هدایت شده از سبز جاندار"
پس کی قراره یکی مراقب من باشه؟ همش که من دارم مراقبت میکنم.
هرچند تو دوسال گذشته این احساس رو به وضوح نداشتم، ولی الان سومین تابستونیه که هرقدر به شهریور نزدیک میشیم گذر زمان بیشتر حس میشه.
دلم واسه کسی یا چیزی تنگ نمیشه چون بیشترین فشارهارو من توی اون سال و با وجود اون آدما کشیدم، اما انگار یه چیزی رو قلبم سنگینی میکنه که نمیدونم چیه و باعث میشه بعد از سه سال هنوز خاطرات اون تابستون برام شفاف بمونه.