هرشب با بیقرار اصفهانی
(پند حکایت شماره ۹۴)
################
قابل توجه ذاکران سخن وران
وعاظ محترم
الا مداح و ذاکر با تو هستیم
که پای منبرت هر دم نشستیم
پس از یاد خدا و یاد احمد
خبر کن یک سلامی بر محمد
پس از آن ازعلی یادی تو بنما
دل زهرای او را شاد فرما
بیا همیشه مهدی را صدا کن
به دریای عطایش خودرها کن
غریب است وخداداندکه تنهاست
برای کل عالم غرق غمهاست
بخوان شعر فرج تا شاد گردد
به هر بزمی ز مولا یاد گردد
به هر مجلس ببر نامش صفا کن
دعا بهر فرج نزد خدا کن
مشو غافل ز مهدی روز و هرشب
بگو نامش سحرگاهان به یا رب
بگو با حق فرج بر او رساند
که عالم را ز غم مولا رهاند
شروع هر کلام او را صدا کن
بیا بر عهد خود جانا وفا کن
برای او جهانی ( بیقرار) است
دوچشمانش به ره درانتظار است
بیقرار اصفهانی
هدایت شده از اشعار بیقرار اصفهانی
گدای رضایم
درمشهد تو رضا نمک گیر شدم
بادل به حرم بسته وزنجیرشدم
عمریست گدایم به در خانه تو
با عشق تو مولا به خدا پیر شدم
بیقرار اصفهانی
هرشب با بیقرار اصفهانی
(پند حکایت شماره ۹۵ )
پسر فاطمه مهدی جان
###################
میشود دیده ما بر رُخ دلدار اُفتد
تا شِفا از نِگه اش بر دل بیمار اُفتد
شمسِ عالم پسر فاطمه آید به مدد
تاجهان ازکرمش جلوه به رخساراُفتد
غم رود از دل ماغصه به پایان برسد
دشمن دین برودگوشه ای وخواراُفتد
منجی خلق بیاید ز سفر بار دگر
ازقدومش همه جا یکسره گلزار اُفتد
ما گرفتار بلا منتظر صاحب خویش
کاش برمابرسدمنجی وغمخوار اُفتد
(بیقرارش)همه عالم بود و منتظرش
میشود دیده ما بر رُخ دلدار اُفتد
بیقرار اصفهانی
هدایت شده از پرویز بیابانی
گدای حیدرم
پادشاهی می کند هرکس گدای حیدر است
بر همه خلق جهان مولا ولی داور است
غم اگر داری بگو یک یاعلی از عمق جان
چونکه مولا ازازل برکل هستی محور است
بیقرار اصفهانی
یا جواد ابن الرضا
سروری از گلشن طاها جواد
معدن جود و سخی مولا جواد
پاره قلب رضا سلطان طوس
می شود درمان درد ما جواد
یاجواد ابن الرضا
یاجواد ابن الرضا
ماه تابان ولایت چون علی
مظهر حق شافع فردا جواد
صاحب علم خدایی بی بدیل
بیکران آبی بود دریا جواد
یا جواد ابن الرضا
یا جواد ابن ارضا
باب رحمت بر همه باشد کریم
حاجت دنیا دهد آقا جواد
(بیقراران) را بود نور امید
مظهر جود وسخی مولا جواد
یا جواد ابن الرضا
یا جواد ابن الرضا
بیقرار اصفهانی