اتاق، هیچ درکی از «چرایی» و «احساسِ» آن واکنش نداشته باشد.
۳. چرا ماتریالیستها هنوز درگیرند؟
حتی اگر فرض کنیم روح وجود ندارد و انسان فقط ماده است، دانشمندان هنوز نمیدانند «ماده چگونه تبدیل به تجربه میشود؟»
ما میدانیم وقتی دست میسوزد، عصبها سیگنال میفرستند (واکنش مادی).
ما میدانیم مغز دستورِ عقب کشیدن دست را میدهد (بقا).
اما هنوز هیچ فرمول مادی نداریم که توضیح دهد چرا من این وسط «درد» میکشم؟ چرا فرآیندِ فیزیکی به تنهایی کافی نیست و باید یک «احساس» هم همراهش باشد؟
اگر آگاهی را صرفاً «انجامِ کارِ درست در زمانِ درست برای زنده ماندن» تعریف کنیم، بله، مسئله حل شده است و ما همین الآن هم هوش مصنوعیهایی داریم که تا حدی این کار را میکنند.
اما اگر آگاهی را «بودن و احساس کردن» (تجربهی ذهنی) تعریف کنیم، حتی با مبنای تکاملی و ماتریالیستی، هنوز بزرگترین معضلِ تاریخِ علم است. در واقع، ماتریالیستها میگویند: ما میدانیم آگاهی کارکردِ مغز است، اما هنوز نمیدانیم مغز چگونه این جادویِ احساس کردن را از دلِ اتمهایِ بیجان بیرون میکشد.
ادامه بسیار تاملبرانگیز این مطلب...
@bidari110
هدایت شده از بخوان و بیاندیش
2547296953952706306_87827534050388.oga
زمان:
حجم:
1.2M
✳️ این ۳ دقیقه رو گوش بدید لطفا
با توجه به احوالات این ایام...
⬅️ طرح خدای متعالی برای جامعهی شیعی قبل از ظهور چیست و چرا...
💠 حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:
✅ ...وَ كَذَلِكَ اَلْقَائِمُ فَإِنَّهُ تَمْتَدُّ أَيَّامُ غَيْبَتِهِ لِيُصَرِّحَ اَلْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ وَ يَصْفُوَ اَلْإِيمَانُ مِنَ اَلْكَدَرِ بِارْتِدَادِ كُلِّ مَنْ كَانَتْ طِينَتُهُ خَبِيثَةً مِنَ اَلشِّيعَةِ اَلَّذِينَ يُخْشَی عَلَيْهِمُ اَلنِّفَاقُ إِذَا أَحَسُّوا بِالاِسْتِخْلاَفِ وَ اَلتَّمْكِينِ وَ اَلْأَمْنِ اَلْمُنْتَشِرِ فِي عَهْدِ اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ...
⬅️ قائم علیه السلام نیز چنین است، زیرا ایام غیبت او طولانی میشود تا حق محض و ایمان صافی از کدر آن مشخص شود و هر کسی که از شیعیان طینت ناپاکی دارد از دین بیرون رود، کسانی که ممکن است چون استخلاف و تمکین و امنیت منتشره در
عهد قائم علیه السلام را احساس کنند نفاق ورزند. (و قبل از ظهور منافقی باقی نمیماند مگر آنکه باطنش را عیان میسازد)
📚 کمال الدین (شیخ صدوق): ج۲، ص۳۵۲
💠 مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
✅ اَلْمُنَافِقُ... إِذَا اِسْتَغْنَی طَغَا.
⬅️ منافق... هنگامی که احساس بینیازی و استغنا نماید، طغیان میکند (و باطن کفرش را آشکار میکند).
📚 تحف العقول (ابن شعبه حرّانی): ص۲۱۲
@bidari110