موسیقیشب.
نیفتی از بالکن رو ماشین آشنات. 👺
از بالکن بیوفتم رو ماشین آشنام دردش کمتر از اینه که از چشماش بیوفتم. اَه به احساساتش، به من، به این زندگی. من اَه هستم.
موسیقیشب.
از بالکن بیوفتم رو ماشین آشنام دردش کمتر از اینه که از چشماش بیوفتم. اَه به احساساتش، به من، به این
من نمیدونم، آهنگ میپرسه چرا هنوز ادامه داری. منم میخوام تو چشماش نگاه کنم بپرسم چرا هنوز ادامه داری؟
موسیقیشب.
اینک من و مرگ _ مرگِ موعود _
مرگی که در انتظار من بود
مرگی نه سزای هرزهپویان
« روبهصفتانِ زشتخویان » *