🪴
امام "ره" به ما آموخت که
انتظار در مبارزه است و این
بزرگترین پیام او بود؛
و پس از او،
اگر باز هم امیدی ما را زنده میدارد همین است که برای ظهور آخرین حجت حق،
«مبارزه» کنیم...
• آقا سید مرتضی آوینی|
پن:
بچه های تشکیلاتی خوب میدونن که یه بازه زمانی اونقدر درگیر دوره و کلاس و جلسات آموزشی هستی و بهت سخت میگذره که دوست داری فقط چند دقیقه رها بشی تا فکر کنی و نفس بکشی، بعضی وقتاهم ممکنه زیر نگاه خادمین و اساتید از خستگی یواشکی خوابت ببره...دیدم که میگم:)
بماند،معمولا پایان هر دوره جدای از محتوا و خاطراتی که به یادگار برامون میمونه یک سری اقلام فرهنگی هم مهمون کیف و کتابخونمون میشه
مثل همین دفترچه خودکارهای ساده ای که شاید برای یه عده فاقد اهمیت باشه
و برعکس،یه عده هم در طول دوره مطالب رو در همون دفترچه اختصاصی یادداشت میکنن
از اونجایی که دفترچه مختص به خودم رو دارم برای یادداشت، پس تعداد قابل توجهی از این یادگاری های بدون نوشته دارم که با نگاه کردن به جلدشون لبخند به لبم میاد
مثل همین دفترچه"خطامام"(:
بخش¹
🪴https://eitaa.com/bineshsh
[Bíنِsh]
🪴 امام "ره" به ما آموخت که انتظار در مبارزه است و این بزرگترین پیام او بود؛ و پس از او، اگر باز هم
نمیدونستم برای چه چیزی میتونم ازشون استفاده کنم اما...
حالا دیگه خالی از دست خط و نوشته نیست،بدون استفاده هم(:
بخش²
[Bíنِsh]
نمیدونستم برای چه چیزی میتونم ازشون استفاده کنم اما... حالا دیگه خالی از دست خط و نوشته نیست،بدون اس
از ابتدای جنگ و شهادت رهبری،
تا شب قدر و لحظه اعلام عمومی ولی کشف شده در بهتی بودیم که شاید همیشه ازش فراری بودیم و هیچ وقت بهش فکر نمیکردیم اما با عنایت حضرتش حرکت دهنده بود و عقب ننشستیم
حس و حال لحظه اعلام نام آسیدمجتبی بعنوان رهبری هیچ وقت از یادم نمیره:)))
با شنیدن نام شخصی که تا به حال عکس اورا ندیده بودم و حتی صداش روهم نشنیده بودم چنین حال وصف ناشدنی سرتاپامو به وجد آورده بود
تا پیش از این از ولایت و ولایت پذیری شنیده بودیم و خودمون رو در لایه ولایت پذیری میدیدیم
اما اون لحظه نعمت ولایت رو با همه وجود حس میکردم،سالهای بعد طوری این خاطرات رو برای فرزندانم تعریف میکنم که گویا اونهاهم در اون لحظه زندگی کردن:)
انشاءلله که زیر سایه ولایت و سربازی ولی عاقبت بخیر شیم...
بخش³
[Bíنِsh]
از ابتدای جنگ و شهادت رهبری، تا شب قدر و لحظه اعلام عمومی ولی کشف شده در بهتی بودیم که شاید همیشه
روزها گذشت تا رسیدیم به لحظه تحویل سال
در انتظار پیامی از جانب آسیدمجتبی که حالا بعد از پدر دلگرمی امت است و پرچمدار ولایت و گوششان به دهان حضرت حجت
سال تحویل شد و صورتهایی که نم اشک آنهارا درآغوش گرفته بود:)
و حالا پخش اولین پیام...
[برای بنده تکیه زدن بر جایی که محل جلوس دو پیشوای عظیم الشان،خمینی کبیر و خامنه ای شهید بوده کاری سخت است...]
یک لحظه به خودم اومدم
سالها پیام هایی دریافت شد که گاهی شاید برای ما تنها تیترهایی بودند که در صفحات مجازی میخوندیم،شاید کمتر شاید هم بیشتر
حالا با حسرت روزهایی که میشد بیشتر صحبتهای آقارو گوش کنم و سعی کنم جامه عمل بهشون بپوشونم، قصد کردم برای رهبری جدید این قصور رو جبران کنم، شده حتی با خوندن بیشتر جملاتشون در لحظه و یادداشت کلمه به کلمه صحبت هاشون
مثل همون جوونهای اول انقلاب که کاغذ بدست منتظر شروع سخنرانی بودن:)))
حس قشنگیه
حالا دفترچه دوره خط امامم شده محل یادداشت جملات شخصی که زین پس میخوایم زیر علمی که به دست ایشونه شمشیر انتقام بزنیم و خودمونو آماده کنیم برای روزی که با ولایت پذیری از ایشون و دستوراتشون لبخند به لب های حضرت حجت بیاریم و در رکابشون باشیم،انشاءلله:)
بخش⁴
پن:
سیزده بار اگر جان بستانی از من
باز تا زنده شوم با تو گره خواهم خورد...
🪴https://eitaa.com/bineshsh
هدایت شده از سِدخارجی
16.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدا همون خداست؛
خدای طبس، خدای خلیج فارس، خدای اصفهان...
@Sedkhareji ✔️