44.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استعمار بیپایان یک قاره
حدود سه هفته قبل دولت نیجر توسط گروهی از نظامیان سرنگون شد. این تغییر رژیم، «کودتای ضداستعماری» نام گرفت؛ اما پرسش این است که مگر سالها پیش عمر استعمار به پایان نرسیده بود؟ نظامیهای نیجر و مالی و بورکینافاسو علیه کدام استعمار کودتا کردهاند؟
اسماعیل لطفی در این جا به طور مختصر ماجرای استعمار آفریقا توسط فرانسه را توضیح میدهد. تاریخچه استعمار فرانسه نشان میدهد که با وجود پایان یافتن حملات وحشیانهی استعمارگران و حضور کمرنگ آنها در صحنه نمایش سیاسی، بازوهای اقتصادی استعمار، کارآمدتر از گذشته به کار خود ادامه میدهند.
حالا نیجر که معادن بزرگ اورانیوم را در اختیار دارد و سالها سوخت نیروگاههای هستهای فرانسوی را با کمترین هزینه تأمین میکرده، دست به قطع روابط با فرانسه زده است؛ اما هنوز معلوم نیست که این خواست ضداستعماری تا چه حد پا بر جا خواهد بود. پرچم فرانسه در این کشور به آتش کشیده میشود اما پرچمهای برافراشته روسیه است که در خیابانهای نیجر دیده میشود.
اما کشورهایی مثل نیجر چگونه میتوانند مسألهی خود را از آن خود کنند و برای آزادی و استقلال نیازی به قدرتهای دیگر نداشته باشند؟
فیلم کامل را میتوانید در کانال یوتوب انستیتو گراول مشاهده کنید.
کجای کار میلنگد که هزاران تحلیل های ما، به این کلان گزاره منتهی نمیشود؟ آیا ما خسته و سرخورده نیستیم؟ کداممان شوق داریم؟ که گویی نزدیک است که مزد زحماتمان را بگیریم؟ کدام قسمت این معادله را نمیبینیم که دوستان مذهبی و حزباللهی ما که مدتی مقاومت کرده بودند و در کشور مسئولیت گرفته بودند عزم مهاجرت کردهاند؛ آن هم با سرخوردگی؟
نمیدانم ولی هر چه هست در اختلاف افق دید ما با رهبری ریشه دارد.
سلام
ماجرای ناوگروه 86 همچنان باعث حیرت ناظران داخلی و خارجی است. مستند فتح آب را اگر ندیده اید ببینید.
https://telewebion.com/episode/0x81dedb2
البته مستند مانند همان مستندهای معمول جمهوری اسلامی است از خودش؛ احساسی، کم اطلاعات و تک و تنها.
یک مشکل بزرگ جمهوری اسلامی که نمی دانم از کجا نشأت گرفته، سانسور خودش است.
86 در اسم این ناوگروه، اشاره به تعداد سفرهاست. از یکی دو تایش اطلاعاتی ارائه شده ولی... .
حالا این را بگوییم امنیتی است. قبول. آن همه دستاوردهای دیگر را چرا کسی نمی گوید؟ چرا باید یک طلبۀ جوان کتاب صعود چهل ساله را که آمارهای اولیه از پیشرفت های چهل سالۀ ایران است به عنوان اولین کتاب ارائه کند؟؟ بقیه کجان؟
مستند فتح آب را ببینید تا بهتر متوجه شوید که وقتی رهبری می گوید نزدیک قله ایم یعنی چه. متوجه شوید که چقدر مشکلات مربوط به سیاست گذاری های اقتصادی اشتباه و بعضاً تحت نفوذ، چقدر در مقابل عظمت پیش روی ایران حقیرند.
من یک نقطۀ امید خیلی درخشان در این میانه دارم؛ اینکه عوامل خودتحقیری ایران، اغلب پوچ اند. آنچه مردم را نومید کرده، چیزهای پیش پا افتاده است. قسم می خورم اگر جمهوری اسلامی اگر یک بار برای همیشه اقتصاد لیبرال را فراموش کند و خودش با خودش تصمیم بگیرد، مشکلات اقتصادی عجیب و غریب فعلی مردم ما، خیلی زود از بین می رود.
ای دنیا...
هدایت شده از خبرگزاری فارس
نزدیک قله ایم؟! ماذا فازا؟!
این چند روز که رهبری گفته اند: «نزدیک قله ایم؛ ناامیدی و خستگی ممنوع!» بازخوردهای متفاوتی را شاهد بودم. متأسفانه عمدۀ بازخوردها مثبت نبود. بدین صورت که یا صراحتاً رد می کردند یا تأویلاً!
اما به نظر من «نزدیک قله ایم» را ولی می شود دقیقاً تحلیل کرد و به نتیجه رسید. شما را دعوت می کنم حوصله کنید و اگر اشتباهی دیدید تذکر دهید. من مقدمه ها را تیتروار می نویسم و بعد نتیجه گیری می کنم. توضیح را مفصل خواهم داد.
1. ایران از مدت ها پیش درگیر یک جدال تمدنی است.
2. با انقلاب اسلامی، در این جدال پایگاهی پیدا کرد.
3. انقلاب اسلامی یکی از هزاران خیزش جهان اسلام در مقابل استعمارهای مختلف جهان سلطه بوده است. و تنها نمونه ای که تاب آورده.
5. در تحلیل مناسبات قدرت، هرگاه قدرت قاهرِ مرکزی از بین برود، یا از قاهریت بیفتد، تمام مظاهرش هم بی قوت می شود.
6. تحریم تنها سلاح باقی مانده در دستان دشمن است.
7. تحریم در ذات خود، سلاحی نیست که بتوان تا ابد از آن استفاده کرد. سلاح موقتی است.
8. یک سوم دنیا تحت تحریم های رنگارنگ آمریکا هستند.
9. به اعتراف خود آمریکایی ها کارزار فشارحداکثری که در زمان ترامپ شکل گرفت، مفتضحانه شکست خورد. ایران وسط چهارراه دنیاست و ابداً کشوری نیست که بتوان از معادلات حذفش کرد.
10. تحریم ذاتاً مردم و هواداران یک حکومت را نشانه می رود. تحریم وقتی مؤثر بوده است که مردم را در مقابل سیاست های نظام قرار دهد.
11. مردم از اطراف نظام پراکنده نشده اند. (22 بهمن 1401) هرچند انتقاداتی جدی دارند.
12. در ایام تحریم، اقتصاد کشور، منظور سیاست های اقتصادی نیست، پیشرفت های جدی ای داشته است. خصوصاً خودکفایی و بریده شدن بسیاری از وابستگی ها.
12.1. در این دو سال اخیر خصوصاً پیشرفت های اقتصادی زیربنایی جدی اتفاق افتاده است که ایران را از اضطرار فعلی بیرون می آورد. مانند فروش نفت و افزایش چند برابری ترانزیت و صادرات غیرنفتی و... .
13. تحریم کنندۀ اصلی ایران، دست خودش را در چندین جبهۀ دیگر بند کرده است. تازه به شدت هم رو به افول است.
14. جنگ رسانه ای علیه ایران، شکست خورده است. نشانۀ این شکست متوسل شدن دشمن به دروغ و ادعاهای پوچ است. (هرچه برای فریب، از راستی کمتری استفاده کنی، دروغت زودتر برملا می شود.)
15. به لحاظ جغرافیای سیاسی یا ژئوپلتیک، ایران بسیاری از تهدیدات منطقه ای خود را حل و فصل کرده است؛ مانند ماجرای ارمنستان، طالبان، کردستان عراق، ترکمنستان و از همه مهمتر عربستان. هرچندبعضی هایش پابرجاست. مانند طرح هایی که اسرائیل برای آب در ترکیه و آذربایجان از سال ها پیش کلید زده و منجر به بحران های زیست محیطی در آن زیست بوم شده است.
16. گردانندۀ اصلی قریب به اتفاق هجوم ها علیه ایران، آمریکاست.
17. آمریکا از سروسامان دادن هر هجوم قدرتمندی علیه ایران ناتوان است. بیم دادن از فتنه های پیش رو واهی است. در ماجرای مهسا دامن تکاند و همۀ تیرهای خود را شلیک کرد. حتی کتایون ریاحی.
18. مدیریت جمهوری اسلامی، فاسد نیست. این نه یعنی فسادهای بزرگ و سازمان یافته در کار نیست و نه یعنی که فقط رهبری سالمند. کلیت نظام، فساد سیستماتیک ندارد.
18.1. ظرفیت های بکر و نیروی انسانی موجود در ایران و ایرانیانی که فعلاً خارج از کشورند، فوق العاده است.
18.3. در نتیجه ما می توانیم مشکلات داخلی را به مرور حل کنیم.
18.4. بسیاری از مشکلات داخلی ما بسیار پیش پا افتاده است.
19. عمق راهبردی ایران در اقصی نقاط جهان، در بسیاری از موارد، بالقوه مانده است. ایران با ده ها کشور می تواند روابط تجاری و فرهنگی و سیاسی فوق العاده داشته باشد. این بالقوگی با رسیدن به قله (=غیرقابل مهار شدن) به سرعت می تواند بالفعل شود. ظرفیت فوق العاده ای است که به شدت مغفول و مجهول مانده است.
و...
توضیح هر کدام از این ها واقعاً در این ناچیزنامه نمی گنجد. یک چیز اما می ماند و آن، توصیف قله است. یعنی وقتی به قله رسیدیم و غیرقابل مهار شدیم و دشمن نتوانست سنگ پیش پایمان اندازد، چه وضعیتی خواهیم داشت. یعنی روی قله که می ایستی چه می بینی.
این توصیف که اتفاقاً خیلی هم شورانگیز اما واقعی است، ان شاءالله در فرصت دیگری نوشته می شود ولی اجالتاً می خواهم بگویم که بسیاری از نگرانی های فعلی ما مانند بیکاری، ازدواج، اعتیاد، توسعه، مهاجرت، وضعیت فرهنگی، ظرفیت های بالقوه، بحران های زیست محیطی و... چون معلول وضع فعلی اند، با رسیدن به قله خود به خود رفع می شوند. و رأیت الناس یدخلون فی دین الله افواجا؛ مثل اوایل انقلاب.
یک گلایه ای را هم برخی مطرح می کنند که چون به این بحث مرتبط است، اینجا می آورم. و آن اینکه کو تا برسیم به قله. ما در این سال ها، جوانی مان از دست رفت. سال ها کار کردیم و سرمایه مان بی ارزش شد و... .
پاسخ من این است: ارزشش را دارد. دانش آموزی که یک سال وقت می گذارد تا قلۀ کنکور را فتح کند، آیا آن یک سال عمر پشت کنکور خود را هدر می داند؟
دوستان ما جوانی مان در برپایی تنها تمدن اسلامی پس از رسول خدا ص صرف شد. در ایجاد تنها پایگاه امید برای رهایی مستضعفان جهان. در راه مبارزه با پلیدترین و پست ترین و جنایت کار ترین تمدن بشری. در راه زمینه سازی برای ظهور امام زمان عج. عیش و نوشمان در این راه صرف شد. خوب بود ما هم مانند شیخ نشین ها شریک جرم نظام سلطه در مکیدن خون مستضعفان شویم تا چند روزی بیشتر بچریم و دست آخر هم که تاریخ مصرفمان گذشت هیچ از خودمان نداشته باشیم و خودمان را هم ببلعند؟ تو حاضر بودی با یزید هم جبهه شوی تا چند روزی تو را بهره مند کند؟ از این سؤال راحت رد نشویم. اهالی کوفه تنها شیعیان آن زمان بودند که برای همین چریدن بیشتر، آن فاجعه را رقم زدند. انتخاب با ماست.
البته نباید راحت بنشینیم چون ممکن است، به عنوان آخرین حربه قرآنی بالای نیزه برود.
والسلام